آموزش در آلبانی
| وزارت آموزش و پرورش | |
|---|---|
| وزیر آموزش و پرورش | اوگرتا مناستیرلیو |
| دادههای همگانی | |
| زبانهای نخست | آلبانیایی |
| گونه نظام آموزشی | متمرکز |
| باسوادی (۲۰۰۱) | |
| مجموع | ۹۸٫۷ |
| نامنویسی | |
| ابتدایی | ۲۷۴٬۲۳۳ |
| متوسطه | ۳۷۷٬۹۳۶ |


آموزش در آلبانی در سطوح ابتدایی، متوسطه و عالی عمدتاً از سوی دولت پشتیبانی میشود. سال تحصیلی این کشور با ایالات متحده آمریکا همخوانی دارد؛ کلاسها معمولاً در شهریور یا مهر آغاز میشوند و در خرداد یا تیر پایان مییابند. زبان آلبانیایی زبان آموزش در همه مدارس دولتی است و نظام آموزشی سه مرحله دارد: ابتدایی، متوسطه و پیشدانشگاهی. در سراسر این کشور نزدیک به پنجهزار مدرسه وجود دارد.
آموزش ابتدایی از پایه اول تا نهم اجباری است، اما بیشتر دانشآموزان حداقل تا دوره متوسطه به تحصیل ادامه میدهند. دانشآموزان باید در پایان پایه نهم و همچنین پایه دوازدهم در آزمونهای فارغالتحصیلی شرکت کنند تا بتوانند به تحصیل ادامه دهند. سال تحصیلی به دو نیمسال تقسیم میشود و هفته درسی از دوشنبه آغاز و جمعه پایان میپذیرد.
«امید به زندگی تحصیلی» (از دوره ابتدایی تا آموزش عالی) در آلبانی ۱۶ سال است و این کشور در میان ۱۶۷ کشور جهان در جایگاه بیست و پنجم قرار دارد. در سال ۲۰۱۵، نرخ باسوادی کلی آلبانی به ۹۸٫۷ درصد رسید؛ نرخ باسوادی مردان ۹۹٫۲ درصد و زنان ۹۸٫۳ درصد بود.
دوره پیش از کمونیسم
تا سال ۱۹۴۵ میلادی (۱۳۲۴ شمسی)، نرخ باسوادی در این کشور به حدود چهل درصد رسیده بود[۱] و در اواخر سال ۱۹۴۶ (۱۳۲۵ شمسی)، نرخ بیسوادی هنوز شصت درصد بود.[۲] این نرخ پایین عمدتاً ناشی از آن بود که مدارس آموزشدهنده به زبان آلبانیایی پیش از استقلال رسمی این کشور در سال ۱۹۱۲ (۱۲۹۱ شمسی) بسیار اندک بودند. آلبانیها نیازی به آموزش همگانی به زبان خود احساس نمیکردند، چراکه بیشترشان بهعنوان کارمند، سرباز یا مزدور در امپراتوری عثمانی به کار گرفته میشدند و ساختار قبیلهای نیز در این امر نقش داشت.
در نیمه دوم سده نوزدهم، بهویژه در دوران سلطنت عبدالحمید دوم، حاکمان عثمانی بهرهگیری از زبان آلبانیایی را در مدارس ممنوع کردند.[۲] ترکی عثمانی در اندک مدارسی که به جمعیت مسلمانان خدمت میکردند تدریس میشد. این نهادها عمدتاً در شهرها و شهرستانهای بزرگ قرار داشتند. مدارس ویژه کودکان ارتدکس زیر نظر پاتریارکنشین جهانی قسطنطنیه اداره میشد. معلمان این مدارس معمولاً از میان روحانیون ارتدکس برگزیده میشدند و زبان تدریس یونانی بود. نخستین مدرسهای که در دوران نوین از زبان آلبانیایی بهره میبرد، یک حوزه علمیه فرانسیسکن بود که در سال ۱۸۶۱ (۱۲۴۰ شمسی) در اشکودر گشایش یافت، هرچند از مدارس آلبانیایی فرانسیسکنها از سال ۱۶۳۸ (۱۰۱۷ شمسی) در منطقه پدانه نیز یاد شدهاست.[۳]
از حدود سال ۱۸۸۰ تا ۱۹۱۰ (۱۲۵۹ تا ۱۲۸۹ شمسی)، شماری از میهنپرستان آلبانیایی که در پی بیدارسازی آگاهی ملی بودند، مدارس ابتداییای در چند شهر و شهرستان، بیشتر در جنوب کشور، بنا نهادند که شمارشان به یک دوجین میرسید؛ اما مقامات عثمانی این نهادها را در سال ۱۹۰۵ به دستور سلطان عبدالحمید دوم تعطیل کردند، زیرا بیم آن داشتند که این مدارس آتشِ جداییطلبی آلبانیایی را روشن کنند. ظهور جنبش ترکان جوان در سال ۱۹۰۸ (۱۲۸۷ شمسی) میهنپرستان آلبانیایی را به تلاش بیشتر برانگیخت و در همان سال کنگره مناستیر در بیتولا برگزار شد تا الفبایی برای زبان آلبانیایی برگزیده شود. کتابهایی که پیش از ۱۹۰۸ به زبان آلبانیایی نوشته شده بودند، از آمیزهای از الفباها بهره میبردند که بیشتر ترکیبی از حروف لاتین، یونانی و عربی-ترکی بود.
