اختلال سوگ طولانی مدت

اختلال سوگ طولانی مدت (به انگلیسی: Prolonged grief disorder) (و یا به اختصار PGD) که با نام های سوگ پیچیده[۱] و سوگ آسیب‌زا[۲] و یا سوگ مداوم[۳] نیز شناخته می‌شود یک اختلال روانی است که شامل مجموعه‌ای متمایز از علائم پس از مرگ یکی از اعضای خانواده یا دوست نزدیک می‌شود. ختلال سوگ طولانی‌مدت در راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی، ویرایش پنجم به عنوان یک اختلال مرتبط با تروما و عوامل استرس‌زا طبقه‌بندی می‌شود.

اختلال سوگ طولانی مدت
تخصصروان پزشکی، روانشناسی بالینی
نشانه‌هاتنهایی، افسردگی، سوگ طولانی مدت، درد عاطفی، اختلال هویت، بی حسی عاطفی، مشکل در مدیریت روابط بین فردی
عوارضخودکشی, خودزنی، مشکل در روابط بین فردی
تشخیص افتراقیاختلال شخصیت مرزی، اختلال استرس پس از سانحه، اختلال افسردگی اساسی، اختلال اضطراب جدایی و سوگ نامشخص
طبقه‌بندی و منابع بیرونی

افراد مبتلا به PGD درگیر سوگ و احساس فقدان تا حد پریشانی و اختلال بالینی قابل توجه هستند که می‌تواند در علائم مختلفی از جمله افسردگی، درد عاطفی، بی‌حسی عاطفی، تنهایی، اختلال هویت و مشکل در مدیریت روابط بین فردی بروز کند.[۴] دشواری در پذیرش فقدان نیز رایج است که می‌تواند به صورت نشخوار فکری در مورد مرگ، تمایل شدید به دیدار مجدد با فرد از دست رفته یا باور نکردن وقوع مرگ بروز کند.[۵] تخمین زده می‌شود که حدود ۱۰ درصد از بازماندگان سوگوار اختلال سوگ طولانی مدت را تجربه می‌کنند.

رابطه فرد با متوفی، عامل اصلی میزان زیادی از واریانس علائم است. همسران، والدین و فرزندان متوفی معمولاً بیشترین شدت را نشان می‌دهند و پس از آنها خواهر و برادرها، خانواده همسر و دوستان قرار دارند.[۶]

علائم و نشانه‌ها

PGD همچنین یک عامل خطر برای انواع علائم جسمی است که احتمالاً شامل موارد زیر می‌شود:

تشخیص

DSM-5-TR

برای تشخیص علائم باید به طور مکرر (معمولاً حداقل روزانه) رخ دهند و حداقل ۶ تا ۱۲ ماه وجود داشته باشند:

A. فرد یکی از عزیزان خود را از دست داده است و حداقل ۱۲ ماه از مرگ آن عزیز می گذرد (در کودکان و نوجوانان حداقل ۶ ماه از مرگ آن عزیز گذشته)

B. از زمان مرگ آن عزیز یک ماتم و عزای دائمی در فرد به وجود آمده است که یکی از نشانه های زیر یا هر دوی آنها مشخصه اصلی آن هستند و در اکثر روزها در سطحی که از نظر بالینی معنی دار است حضور داشته اند. علاوه بر آن، نشانه ها تقریبا هر روز در حداقل ۱ ماه گذشته حضور داشته اند:

  1. فرد به شدت دلش برای فرد متوفی تنگ شده است و آرزوی دیدار او را دارد.
  2. افکار یا خاطرات از دست رفته ذهن فرد را مشغول کرده‌اند(در مورد کودکان و نوجوانان، آنها ممکن است به طور دائم راجع به شرایط یا ماجرا های مربوط با آن مرگ فکر کنند)

C. از زمان مرگ آن عزیز، حداقل سه نشونه از نشونه های زیر در اکثر روز ها و در سطحی از لحاظ بالینی معنادار حضور داشته اند. علاوه بر آن، نشانه ها تقریبا هروز به مدت حداقل ۱ ماه گذشته روی داده اند:

