اجراگری
اِجراگری (به انگلیسی: Performativity) مفهومی در فلسفه زبان و نظریه انتقادی است که بیان میدارد برخی گفتهها یا ارتباطات، صرفاً «توصیفکننده» یک واقعیت موجود نیستند، بلکه خود، «عمل» یا کنشی هستند که واقعیتی را که به آن اشاره دارند، ایجاد کرده یا به انجام میرسانند[۱].
این مفهوم، که ابتدا در زبانشناسی توسط جان لانگشاو آستین برای توصیف «کنش گفتاری» به کار رفت، بعدها توسط ژاک دریدا واسازی شد و سپس توسط جودیت باتلر به ابزاری قدرتمند برای تحلیل هویت و بهویژه جنسیت تبدیل گردید. در درک باتلری، اجراگری نه یک «اجرا» توسط یک سوژهٔ آگاه، بلکه یک فرایند مکرر و اجباریِ «استناد» به هنجارهاست که در نهایت، خودِ سوژه و «واقعیت» اجتماعی را برمیسازد[۲].
ریشههای زبانی: آستین و کنشهای گفتاری
مفهوم اجراگری ریشه در کار جان لانگشاو آستین، فیلسوف زبان، و کتاب پس از مرگ او چگونه با واژهها کار انجام دهیم (۱۹۶۲) دارد. آستین میان دو نوع گفته تمایز قائل شد:
1. گفتههای توصیفی (Constative Utterances): گزارههایی که واقعیتی را توصیف میکنند و میتوانند «درست» یا «نادرست» باشند. (مانند: «باران میبارد»)
2. گفتههای اجرایی (Performative Utterances): گفتههایی که خود، انجام یک عمل هستند و «درست» یا «نادرست» نیستند، بلکه «موفق» یا «ناموفق» ارزیابی میشوند. (مانند: «قول میدهم»، «من شما را زن و شوهر اعلام میکنم»، «کشتی را "ملکه الیزابت" نامگذاری میکنم»)[۳].
از دید آستین، برای «موفق» بودن یک گفتهٔ اجرایی، شرایط خاصی (مانند داشتن اختیار قانونی برای ازدواج یا فرماندهی) باید فراهم باشد. بدین ترتیب، او نشان داد که گفتن، در بسیاری از موارد، مترادف با «عمل کردن» است.
واسازی و تکرارپذیری: دریدا
ژاک دریدا در مقالهٔ «امضا، رخداد، بافتار» (۱۹۷۲)، مفهوم آستین را به چالش کشید. دریدا استدلال کرد که تمایز میان «توصیفی» و «اجرایی» پایدار نیست. او اشاره کرد که برای «موفق» بودن هر گفتهٔ اجرایی (مانند یک قول یا یک امضا)، آن گفته باید قابل «تکرار» (iterable) یا «استناد» (citable) باشد؛ یعنی باید بر اساس یک قرارداد، قانون یا هنجارِ از پیش موجود عمل کند[۴].
برای دریدا، یک امضا تنها به این دلیل اعتبار دارد که «تکرار» و «تقلید» امضاهای قبلی است. این تکرارپذیری (Iterability) به این معناست که هر گفتهای، حتی گفتههای ظاهراً توصیفی، در حال اجرای یک کنش (تأیید یا تغییر یک هنجار) هستند. دریدا با این کار، اجراگری را از نیت و آگاهی گوینده (که برای آستین مهم بود) جدا کرد و آن را به یک ویژگی ساختاریِ خودِ زبان تبدیل کرد[۵].
اجراگری هویت: جودیت باتلر و جنسیت
جودیت باتلر، فیلسوف پساساختارگرا، با استفاده از بینش دریدا، انقلابیترین کاربرد مفهوم اجراگری را در کتاب آشفتگی جنسیتی (۱۹۹۰) و آثار بعدی خود مطرح کرد. باتلر استدلال کرد که جنسیت یک «اجراگری» است.
نکتهٔ کلیدی در نظریهٔ باتلر، تمایز میان «اجرا» و «اجراگری» است:
- اجرا (Performance): به یک کنش آگاهانه اشاره دارد، مانند یک بازیگر روی صحنه که نقشی را انتخاب و ایفا میکند. این دیدگاه، «جنسیت» را نوعی لباس یا نقش انتخابی میبیند.
- اجراگری (Performativity): به کنشی بسیار عمیقتر، ناخودآگاه و اجباری اشاره دارد. از دید باتلر، جنسیت یک «جوهر» (essence) درونی یا یک واقعیت بیولوژیک (که او آن را جنس مینامد) نیست که ما آن را ابراز کنیم. بلکه، جنسیت اثری است که از طریق تکرار مداوم، اجباری و ناآگاهانهٔ اعمال، ژستها و رفتارهای بدنی (که توسط هنجارهای اجتماعی دیکته میشوند) تولید میشود[۶].
به عبارت دیگر، ما «مرد» یا «زن» نیستیم و سپس آن را ابراز کنیم؛ بلکه ما از طریق «انجام دادن» مکرر اعمالی که «مردانه» یا «زنانه» تلقی میشوند، تبدیل به مرد یا زن میشویم. این اجراگری، آنقدر تکرار میشود که توهمِ داشتن یک «هستهٔ» جنسیتیِ طبیعی و درونی را در ما ایجاد میکند. باتلر استدلال میکند که این فرایند، خود، ابزار اصلیِ قدرتِ هنجاری (Normative Power) برای طبیعیسازیِ دگرجنسگراهنجاری و سرکوب هویتهای دیگر است[۷].
جستارهای وابسته
منابع
- ↑ Murfin, R., & Ray, S. M. (2018). The Bedford Glossary of Critical and Literary Terms (4th ed.). Bedford/St. Martin's. p. 411. ISBN 978-1319035389.
- ↑ Butler, J. (1993). Bodies That Matter: On the Discursive Limits of "Sex". Routledge. p. 12. ISBN 978-0415903660.
- ↑ Austin, J. L. (1962). How to Do Things with Words. Harvard University Press. p. 5. ISBN 978-0674411525.
- ↑ Derrida, J. (1988). "Signature Event Context". In Limited Inc. Northwestern University Press. pp. 16-18. ISBN 978-0810107885.
- ↑ Culler, J. (2008). On Deconstruction: Theory and Criticism after Structuralism (25th Anniversary ed.). Cornell University Press. pp. 110-119. ISBN 978-0801474921.
- ↑ Butler, J. (1990). Gender Trouble: Feminism and the Subversion of Identity. Routledge. p. 25. ISBN 978-0415389556.
- ↑ Butler, J. (1993). Bodies That Matter: On the Discursive Limits of "Sex". Routledge. p. 94. ISBN 978-0415903660.