آمیرالدیسم

آمیرالدیسم یا آمیرالدگرایی (انگلیسی: Amyraldism)، آموزهای در مسیحیت است که میگوید خدا نجات را برای همه ممکن کرده است، اما در نهایت فقط کسانی نجات مییابند که خدا به آنان ایمان مؤثر میبخشد.
آمیرالدگرایی آموزهای در الهیات اصلاحشده است که در سدهٔ هفدهم با موئیز آمیرُو، استاد الهیات آکادمی سومور در فرانسه، پیوند یافت. این دیدگاه که گاه مکتب سومور یا گونهای از جهانشمولگرایی فرضی (انگلیسی: hypothetical universalism) خوانده میشود، میکوشد میان جهانشمولبودن مشروطِ نجات در کفارهٔ مسیح و آموزهٔ کالوینیستیِ گزینش بیشرط جمع کند.[۱]
بر پایهٔ صورت کلاسیک این آموزه، خدا نجات را از طریق مسیح برای همهٔ انسانها، به شرط ایمان، مقرر کرده است؛ اما از آنجا که انسانِ سقوطکرده بدون فیض الهی به ایمان نمیرسد، خدا در حکمی خاص برخی را برمیگزیند و فیض مؤثرِ لازم برای ایمان را به آنان عطا میکند. در نتیجه، کفاره از حیث عرضه و کفایت جنبهای جهانشمول دارد، اما نجات بالفعل تنها در برگزیدگان تحقق مییابد. تقدم حکم جهانشمول بر حکم گزینش در این دستگاه، تقدم منطقی است و نه تقدم زمانی.[۲]
آمیرالدیسم معمولاً گونهای از کالوینیسم بهشمار میرود، زیرا گزینش بیشرط، ناتوانی انسان از رسیدن مستقل به ایمان و ضرورت فیض مؤثر الهی را حفظ میکند. با این حال، برداشت آن از گسترهٔ کفاره با صورتهایی از کالوینیسم که بر کفاره محدود یا کفارهٔ اختصاصی برای برگزیدگان تأکید میکنند تفاوت دارد. این آموزه همچنین با آرمینیوسی یکسان نیست؛ آمیرُو خود آرمینیوسی را رد میکرد و گزینش الهی را وابسته به پیشآگاهی خدا از تصمیم مستقل انسان نمیدانست.[۳]
آموزه
در الهیات آمیرُو دو جنبه از ارادهٔ نجاتبخش خدا از یکدیگر متمایز میشوند. نخست، ارادهای مشروط و جهانشمول که بر اساس آن نجات برای همهٔ انسانها در صورت ایمان به مسیح مهیا است؛ و دوم، حکم خاص و مؤثری که بر اساس آن خدا برخی انسانها را برمیگزیند و آنان را به ایمان میرساند.
آمیرُو این ترتیب را راهی برای توضیح همزمان آیاتی میدانست که از محبت خدا به جهان و دعوت همگانی به نجات سخن میگویند و آیاتی که در الهیات اصلاحشده مبنای آموزهٔ گزینش خاص شمرده میشدند. در این نظام، شرط ایمان واقعاً برای همه مطرح است، اما به سبب فساد طبیعت انسانی هیچکس بدون عمل خاص فیض خدا آن شرط را برآورده نمیکند. ازاینرو نتیجهٔ نهایی از نظر شمار نجاتیافتگان با آموزهٔ کالوینیستیِ گزینش خاص تفاوتی ندارد؛ اختلاف اصلی در چگونگی تبیین ارادهٔ خدا و گسترهٔ کفاره است.[۴]
این ترتیب گاه بهصورت دو حکم توضیح داده میشود: حکم مشروطِ «نجات همه در صورت ایمان» و حکم مطلقِ گزینش برخی برای دریافت ایمانی که شرط نخست را محقق میکند. بنابراین آمیرالدیسم نه نجات همگانی را تعلیم میدهد و نه اراده و انتخاب مستقل انسان را علت نهایی گزینش الهی قرار میدهد.
