آنگ تارکای

آنگ تارکای
آنگ تارکای در سال ۱۹۳۵ هنگام صعود به اورست
اطلاعات شخصی
ملیتنپالی
زاده۱۹۰۷
خومبو، نپال
مرگ۲۸ ژوئیه ۱۹۸۱ (حدود ۷۴ سال)
کاتماندو، نپال
شغلشرپا، کاوشگر، کوهنورد
اطلاعات صخره‌نوردی

آنگ تارکای[۱] (انگلیسی: Ang Tharkay؛ ۱۹۰۷ – ۲۸ ژوئیه ۱۹۸۱) کاوشگر، شرپا و کوهنورد اهل نپال بود که به‌عنوان راهنما و بعدها سرپرست (سردار) در بسیاری از کوهنوردی‌های اکتشافی هیمالیا فعالیت می‌کرد. او «بی‌تردید برجسته‌ترین شِرپای دوران خود» بود[۲] و تنزینگ نورگای را به دنیای کوهنوردی معرفی کرد.

زندگی شخصی

آنگ تارکای (که نامش اغلب به شکل‌های آنگ‌تارکای یا اَنگ تارکای نیز نوشته می‌شود) در سال ۱۹۰۷ در خانواده‌ای فقیر در کُنده، درست در شمال نامچه‌بازار در ناحیه سولوکومبو، نپال و نزدیک کوه اورست به دنیا آمد.[۳][۴] او، مانند بسیاری از پسران جاه‌طلب آن زمان که در نزدیکی کوه اورست زندگی می‌کردند، امیدوار بود با کار به‌عنوان باربر کوهنوردی امرار معاش کند و در سن دوازده سالگی به دارجلینگ در هند مهاجرت کرد، جایی که بسیاری از تیم‌ها و شرکت‌های کوهنوردی، راهنما و باربر شِرپا را برای خود انتخاب می‌کردند.[۵][۶][۷]

او با اَنگ یانگ‌جین ازدواج کرد و یک دختر و چهار پسر داشت.[۸] آنگ تارکای بدنی قوی داشت، هرچند قدش تنها حدود ۱٫۵ متر بود.[۹] در سال ۱۹۵۴، مؤسسه کوهنوردی هیمالیا در دارجلینگ او را برای گذراندن یک دوره فنی کوهنوردی به سوئیس فرستاد.[۱۰] همان سال، او کسب‌وکار خود در زمینه گردشگری کوهستانی را در دارجلینگ راه‌اندازی کرد (اگرچه از سال ۱۹۴۶ به‌طور مستقل خدمات خود برای بازدید از سیکیم و تبت را تبلیغ می‌کرد)[۱۱] و خاطرات خود را با عنوان خاطرات یک شرپا به زبان فرانسوی منتشر کرد – او نخستین شِرپای کوهنورد بود که کتاب نوشت.[۵][۱۲][۱۳][۱۴] وی همچنین در بخش غربی سیکیم، به یک پیمانکار موفق ساخت جاده تبدیل شد.[۸]

آنگ تارکای پس از بازنشستگی از کوهنوردی فعال حدود سال ۱۹۶۲، به نپال بازگشت و یک زمین وسیع در جنوب کاتماندو خرید و به کشاورزی روی آورد. سپس یک آژانس گردشگری کوهستانی دیگر به نام «نپال تِرِکینگ» راه‌اندازی کرد. او در سال ۱۹۸۱ در کاتماندو بر اثر سرطان درگذشت.[۳][۸][۵]

ماموریت‌های اکتشافی مهم

نخستین بار که آنگ تارکای برای یک مأموریت کوهنوردی انتخاب شد، در سال ۱۹۳۱ و توسط یک گروه آلمانی برای صعود به کانگچنجونگا بود.[۹][الف] سپس در تیم تلاش بریتانیایی برای صعود به اورست در سال ۱۹۳۳ قرار گرفت و در آنجا به‌عنوان یکی از «ببرها» مورد تجلیل قرار گرفت؛ یعنی کسانی که بار را تا ارتفاع بیش از ۸٬۲۰۰ متر حمل کرده بودند.[۱۲] اریک شیپتن، که خود در گروه ۱۹۳۳ حضور داشت، او را (عملاً به‌عنوان سردار) برای اکتشاف ناندا دیوی در سال ۱۹۳۴ و همچنین برای سفر بازگشت شیپتن به ناندا دیوی در سال ۱۹۳۶ برگزید — او در زمانی که بیل تیلمان برای صعود ۱۹۳۶ ناندا دیوی در حال جذب شرپا بود، در دسترس نبود.[۱۶] در جریان اعزام ۱۹۳۴، دو بار پیش آمد که شیپتن یافتن مسیر را به او نسبت می‌دهد، زمانی که دیگران گمان می‌کردند باید بازگردند.[۱۷][۱۸]

