آذرآناهید

آذرآناهید
ملکه ایران‌شهر
تصویر آذرآناهید در سمت چپ نقش‌برجستهٔ تنگ قندیل در شمال قائمیه در استان فارس[۱]
دودمانساسانی
پدرشاپور یکم

آذرآناهید (به پارسی میانه: 𐭠𐭲𐭲𐭲𐭲 𐭦𐭩 𐭲𐭲𐭲𐭲𐭩𐭲، آوانگاری: Ādur-Anāhīd) که به نام‌های آذرناهید و آذرآناهیتا نیز شناخته می‌شود،[۱] یک زن نجیب‌زادهٔ ایرانی سده سومی از خاندان سلطنتی ساسانی بود که عنوان ملکه (بانبشنان بانبشن) را به دست آورد. او دختر دومین شاهنشاه ایران ساسانی، شاپور یکم (حکومت از ۲۴۰ تا ۲۷۰ میلادی)، بود.از ملکه های قدرتمند دوران ساسانی،همراه با شاپور اول در امور مملکتی نقش چشمگیری بازی میکرد[۲][۳]

از آذرآناهید در سنگ‌نوشتهٔ کعبه زرتشت و روایت‌های کتبی و شفاهی بسیاری یاد شده‌است. پوران فرخزاد بر این باور است که شاپور شهر بیشاپور را به نام و پاس‌داشت او برپا کرده‌است.[۴] منابع اندکی دربارهٔ جزئیات زندگی او سخن گفته‌اند و از زمان و مکان تولد و مرگ او اطلاعات چندانی در دست نیست.

نام

نام آذرآناهید به احتمال زیاد ترکیبی از آذر («آتش») و نام ایزد ایرانی، آناهید (آناهیتا)، است.[۵] در گذشته تصور می‌شد که این نام به معنی «آتشِ آناهیتا» باشد، اما امروزه پذیرفته شده که معنی آن «آتش و آناهیتا» است.[۵] کریستنسن بر این باور است که «نام این ملکه بستگی نزدیک و تعلق خاندان ساسانی را به معبد آناهیتای استخر به خاطر می‌آورد.»[۴]

زندگی سیاسی

آذر آناهید دختر شاپور اول ساسانی یکی از تواناترین شاهزاده بانوهای سلسله ی ساسانی بود [۶]آذر آناهید دختر شاپور اول لقب شهبانوی شهبانوان داشته است [۷]مسلماً بالاترین مقام برای زنان دربار ملکه ملکه ها " بوده که بخشی از عظمت و مقام بزرگ سلطنتی به آذرآناهید اختصاص می یافته است[۸]هینتس این ارجمندی دختر را باور نکردنی پنداشته[۹]بنابر نوشته های کهن خاطره ی این بانوی بزرگ که در زمان حکمروانی شاپور اول در امور مملکتی نقش چشمگیری بازی میکرد [۱۰] بنا بر سنتی ساسانی که برای روح و دوام نام بزرگان در آتشکده ها آتش روشن میشد؛ شاپور اول بر طبق کتیبه کعبه زرتشت به نام دخترش آذرآناهید آتش روشن کرده و از او با عنوان شهبانوان شهبانو یاد کرده است [۱۱]یاد شدن نام بانوان در کتیبه کعبه زرتشت نه بر مبنای رابطه نسبی آنان با شاپور اول بلکه بر اساس مقام اجتماعی آنان بوده است و سخن شاپور بدین معنی است که دخترش آذرآناهید از نظر مقام اجتماعی برتر از دیگر بانوان است و ملکه ملکه هاست وی همچنین معتقد است بنا بر نظر ویسهوفر این عناوین را نمیتوان دلیلی بر پیوند خویدوده دانست چرا که مدرک معتبر و کافی در این زمینه وجود ندارد و اعطای این عناوین نشان دهنده مراتب و مقام و به جهت تبار ایشان بوده است[۱۲]نام این مهین بانوی ارجمند ایرانی نه تنها در کتیبه ی زرتشت که مدرکی تاریخی است بلکه در روایات کتبی و شفاهی دیگر نیز آمده و در همه جا به از او احترام از او یاد آورده شده است چنان که گفته شده است شاپور اول شهر باستانی «بیشاپور» را که اینک از مکان های تاریخی است به نام و سپاسداشت از این ملکه بزرگ بر پای کرد.[۱۳]

خانواده

کعبه زرتشت، جایی که سنگ‌نوشتهٔ شاپور یکم حک شده‌است.

آذرآناهید دختر دومین شاهنشاه ساسانی ایران، شاپور یکم (حکومت از ۲۴۰ تا ۲۷۰ میلادی) بود.[۵] از او دو بار در سنگ‌نوشتهٔ شاپور یکم بر دیواره کعبه زرتشت در نقش رستم در نزدیکی تخت جمشید در جنوب ایران یاد شده که به دستور شاپور در حدود سال ۲۶۲ ایجاد شده‌است.[۱۴][۵] از او در این سنگ‌نوشته با عنوان آذرآناهید، ملکه (بانبشنان بانبشن)، دختر ما (به پارسی میانه: Ādur-Anāhīd bāmbišnan bāmbišn Iamā duxt) یاد شده‌است.[۴][۱۵][۵]