شرکتکنندگان در کنگره مناستیر الفبایی یکپارچه بر پایه خط لاتین پدیدآوردند. به زودی چندین کتاب درسی به این الفبای نو نوشته شد و مدارس ابتدایی آلبانیایی در گوشهوکنار کشور گشایش یافتند. در سال ۱۹۰۹ (۱۲۸۸ شمسی)، برای پاسخ به نیاز به معلمانی که بتوانند به زبان مادری تدریس کنند، یک دبیرستان تربیت معلم در البسان بنا نهاده شد. اما در سال ۱۹۱۰، ترکان جوان از بیم رشد ملیگرایی آلبانیایی، همه مدارسی را که از زبان آلبانیایی بهعنوان زبان آموزش بهره میبردند بستند.[۴]
حتی پس از استقلال آلبانی، مدارس بسیار اندک بودند. ناآرامیهای سیاسی ناشی از جنگهای بالکان و جنگ جهانی اول مانع از شکلگیری یک نظام آموزشی یکپارچه شد. هنگامی که جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ (۱۲۹۳ شمسی) آغاز شد، آموزش آلبانیایی در آلبانی بسیار ناچیز بود. مدارس محلی، جدای از نهادهای آموزشی عثمانی، بیشتر به زبان یونانی و شماری به زبان آروماییایی تدریس میکردند:[۵]
| زبان | مدارس | مناطق |
|---|---|---|
| یونانی | ۱۵۰ (۲۰٬۰۰۰ دانشآموز) |
عمدتاً در جنوب کشور |
| رومانیایی | ۲۰ | منطقه کورچه |
| صربی | ۱ | منطقه اشکودر |
قدرتهای اشغالگر خارجی در نواحی زیر کنترل خود مدارسی گشودند که هر کدام به زبان خویش تدریس میکردند. شماری از این مدارس، بهویژه مدارس ایتالیایی و فرانسوی، پس از پایان جنگ جهانی اول به کار خود ادامه دادند و نقش مهمی در معرفی روشها و اصول آموزشی غربی ایفا کردند. لیسه ملی کورچه که زبان تدریس در آن فرانسوی بود از اهمیت ویژهای برخوردار بود.[۴]
پس از تأسیس دولت ملی در سال ۱۹۲۰ (۱۲۹۹ شمسی) که وزارت آموزش و پرورش را نیز دربرمیگرفت، پایههای نظام آموزشی ملی گذاشته شد. مدارس ابتدایی در شهرها و برخی شهرستانهای بزرگتر گشایش یافتند و مدارس ایتالیایی و فرانسوی که در دوران جنگ جهانی اول باز شده بودند تقویت شدند. در همین دوره، دو مدرسه مهم آمریکایی بنیان گذاشته شد: مدرسه حرفهآموزی آمریکایی در تیرانا که در سال ۱۹۲۱ (۱۳۰۰ شمسی) توسط صلیب سرخ جوانان آمریکایی تأسیس شد، و مدرسه کشاورزی آمریکایی در کاوایه که بنیاد کمکرسانی خاور نزدیک آن را حمایت مالی کرد. چند تن از چهرههای برجسته حزب کمونیست و دولت آینده در این مدارس خارجی تحصیل کردند: انور خوجه در سال ۱۹۳۰ (۱۳۰۹ شمسی) از لیسه ملی فارغالتحصیل شد و مهمت شهو که بعداً نخستوزیر آلبانی شد، در سال ۱۹۳۲ (۱۳۱۱ شمسی) دوره مدرسه حرفهآموزی آمریکایی را به پایان رساند.[۴]
در دهه ۱۹۲۰ که پایههای دولت نوین آلبانی نهاده شد، پیشرفت چشمگیری در ساخت یک نظام آموزشی راستین آلبانیایی به دست آمد. در سال ۱۹۲۲ (۱۳۰۱ شمسی)، با درخواست روشنفکران اشکودر، نخستین دبیرستان دولتیِ غیردینی با نام «دبیرستان دولتی» (به آلبانیایی: Gjimnazi i Shtetit) که امروزه به دبیرستان ۲۸ نونتوری شناخته میشود، تأسیس شد. در سال ۱۹۳۳ (۱۳۱۲ شمسی)، قانون اساسی پادشاهی اصلاح شد تا آموزش شهروندان بهعنوان حق انحصاری دولت به رسمیت شناخته شود. همه مدارس با زبان تدریس خارجی، بهجز مدرسه کشاورزی آمریکایی، بسته یا ملیسازی شدند. این اقدام در اصل با هدف جلوگیری از گسترش سریع مدارسی بود که دولت ایتالیا مستقیماً آنها را تأمین مالی میکرد، بهویژه در میان کاتولیکهای رم در شمال کشور.[۴]
