آمونت

آمونِت
ایزدبانوی نیروهای پنهان
عضوی از اُگدواد
آمونت با تاج سرخ؛ طراحی امروزی بر پایهٔ تصویرهای به‌جامانده از دوران باستان.
مرکز فرهنگی غالبتبس، هرموپولیس (به‌عنوان عضوی از اُگدواد)
نمادتاج دِشرِت (تاج سرخ مصر سفلی)
همسرآمون
زادگانرع (در برخی متون متأخر که آمونت با نیت همسان دانسته شده)

آمونِت (هیروگلیف مصری: 𓇋𓏠𓈖𓏏) ایزدبانویی در دین مصر باستان بود که بیشتر به‌عنوان همتای مؤنثِ آمون شناخته می‌شد.[۱] او در سنت‌های مربوط به اُگدوادِ هِرموپولیس، همراه با آمون یکی از جفت‌های نیروهای نخستین به شمار می‌رفت و با مفهوم پنهان‌بودن و وضعیت ناشناخته و پیشاکیهانی جهان ارتباط داشت.[۲][۳] بااین‌حال، رابطهٔ آمونت و آمون در طول تاریخ دین مصر همواره به یک شکل باقی نماند. با افزایش اهمیت آمون در تِبِس و شکل‌گیری خانوادهٔ الهی تبایی، موت به‌تدریج جایگاه برجسته‌تری به‌عنوان همسر اصلی آمون به دست آورد؛ در حالی که آمونت بیشتر جایگاه خود را در سنت‌های کهن‌تر و الهیات مربوط به اُگدواد حفظ کرد.[۴]

آمونت برخلاف آمون هرگز به یکی از ایزدبانوان بزرگ و فراگیر سراسر مصر تبدیل نشد، اما حضور او در اُگدواد اهمیت ویژه‌ای به او بخشید.[۵] او نمایندهٔ جنبهٔ مؤنث یکی از نیروهای نخستین آفرینش بود و در کنار دیگر جفت‌های الهی، به وضعیت جهان پیش از شکل‌گیری نظم کیهانی مربوط می‌شد.[۶] در دوره‌های بعد نیز نام و تصویر آمونت در سنت‌های مذهبی مصر باقی ماند و گاه در ارتباط با آیین‌های آمون و دیگر ایزدبانوان تبایی ظاهر شد.[۷]

ریشه‌شناسی

پیکرهٔ آمونت در صحن ستون ششم معبد کرنک.

نام آمونت در خط هیروگلیف مصری به صورت 𓇋𓏠𓈖𓏏 نوشته می‌شد و صورت مؤنث نام آمون به شمار می‌رفت.[۸][۹] در مصرشناسی، نام این ایزدبانو با صورت‌های مختلفی نویسه‌گردانی شده است؛ این تفاوت‌ها ناشی از شیوه‌های گوناگون بازسازی و انتقال نام‌های مصر باستان است. از آنجا که خط هیروگلیفی معمولاً واکه‌های واژه‌ها را به‌طور کامل ثبت نمی‌کرد، تلفظ دقیق نام آمونت را نمی‌توان صرفاً از روی نوشتار هیروگلیفی تعیین کرد.[۱۰] نام آمون با مفهوم «پنهان» یا «پنهان‌شده» ارتباط داشت و نام آمونت نیز از نظر ساخت واژگانی با همین مفهوم پیوند داشت.[۹][۸] در زبان مصر باستان، پسوند مؤنث در ساخت واژه‌ها و نام‌ها به کار می‌رفت و آمونت نیز از همین الگو پیروی می‌کرد.[۱۰]

