آزمایش‌های غیراخلاقی بر انسان‌ها

آزمایش‌های غیراخلاقی بر انسان‌ها به آزمایش‌های بر انسان گفته می‌شود که اصول اخلاق پزشکی را نقض می‌کنند. این‌گونه اقدامات شامل محروم‌کردن بیماران از حق رضایت آگاهانه، استفاده از نظریه‌های شبه‌علمی مانند علم نژاد، و شکنجه طبی به بهانهٔ پژوهش بوده است.

در حوالی جنگ جهانی دوم، امپراتوری ژاپن و آلمان نازی آزمایش‌های بی‌رحمانه‌ای را بر زندانیان و غیرنظامیان انجام دادند؛ این اقدامات از سوی گروه‌هایی مانند واحد ۷۳۱ در ژاپن یا افرادی چون یوزف منگله در آلمان صورت گرفت. پس از پایان جنگ، قانون نورنبرگ در پاسخ به این آزمایش‌ها تدوین شد.

کشورهای مختلف، آزمایش‌های خشن و غیراخلاقی را بر جمعیت‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده انجام داده‌اند. نمونه‌هایی از این اقدامات، آزمایش‌های غیراخلاقی بر انسان‌ها در ایالات متحده از جمله پروژهٔ پروژهٔ ام‌کِی‌اولترا و آزمایش سیفلیس توسکیگی، همچنین بدرفتاری با جمعیت‌های بومی در کانادا و استرالیا است.

اعلامیه هلسینکی که توسط انجمن جهانی پزشکی تدوین شده است، به‌طور گسترده به‌عنوان سند بنیادین اخلاق پژوهش بر انسان شناخته می‌شود.[۱][۲][۳]

آلمان نازی

آلمان نازی آزمایش‌های انسانی گسترده‌ای را بر شمار زیادی از زندانیان (از جمله کودکان) انجام داد. این افراد عمدتاً یهودیان از سراسر اروپا بودند، اما روما، سینتی‌ها، لهستانی‌ها، اسیران جنگی شوروی، همجنس‌گرایان و آلمانی‌های دارای ناتوانی جسمی یا ذهنی نیز قربانی این آزمایش‌ها بودند. این اقدامات عمدتاً در اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها و در اوایل دههٔ ۱۹۴۰، همزمان با جنگ جهانی دوم و هولوکاست، صورت گرفت.

زندانیان به اجبار در این آزمایش‌ها شرکت داده می‌شدند؛ آنان به‌هیچ‌وجه داوطلب نبودند و هیچ‌گونه رضایت آگاهانه‌ای برای انجام این اقدامات داده نشده بود. این آزمایش‌ها معمولاً به مرگ، آسیب شدید جسمی یا روانی ، بیماری، کوتاهی عمر، ناهنجاری جسمی یا ناتوانی دائمی منجر می‌شدند و از آنجا که شرکت‌کنندگان ناگزیر دردهای شدیدی را تحمل می‌کردند، این آزمایش‌ها به‌عنوان نمونه‌هایی از شکنجه پزشکی در نظر گرفته می‌شوند.

در اردوگاه آشویتس و دیگر اردوگاه‌های آلمان، تحت نظارت ادوارد ویرتس، زندانیان انتخاب‌شده در معرض آزمایش‌های خطرناکی قرار می‌گرفتند. هدف از این آزمایش‌ها، کمک به سربازان آلمانی در شرایط جنگی، توسعهٔ سلاح‌های جدید، تسریع روند بهبودی نظامیان آسیب‌دیده و پیشبرد ایدئولوژی نژادی مورد حمایت رایش سوم بود.[۴]

آریبرت‌هایم آزمایش‌های مشابهی را در اردوگاه ماتهاوزن انجام داد. در اردوگاه بوخن‌والد، کارل وارنت آزمایش‌هایی را بر زندانیان همجنس‌گرا انجام داد تا «درمان» ی برای همجنس‌گرایی بیابد.[۵]