ملیسازی مدارس در سال ۱۹۳۴ (۱۳۱۳ شمسی) با بازسازی گسترده کل نظام آموزشی همراه شد. نظام نو آموزش ابتدایی اجباری از سنین چهار تا چهارده سالگی را پیشبینی میکرد. همچنین توسعه انواع دبیرستانها، تأسیس دبیرستانهای فنی، حرفهای و بازرگانی نو، و گسترش و شتاببخشی به تربیت معلم در برنامه قرار داشت. مفاد اجباری قانون بازسازی سال ۱۹۳۴ هرگز در روستاها اجرا نشد، زیرا کشاورزان به کار فرزندانشان در مزارع نیاز داشتند و کمبود مدرسه، معلم و وسیله نقلیه نیز مانع بود.[۵]
تنها مدارس اقلیت که پیش از جنگ جهانی دوم در آلبانی کار میکردند مربوط به اقلیت یونانی ساکن در شهرستان جیروکاستر بودند. این مدارس نیز با اصلاح قانون اساسی در سال ۱۹۳۳ بسته شدند، اما یونان موضوع را به دیوان دائمی دادگستری بینالمللی ارجاع داد که آلبانی را مجبور به بازگشایی آنها کرد.[۵]
آلبانی پیش از جنگ جهانی دوم هیچ آموزش عالی نداشت و همه تحصیلات تکمیلی در خارج از کشور دنبال میشد. هر سال دولت شمار محدودی بورسیه به فارغالتحصیلان شایسته اعطا میکرد که توانایی مالی ادامه تحصیل نداشتند. اما بیشترِ دانشجویان از خانوادههای مرفه بودند و هزینه تحصیل را شخصاً میپرداختند. اکثریت قریب به اتفاق دانشجویان به دانشگاههای ایتالیا میرفتند، چراکه نزدیکتر بودند و روابط ویژهای میان دولتهای رم و تیرانا وجود داشت. دولت ایتالیا نیز در چارچوب سیاست نفوذ سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی در کشور، بورسیههایی به دانشجویان آلبانیایی که هیئت دیپلماتیکاش در تیرانا معرفی میکرد اعطا میکرد.[۴]
پس از اشغال آلبانی توسط ایتالیاییها در آوریل ۱۹۳۹ (فروردین ۱۳۱۸ شمسی)، نظام آموزشی بهطور کامل زیر کنترل ایتالیا درآمد. زبان ایتالیایی در همه دبیرستانها اجباری شد و ایدئولوژی و جهتگیری فاشیستی در برنامههای درسی گنجانده شد. اما پس از سال ۱۹۴۱، که گروههای چریکی علیه نیروهای ایتالیایی دست به مقاومت زدند، کل نظام آموزشی فلج شد. دبیرستانها به کانونهای مقاومت و سربازگیری چریکی تبدیل شدند و بسیاری از معلمان و دانشآموزان به کوهها رفتند تا به گروههای مقاومت بپیوندند. در سپتامبر ۱۹۴۳ (شهریور ۱۳۲۲ شمسی)، هنگامی که ایتالیا در برابر متفقین جنگ جهانی دوم تسلیم شد و نیروهای آلمان به آلبانی حمله کردند و آن را اشغال کردند، آموزش بهکلی متوقف شده بود.[۴]
دوران کمونیسم