پیوند نام آمونت با مفهوم «پنهان‌بودن» با جایگاه او در سنت اُگدواد نیز ارتباط داشت. در برخی از صورت‌های این نظام آفرینش، آمون و آمونت یکی از جفت‌های نیروهای نخستین بودند و مفهوم پنهان‌بودن را در قالب یک زوج الهی نرینه و مادینه بیان می‌کردند.[۹][۱۱] با گسترش کیش آمون در تِبِس، مفهوم «پنهان‌بودن» در الهیات آمون اهمیت بیشتری پیدا کرد و آمون به‌عنوان ایزدی پنهان و فراتر از ادراک مستقیم انسان تفسیر شد.[۱۲] بااین‌حال، این تحول بیشتر به الهیات خود آمون مربوط بود و نباید همهٔ مفاهیم متأخر دربارهٔ آمون را مستقیماً به آمونت نسبت داد.[۱۲]

توسعهٔ تاریخی

نقش اولیه

تصویری از اُگدواد مصر، هشت ایزد نخستین، شامل نون و نونت، حو و حوحت، کوک و کوکت، و آمون و آمونت.

آمونت در مقام یکی از اعضای اُگدواد هرموپولیس، بیانگر جنبه‌هایی از هستی نخستین پیش از آفرینش جهان بود. او در این نظام در کنار آمون قرار داشت و این جفت‌بودنِ ایزدان مذکر و مؤنث، یکی از ویژگی‌های مهم اندیشهٔ دینی مصر باستان به شمار می‌رفت. در برداشت‌های نخستین از اُگدواد، این گروه از چهار زوج متوازن تشکیل می‌شد که هر یک نمایندهٔ یکی از نیروها یا مفاهیم بنیادین هستیِ پیش از آفرینش بودند.[۹][۱۱] در فهرست‌های متأخر و رایج‌تر، این چهار جفت شامل نون و نونت، حو و حوحت، کوک و کوکت، و آمون و آمونت بودند.[۹][۱۳] متون اهرام، که از کهن‌ترین متون دینی شناخته‌شدهٔ مصر باستان هستند، از «سایهٔ نیکوکار آمون و آمونت» یاد می‌کنند:[۱۴]

«ای آمون و آمونت! ای جفتِ ایزدان که ایزدان را با سایهٔ خویش به یکدیگر پیوند دادید.»[۱۵]

— متون اهرام، ۴۴۶سی

مصرشناس آلمانی، کورت زته، بر این باور بود که نام‌های آمون و آمونت در اصل عنوان‌هایی برای زوج دوقلوی شو و تِفنوت بوده‌اند؛ زوجی که در سنت هلیوپولیس نخستین فرزندان آتوم، ایزد آفریننده، به شمار می‌رفتند. زته همچنین پیشنهاد کرد که هشت ایزد نخستین بعدها در دین ممفیس به‌عنوان تجلیات پتاح، ایزد آفریننده، تثبیت شدند. در الهیات ممفیس، پتاح در رأس زنجیرهٔ آفرینش قرار داشت و خود تجسم آب‌های نخستین دانسته می‌شد؛ همان آب‌هایی که آتوم از آن‌ها پدید آمد.[۱۶] آمونت در اصل همسر آمون به شمار می‌رفت، همان‌گونه که دیگر ایزدان مؤنثِ اُگدواد نیز در کنار همتایان مذکر خود قرار داشتند. در یک متن کیهان‌شناختی تبسی نیز دربارهٔ پیدایش اعضای مؤنث اُگدواد آمده است: «هشت تن در آنجا پدیدار شدند؛ چهار مرد و برای هر یک، یک زن.»[۱۷]

انتقال پرستش آمون و آمونت از هرموپولیس به تِبِس احتمالاً پیش از دودمان یازدهم رخ نداده است. نخستین شواهد از پرستش آمون در تبس به دوران فرمانروایی شاه اینتف یکم بزرگ بازمی‌گردد؛ زمانی که قدرت تبس به سوی شمال گسترش یافت و با تصرف اَبی دوس، مرزهای قلمرو آن تا شمال پیش رفت. در آن زمان، هرموپولیس، که مرکز اُگدواد و جایگاه پرستش آمونت بود، تحت فرمانروایی شاهان دودمان دهم، مستقر در هِراکِلئوپولیس مگنا، قرار داشت.[۱۸][۱۹]