پس از جنگ، این جنایات در دادگاهی که به‌نام دادگاه پزشکان شناخته شد، بررسی شد. افشا شدن این سوءاستفاده‌ها به تدوین قانون نورنبرگ در حوزهٔ اخلاق پزشکی انجامید.[۶]

در جریان دادگاه نورنبرگ، ۲۳ پزشک و دانشمند نازی به‌دلیل رفتارهای غیراخلاقی با زندانیان اردوگاه‌ها که اغلب در نقش سوژه‌های تحقیقاتی مورد استفاده قرار می‌گرفتند (با نتایجی مرگبار)، محاکمه شدند. از این ۲۳ نفر، ۱۶ نفر محکوم شدند (۱۵ نفر به‌خاطر رفتار غیراخلاقی و یکی فقط به‌خاطر عضویت در اس‌اس). از میان محکومان، ۷ نفر به اعدام محکوم شدند، ۹ نفر به حبس‌هایی بین ۱۰ سال تا حبس ابد محکوم شدند و ۷ نفر نیز تبرئه شدند.[۷]

پیش از جنگ جهانی دوم

قانون پیشگیری از تولد نوزاد دارای بیماری مادرزادی که در ۱۴ ژوئیه ۱۹۳۳ تصویب شد، عقیم‌سازی اجباری افرادی را که دچار بیماری‌های ادعاشدهٔ وراثتی مانند ناتوانی ذهنی، اسکیزوفرنی، اعتیاد به الکل، جنون، نابینایی، ناشنوایی و ناهنجاری‌های جسمی بودند، قانونی ساخت. این قانون برای ترویج رشد «نژاد آریایی» از طریق عقیم‌سازی کسانی که «معیوب ژنتیکی» محسوب می‌شدند، به کار گرفته شد.[۸] در طول دو سال، ۱٪ از جمعیت بین ۱۷ تا ۲۴ سال عقیم شدند و تا چهار سال بعد، شمار بیماران عقیم‌شده به ۳۰۰٬۰۰۰ نفر رسید.[۹] از حدود مارس ۱۹۴۱ تا ژانویه ۱۹۴۵، آزمایش‌هایی برای عقیم‌سازی در اردوگاه‌هایی چون آشویتس و راونسبروک توسط کارل کلاوبرگ انجام شد.[۱۰] هدف این آزمایش‌ها توسعهٔ روشی برای عقیم‌سازی سریع و انبوه بود. این اقدامات با روش‌هایی چون اشعه ایکس، جراحی، و داروهای مختلف انجام می‌شد. هزاران نفر قربانی این آزمایش‌ها شدند. علاوه بر این، دولت نازی در چارچوب برنامهٔ عقیم‌سازی اجباری خود حدود ۴۰۰٬۰۰۰ نفر را عقیم کرد.[۱۱] تزریق‌های داخل‌وریدی حاوی ید و نیترات نقره تا اندازه‌ای موفق بودند اما عوارضی مانند خونریزی واژینال، درد شدید شکمی و سرطان دهانهٔ رحم به همراه داشتند.[۱۲] در نتیجه، استفاده از پرتو گاما به گزینهٔ مطلوب‌تری برای عقیم‌سازی تبدیل شد. دوزهای خاصی از پرتو باعث نابودی سلول‌های تولیدکنندهٔ تخمک یا اسپرم می‌شدند.[الف] این پرتوها با فریب افراد زندانی اعمال می‌شد: زندانیان به اتاقی برده می‌شدند تا فرم‌هایی پر کنند و در همین چند دقیقه، بدون اطلاع، تحت تابش قرار می‌گرفتند و به‌طور کامل عقیم می‌شدند. بسیاری از آن‌ها دچار سوختگی شدید ناشی از پرتو شدند.[۱۳]

اوژن فیشر نخستین آزمایش‌های عقیم‌سازی را در دوران اشغال آلمان در جنوب‌غرب آفریقا در خلال جنگ جهانی اول انجام داد. او که از هواداران عقیم‌سازی اجباری برای جلوگیری از رشد «نژادهای پست‌تر» بود و بعدها به حزب نازی پیوست، آزمایش‌های خود را بر کودکان دورگه متمرکز کرد تا منع ازدواج میان‌نژادی در سیاست‌های نازی را توجیه علمی ببخشد. پژوهش‌های فیشر در نامیبیا منجر به تصویب قوانین منع ازدواج میان نژادها در مستعمرات آلمان شد.[۱۴]

در طول جنگ جهانی دوم

دوقلوهای یهودی برای استفاده در آزمایش‌های پزشکی یوزف منگله زنده نگه‌داشته می‌شدند. این کودکان از اردوگاه آشویتس در ژانویهٔ ۱۹۴۵ توسط ارتش سرخ آزاد شدند.