او عضو اعزام بریتانیایی اورست در سال ۱۹۳۵ بود و این به‌واسطه آنگ تارکای بود که یکی از دوستانش، تنزینگ نورگای، نخستین مأموریت خود را به‌عنوان راهنمای شرپا به دست آورد.[۱۹] همچنین در همان سال، آنگ تارکای در گروه پشتیبان صعود انفرادی رجینالد کوک به کابرو حضور داشت. کوک بعدها گفت چون او را قابل‌اعتمادترینِ شرپاها می‌دانست، «به‌طور احمقانه‌ای او را مسئول اردوگاه پایه گذاشتم و او را به قله نبردم.»[۱۲] آنگ تارکای در سال ۱۹۳۷ سرپرست یک مأموریت اکتشافی پنج‌ماهه به سرپرستی شیپتن بر ۴٬۷۰۰ کیلومتر مربع از قلمرو قراقروم در شمال کی۲ بود و بار دیگر در اعزام اورست ۱۹۳۸ نیز همین نقش را داشت.[۵][۱۲]

او در اعزام موفق فرانسوی آناپورنا در سال ۱۹۵۰ با موریس هرزوگ و لویی لاشنال به‌عنوان سرپرست حضور داشت؛ اعزامی که به نخستین صعود یک هشت‌هزارمتری انجامید. هرزوگ از او دعوت کرده بود که در تیم فتح قله باشد، اما آنگ تارکای نپذیرفت و گفت پاهایش در حال یخ‌زدن است. هرزوگ و لاشنال هنگام فرود از قله دچار یخ‌زدگی شدید پا شدند و ناچار بودند توسط شرپاها، از جمله آنگ تارکای، حمل شوند.[۵][۲۰] او در خاطرات سال ۱۹۵۴ خود به‌طور خاص یاد کرد که کوهنوردان فرانسوی با او با دوستی و برابری رفتار کرده‌اند.[۱۴] دیری نپایید که به او نشان لژیون دونور اعطا شد — نخستین شرپایی که یک نشان افتخاری اروپایی دریافت کرد.[۹]

در کوهنوردی اکتشافی اورست به سرپرستی شیپتن در سال ۱۹۵۱، گروه وارد تبت شد؛ کاری که می‌دانستند مجاز نیست، اما امیدوار بودند کسی متوجه نشوند. با این حال، اوضاع به‌هم خورد و آن‌ها توسط یک گروه شبه‌نظامی مسلح بازداشت شدند. ده دقیقه فریاد از هر دو سو ادامه داشت تا اینکه آنگ تارکای، که سردار بود، از اروپایی‌ها خواست کنار بروند. سپس بیست دقیقه دیگر بحث بلند درگرفت و پس از آن او با لبخند نزد کارفرمایان (sahibs) بازگشت — قرار شد در برابر پرداخت هفت روپیه به ازای هر کوهنورد، آزاد شوند؛ مبلغی که آنگ تارکای آن را از ده روپیه پایین آورده بود.[۲۱] شیپتن نگران بود، زیرا تنها ۱٬۲۰۰ روپیه برای خرید آزادی‌شان در اختیار داشت.[۶]

آنگ تارکای در سال ۱۹۵۲ به‌عنوان سرپرست به چو ایو رفت، در ۱۹۵۳ به دهالاگیری و نان کان، در ۱۹۵۴ به ماکالو و در ۱۹۵۵ به کامت (و به قله رسید).[۳][۵] در سال ۱۹۶۲ او را با اصرار از بازنشستگی بیرون آوردند تا سردارِ یک اعزام هندی به اورست باشد که به گردنه جنوبی رسید.[۳][۲۲] این امر او را به مسن‌ترین فردی تبدیل کرد که تا ارتفاع هشت هزار متر صعود کرده است.[۵] آنگ تارکای در سال ۱۹۷۵ گروهی را به پناهگاه آناپورنا برد و در سال ۱۹۷۸، در سن ۷۰ سالگی، رهبری شرپاها را در کوهنوردی اکتشافی فرانسوی برای صعود به دهالاگیری بر عهده داشت.[۵]

قدردانی

انجمن سلطنتی جغرافیا دربارهٔ آنگ تارکای گفت: «او هم به‌عنوان کوهنورد و هم به‌عنوان سرپرست گروه، فردی استثنایی بود و شخصیتش تحسین فراوان همه کسانی را که او را می‌شناختند برمی‌انگیخت».[۳] کوک او را «یکی از شجاع‌ترین، باهوش‌ترین و ماجراجوترینِ همه شرپاهای جوان» دانست.[۸]