ایجاد آیین پرستش مستقل آمون و آمونت در تبس ممکن است اقدامی سیاسی و مذهبی از سوی تبسیان برای تضعیف رقبای خود بوده باشد؛ به این صورت که آنان ایزدی مهم برای رقیبانشان را به مرکز مذهبی خود منتقل کردند. همچنین ممکن است یکی از شاهان تبس نیایشگاهی تازه برای آمون در این شهر بنا کرده باشد تا با جلب حمایت ایزد، اقتدار سیاسی خود را تقویت کند. نقش آمون به‌عنوان ایزد پیشگو نیز می‌توانست به تبس کمک کند تا در برابر هرموپولیس به‌عنوان یک مرکز مذهبی رقیب مطرح شود.[۱۸][۱۹]

محلی‌شدن آیین

نقش‌برجسته‌ای از ایزدان آمون، آمونت (مرکز) و موت؛ معبد لوکسور.

دست‌کم از دودمان دوازدهم مصر، حدود ۱۹۹۱ تا ۱۸۰۳ پیش از میلاد، آمونت در بسیاری از موارد جای خود را به موت، همسر آمون، داد؛ زیرا با تحول آیین‌های دینی یا ادغام سنت‌های مشابه در مناطق مختلف، پس از اتحاد دوبارهٔ مصر به‌دست مِنتوهوتپ دوم، جایگاه برخی ایزدان تغییر کرد. بااین‌حال، آمونت همچنان در تِبِس، جایی که آمون در آن پرستش می‌شد، اهمیت محلی خود را حفظ کرد.[۲۰][۹] در این شهر، که پایتخت مصر متحد بود، آمونت به‌عنوان محافظ شاه شناخته می‌شد و در آیین‌های مربوط به تاج‌گذاری سلطنتی، یعنی «خاج-نیسوت»، و جشن‌های سِد نقش برجسته‌ای داشت؛ جشن‌هایی که سالگردهای فرمانروایی شاه را گرامی می‌داشتند.[۲۰] کاهنانی نیز در معبد کرنک، مرکز پرستش آمون، به خدمت آمونت اختصاص داشتند.[۲۰]

در مقایسه با موت، آمونت بیشتر به‌عنوان صورتی انتزاعی و مؤنث از آمون توصیف شده است؛ همانند دیگر زوج‌های مذکر و مؤنثِ اُگدواد که او در اصل یکی از اعضای آن بود.[۹] برخلاف دیگر اعضای مؤنث اُگدواد، پرستش آمونت در دورهٔ متأخر گسترش یافت و شماری از کاهنان او در منابع هیروگلیفی و دموطی شناخته شده‌اند.[۲۰] در جشن‌ها، آمونت با زورق آیینیِ مخصوص خود حضور می‌یافت. حتی در یک پاپیروس متعلق به دورهٔ روم، از بنایی در کرنک با عنوان «صحن روباز آمونت» یاد شده که یکی از ایستگاه‌های مهم جشنوارهٔ خویاک بوده است. از القاب او می‌توان به «آمونت، بانوی بسیار بزرگِ دو سرزمین در کرنک» و «فرمانروا در تِبِس» اشاره کرد. او تنها الهه‌ای است که در «نیایش تِبِس پیروزمند» متعلق به دورهٔ رامسسی در مجموعهٔ معبد کرنک از او نام برده شده است. همچنین در یکی از متون آیینی دورهٔ متأخر، تنها او در کنار آمون به‌عنوان ایزدان اصلی نوم تبس معرفی شده‌اند. این پیوند، آمونت را از موت متمایز می‌کند؛ زیرا موت تنها با مجموعهٔ معابد خود و دریاچهٔ ایشِرو در مجموعهٔ بزرگ‌تر کرنک ارتباط داشت.[۲۰]