لوفت‌وافه مجموعه‌ای شامل ۳۶۰ تا ۴۰۰ آزمایش در داخاو و آشویتس انجام داد که در آن‌ها با ایجاد سرمازدگی در حدود ۲۸۰ تا ۳۰۰ قربانی، شرایطی مشابه جبههٔ شرقی برای نظامیان آلمانی شبیه‌سازی می‌شد.[۱۵][۱۶] این آزمایش‌ها به درخواست فرماندهی عالی نازی‌ها و به‌منظور بررسی مقاومت انسان در برابر سرما و آمادگی بهتر نیروهای آلمانی در شرایط نامساعد جوی انجام می‌شد. بسیاری از آزمایش‌ها بر روی اسیران روسی انجام شد، زیرا نازی‌ها تصور می‌کردند که شاید ویژگی‌های ژنتیکی آن‌ها باعث مقاومت بیشترشان در برابر سرما باشد.[۱۷] در حدود ۱۰۰ نفر در اثر این آزمایش‌ها جان خود را از دست دادند.[۱۸]

اوایل سال ۱۹۴۲، زیگموند راشر از زندانیان داخاو برای انجام آزمایش‌هایی به‌منظور کمک به خلبانان آلمانی که مجبور به خروج اضطراری در ارتفاع بالا بودند، استفاده کرد. برای شبیه‌سازی این شرایط، از اتاق‌های فشار کم استفاده شد که فشار جوی در ارتفاع ۲۰٬۰۰۰ متری (۶۶٬۰۰۰ فوت) را بازسازی می‌کردند.[۱۹] از میان ۲۰۰ شرکت‌کننده، ۸۰ نفر در همان لحظه جان باختند و باقی پس از پایان آزمایش‌ها اعدام شدند.[۱۷]

دیگر آزمایش‌ها شامل این موارد بودند:

بسیاری از شرکت‌کنندگان در اثر این آزمایش‌ها جان باختند، و بسیاری دیگر پس از پایان آزمایش‌ها به‌منظور بررسی تأثیرات پس از مرگ، اعدام شدند.[۲۴] کسانی که زنده ماندند، اغلب دچار نقص جسمی دائمی، ضعف شدید بدنی و آسیب‌های روانی شدند.[۱۷][۲۵]

نتایج آزمایش‌های سرمازدگی در داخاو در برخی پژوهش‌های مدرن دربارهٔ درمان سرمازدگی استفاده شده‌اند. دست‌کم ۴۵ مقالهٔ علمی پس از جنگ جهانی دوم به این آزمایش‌ها اشاره کرده‌اند.[۱۶] استفاده از این داده‌ها، همراه با استفادهٔ محدود از اطلاعات پژوهش‌های نازی دربارهٔ اثرات گاز فسژن، بحث‌برانگیز بوده و برای پزشکان امروزی یک چالش اخلاقی ایجاد کرده است.[۲۳] برخی از متخصصان به‌دلایل اخلاقی با استفاده از این داده‌ها مخالفت می‌کنند و برخی دیگر این پژوهش‌ها را از نظر علمی بی‌اعتبار دانسته‌اند، چرا که دارای روش‌شناسی ناقص و اشتباهات علمی بوده‌اند. برگر، در بررسی مشهوری از آزمایش‌های سرمازدگی داخاو، این مطالعات را دارای «تمام عناصر یک تقلب علمی» می‌داند و می‌گوید این داده‌ها «نمی‌توانند موجب پیشرفت علم یا نجات جان انسان‌ها شوند».[۱۶]

برخی از پژوهشگران و پزشکان نازی پس از جنگ توسط دولت ایالات متحده در قالب عملیات گیره کاغذ و طرح‌های مشابه به‌کار گرفته شدند.

