آنتون زیشکا

آنتون زیشکا
آنتون زیشکا در سال ۱۹۸۳
زادهٔ۱۴ سپتامبر ۱۹۰۴
وین، امپراتوری اتریش-مجارستان
درگذشت۳۱ مهٔ ۱۹۹۷ (۹۲ سال)
ملیتاتریشی
دیگر نام‌هاروپرت دونکان، توماس دارینگ، داریوس پلخا و آنتال سوربا
پیشه(ها)مؤلف و روزنامه‌نگار


آنتون زیشکا (آلمانی: Anton Zischka؛ ۱۴ سپتامبر ۱۹۰۴–۳۱ مه ۱۹۹۷) مؤلف و روزنامه‌نگار اتریشی و یکی از موفق‌ترین نویسندگان آثار غیرداستانی در قرن بیستم بود. او همچنین با نام‌های مستعار روپرت دونکان، توماس دارینگ، داریوس پلخا و آنتال سوربا می‌نوشت. او ۴۰ کتاب منتشر کرد که بیشتر آن‌ها موضوعات غیرداستانیِ اقتصادی و فنی را پوشش می‌دادند و به ۱۸ زبان ترجمه شده‌اند. در ایران کتاب «جنگ مخفی برای نفت» از او به فارسی ترجمه شده است.

زندگی

زیشکا در سنین جوانی در دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ تحصیل کرد. او که به چندین زبان مسلط بود، از سال ۱۹۲۴ تا ۱۹۲۹ در روزنامه «نویه فریه پرسه» فعالیت می‌کرد و از سال ۱۹۳۰ در پاریس به عنوان خبرنگار برای روزنامه‌های مختلف اروپایی و آمریکایی مشغول به کار شد. موفقیت او در روزنامه‌نگاری به وی اجازه داد تا یک هواپیمای شخصی خریداری و از آن استفاده کند که امکان گزارش‌دهی در سطح بین‌المللی را برایش فراهم می‌کرد. گزارش‌های او دربارهٔ فاجعه سیل چین در سال ۱۹۳۱ تقریباً توسط تمامی روزنامه‌های اروپایی پوشش داده شد. زیشکا از زمان موفقیت نخستین کتابش با عنوان «دنیای دیوانه» در سال ۱۹۳۳، به عنوان نویسنده‌ای آزاد به فعالیت خود ادامه داد و از سال ۱۹۳۵ تا زمان مرگش در سال ۱۹۹۷، به همراه همسر هلندی‌اش در ملک شخصی‌شان (فینکا) در سن ویسنته در مایورکا اقامت داشت. بخش‌هایی از آرشیو خصوصی زیشکا اکنون در موزه آلمان در مونیخ نگهداری می‌شود.[۱]

توصیف سفرها و تجربیات صنعتی

در آغاز دهه ۱۹۳۰، گزارش‌های زیشکا دربارهٔ کشورهای خارجی و صنایع جهانی (او به صورت مخفیانه در معادن زغال‌سنگ بلژیک و میدان‌های نفتی رومانی کار کرده بود) موجب ترویج خبرگی و اصالت در آثارش شد. او مخاطبان گسترده‌ای در آلمان نازی و همچنین در خارج از کشور یافت.

رشد و موفقیت انتشارات گلدمن در لایپزیگ، عمدتاً بر پایه موفقیت کتاب‌های پرفروش زیشکا بنا شده بود؛ آثاری که با نمونه‌هایی نظیر رمان پرفروش «مواد خام» اثر کارل آلویس شنرینگر که در دوران رایش سوم نوشته شده بود و جنبه داستانی بیشتری داشت، متفاوت بودند. زیشکا در اسپانیا ماند (و سرسختانه به نوشتن آثار غیرداستانی پایبند بود) و در سطح بین‌المللی نیز مورد تحسین قرار گرفت. او سرانجام (پس از برخی تلاش‌های بی‌ثمر) حامی و پشتیبانی در میان نخبگان نازی به نام فریتس تت پیدا کرد. فرد مذکور کتاب «علم انحصارها را می‌شکند» (۱۹۳۶) را به عنوان کتاب درسی در مدارس متوسطه معرفی کرد و نام زیشکا را در میان دولتمردان رژیم بر سر زبان‌ها انداخت. این کتاب به ۱۸ زبان ترجمه شد و در سراسر جهان به فروش رسید.[۲]