آمونت بیشتر در کنار صورت‌های ایستاده و دارای اندام جنسی برافراشتهٔ آمون، مانند آمون‌اُپِه یا آمون-مین-کَموتِف، دیده می‌شود. در تالار جشن تحوتموس سوم، حدود ۱۴۷۹ تا ۱۴۲۵ پیش از میلاد، آمونت در کنار مین، ایزد باروری، در حالی به تصویر کشیده شده است که گروهی از ایزدان را برای دیدار با شاه در جشن سالگرد فرمانروایی او هدایت می‌کند.[۲۰] از نظر اسطوره‌شناختی، آمونت مادر-همسر آمون-مین دانسته می‌شد؛ موضوعی که لقب او، «گاو نرِ مادر خویش»، نیز به آن اشاره دارد.[۲۰] کتیبه‌های کرنک از او با عنوان «مادر همراه با پدر در آغاز» یاد می‌کنند و او را تجسم نیلوفر نخستینی می‌دانند که خدای خورشید را به دنیا آورد.[۱۲] در برخی کتیبه‌های کرنک، آمونت با بسامد کمتری دختر یا خواهر-همسر آمون نیز معرفی شده است.[۲۰] باوجود جایگاه پایدار آمونت به‌عنوان الهه‌ای محلی در مهم‌ترین شهر مصر، پرستش او در خارج از منطقهٔ تبس، که بعدها به مرکز مذهبی مسلط مصر متحد تبدیل شد، پیروان چندانی پیدا نکرد.[۹][۲۰]

متون یونانی-رومی بر کیهان‌زایی اُگدواد تأکید دارند؛ در این روایت، آمون، به شکل گاو نر، و آمونت، به شکل گاو ماده، آفرینندگان نخستین هستند و پیش از شکل‌گیری اگدواد وجود داشتند. اگدواد از چهار گاو نر، یعنی مونتوها، و چهار گاو ماده، یعنی رَعِت‌تاوی‌ها، تشکیل می‌شد. اتحاد آمون و آمونت نماد آفرینش خورشید بود؛ رویدادی بنیادین در کیهان‌زایی. این باور در لقب آمون‌اُپه، یعنی «کهن‌ترینِ ایزدان نخستین»، و در عنوان آمونت، «گاو بزرگ که رَع را به دنیا آورد»، بازتاب یافته است.[۱۲] الههٔ رَعِت صورت مؤنثِ رَع، ایزد خورشید، بود و مونتو و آمون هر دو با رع ارتباط داشتند. در پاپیروس لیدن، آمون چنین توصیف شده است: «آن‌که از رع پدیدار شد، از آن‌کس که آنچه هست و آنچه نیست را آفرید؛ پدرِ پدران، مادرِ مادران، گاو نرِ آن چهار زن جوانِ آغازین.» در این متن، آمون چهار جنبهٔ مذکر اگدواد را در خود مجسم می‌کند؛ جنبه‌هایی که هم‌زمان رع و مونتو را نیز دربرمی‌گرفتند و قرار بود با چهار الهه متحد شوند. در یک پاپیروس دموطی از ابوصیر المَلِق، پتاح-تاتِنِن، که در این متن ایزدی برتر از اگدواد به شمار می‌رود، فرمان می‌دهد که هشت ایزد با یکدیگر متحد شوند و نطفهٔ خود را در دریاچهٔ بزرگ هرموپولیس بریزند؛ پس از آن، نخستین خدای خورشید از این اتحاد پدیدار می‌شود.[۱۲] در یکی از اسطوره‌های آفرینش تبس که در «سرود ایزدان نخستین» توصیف شده است، آمون برای نخستین‌بار از تخمی نامرئی در دریاچهٔ دو چاقو، مکانی اسطوره‌ای که خدای خورشید هر روز از آن عبور می‌کرد، بر فراز تپهٔ نخستین در هرمونتیس سر برآورد و آمونت همراه او بود.[۱۲]