ژاپن

امپراتوری ژاپن

ساختمان واحد ۷۳۱ ارتش ژاپن که در آن انسان‌ها برای آزمایش‌های مربوط به سلاح‌های زیستی و شیمیایی، کالبدشکافی زنده و دیگر آزمایش‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفتند.

پژوهش‌های انسانی در ژاپن از دوران جنگ جهانی دوم آغاز شد و برای چند سال پس از آن نیز ادامه یافت. واحد ۷۳۱، بخشی از ارتش سلطنتی ژاپن که در نزدیکی هاربین (در آن زمان بخشی از دولت دست‌نشاندهٔ منچوکوئو در شمال شرقی چین) قرار داشت، آزمایش‌هایی چون کالبدشکافی زنده، قطع اندام و تلقیح باکتریایی را بر روی زندانیان انجام می‌داد. این واحد از سال ۱۹۳۲، در جریان جنگ دوم چین و ژاپن، بیماری‌های همه‌گیر را در مقیاسی بسیار گسترده در مناطق اشغالی شیوع می‌داد.[۲۶]

این واحد همچنین آزمایش‌های مربوط به سلاح‌های زیستی و شیمیایی را بر روی زندانیان و اسرای جنگی انجام می‌داد. با گسترش امپراتوری ژاپن در طول جنگ جهانی دوم، واحدهایی مشابه در شهرهای اشغالی تأسیس شدند، از جمله نانجینگ (واحد ۱۶۴۴)، پکن (واحد ۱۸۵۵ ), گوانگژو (واحد ۸۶۰۴) و سنگاپور (واحد ۹۴۲۰).

پس از پایان جنگ، داگلاس مک‌آرتور، فرمانده عالی نیروهای اشغالگر، به شیرو ایشی و تمامی اعضای این واحدها در ازای دریافت نتایج آزمایش‌هایشان، از سوی ایالات متحده مصونیت قضایی اعطا کرد.[۲۶] ایالات متحده دسترسی اتحاد جماهیر شوروی به این اطلاعات را مسدود کرد. با این حال، شوروی برخی اعضای واحد ۷۳۱ را در دادگاه جنایات جنگی خاباروفسک محاکمه کرد.

در نوامبر ۲۰۰۶، دکتر آکیرا ماکینو در گفتگو با خبرگزاری کیودو اعتراف کرد که در سال‌های ۱۹۴۴ و ۱۹۴۵، هنگامی که در میندانائو مستقر بود، عمل‌های جراحی و قطع عضو را بر روی زندانیان محکوم به مرگ، از جمله زنان و کودکان، انجام داده است.[۲۷] اکثر قربانیان ماکینو از مسلمانان مورو بودند.[۲۸][۲۹][۳۰][۳۱][۳۲]

در سال ۲۰۰۷، دکتر کن یواسا در گفت‌وگو با روزنامهٔ ژاپن تایمز اظهار داشت که به باور او، دست‌کم هزار نفر از کارکنان حکومت دوره شووا، از جمله جراحان، در سرزمین اصلی چین پژوهش‌های جراحی انجام داده‌اند.[۳۳]

دولت ژاپن

در رویدادهایی طی دههٔ ۱۹۵۰، اعضای پیشین واحد ۷۳۱ زندانیان و بیماران روانی را به بیماری‌های کشنده مبتلا کردند.[۳۴] در سال ۱۹۵۸، شمار زیادی از نوزادان به دانشکده پزشکی کوبه منتقل شدند و به‌زور به آنان قند تزریق شد. در این آزمایش‌ها، سوزن‌هایی از راه بینی وارد معدهٔ نوزادان شده و لوله‌هایی در مقعد آنان قرار داده شد تا روند گوارش قند در بدنشان بررسی شود. بسیاری از این نوزادان دچار اسهال و خون‌ریزی مقعدی شدند. والدین هرگز مطلع نشدند که فرزندانشان به‌عنوان سوژه آزمایش استفاده شده‌اند.[۳۵]

