فاراب
فاراب یا اُترار
Фараб Утрар | |
|---|---|
![]() تصویری هوایی از پایگاهی باستان شناسی در فاراب یا اُترار | |
![]() فاراب یا اُترار موقعیت در قزاقستان | |
| مختصات: ۴۲°۵۱′۰۹″ شمالی ۶۸°۱۸′۱۰″ شرقی / ۴۲٫۸۵۲۵۰°شمالی ۶۸٫۳۰۲۷۸°شرقی | |
| کشور | قزاقستان |
| استان | استان ترکستان |
| تأسیسشده | پیش از قرن هشتم |
| ارتفاع | ۵۰۶ متر (۱٬۶۶۰ فوت) |
| منطقهٔ زمانی | یوتیسی +۶ (ALMT) |
| کد پستی | ۱۶۰۰۰۰ |

فاراب یا اُترار نام شهری است کهن در کرانهٔ باختری رود سیحون. فاراب نام کهنتر این شهر است و نام اترار در قرون وسطی براین شهر نهاده شد. این شهر در کنار راه ابریشم جای داشته و امروزه ویرانههایش در نزدیکی شهر قرتو در قزاقستان کنونی جای دارد.
ابونصر فارابی و اسماعیل بن حماد جوهری از فاراب بودهاند. تیمور لنگ در این شهر مردهاست. همچنین نقطه شروع حمله مغول به ایران این شهر بود؛ به دلیل اینکه حاکم وقت این شهر غایرخان بود که بازرگانان مغول را کشت. زمانی که مغولان این شهر را محاصره کردند شهر ۵ ماه مقاومت کرد.
نام و واژهٔ فاراب (فاریاب، پاریاب) واژهای فارسی و به معنی زمینی است که با آب قنات و رود آبیاری میشود و دیم نیست.[۱]
بررسی زبانشناختی و تاریخی واژهی «اُترار (Otrār)»[۲]
۱. ریشهشناسی تطبیقی
ریشهی utar-/uttar- در زبانهای هندواروپایی معنای «بالا»، «شمالی»، «برتر» و «پسین» دارد:[۳]
سانسکریت:
واژهی uttara (उत्तर) به معنای «شمالی، بالاتر، پسین، برتر» آمده است.[۴]
(Monier-Williams, 1899)
اوستایی:
ریشهی utara- در اوستایی به معنای «بالاتر، شمالی، بالا» ثبت شده است.[۵]
(Darmesteter, Avesta, 1892)
پارسی میانه (پهلوی):
شکل utār / utar وجود دارد که در فارسی نو به صورت اُستَر / اُتر با معنای «بالا، شمالی، پسین» منتقل شده است.[۶]
(Mackenzie, Pahlavi Dictionary, 1931)
بنابراین، این ریشه در اوستایی، پهلوی و سانسکریت مشترک است و معنای اصلی آن «بالا، شمالی، برتر» است.[۷]
---
۲. پیوند با نام جغرافیایی «اُترار»
نام جغرافیایی «اُترار» برگرفته از همین ریشه است. معنای آن میتواند «شمالی» یا «جای بالادست» باشد که با موقعیت شهر در ماوراءالنهر نسبت به خوارزم و سمرقند همخوانی دارد.[۸]
جدول تطبیقی:
زبان شکل واژه معنی
اوستایی utara- بالاتر، شمالی
پهلوی utār / utar بالا، پسین، شمالی
سانسکریت uttara بالاتر، شمالی، برتر
این تطبیق نشان میدهد که «اُترار» ریشهای ایرانی یا مستقیم از هندواروپایی دارد و استفاده از آن در نام جغرافیایی با معنای تاریخی و موقعیت جغرافیایی آن همخوانی دارد.[۹]
---
۳. نتیجهگیری
ریشه: ایرانی / هندواروپایی (utar-/uttar-)
معنی: «شمالی / بالادست / بالاتر»
زبانهای مربوط: اوستایی، پهلوی، سانسکریت
بنابراین، «اُترار» واژهای با منشأ ایرانی و هندواروپایی است که بهخوبی با جایگاه جغرافیایی و تاریخی منطقه تطبیق دارد.[۱۰]
---
۴. منابع معتبر
1. Darmesteter, J. Avesta. Paris: 1892.
2. Mackenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. London: 1931.[۱۱]
3. Monier-Williams, M. A Sanskrit-English Dictionary. Oxford: 1899.[۱۲]
4. Steingass, F. A Comprehensive Persian-English Dictionary. London: 1892.[۱۳]
5. Dehkhoda, A. Loghatnameh Dehkhoda. Tehran: 1945-1956.[۱۴]
6. Mo’in, M. Farhang-e Mo’in. Tehran: 1965.
7. Amid, H. Farhang-e Amid. Tehran: 1957.
---
فاراب در ادبیات
عنصری از این شهر یاد کرده است:
| سپه کشید چه از تازی و چه از بلغار | چه از برانه، چه از اوزکند و از فاراب |
این شهر مورد حمله مغولان قرار گرفته بود.
منابع
- Wikipedia contributors, "Otrar," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Otrar&oldid=208161770 (accessed August 8, 2008).
- ↑ «فاراب». موسسهٔ لغتنامهٔ دهخدا و مرکز بینالمللی آموزش زبان فارسی. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۰.
- ↑ 1. Darmesteter, J. Avesta. Paris: 1892. 2. Mackenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. London: 1931. 3. Monier-Williams, M. A Sanskrit-English Dictionary. Oxford: 1899. 4. Steingass, F. A Comprehensive Persian-English Dictionary. London: 1892. 5. Dehkhoda, A. Loghatnameh Dehkhoda. Tehran: 1945-1956. کاراکتر line feed character در
|عنوان=در موقعیت 40 (کمک) - ↑ Mackenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. London: 1931.
- ↑ Monier-Williams, M. A Sanskrit-English Dictionary. Oxford: 1899.
- ↑ Steingass, F. A Comprehensive Persian-English Dictionary. London: 1892.
- ↑ Dehkhoda, A. Loghatnameh Dehkhoda. Tehran: 1945-1956.
- ↑ Mo’in, M. Farhang-e Mo’in. Tehran: 1965.
- ↑ Amid, H. Farhang-e Amid. Tehran: 1957.
- ↑ Darmesteter, J. Avesta. Paris: 1892.
- ↑ Mackenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. London: 1931.
- ↑ Mackenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. London: 1931.
- ↑ Monier-Williams, M. A Sanskrit-English Dictionary. Oxford: 1899.
- ↑ Steingass, F. A Comprehensive Persian-English Dictionary. London: 1892.
- ↑ Dehkhoda, A. Loghatnameh Dehkhoda. Tehran: 1945-1956.



.svg.png)