در دورهٔ پادشاهی نوین، از دودمان بیست‌وششم به بعد، آمون و آمونت در خارج از تبس تنها به‌عنوان اعضای اُگدواد ظاهر می‌شوند؛ درحالی‌که سنت‌های تبسی آنان را یک نسل بالاتر از اُگدواد قرار می‌دهند و زوج دوقلوی نیاو و نیاوت را جایگزین آنان می‌کنند.[۱۲] در برخی آثار یادمانی بطلمیوس سوم اورگتس در تبس، که در آن‌ها زوج جدید نیاو و نیاوت تعداد هشت ایزد نخستین را کامل می‌کنند، آمون و آمونت با زوج نون و نونت همسان دانسته شده و پدر و مادر خدای خورشید، آتوم، معرفی می‌شوند.[۱۲]

باوجود آنکه آمونت تا دورهٔ پادشاهی بطلمیوسی، ۳۲۳ تا ۳۰ پیش از میلاد، همچنان ایزدی مستقل باقی ماند، در برخی متون متأخر کرنک با نیت همسان دانسته شده است. در همین دوره، تصویر او در حال شیر دادن به فیلیپ سوم مقدونی (۳۲۳ تا ۳۱۷ پیش از میلاد) ــ که بلافاصله پس از تاج‌گذاری خود در قالب کودکی الهی ظاهر می‌شود ــ بر دیوار بیرونی تالار جشن دودمان هجدهمِ تحوتموس سوم در کرنک حک شده است.[۲۰] آمونت نیز مانند نیت با القابی همچون «گاو بزرگ که رَع را به دنیا آورد»، «مادر رَع»، «مادر روشنایی» و «مادر خدا» خوانده می‌شد.[۲۰]

شمایل‌نگاری

تاج دِشرِت؛ در بسیاری از تصاویر، آمونت تاج دشرت، تاج سرخ مصر سفلی، را بر سر دارد.

آمونت در هنر مصر باستان معمولاً به‌صورت زنی با پیکر انسانی به تصویر کشیده می‌شد. مهم‌ترین ویژگی شمایل‌نگاری او تاجی بود که بر سر داشت و به تشخیص او از دیگر ایزدبانوان کمک می‌کرد. در بسیاری از تصاویر، آمونت تاج دِشرت، یعنی تاج سرخ مصر سفلی، را بر سر دارد؛ انتخابی که با وجود حضور برجستهٔ او در تِبِس، معنای دقیق آن همچنان کاملاً روشن نیست.[۲۰] او معمولاً لباس بلند و چسبانِ رایج در شمایل‌نگاری ایزدبانوان مصر را بر تن داشت و عصایی از پاپیروس در دست می‌گرفت. عصای پاپیروس یکی از عناصر رایج در تصاویر ایزدبانوان بود و در صحنه‌های مذهبی و معبدی، جایگاه الهی او را نشان می‌داد. آمونت همچنین ممکن بود با دیگر نشان‌های متداول قدرت و مقام ایزدی، از جمله عصای واس یا نشان عنخ، ظاهر شود.[۲۰][۹]

یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های تصویر آمونت، تندیس عظیم او در مجموعهٔ معابد کرنک است که در دوران فرمانروایی توت‌عنخ‌آمون نصب شد. این تندیس، آمونت را در قالب یک ایزدبانوی انسانی و با تاج سرخ نشان می‌دهد و از مهم‌ترین شواهد باقی‌مانده دربارهٔ شمایل‌نگاری او به شمار می‌رود. قرار گرفتن چنین تندیسی در کرنک همچنین نشان می‌دهد که آمونت، با وجود جایگاه محدودتر خود در مقایسه با موت، همچنان در آیین‌های رسمی تبس اهمیت داشت.[۲۰]

نقش‌برجسته‌ای از آمون و آمونت؛ نیایشگاه مرکزی بارک در کرنک، نمای بیرونی.