پیشینه
جهانشمولگرایی فرضی پیش از موئیز آمیرُو نیز در بخشهایی از سنت اصلاحشده وجود داشت و نباید پیدایش آن را کاملاً به او نسبت داد. شماری از الهیدانان اصلاحشدهٔ سدههای شانزدهم و هفدهم، از جمله برخی شرکتکنندگان در مجمع دورت، صورتهایی از این دیدگاه را دربارهٔ گسترهٔ کفاره پذیرفته بودند.[۵]
پژوهشهای جدید بهویژه میان جهانشمولگرایی فرضی انگلیسی و آمیرالدیسم فرانسوی تمایز میگذارند. برای نمونه، جان داوننت، اسقف و الهیدان انگلیسی و نمایندهٔ انگلستان در مجمع دورت، پیش از انتشار آثار اصلی آمیرُو از صورتی از جهانشمولگرایی فرضی دفاع میکرد. مایکل جی. لینچ استدلال کرده است که سنت داوننت مسیر مستقلی در درون الهیات اصلاحشده داشت و یکیانگاشتن آن با آمیرالدیسم فرانسوی از خطاهای رایج تاریخنگاری این موضوع است.[۶]
جان کامرون و مکتب سومور
زمینهٔ مستقیم الهیات آمیرُو را آموزههای جان کامرون، الهیدان اسکاتلندی، فراهم کرد. کامرون از ۱۶۱۸ در آکادمی سومور تدریس کرد و اگرچه دوران حضورش در آنجا کوتاه بود، بر نسلی از الهیدانان پروتستان فرانسوی، از جمله آمیرُو، تأثیر چشمگیری گذاشت.[۷]
کامرون میان جنبههای مختلف اراده و عهد الهی تمایز میگذاشت و بر نوعی فیض جهانشمولِ مشروط تأکید داشت. آمیرُو این چارچوب را بسط داد و آن را به مسئلهٔ تقدیر ازلی و گسترهٔ کفاره پیوند زد. از این رو پژوهشهای جدید کامرون را از مهمترین زمینهسازان فکری مکتب سومور و جهانشمولگرایی فرضیِ آمیرُو میدانند.[۸]
آکادمی سومور در سدهٔ هفدهم به یکی از مراکز مهم الهیات اوگنوها تبدیل شد. افزون بر آمیرُو، الهیدانانی مانند ژوزوئه دو لا پلاس و لوئی کاپل نیز با این مرکز مرتبط بودند. با این حال، «مکتب سومور» یک جریان کاملاً یکدست نبود؛ پژوهشهای جدید میان جناح معتدل آن به نمایندگی آمیرُو و گرایشهای رادیکالترِ بعدی تمایز میگذارند.[۸]
آمیرُو و تدوین آموزه
موئیز آمیرُو در آغاز حقوق خواند، اما سپس به الهیات روی آورد و بهویژه تحت تأثیر جان کامرون قرار گرفت. او در سال ۱۶۳۳ به استادی الهیات در آکادمی سومور رسید و یک سال بعد رسالهٔ رسالهٔ مختصر دربارهٔ تقدیر ازلی و وابستگیهای اصلی آن را منتشر کرد؛ اثری که مبنای اصلی مناقشه بر سر آموزهٔ او شد.[۹]
آمیرُو بر آن بود که خدا نجات همهٔ انسانها را در صورت ایمان میخواهد، ولی این ارادهٔ جهانشمول مشروط است؛ زیرا انسان سقوطکرده بدون فیض خاص خدا قادر به رسیدن به ایمان نجاتبخش نیست. بدین ترتیب، در کنار دعوت و ارادهٔ مشروط و همگانی برای نجات، حکم خاص گزینش باقی میماند که به موجب آن تنها برگزیدگان بهطور مؤثر به ایمان هدایت میشوند.[۸]
او این دستگاه را نه خروج از سنت اصلاحشده، بلکه تفسیری از آن میدانست و بهطور صریح با آرمینیوسی مخالفت میکرد. پژوهشهای جدید دربارهٔ مکتب سومور نیز نسبتدادن سادهٔ آموزهٔ او به «نیمهآرمینیوسی» را گمراهکننده دانستهاند و تأکید میکنند که آمیرُو همچنان آموزههای اصلاحشدهٔ گزینش و اثربخشی فیض نجاتبخش را حفظ میکرد.[۸]
مناقشه در کلیساهای اصلاحشده
انتشار دیدگاههای آمیرُو واکنش گستردهای در کلیساهای اصلاحشدهٔ فرانسه، جمهوری هلند و سوئیس برانگیخت. مخالفان او بیم داشتند که پذیرش کفاره و ارادهٔ نجاتبخش جهانشمول، انسجام آموزهٔ کالوینیستیِ گزینش خاص را تضعیف کند. از منتقدان برجستهٔ مکتب سومور میتوان به پیر دو مولن، فریدریش اشپانهایم، آندره ریوِه و بعدها فرانسیس توریتین اشاره کرد.