در خدمت تلاش‌های تبلیغاتی رایش سوم

زیشکا، مشابه کتاب «جنگ نفت» (Ölkrieg)، پس‌زمینه جنگ و درگیری‌های مسلحانه را به عنوان نبردهایی ساده برای زمین و مواد خام تبیین می‌کرد. زیشکا پیشرفت‌های فنی آلمان مانند تبدیل زغال‌سنگ به مایع یا فرایند هابر را به عنوان تضمین‌کننده صلح معرفی می‌کرد. او سرمایه‌داری حریصانه انحصارات بریتانیایی یا آمریکایی را در مقابل «جامعه ملی» نظام‌مند و ارگانیک آلمانی قرار می‌داد که مایل به اشتراک‌گذاری فناوری خود است. زیشکا در برابر افکار عمومی دموکراتیک آنگلوساکسون ــ جامعه‌ای که تحت سلطه رسانه‌های جمعی و سیاست‌های حزبی بود ــ ایدئال (بسیار آلمانی) خود یعنی یک سنتز ارگانیک را قرار داد؛ یک گمنشافت مشترک مبتنی بر یک جنبش توده‌ای گسترده به رهبری فن‌سالارانی که بر اساس معیارهای کارایی تصمیم‌گیری می‌کنند.

زیشکا در خدمت باورهای رایج آن زمانِ آلمان بود.[۳] زیشکا از یهودستیزی صریح و شوونیسم بی‌پرده اجتناب می‌کرد، که این امر به او اجازه می‌داد تصویری صلح‌آمیز و «مدرن» از رایش سوم ترسیم کند و دقیقاً در خدمت اهداف تبلیغاتی پیش از جنگِ رایش باشد. این موضوع همچنین موضعِ پس از جنگ زیشکا را به عنوان یک فن‌سالار غیرسیاسی و صلح‌طلب تسهیل کرد. با این حال، زیشکا در سال ۱۹۴۰ به حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان پیوست و عضو جبهه کارگری آلمانی بود. او همچنین نیروهای لژیون کوندور را آموزش و تعلیم داد و پرونده‌هایی دربارهٔ وضعیت سیاسی اسپانیا به مقامات دولتی نازی ارائه کرد.

تأثیر بر بحث‌های عمومی در رایش سوم

انتشارات زیشکا بحث‌های عمومی را دربارهٔ اقداماتی برای افزایش خودکفایی انرژی تقویت کرد و (برخلاف میل صنایع پتروشیمی آلمان) منجر به ساخت چندین کارخانه تبدیل زغال‌سنگ به مایع در آلمان شد.[۴] در دنیای واقعی، آن کارخانه‌ها نه برای صلح جهانی، بلکه بنزین مورد نیاز برای «جنگ‌های برق‌آسا» ورماخت را تأمین کردند.

شروع مجدد و موفقیت‌های بعدی پس از ۱۹۴۵

دستور متفقین برای بازگرداندن اتباع به کشورشان، منجر به بازداشت زیشکا پس از سال ۱۹۴۵ شد. زیشکا موفق شد فعالیت‌های نویسندگی خود را در انتشارات برتلسمان ــ ابتدا با نام مستعار ــ از سر بگیرد و تا سال ۱۹۴۸ دوباره جایگاه قانونی خود را در اسپانیا تثبیت کرد. کتاب‌های پرفروش دیگری از پی آمدند و زیشکا از طریق سخنرانی‌های عمومی در آلمان نیز به شهرت رسید. موضوعات اصلی او همچنان انرژی و صنعت باقی ماند، اما او دربارهٔ نقش دلار در اقتصاد جهانی نیز نوشت. زیشکا موضوع اخیر را به عنوان منازعه‌ای میان سودجویی و جنگ‌افروزیِ آشکارِ آنگلوساکسون در برابر یک قدرت صلح‌طلب با خاستگاه (نه دیگر آلمانی بلکه) اروپایی معرفی می‌کرد.[۵]