شیپتن نوشت: «دیری نپایید که فهمیدیم می‌بایست ویژگی‌های نادر او را ارج نهیم؛ ویژگی‌هایی که او را بی‌چون‌وچرا به بهترینِ همه شرپاهایی که شناخته‌ام بدل می‌کرد. او در داوری دربارهٔ انسان‌ها و موقعیت‌ها بسیار زیرک بود و در هر بحرانی کاملاً استوار می‌ماند. انسانی بسیار دوست‌داشتنی، فروتن و ازخودگذشته و کاملاً صادق بود، با شادمانیِ روحیِ مسری. او در همه سفرهای بعدی‌ام به هیمالیا همراهم بود و بخش بزرگی از موفقیت آن‌ها و بخش زیادی از لذتی را که بردم، مدیون او هستم».[۸]

در سال ۱۹۳۹، «باشگاه هیمالیا» به پاس سهم او در ماموریت های اکتشافی بریتانیایی اورست در سال ۱۹۳۸، نشان «ببر» را به او اعطا کرد.[۲۳]

در فرهنگ عامه

کاریکاتوریست نامدار بلژیکی هرژه در داستان تن‌تن در تبت شخصیت تاراکی که یک راهنمای شرپای شجاع است، بر اساس آنگ تارکای خلق کرد.[۲۴]

یادداشت‌ها

  1. «مایکل وارد» با قاطعیت می‌گوید که نخستین ماموریت کوهنوردی آنگ تارکای در سال ۱۹۳۱ بوده است. با این حال، شِرپایی با همین نام در پی بهمن فاجعه‌بار گردنه شمالی، در حالی که بیهوش شده بود، نجات داده شد و سپس در ماموریت کوهنوردی سال ۱۹۲۴ نیز حضور داشت؛ مأموریتی که در آن، چارلز گرانویل بروس گفت تصور نمی‌کند این شِرپا هرگز از تجربه سال ۱۹۲۲ به‌طور کامل بهبود یافته باشد.[۱۵] از این‌رو، به نظر می‌رسد این دو مورد به دو فرد متفاوت اشاره دارند.

منابع

  1. "Ang Tharkay Sherpa द अनसंग हीरो ऑफ हिमालयन माउंटेनियरिंग". YouTube. Show Up And Lift. Retrieved 2025-12-23.
  2. Perrin (2013), p. 178.
  3. 1 2 3 4 5 "Ang Tharkay". imagingeverest.rgs.org. Archived from the original on 26 November 2015. Retrieved 15 December 2015.
  4. Ortner (1999), p. 72.
  5. 1 2 3 4 5 6 7 8 McKerrow, Bob (12 September 2010). "Bob McKerrow - Wayfarer: Ang Tharkay - The Father Of Modern Sherpa Climbers". bobmckerrow.blogspot.co.uk. Archived from the original on 4 March 2016.
  6. 1 2 Horrell, Mark (19 March 2014). "10 great Sherpa mountaineers". Mark Horrell (به انگلیسی). Retrieved 15 December 2015.
  7. Isserman & Weaver (2008), p. 185.
  8. 1 2 3 4 5 Ward (1996), p. 185.
  9. 1 2 3 Ward (1996), p. 182.
  10. Glatthard, Arnold (1955). "Sherpa Training". In Barnes, Malcom (ed.). Mountain World 1955. George Allen and Unwin Ltd. pp. 153–157.
  11. "Tours in Sikkim and Tibet". "Himalayan Journal. 13. 1946. Retrieved 9 February 2025.
  12. 1 2 3 4 Ward (1996), p. 184.
  13. Ang Tharkay (1954).
  14. 1 2 Cooke (1956).
  15. Holzel & Salkeld (1999), pp. 129, 206.
  16. Perrin (2013), pp. 178, 273, 280.
  17. Shipton (2014), 2495–2504/3254.
  18. Perrin (2013), p. 237.
  19. Astill, Tony. "Mountaineering and Mount Everest Books for sale, Eric Shipton, Bill Tilman, Tenzing, Himalaya". www.mountaineeringbooks.org. Archived from the original on 21 February 2011. Retrieved 15 December 2015.
  20. Horrell, Mark (15 May 2013). "A tribute to Sherpas, the tigers of the snow". Mark Horrell (به انگلیسی). Retrieved 15 December 2015.
  21. Ward (1996), p. 183.
  22. Grant. "Everest Book Report: July 2011". everestbookreport.blogspot.co.uk. Retrieved 15 December 2015.
  23. "The Tiger Badge". Himalayan Club. Retrieved 5 February 2025.
  24. 2015, p. 120-121.

کتاب‌شناسی