دیدگاه آمیرُو در سینود آلانسن در سال ۱۶۳۷ مورد بررسی قرار گرفت. با وجود اعتراض مخالفان، آمیرُو و همفکرش پل تستار از کلیسای اصلاحشده اخراج یا بهعنوان بدعتگذار محکوم نشدند و توضیحات آنان پذیرفته شد، هرچند از آنان خواسته شد در بیان آموزههای مورد مناقشه احتیاط کنند.[۱۰]
موضوع در سینودهای ملی بعدی در شرانتون-لو-پون و لودون نیز مطرح شد. این مناقشات به انشعاب رسمی در کلیساهای اصلاحشدهٔ فرانسه منجر نشد و آمیرُو تا پایان زندگی در جایگاه خود در سومور باقی ماند. ازاینرو، جایگاه تاریخی آمیرالدیسم در پروتستانتیسم اصلاحشده پیچیدهتر از تقابل سادهٔ «راستکیشی و بدعت» بوده است.
در خارج از فرانسه مخالفت شدیدتر بود. این نگرانیها سرانجام در تدوین اجماع هلوتی در ۱۶۷۵ نقش داشت؛ اعتقادنامهای اصلاحشده در سوئیس که از جمله برای مقابله با شماری از آموزههای مرتبط با مکتب سومور، بهویژه دربارهٔ فیض جهانشمول، تنظیم شد.[۱۱]
آمیرالدیسم و جهانشمولگرایی فرضی
آمیرالدیسم یکی از گونههای جهانشمولگرایی فرضی است، اما دو اصطلاح از نظر تاریخی کاملاً مترادف نیستند. جهانشمولگرایی فرضی عنوان گستردهتری است که برای شماری از دستگاههای الهیاتی در درون سنت اصلاحشده به کار میرود که به نحوی از کفاره یا ارادهٔ نجاتبخش جهانشمول سخن میگویند، در حالی که نجات بالفعل را به برگزیدگان محدود میکنند.[۱۲]
بررسیهای تاریخی دربارهٔ جان داوننت و الهیدانان انگلیسی نشان داده است که این دیدگاه پیش از آمیرالدیسم فرانسوی در سنت اصلاحشده حضور داشت. به همین دلیل، کاربرد «آمیرالدیسم» برای همهٔ اشکال جهانشمولگرایی فرضیِ اصلاحشده میتواند از نظر تاریخی گمراهکننده باشد.[۱۳]
تفاوت با آرمینیوسی
هر دو آمیرالدیسم و آرمینیوسی میتوانند از نوعی جهانشمولبودن کفاره سخن بگویند، اما تبیین آنها از گزینش و فیض متفاوت است. در آرمینیوسی کلاسیک، گزینش با ایمان و پاسخ انسان به فیض پیوند دارد؛ در حالی که آمیرالدیسم گزینش بیشرط را حفظ میکند و ایمان نجاتبخش را نتیجهٔ عمل خاص و مؤثر خدا در برگزیدگان میداند.
بنابراین آمیرالدیسم را نمیتوان صرفاً نقطهٔ میانی میان کالوینیسم و آرمینیوسی تلقی کرد. پژوهشهای جدید در تاریخ الهیات اصلاحشده آن را یکی از جریانهای درونیِ سنت اصلاحشدهٔ سدهٔ هفدهم بررسی میکنند، هرچند حدود سازگاری آن با برخی صورتهای اعتقادی کالوینیسم از همان دوره محل مناقشه بوده است.[۱۴]
نقد
منتقدان کالوینیست آمیرالدیسم استدلال کردهاند که جمع میان ارادهٔ جهانشمول خدا برای نجات همه و حکم خاص او برای نجات تنها برگزیدگان دشوار است و ممکن است به ناسازگاری در نظریهٔ کفاره بینجامد. بنجامین برکینریج وارفیلد، برای نمونه، آمیرالدیسم را صورتی تعدیلشده از کالوینیسم میدانست که از نظر او از ثبات منطقی کافی برخوردار نبود.[۱۵]
در مقابل، پژوهشگران دیگری بر این نکته تأکید کردهاند که جهانشمولگرایی فرضی در تاریخ الهیات اصلاحشده سابقهای گستردهتر از آمیرُو داشته و برخی از پیروان آن خود را کاملاً در چهارچوب اعتقادنامههای اصلاحشده میدانستند. بنابراین بحث دربارهٔ آمیرالدیسم تنها اختلافی بر سر «کفارهٔ محدود یا نامحدود» نیست، بلکه به مسائل گستردهتری مانند ترتیب منطقی احکام الهی، ارادهٔ خدا، گزینش، فیض و رابطهٔ میان کفایت و اثربخشی کفاره مربوط میشود.[۱۶]
جستارهای وابسته
- کالوینیسم
- آرمینیوسی
- جهانشمولی مسیحی
- کفاره در مسیحیت
- کفاره محدود
- تقدیر ازلی
- گزینش بیشرط
- مجمع دورت
- آکادمی سومور
- اجماع هلوتی
برای مطالعهٔ بیشتر
- Lynch, Michael J. (2021). John Davenant's Hypothetical Universalism: A Defense of Catholic and Reformed Orthodoxy. Oxford University Press. ISBN 9780197555149.