پس از به قدرت رسیدن رژیم کمونیستی در اواخر سال ۱۹۴۴ (۱۳۲۳ شمسی)، بازگشایی مدارس و سازماندهی کل نظام آموزشی در راستای ایدئولوژی کمونیستی در اولویت قرار گرفت. هدفهای رژیم برای نظام آموزشی نو عبارت بود از: ریشهکن کردن بیسوادی در کوتاهترین زمان، مبارزه با «بازماندهای بورژوایی» در فرهنگ کشور، انتقال اندیشهها و اصول کمونیسم به جوانان آلبانی آنگونه که حزب تفسیر میکرد، و بالاخره تربیت فرزندان همه طبقات اجتماعی بر پایه این اصول. قانون اساسی کمونیستی سال ۱۹۴۶ آشکارا نشان میداد که رژیم قصد دارد همه کودکان را زیر کنترل دولت بیاورد. همه مدارس بهزودی زیر مدیریت دولتی قرار گرفتند. در همان زمان، به دلیل کمبود متخصص در بسیاری از حوزههای دانش، شمار زیادی از جوانان برای تحصیل به کشورهایی فرستاده شدند که آلبانی با آنها روابط دیپلماتیک داشت؛ از جمله اتحاد جماهیر شوروی، چکسلواکی، لهستان و رومانی.[۶]
قانون اصلاح آموزش مصوب ۱۹۴۶، صریحاً مقرر کرد که اصول مارکسیستی-لنینیستی باید در تمام متون درسی نفوذ داشته باشد. این قانون همچنین مبارزه با بیسوادی را هدف نخست نظام آموزشی نو اعلام کرد. در سپتامبر ۱۹۴۹ (شهریور ۱۳۲۸ شمسی)، دولت قانونی صادر کرد که بر اساس آن همه شهروندان بین دوازده تا چهل سال که سواد خواندن و نوشتن نداشتند باید در کلاسهای آموزش شرکت میکردند. بخشهای آموزشی شوراهای مردمی دورههایی برای روستاییان بیسواد برگزار کردند. ارگانهای سیاسی نیروهای مسلح نیز دورههای موازی برای پرسنل نظامی بیسواد برگزار کردند.[۴]
افزون بر فراهم کردن آموزش ابتدایی هفتساله اجباری رایگان و آموزش متوسطه چهارساله، قانون سال ۱۹۴۶ خواستار ایجاد شبکهای از مدارس حرفهای، بازرگانی و تربیت معلم برای پرورش کادر، فنی و کارگر ماهر در زمینههای گوناگون اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بود. قانون آموزشی دیگری که در سال ۱۹۴۸ (۱۳۲۷ شمسی) تصویب شد، گسترش بیشتر دورههای حرفهای برای آموزش کارگران ماهر و نیمهماهر و افزایش دانش نظری و حرفهای فنیان را پیشبینی کرد.[۴]
در دهه ۱۹۵۰، نظام مدرسهای جهتگیری کاملاً شوروی پیدا کرد، هم از نظر تبلیغات ایدئولوژیک کمونیستی و هم از نظر کنترل متمرکز دولتی. مدارس فنی متوسطه نیز در همین راستا بنیان نهاده شدند. در سال ۱۹۵۱ (۱۳۳۰ شمسی)، سه مؤسسه آموزش عالی تأسیس شد: مؤسسه عالی پداگوژیک، مؤسسه عالی پلیتکنیک و مؤسسه عالی کشاورزی، همگی بر اساس الگوهای شوروی. بیشتر کتابهای درسی، بهویژه آنهایی که به مسائل علمی و فنی میپرداختند، ترجمههایی از منابع شوروی بودند. دورههایی برای تربیت معلم برگزار شد که در آنها مدرسان شوروی زبان روسی، روشهای شوروی در پداگوژی و روانشناسی، و دیالکتیک مارکسیستی-لنینیستی تدریس میکردند. یک گروه از مربیان شوروی پایههای ساختاری، برنامهریزی درسی و ایدئولوژیک دانشگاه انور خوجه در تیرانا را گذاشتند که در سال ۱۹۵۷ (۱۳۳۶ شمسی) تأسیس شد و اکنون دانشگاه تیرانا نام دارد.[۴]
تا سال ۱۹۶۰ (۱۳۳۹ شمسی)، نظام آموزش ابتدایی و متوسطه به یک برنامه یازدهساله تبدیل شده بود که مدارس آموزش عمومی و مؤسسات حرفهای را دربرمیگرفت. مدارس آموزش عمومی شامل پایههای یک تا چهار (ابتدایی)، پایههای پنج تا هفت (متوسط) و پایههای هشت تا یازده (دبیرستانی) بود. اما در اکتبر ۱۹۶۰ (مهر ۱۳۳۹ شمسی)، همزمان با اوجگیری تنشهای شوروی-آلبانیایی، حزب کار آلبانی قطعنامهای صادر کرد که خواستار بازسازی کل نظام آموزشی بود. هدف واقعی این قطعنامه پاکسازی مدارس از نفوذ شوروی و بازنویسی کتابهای درسی بود. یک سال به برنامه یازدهساله آموزش عمومی افزوده شد و کل نظام آموزشی بیشتر با صنعت یکپارچه شد تا جوانان آلبانی را برای جایگزینی متخصصان شوروی، در صورت خروج آنها، آماده کند — و این خروج سرانجام در سال ۱۹۶۱ (۱۳۴۰ شمسی) رخ داد.[۴]