ارتش ایالات متحده و دولت ژاپنِ پس از جنگ که تحت حمایت آمریکا شکل گرفته بود، از کمک به قربانیان بمباران اتمی (هیباکوشا) خودداری کردند و به‌جای آن، داده‌های علمی از آنان جمع‌آوری کرده و پس از مرگشان، از اندام‌هایشان نمونه‌برداری کردند.[۳۶][۳۷]

ارتش ایالات متحده در سال ۱۹۵۲ به اعضای ژاپنی واحد ۷۳۱ پول پرداخت کرد تا در داخل ژاپن آزمایش‌هایی را بر روی مردم این کشور انجام دهند. در نتیجهٔ یکی از این آزمایش‌ها، یک دختر ژاپنی جان باخت؛ چرا که چند نوزاد ژاپنی عمداً در بیمارستان دانشگاه شهر ناگویا توسط جیرو اوگاوا به باکتری اشریشیا کلی آلوده شده بودند. همچنین، بیماران یک بیمارستان روان‌پزشکی در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۶ به تیفوس اسکراب مبتلا شدند؛ یکی از بیماران برای فرار از شکنجه خودکشی کرد و ۹ نفر دیگر نیز بر اثر ابتلا به بیماری جان سپردند.[۳۸]

پانویس

  1. ↑ سلول‌های تولیدکنندهٔ تخمک و اسپرم گامت نامیده می‌شوند. این سلول‌ها، سلول‌های جنسی یا تولیدمثلی هستند که برای تولیدمثل جنسی ضروری‌اند.