  1. از زمان وفات آن عزیز از دست رفته احساس هویت فرد مختل شده است(مثلا احساس می‌کند بخشی از وجودش مرده)
  2. فرد مرگ آن عزیز را اصلا باور نمی‌کند.
  3. فرد از رویداد هایی که اورا به یا آن عزیز از دست رفته می اندازد اجتناب می‌کند (در کودکان و نوجوانان آنها ممکن است برای اجتناب از یا آورنده ها تلاش کنند)
  4. فرد یک درد هیجانی قوی را در ارتباط با آن مرگ تجربه می کند (مثلا: خشم، تلخ کامی، تأسف)
  5. بعد از مرگ آن عزیز، فرد در منسجم کردن روابط میان فردی و فعالیت های خود مشکل دارد (مثلا: با دوست کمتر معاشرت می کند، به دنبال علائقش نمی رود، یا برای آینده برنامه ریزی نمی کنند)
  6. در نتیجه مرگ آن عزیز، فرد دچار بی حسی یا کرختی هیجانی هیجانی می‌شود (فرد نه از چیزی نه از چیزی خوشحال می شود نه از چیزی ناراحت)
  7. در نتیجه مرگ آن عزیز فرد احساس می کند زندگی معنای خود را از دست داده است.
  8. در نتیجه مرگ آن عزیز فرد به شدت احساس تنهایی می کند.

D. علائم اختلال سوگ طولانی مدت باید منجر به ناراحتی یا افت عملکرد قابل توجه در عملکرد اجتماعی، بین فردی، شغلی یا سایر زمینه های مهم در فرد سوگوار شود.

E. مدت و شدت واکنش سوگواری به وضوح از آنچه از هنجار های اجتماعی، فرهنگی یا مذهبی برای فرهنگ یا موقعیتی که فرد در آن زندگی می کند انتظار می رود فراتر است.

F. نشانه ها توسط یک اختلال روانی دیگر مثل اختلال افسردگی اساسی، اختلال استرس پس از سانحه بهتر توضیح داده نمی شود و قابل انتساب به آثار فیزیولوژیک یک ماده (مثلا: دارو پزشکی و الکل) یا یک عارضه پزشکی دیگر نیستند.

ICD-11

اختلال سوگ طولانی‌مدت در آی‌سی‌دی-۱۱ زمانی تشخیص داده می‌شود که فرد پس از مرگ یکی از نزدیکان، سوگ مداوم و شدیدی را تجربه کند. علائم اصلی شامل اشتیاق یا اشتغال ذهنی شدید به متوفی، همراه با درد عاطفی مانند غم، گناه، خشم یا بی‌حسی است. سوگ باید طولانی‌تر از حد انتظار فرهنگی باشد و باعث اختلال قابل توجهی در زندگی روزمره شود. علائم دیگر شامل دشواری در کنار آمدن با فقدان متوفی، مشکلات یادآوری خاطرات مثبت، گوشه‌گیری اجتماعی و افزایش مصرف مواد یا افکار خودکشی است.[۱۳]

ابزارهای ارزیابی

ابزارهای ارزیابی متعددی به طور خاص برای سوگ مربوط به سوگ ایجاد شده‌اند. پرسشنامه مختصر سوگ، پرسشنامه ۱۳ سوالی سوگ طولانی-13-R و پرسشنامه ۱۹ سوالی سوگ طولانی، ابزارهای غربالگری هستند که ممکن است وجود اختلال سوگ طولانی را نشان دهند، و برای تشخیص قطعی، مصاحبه بیشتر و فهرست سوابق سوگ لازم است. پرسشنامه سوگ پیچیده (که در سال ۱۹۹۵ تهیه شد) برای ارزیابی علائم سوگ اعتبارسنجی شده است.[۱۴]