اصلاح بعدی نظام آموزشی را به چهار دسته کلی تقسیم کرد: پیشدبستانی، برنامه عمومی هشتساله، متوسطه و آموزش عالی. برنامه اجباری هشتساله برای آموزش مبانی ایدئولوژیک، سیاسی، اخلاقی، زیباییشناختی، جسمانی و نظامی به دانشآموزان طراحی شده بود. نظام نو سن ورود دانشآموزان را از هفت به شش سال کاهش داد و دیگر مدارس ابتدایی و متوسط را از هم جدا نکرد.[۴]
آموزش متوسطه از پایه نهم (معمولاً در چهارده سالگی) آغاز میشد و با پایه دوازدهم پایان مییافت. دبیرستانها برنامههای چهارساله آموزش عمومی یا برنامههای چهارساله حرفهای و تخصصی ارائه میدادند که شامل رشتههای صنعتی، کشاورزی، پداگوژیک، بازرگانی، هنری و بهداشتی میشد. برخی برنامهها تنها دو سال به درازا میکشیدند.[۴]
مدت تحصیل در مؤسسات آموزش عالی سه تا پنج سال بود و آموزش در این سطح نیز رایگان بود. افزایش تعداد دانشجویان تماموقت، تأسیس شعبههای نو در جاهایی که مؤسسه پس از دبیرستان وجود نداشت، و برگزاری دورههای تخصصی پیشرفته از اهداف اعلامشده بود. همه دانشآموختگان تماموقت باید نه ماه کارآموزی در تولید صنعتی و سه ماه آموزش نظامی را میگذراندند. همچنین مدارس حزبی پس از دبیرستانی وجود داشتند، مانند مدرسه عالی حزبی لنین، که صرفاً برای ترویج فلسفه رژیم کار میکردند.[۴]
آموزش بزرگسالان همان مسیر آموزش تماموقت جوانان را طی میکرد، با دو استثنا: نخست، بخش هشتساله آموزش عمومی اجباری نبود و در قالب برنامه ششساله فشرده ارائه میشد که پیمودن چهارپایه نخست را در دو سال ممکن میساخت. دوم، کسانی که پس از پایان دبیرستان میخواستند به مؤسسات عالی بروند باید یک سال را به مطالعه مقدماتی اختصاص میدادند، نه به کار تولیدی مانند دانشجویان تماموقت.[۴]
آمارهای رسمی نشان میدهند که رژیم پیشرفت چشمگیری در آموزش به دست آورد. بیسوادی تا اواخر دهه ۱۹۸۰ عملاً ریشهکن شده بود. از مجموع کمتر از ۶۰٬۰۰۰ دانشآموز در همه سطوح در سال ۱۹۳۹ (۱۳۱۸ شمسی)، این شمار تا سال ۱۹۸۷ (۱۳۶۶ شمسی) به بیش از ۷۵۰٬۰۰۰ نفر رسید و بیش از ۴۰٬۰۰۰ معلم در آلبانی تدریس میکردند. حدود ۴۷ درصد از همه دانشآموزان دختر بودند. نسبت فارغالتحصیلان پایه هشتم که به نوعی آموزش متوسطه ادامه دادند از ۳۹ درصد در سال ۱۹۸۰ به ۷۳ درصد در سال ۱۹۹۰ رسید و هیچ روستایی رقمی کمتر از ۵۶ درصد گزارش نداد.[۴]
دوره معاصر
.jpg)