آمونت در صحنه‌های معبدی اغلب در ارتباط مستقیم با آمون ظاهر می‌شود. بااین‌حال، برخلاف موت که معمولاً در کنار آمون و خونسو به‌عنوان بخشی از سه‌گانهٔ تبسی نمایش داده می‌شد، آمونت عموماً همراه خونسو یا دیگر ایزدان کودک دیده نمی‌شود. تصاویر او بیشتر بر رابطهٔ مستقیمش با آمون تأکید دارند و به سنت کهن‌تر زوج آمون و آمونت بازمی‌گردند.[۲۰] در برخی صحنه‌ها، آمونت در کنار جلوه‌های ویژه‌ای از آمون، به‌خصوص آمون-مین-کَموتِف، ظاهر می‌شود. این صورت‌های آمون با باروری، زایندگی و نیروی تولیدکننده ارتباط داشتند و حضور آمونت در کنار آنان، پیوند ویژهٔ این ایزدبانو با جنبه‌های خاصی از شخصیت آمون را نشان می‌دهد.[۹] شمایل‌نگاری آمونت در دوره‌های متأخر نیز تحول یافت. در برخی سنت‌های متأخر، به‌ویژه در پیوند با الهیات کرنک، او نقش‌های مادری بیشتری پیدا کرد و با ایزدبانوان دیگری مانند نیت ارتباط یافت یا با آنان همسان دانسته شد. این تحول در القاب و نقش‌های آیینی او نیز بازتاب داشت، هرچند تصویر اصلی آمونت همچنان عمدتاً تصویر یک زن الهی با تاج مشخص خود باقی ماند.[۱۲]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ Wilkinson 2003‌ p. 91
  2. ↑ Pinch 2002‌ pp. 28–30
  3. ↑ Wilkinson 2003‌ p. 91
  4. ↑ Pinch 2002‌ pp. 28–30
  5. ↑ Wilkinson 2003‌ p. 91
  6. ↑ Pinch 2002‌ pp. 28–30
  7. ↑ Wilkinson 2003‌ pp. 91–97
  8. 1 2 Wilkinson 2003, pp. 91–93.
  9. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 Pinch 2002, pp. 28–30.
  10. 1 2 Allen 2014, pp. 7–9.
  11. 1 2 Wilkinson 2003, pp. 25–26.
  12. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 Assmann 2012, pp. 133–156.
  13. ↑ Wilkinson 2003, pp. 25–26, 91–93.
  14. ↑ Allen 2005, pp. 101–102.
  15. ↑ Sethe, 1908–1922 & Vol. I, pp. 101–102.
  16. ↑ Sethe 1929, pp. 1–14.
  17. ↑ Sethe 1929, pp. 15–20.
  18. 1 2 Sethe 1929, pp. 7–14.
  19. 1 2 Drioton 1958, pp. 33–34.
  20. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 Wilkinson 2003, pp. 91–97.

منابع و برای مطالعه بیشتر

Wilkinson، Richard H. (۲۰۰۳). The Complete Gods and Goddesses of Ancient Egypt. Thames & Hudson.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)

Pinch، Geraldine (۲۰۰۲). Egyptian Mythology: A Guide to the Gods, Goddesses, and Traditions of Ancient Egypt. Oxford University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)

Allen، James P. (۲۰۱۴). Middle Egyptian: An Introduction to the Language and Culture of Hieroglyphs. Cambridge University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)

Assmann، Jan (۲۰۱۲). Death and Salvation in Ancient Egypt. Cornell University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)

Allen، James P. (۲۰۰۵). Middle Egyptian: An Introduction to the Language and Culture of Hieroglyphs. Cambridge University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)

Sethe، Kurt (۱۹۰۸–۱۹۲۲). Die altägyptischen Pyramidentexte. J. C. Hinrichs.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)

Sethe، Kurt (۱۹۲۹). Amun und die acht Urgötter von Hermopolis: Eine Untersuchung über Ursprung und Wesen des ägyptischen Götterkönigs. Verlag der Bayerischen Akademie der Wissenschaften.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)

Drioton، Étienne (۱۹۵۸). Les religions de l'Égypte ancienne. Presses Universitaires de France.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)