علل

منابع

  1. 1 2 Zordan, Rachel D.; Bell, Melanie L.; Price, Melanie; Remedios, Cheryl; Lobb, Elizabeth; Hall, Christopher; Hudson, Peter (2019-02-15). "Long-term prevalence and predictors of prolonged grief disorder amongst bereaved cancer caregivers: A cohort study". Palliative and Supportive Care. 17 (5): 507–514. doi:10.1017/s1478951518001013. ISSN 1478-9515. PMID 30767818. S2CID 73430241.
  2. ↑ Mutabaruka, Jean; Séjourné, Nathalène; Bui, Eric; Birmes, Philippe; Chabrol, Henri (2011-10-05). "Traumatic Grief and Traumatic Stress in Survivors 12 Years after the Genocide in Rwanda". Stress and Health. 28 (4): 289–296. doi:10.1002/smi.1429. ISSN 1532-3005. PMID 22282057.
  3. ↑ Treml, Julia; Kaiser, Julia; Plexnies, Anna; Kersting, Anette (September 2020). "Assessing prolonged grief disorder: A systematic review of assessment instruments". Journal of Affective Disorders. 274: 420–434. doi:10.1016/j.jad.2020.05.049. ISSN 0165-0327. PMID 32663972. S2CID 219497064.
  4. ↑ LaPlante, Charlotte D.; Hardt, Madeleine M.; Maciejewski, Paul K.; Prigerson, Holly G. (2024-11-01). "State of the Science: Psychotherapeutic Interventions for Prolonged Grief Disorder". Behavior Therapy. Special Issue: State of the Science in Behavior Therapy: Taking Stock and Looking Forward. 55 (6): 1303–1317. doi:10.1016/j.beth.2024.07.002. ISSN 0005-7894. PMID 39443067. {{cite journal}}: Check |pmid= value (help)
  5. ↑ Lundorff, Marie; Holmgren, Helle; Zachariae, Robert; Farver-Vestergaard, Ingeborg; O'Connor, Maja (April 2017). "Prevalence of prolonged grief disorder in adult bereavement: A systematic review and meta-analysis". Journal of Affective Disorders. 212: 138–149. doi:10.1016/j.jad.2017.01.030. ISSN 0165-0327. PMID 28167398.
  6. ↑ Males, Mike (September 1991). "Teen Suicide and Changing Cause-of-Death Certification, 1953-1987". Suicide and Life-Threatening Behavior. 21 (3): 245–258. doi:10.1111/j.1943-278x.1991.tb00948.x. ISSN 0363-0234. PMID 1759298.
  7. ↑ Sekowski, M; Prigerson, H. G. (November 2022). "Associations between symptoms of prolonged grief disorder and depression and suicidal ideation". British Journal of Clinical Psychology (به انگلیسی). 61 (4): 1211–1218. doi:10.1111/bjc.12381. ISSN 0144-6657. PMID 35869636. S2CID 250990108.
  8. ↑ Prigerson HG, Bridge J, Maciejewski PK, Beery LC, Rosenheck RA, Jacobs SC, et al. (December 1999). "Influence of traumatic grief on suicidal ideation among young adults". The American Journal of Psychiatry. 156 (12): 1994–5. doi:10.1176/ajp.156.12.1994. PMID 10588419. S2CID 39108484.
  9. ↑ Prigerson HG, Horowitz MJ, Jacobs SC, Parkes CM, Aslan M, Goodkin K, et al. (August 2009). Brayne C (ed.). "Prolonged grief disorder: Psychometric validation of criteria proposed for DSM-V and ICD-11". PLOS Medicine. 6 (8): e1000121. doi:10.1371/journal.pmed.1000121. PMC 2711304. PMID 19652695.
  10. 1 2 3 4 Prigerson HG, Bierhals AJ, Kasl SV, Reynolds CF, Shear MK, Day N, et al. (May 1997). "Traumatic grief as a risk factor for mental and physical morbidity". The American Journal of Psychiatry. 154 (5): 616–23. doi:10.1176/ajp.154.5.616. PMID 9137115.
  11. ↑ Silverman GK, Jacobs SC, Kasl SV, Shear MK, Maciejewski PK, Noaghiul FS, Prigerson HG (July 2000). "Quality of life impairments associated with diagnostic criteria for traumatic grief". Psychological Medicine. 30 (4): 857–62. doi:10.1017/S0033291799002524. PMID 11037094. S2CID 25793130.