شاپور یکم در نخستین بند از سنگ‌نوشتهٔ خود ادعا می‌کند که دستور به‌پاسازی آتشکده‌هایی را به نام دخترش آذرآناهید و سه تن از پسرانش، هرمز، شاپور و نرسه، داده‌است.[۵][۱۶][الف] آتشی که برای آذرآناهید به پا شد، هوسرا آذرآناهید نامیده شد.[۱۸] شاپور در دومین بند از سنگ‌نوشتهٔ خود ادعا می‌کند که قربانی‌هایی را به نام آذرآناهید، در کنار سایر شاهزادگان و اعضای بلندمرتبه دربار، اهدا کرده‌است.[۵][۱۶]

رابطه با شاپور یکم

عنوان ملکه باعث شده تا برخی از پژوهشگران از جمله والتر هینتس، ایران‌شناس آلمانی، آذرآناهید را همسر پدرش شاپور یکم و این را نشان‌دهنده آیین زرتشتی خویدوده‎ یا ازدواج با خویشاوندان بدانند؛[۴][۵] گرچه سایر پژوهشگران با این فرضیه مخالفت می‌کنند و در این زمینه استنباط کرده‌اند که عنوان اعضای خانواده سلطنتی بیشتر از وابستگی خانوادگی، رتبه اجتماعی آن‌ها را نشان می‌دهد.[۵][۱۶][۴]

از عنوان «ملکه» توسط تمام زنان خانواده سلطنتی ساسانیان، از جمله دختران و خواهران پادشاه و همسران شاهزادگان ساسانی، استفاده می‌شد.[۱۶] بنابراین عنوان آذرآناهید وضعیت وی را به عنوان بلندمرتبه‌ترین زن در دربار نشان می‌دهد.[۱۶][۵] هیچ اشاره‌ای مبنی بر انجام آیین خویدوده‎ (ازدواج با خویشاوندان) توسط آذرآناهید و پدرش وجود ندارد.[۵] مطابق گفته‌های ماریا بروسیوس،[E ۱] تاریخ‌نگار امروزی، «با تجزیه و تحلیل مدارک نوشتاری مربوط به دوره ساسانیان نمی‌توان ازدواج پادشاهان ساسانی را با محارم خود نتیجه‌گیری کرد.»[۱۶]

یادداشت‌ها

  1. آذرآناهید دارای یک خواهر و یک برادر دیگر به نام‌های شاپوردختک و بهرام نیز بود.[۱۶][۱۷]

واژه‌نامه

  1. Maria Brosius

پانویس

  1. 1 2 «رها شده در «قندیل»». خبرگزاری جمهوری اسلامی. ۲۸ خرداد ۱۳۹۸. دریافت‌شده در ۱۰ فروردین ۱۴۰۰.
  2. کارنامه زنان ایران از دیروز تا امروز:پوران فرخزاد صفحه ای ۲۴.
  3. زنان فرهنگساز ایران و جهان جلد1 :پوران فرخزاد صفحه ای ۱۱۹.
  4. 1 2 3 4 5 «زن در سنگ نوشته‌های ساسانی». ایران‌بوم. ۱۸ مرداد ۱۳۹۰. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ آوریل ۲۰۲۱. دریافت‌شده در ۱۶ فروردین ۱۴۰۰.
  5. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 Gignoux 1983, p. 472.
  6. کارنامه زنان ایران از دیروز تا امروز :پوران فرخزاد صفحه ای ۲۴.
  7. تاریخ نهاد در عصر ساسانی :شروین وکیلی صفحه ای ۲۵۲.
  8. مقاله:تحلیلی بر جایگاه ١٦ تن از زنان دربار ساسانی به استناد کتیبه شاپور یکم در کعبه زرتشت :بتول ریاحی دهنوی.
  9. تاریخ نهاد در عصر ساسانی:شروین وکیلی صفحه ای۲۵۲.
  10. کارنامه زنان ایران از دیروز تا امروز :پوران فرخزاد صفحه ای ۲۴.
  11. عریان سعید (۱۳۸۲) راهنمای کتیبه های ایرانی میانه پهلوی پارتی صفحه ای ۷۲.
  12. رجبی، پرویز (۱۳۸۷) هزاره های گمشده چاپ سوم صفحه ای ۲۱۹.
  13. زنان فرهنگساز ایران و جهان جلد 1:پوران فرخزاد صفحه ای ۱۱۹.
  14. Rapp 2014, p. 28.
  15. Sundermann 1988, pp. 678–679.
  16. 1 2 3 4 5 6 7 Brosius 2000.
  17. Shahbazi 1988, pp. 514–522.
  18. Spawforth 2007, p. 63.

منابع

  • Brosius, Maria (2000). "Women i. In Pre-Islamic Persia". Encyclopaedia Iranica. London et al.
  • Gignoux, Ph. (1983). "Ādur-Anāhīd". Encyclopaedia Iranica, Vol. I, Fasc. 5. London et al. p. 472.
  • Rapp, Stephen H. (2014). The Sasanian World through Georgian Eyes: Caucasia and the Iranian Commonwealth in Late Antique Georgian Literature. Ashgate Publishing, Ltd. ISBN 978-1-4724-2552-2.
  • Shahbazi, A. Shapur (1988). "Bahrām I". Encyclopaedia Iranica, Vol. III, Fasc. 5. pp. 514–522.
  • Spawforth, A. J. S. (2007). The Court and Court Society in Ancient Monarchies. Cambridge University Press. ISBN 978-1-139-46663-9.
  • Sundermann, W. (1988). "Bānbišn". Encyclopaedia Iranica, Vol. III, Fasc. 7. London et al. pp. 678–679.