منابع

  1. ↑ "WMA Press Release: WMA revises the Declaration of Helsinki. 9 October 2000". Archived from the original on September 27, 2006.
  2. ↑ Snežana, Bošnjak (2001). "The declaration of Helsinki: The cornerstone of research ethics". Archive of Oncology. 9 (3): 179–84.
  3. ↑ Tyebkhan, G (2003). "Declaration of Helsinki: the ethical cornerstone of human clinical research". Indian Journal of Dermatology, Venereology and Leprology. 69 (3): 245–7. PMID 17642902.
  4. ↑ "Nazi Medical Experimentation". US Holocaust Memorial Museum. Retrieved 23 March 2008.
  5. ↑ Kondziella D, Hansen K, Zeidman L (2013). "Scandinavian Neuroscience during the Nazi Era" (PDF). Canadian Journal of Neurological Sciences. 40 (4): 493–502. doi:10.1017/S0317167100014578. PMID 23786731.
  6. ↑ "Angel of Death: Josef Mengele". Auschwitz website. Retrieved 11 March 2013.
  7. ↑ Mitscherlich, A; Mielke F (1992). "Epilogue: Seven Were Hanged". In Annas GJ; Grodin MA (eds.). The Nazi Doctors And The Nuremberg Code - Human Rights in Human Experimentation. New York: Oxford University Press. pp. 105–107.
  8. ↑ Gardella, JE (1999). "The cost-effectiveness of killing: an overview of Nazi "euthanasia". Medical Sentinel. 4: 132–5.
  9. ↑ Dahl M. [Selection and destruction-treatment of "unworthy-to-live" children in the Third Reich and the role of child and adolescent psychiatry], Prax Kinderpsychol Kinderpsychiatr 2001;50:170-91.
  10. 1 2 3 4 "Introduction to NMT Case 1: U.S.A. v. Karl Brandt et al". Harvard Law Library, Nuremberg Trials Project: A Digital Document Collection. Retrieved 23 March 2008.
  11. ↑ Piotrowski, Christa (21 July 2000). "Dark Chapter of American History: U.S. Court Battle Over Forced Sterilization". CommonDreams.org News Center. Archived from the original on 15 April 2008. Retrieved 23 March 2008.
  12. ↑ Meric, Vesna (27 January 2005). "Forced to take part in experiments". BBC News.
  13. ↑ "Medical Experiments at Auschwitz". Jewish Virtual Library. Retrieved 23 March 2008.
  14. ↑ Friedlander, Henry. 1997. The Origins of Nazi Genocide: From Euthanasia to the Final Solution, University of North Carolina Press
  15. ↑ Bogod, David (2004). "The Nazi Hypothermia Experiments: Forbidden Data?". Anaesthesia. 59 (12): 1155–1156. doi:10.1111/j.1365-2044.2004.04034.x. PMID 15549970.
  16. 1 2 3 Robert L. Berger, M.D. (1990). "Nazi Science — The Dachau Hypothermia Experiments". The New England Journal of Medicine. 322 (20): 1435–1440. doi:10.1056/NEJM199005173222006. PMID 2184357.
  17. 1 2 3 4 Tyson, Peter. "Holocaust on Trial: The Experiments". NOVA Online. Retrieved 23 March 2008.
  18. ↑ Neurnberg Military Tribunal, Volume I · Page 200
  19. ↑ Cockburn, Alexander (1998). Whiteout:The CIA, Drugs, and the Press. Verso. ISBN 1-85984-139-2.
  20. ↑ Small, Martin; Vic Shayne. "Remember Us: My Journey from the Shtetl through the Holocaust", Page 135, 2009.
  21. ↑ Schaefer, Naomi. The Legacy of Nazi Medicine بایگانی‌شده در ۲۰۰۸-۰۹-۰۷ توسط Wayback Machine, The New Atlantis, Number 5, Spring 2004, pp. 54–60.
  22. ↑ Spitz, Vivien (2005). Doctors from Hell: The Horrific Account of Nazi Experiments on Humans. Sentient Publications. p. 4. ISBN 1-59181-032-9. sulfonamide nazi tetanus.
  23. 1 2 Cohen, Baruch C. "The Ethics Of Using Medical Data From Nazi Experiments". Jewish Law: Articles. Retrieved 23 March 2008.
  24. ↑ Rosenberg, Jennifer. "Mengele's Children – The Twins of Auschwitz". about.com. Archived from the original on 19 February 2017. Retrieved 23 March 2008.
  25. ↑ "Sterilization Experiments". Jewish Virtual Library. Retrieved 23 March 2008.
  26. 1 2 Gold, H (2003). Unit 731 Testimony (5 ed.). Tuttle Publishing. pp. 109. ISBN 0-8048-3565-9.
  27. ↑ "Japanese doctor admits POW abuse". BBC News. 26 November 2006.
  28. ↑ AFP A life haunted by WWII surgical killings 2007. بایگانی‌شده در ۲۰۱۴-۱۲-۱۳ توسط Wayback Machine
  29. ↑ AFP Japanese veteran haunted by WWII surgical killings 2007.
  30. ↑ "Japanese war veteran speaks of atrocities in the Philippines - Taipei Times". www.taipeitimes.com. November 6, 2007.
  31. ↑ "Parry, "The Australian" Dissect them alive: chilling Imperial that order could not be disobeyed 2007".
  32. ↑ "Parry, "The Times" Dissect them alive: order not to be disobeyed 2007". The Times.
  33. ↑ Hongo, Jun. "Vivisectionnist recalls his day of reckoning". The Japan Times. I was afraid during my first vivisection, but the second time around, it was much easier. By the third time, I was willing to do it.
  34. ↑ 日本弁護士連合会『人権白書昭和43年版』日本弁護士連合会、. 1968. pp. 126–136.
  35. ↑ 清水昭美『増補・生体実験』三一新書،1979年;日比逸郎「臨床研究と生体実験」『ジュリスト臨時増刊・医療と人権』(No.548)、有斐閣、1973年11月、pp.18-23
  36. ↑ Shibata, Shingo (1996). "the atomic victims as human guinea pigs". Seisen Review (4).
  37. ↑ "The tomic Victims as Human Pigs" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2013-02-10.
  38. ↑ McGILL, PETER (Aug 21, 1983). "Postwar Japan: "US Backed Japan's Germ Tests on Mentally Sick"". The Observer. London, Greater London, England. p. 6.