- Armstrong, Brian G. (1969). Calvinism and the Amyraut Heresy: Protestant Scholasticism and Humanism in Seventeenth-Century France. University of Wisconsin Press.
- Van Stam, Frans Pieter (1988). The Controversy over the Theology of Saumur, 1635–1650. APA-Holland University Press.
- Muller, Richard A. (2006). "Divine Covenants, Absolute and Conditional: John Cameron and the Early Orthodox Development of Reformed Covenant Theology". Mid-America Journal of Theology. 17: 11–56.
- Guillemin, Thomas (2021). "« La doctrine de Saulmur et de Blois » : l'aile radicale de l'École théologique de Saumur". Dix-septième siècle. 293 (4): 271–283. doi:10.3917/dss.214.0271.
منابع
- ↑ Crisp, Oliver D. (2014). Deviant Calvinism: Broadening Reformed Theology. Fortress Press. pp. 175–201. ISBN 9781451487596.
- ↑ Amyraut, Moïse (1634). Brief traitté de la prédestination et de ses principales dépendances. Saumur: Jean Lesnier & Isaac Desbordes.
- ↑ Guillemin, Thomas (2021). "« La doctrine de Saulmur et de Blois » : l'aile radicale de l'École théologique de Saumur". Dix-septième siècle. 293 (4): 271–283. doi:10.3917/dss.214.0271.
- ↑ Crisp, Oliver D. (2014). Deviant Calvinism: Broadening Reformed Theology. Fortress Press. pp. 185–190. ISBN 9781451487596.
- ↑ Muller, Richard A. (2008). "Review of English Hypothetical Universalism: John Preston and the Softening of Reformed Theology". Calvin Theological Journal. 43: 149–150.
- ↑ Lynch, Michael J. (2021). John Davenant's Hypothetical Universalism: A Defense of Catholic and Reformed Orthodoxy. Oxford University Press. doi:10.1093/oso/9780197555149.001.0001. ISBN 9780197555149.
- ↑ Muller, Richard A. (2006). "Divine Covenants, Absolute and Conditional: John Cameron and the Early Orthodox Development of Reformed Covenant Theology". Mid-America Journal of Theology. 17: 11–56.
- 1 2 3 4 Guillemin, Thomas (2021). "« La doctrine de Saulmur et de Blois » : l'aile radicale de l'École théologique de Saumur". Dix-septième siècle. 293 (4): 271–283. doi:10.3917/dss.214.0271.
- ↑ Amyraut, Moïse (1634). Brief traitté de la prédestination et de ses principales dépendances. Saumur: Jean Lesnier & Isaac Desbordes.
- ↑ Guillemin, Thomas (2021). "« La doctrine de Saulmur et de Blois » : l'aile radicale de l'École théologique de Saumur". Dix-septième siècle. 293 (4): 271–283. doi:10.3917/dss.214.0271.
- ↑ Tipson, Baird (2007). "Jean-Alphonse Turrettini (1671–1737) on Natural Theology: The Triumph of Reason Over Revelation at the Academy of Geneva". Scottish Journal of Theology. 60 (3): 301–325. doi:10.1017/S0036930607003306.
- ↑ Crisp, Oliver D. (2014). Deviant Calvinism: Broadening Reformed Theology. Fortress Press. pp. 175–201. ISBN 9781451487596.
- ↑ Lynch, Michael J. (2021). John Davenant's Hypothetical Universalism: A Defense of Catholic and Reformed Orthodoxy. Oxford University Press. pp. 1–22. doi:10.1093/oso/9780197555149.003.0001. ISBN 9780197555149.
- ↑ Guillemin, Thomas (2021). "« La doctrine de Saulmur et de Blois » : l'aile radicale de l'École théologique de Saumur". Dix-septième siècle. 293 (4): 271–283. doi:10.3917/dss.214.0271.
- ↑ Warfield, Benjamin B. (1915). The Plan of Salvation. Philadelphia: Presbyterian Board of Publication. pp. 119–120.
- ↑ Lynch, Michael J. (2021). John Davenant's Hypothetical Universalism: A Defense of Catholic and Reformed Orthodoxy. Oxford University Press. doi:10.1093/oso/9780197555149.001.0001. ISBN 9780197555149.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Amyraldism». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۶.
- الهیات کالونیستی
- کفاره در مسیحیت