در سال ۱۹۹۰ (۱۳۶۹ شمسی)، طرحی برای گسترش آموزش اجباری از هشت به ده سال اعلام شد. اما سال بعد، بحران اقتصادی و سیاسی بزرگ در آلبانی و فروپاشی نظم عمومی که از آن نشأت گرفت، نظام آموزشی را به هرجومرج کشاند. تخریب گسترده و کمبود شدید کتابهای درسی و لوازم آموزشی آسیب جدی به مدارس وارد آورد و ایتالیا و کشورهای دیگر ناچار شدند کمک مادی بدهند. وزیر آموزش و پرورش در سپتامبر ۱۹۹۱ (شهریور ۱۳۷۰ شمسی) گزارش داد که نزدیک به یکسوم از ۲٬۵۰۰ مدرسه زیر سطح دانشگاه غارت شدهاند و پانزده ساختمان مدرسه با خاک یکسان شدهاست. بسیاری از معلمان از روستاها به شهرها کوچ کردند و مدارس روستایی را بیکادر رها کردند؛ حدود ۲٬۰۰۰ معلم کشور را ترک کردند. محیط بهشدت کنترلشدهای که رژیم کمونیستی در طول بیش از چهل و شش سال بر نظام آموزشی تحمیل کرده بود، سرانجام آزاد شد و زمینه برای بهبود فراهم گردید.[۴]
.jpg)
همانند دوران کمونیسم، انضباط معلمان همچنان یکی از مشکلات اصلی نظام آموزشی آلبانی باقی ماندهاست؛ معلمان به خشونت متوسل میشوند و از دانشآموزان انتظار میرود صرفاً مطالب تعیینشده را حفظ کنند. افزون بر این، فساد در میان معلمان به مشکلی رو به رشد تبدیل شدهاست، چنانچه دادن هدایای گرانقیمت و «پاکتهای» پولی در رویارویی با موعدهای مهم مانند نمره ورودی یا نمره قبولی امری رایج شدهاست. با این حال، تلاشهایی برای پذیرش الگوی غربی صورت گرفته که در آن دانشآموز در مرکز نظام آموزشی قرار دارد، در برابر الگوی شرقی فعلی که در آن معلم نقش غالب را دارد.[۴]
در اواخر دهه ۱۹۹۰، بسیاری از مدارس از طریق بنیادهای جامعه باز سوروس بازسازی یا نوسازی شدند تا شرایط یادگیری بهبود یابد. بیشترِ این پیشرفتها در شهرهای بزرگ، از جمله پایتخت تیرانا، رخ دادهاست. تیرانا از ازدحام شدید در کلاسهای درس رنج میبرد که به برگزاری دو نوبت درسی در روز منجر شدهاست و گرمایش در زمستان نیز مشکل بزرگی است. تبلیغات کمونیستی کهنه از برنامه درسی همه مدارس حذف شده و تأکید بیشتری بر ریاضیات، علوم و علوم انسانی گذاشته شدهاست. هفته درسی از شش روز به پنج روز کاهش یافتهاست. برخی از مدارس مرفهتر شروع به معرفی رایانه کردهاند، اما بسیاری از مدارس هنوز از کمبود لوازم پایه برای کلاسهای آزمایشگاهی رنج میبرند.[۴]
در همین حال، نهادهای خصوصی غیردولتی در همه سطوح با مواد آموزشی بهتر، کادر مجربتر و برنامههای فوقبرنامه — اما با شهریههای گران — تأسیس شدهاند. تغییرات مشابهی در سطح پس از دبیرستان نیز رخ دادهاست. چندین دانشگاه خصوصی در شهرهای مختلف آلبانی تأسیس شدهاند و به دانشجویان امکان تحصیل در رشتههای گوناگون را میدهند. برنامههای آموزش الکترونیکی نیز رو به گسترش هستند. اما برخی از مؤسسات خصوصی پس از دبیرستانی به «کارخانه مدرک» شهرت پیدا کردهاند؛ نمونهای از این مورد، اعطای مدرک دانشگاهی بحثبرانگیز به پسر سیاستمدار سرشناس ایتالیایی امبرتو بوسی بود.[۷] در پی این رویدادها، دولت آلبانی با بستن دهها مؤسسه از این دست تلاش کرد این پدیده را مهار کند.[۸]