زیشکا به عنوان منبع الهام منتقدان جهانی‌سازی

زیشکا نویسنده بسیار موفقی بود. او در انتخاب موضوعاتی که در آستانه جلب توجه گسترده عمومی بودند (مانند تأمین انرژی) و توصیف آن‌ها با نثری تحریک‌آمیز و جذاب مهارت داشت. نویسندگان و روزنامه‌نگارانی چون گونتر والراف و پتر شول-لاتور روش‌های روزنامه‌نگاری زیشکا را به کار گرفته‌اند و نکات و استدلال‌های او هنوز در بخش‌های مختلف طیف سیاسی و مباحثات آلمان یافت می‌شود.[۶] به عنوان مثال، پارادایم زیشکا دربارهٔ «امپریالیسم دلار» و «جنگ بر سر نفت» در آثار نویسندگان غیرداستانیِ امروزی آلمان با خاستگاه‌های مختلف دیده می‌شود:.[۷]

  • اف. ویلیام انگدال، روزنامه‌نگار مرتبط با «جنبش همبستگی حقوق مدنی» و نویسنده کتاب «با سلاح نفت به سوی قدرت جهانی»
  • هانس کرون‌برگر، عضو سابق پارلمان اروپا از حزب راست‌گرای آزادی اتریش و نویسنده کتاب «خون برای نفت» که مقدمه آن را هرمن شیر، «مرشد انرژی خورشیدی» از حزب حزب سوسیال دموکرات آلمان نوشته است.
  • فرانتس آلت، عضو سابق «اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان»، پیشگام جنبش صلح و نویسنده کتاب «جنگ بر سر نفت یا صلح از طریق خورشید»

شباهت دیگر به زیشکا، ردیف کردن مجموعه‌ای از «توانگرسالاری یهودی-آمریکاییِ تشنه نفت» و «جهانی‌سازی جنگ‌افروز» در مقابل یک «فن‌سالاری اروپایی صلح‌آمیز» در آینده است. به جای اشتیاق زیشکا برای تبدیل زغال‌سنگ به مایع، نویسندگان امروزی جایگزینیِ تأمین انرژی خورشیدی و اقتصاد هیدروژنی را به عنوان یک «گره‌گشای فن‌سالارانه» که منجر به صلح جهانی می‌شود، تبلیغ می‌کنند.[۸]

در این میان، استدلال‌های تا حدی پیچیده‌تر دربارهٔ علل عمیق‌تر درگیری‌های مسلحانه ــ مانند مبارزات اجتماعی محلی، ناآرامی‌های فرهنگی و مذهبی و اختلافات ــ کاملاً نادیده گرفته می‌شوند. در عوض، زیشکا و پیروانش آمیخته‌ای عامه‌پسند و زودفهم از کلی‌گویی‌ها را ایجاد کرده و آمریکاستیزی و ضدیت با جهانی‌سازی را با یک چشم‌انداز فن‌سالارانه درخشان ترکیب کرده‌اند. این رویکرد نه در طرح‌های سیاسی کلاسیک «چپ-راست» می‌گنجد و نه به حل هیچ‌یک از درگیری‌های موجود در واقعیت (مانند کوزوو) کمک می‌کند.

منابع

  1. Archivinfo Deutsches Museum
  2. Insert Zischka بایگانی‌شده در ۲۰۱۲-۰۳-۲۴ توسط Wayback Machine, several books of him are reported
  3. بایگانی‌شده در ۲۰۰۷-۱۱-۲۲ توسط Wayback Machine Jens_Reich' as example for the green authoritarian dreams
  4. Rainer Karlsch und Raymond G. Stokes "Faktor Öl". Die Mineralölwirtschaft in Deutschland 1859-1974
  5. FRIEDENSMACHT / Peace Power: A Querfront point with dark origin
  6. "German positive summary of Zischkas $ related book "Der Dollar, Glanz und Elend der Weltwährung"". Archived from the original on 2007-10-26. Retrieved 2007-12-20.
  7. Süddeutsche Zeitung about the slogan "No blood for oil" has a dark background
  8. Common reference of Zischka/Kronberger/Engdahl/Alt