  12. ↑ Irwin M, Daniels M, Weiner H (1987). "Immune and neuroendocrine changes during bereavement". Psychiatr Clin North Am. 10 (3): 449–465. doi:10.1016/S0193-953X(18)30554-9. PMID 3317313.
  13. ↑ "ICD-11 for Mortality and Morbidity Statistics". icd.who.int. Retrieved 2022-05-15.
  14. ↑ Simon, Naomi M.; Shear, M. Katherine (3 October 2024). "Prolonged Grief Disorder". New England Journal of Medicine. 391 (13): 1227–1236. doi:10.1056/NEJMcp2308707. PMID 39589372. {{cite journal}}: Check |pmid= value (help)
  15. ↑ Wright AA, Keating NL, Balboni TA, Matulonis UA, Block SD, Prigerson HG (October 2010). "Place of death: correlations with quality of life of patients with cancer and predictors of bereaved caregivers' mental health". Journal of Clinical Oncology. 28 (29): 4457–64. doi:10.1200/JCO.2009.26.3863. PMC 2988637. PMID 20837950.
  16. ↑ Kersting A, Wagner B (June 2012). "Complicated grief after perinatal loss". Dialogues in Clinical Neuroscience. 14 (2): 187–94. doi:10.31887/DCNS.2012.14.2/akersting. PMC 3384447. PMID 22754291.
  17. ↑ Barry LC, Kasl SV, Prigerson HG (2002). "Psychiatric disorders among bereaved persons: the role of perceived circumstances of death and preparedness for death". The American Journal of Geriatric Psychiatry. 10 (4): 447–57. doi:10.1176/appi.ajgp.10.4.447. PMID 12095904.
  18. ↑ Hebert RS, Dang Q, Schulz R (June 2006). "Preparedness for the death of a loved one and mental health in bereaved caregivers of patients with dementia: findings from the REACH study". Journal of Palliative Medicine. 9 (3): 683–93. doi:10.1089/jpm.2006.9.683. PMID 16752974.
  19. ↑ Vanderwerker LC, Jacobs SC, Parkes CM, Prigerson HG (February 2006). "An exploration of associations between separation anxiety in childhood and complicated grief in later life". The Journal of Nervous and Mental Disease. 194 (2): 121–3. doi:10.1097/01.nmd.0000198146.28182.d5. PMID 16477190. S2CID 8995920.
  20. ↑ Johnson JG, Zhang B, Greer JA, Prigerson HG (January 2007). "Parental control, partner dependency, and complicated grief among widowed adults in the community". The Journal of Nervous and Mental Disease. 195 (1): 26–30. doi:10.1097/01.nmd.0000252009.45915.b2. PMID 17220736. S2CID 45358849.
  21. ↑ Mitchell AM, Kim Y, Prigerson HG, Mortimer-Stephens M (2004). "Complicated grief in survivors of suicide". Crisis. 25 (1): 12–8. doi:10.1027/0227-5910.25.1.12. PMID 15384652.
  22. ↑ van Doorn C, Kasl SV, Beery LC, Jacobs SC, Prigerson HG (September 1998). "The influence of marital quality and attachment styles on traumatic grief and depressive symptoms". The Journal of Nervous and Mental Disease. 186 (9): 566–73. doi:10.1097/00005053-199809000-00008. PMID 9741563.
  23. ↑ Sekowski, M; Prigerson, HG (2022). "Disorganized attachment and prolonged grief". Journal of Clinical Psychology (به انگلیسی). 78 (9): 1806–1823. doi:10.1002/jclp.23325. ISSN 0021-9762. PMID 35132649.
  24. ↑ Sekowski, M.; Prigerson, H. G. (2021-07-01). "Associations between interpersonal dependency and severity of prolonged grief disorder symptoms in bereaved surviving family members". Comprehensive Psychiatry (به انگلیسی). 108. doi:10.1016/j.comppsych.2021.152242. ISSN 0010-440X. PMID 33979631. S2CID 234486311. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  25. ↑ Sekowski, M.; Prigerson, H. G. (2021). "Conflicted or close: Which relationships to the deceased are associated with loss-related psychopathology?". British Journal of Clinical Psychology (به انگلیسی). 61 (2): 510–526. doi:10.1111/bjc.12344. ISSN 2044-8260. PMID 34724233. S2CID 240422216.