در فاصله سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ (۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ شمسی)، صنعت کتابهای درسی با هدف مقرونبهصرفهتر کردن آنها و ارائه انتخاب گستردهتر به دانشآموزان و مدرسان از قیدوبند مقررات رها شد. اما این بخش در برابر رانتخواری آسیبپذیر شد و کیفیت نظام آموزشی آلبانی افت کرد. بازار کتابهای درسی از آثاری که نویسندگانشان فاقد اعتبار لازم بودند انباشته شد و متون با محتوای مشکوک رواج یافتند.[۴]
ساختار نظام آموزشی
نظام آموزشی آلبانی به سطوح زیر تقسیم میشود:[۴]
حق آموزش
ابتکار سنجش حقوق بشر (HRMI) دریافته است که آلبانی تنها ۸۷٫۴ درصد از آنچه بر پایه سطح درآمد کشور برای تحقق حق آموزش باید انجام دهد را برآورده میکند.[۹] HRMI با جداکردن حق آموزش ابتدایی و متوسطه، به این نتیجه رسیدهاست که با در نظر گرفتن سطح درآمد آلبانی، این کشور ۸۶٫۳ درصد از آنچه بر پایه منابع (درآمد) خود برای آموزش ابتدایی باید تحقق بخشد را محقق کردهاست و این رقم برای آموزش متوسطه ۸۸٫۵ درصد است.[۹]
منابع
- ↑ «Albania: History and Background».
- 1 2 "Albanian "Letërsia e gjuhës së ndaluar"" [The Literature of the Prohibited Language] (PDF) (in Albanian). Retrieved 6 ژانویه 2010.
- ↑ «Catholics of Albania». بایگانیشده از اصلی در ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۱.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 "The Albanian education system described and compared with the Dutch system" (PDF). epnuffic.nl (in English). 1 ژانویه 2015. Archived from the original (PDF) on 14 اکتبر 2017. Retrieved 22 آوریل 2017.
- 1 2 3 Nußberger Angelika, Wolfgang Stoppel (2001), Minderheitenschutz im östlichen Europa (Albanien) (PDF) (in German), Universität Köln, p. 75, archived from the original (PDF) on 2016-03-03, retrieved 2010-01-07
- ↑ S.T. Dhamko. Boboshtica. Historie. Boboshtica, 2010 (dorëshkrim). Ff. 139-140.
- ↑ Likmeta، Besar (۴ مه ۲۰۱۲). «Albanian University Quizzed Over Bossi Diploma». Balkan Insight.
{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ «Albania closes 18 universities for issuing fake diplomas». ANSA. ۷ اوت ۲۰۱۴.
{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 "Albania - HRMI Rights Tracker". rightstracker.org (in English). Archived from the original on 24 مارس 2022. Retrieved 13 مارس 2022.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Education in Albania». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۹ مه ۲۰۲۶.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Образовање у Албанији». در دانشنامهٔ ویکیپدیای صربی، بازبینیشده در ۹ مه ۲۰۲۶.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Образование в Албания». در دانشنامهٔ ویکیپدیای بلغاری ، بازبینیشده در ۹ مه ۲۰۲۶.
پیوند به بیرون
- نظام آموزشی آلبانی — گزارش EP-Nuffic بایگانیشده در [تاریخ ناموجود] توسط Archive-It
- ابتکار سنجش حقوق بشر
- آموزش در آلبانی
- آموزش در اروپا بر پایه کشور