ادبیات مکزیک

ورودی اصلی نمایشگاه بین‌المللی کتاب گوادالاخارا در سال ۲۰۰۲. بزرگ‌ترین نمایشگاه کتاب قاره آمریکا.

ادبیات مکزیک یکی از پربارترین و تأثیرگذارترین شاخه‌های ادبیات اسپانیایی‌زبان در کنار ادبیات اسپانیا و آرژانتین است. این ادبیات ریشه در سنت‌های ادبی مردمان بومی آمریکای میانه و ادبیات اسپانیایی دارد و از دوران پیش از کلمب تا امروز سیر تحولی پیچیده و چندلایه‌ای را پشت سر گذاشته‌است. از مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین چهره‌های ادبی مکزیک می‌توان به اکتاویو پاز، آلفونسو ریس، کارلوس فوئنتس، سرخیو پیتول، خوزه امیلیو پاچکو، روساریو کاستیانوس، فرناندو دل پاسو، خوآن رولفو، آمادوو نروو، خوانا اینس د لا کروز و رامون لوپس ولارده اشاره کرد.

در سال ۱۹۹۰ میلادی اکتاویو پاز نخستین و تاکنون تنها مکزیکی است که جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرده‌است. ادبیات مکزیک در بستر تنوع فرهنگی و قومی شدید این کشور شکل گرفته و همواره با جستجوی هویت، مطالبات عدالت‌خواهانه و بازنگری در میراث استعماری گره خورده‌است.

ادبیات پیش از کلمب

صفحهٔ ۹ از دفترنامه درسدن (از چاپ ۱۸۸۰ فورستمان). این دفترنامه در کتابخانه ایالتی و دانشگاهی زاکسن درسدن در درسدن، آلمان نگهداری می‌شود.
نساهوالکیوتل که به عنوان فرزانه و شاه‌شاعر ستوده می‌شد.

مردمان آمریکای میانه سامانه‌های نوشتاری گوناگونی پدیدآوردند، اما بیشتر آنها به جای ثبت ادبیات از شکل‌های تصویرنگاشتی و واج‌هجایی بهره می‌بردند و بخش عمدهٔ میراث ادبی‌شان از راه سنت شفاهی انتقال می‌یافت.[۱] در میان آثار مکتوب، دفترنامه‌های گروه بورخیا از سوی برخی پژوهشگران شاهکارهای هنری و ادبی برجسته‌ای شمرده می‌شوند. بخش مرکزی دفترنامه بورخیا روایتی دربارهٔ آفرینش جهان دربردارد، هرچند فرضیهٔ دیگری آن را مجموعه‌ای از آیین‌ها می‌داند.[۱]

دفترنامه‌های میکستکی بِکر ۱، ناتال و کُلُمبینو زندگی فرمانروای قهرمان «۸-گوزن» و کوشش‌های او برای یکپارچه‌سازی مردم میکستک را به تصویر می‌کشند.[۱] دفترنامه بوتورینی یا «نوار زیارت» نیز بخش‌هایی از مهاجرت مِشیکاها از شمال مکزیک تا استقرارشان در دریاچهٔ تِسکوکو را بازمی‌گوید.[۱]

از جمله کنش‌های نوآموزان کاهنان مشیکا به‌یادسپاری سروده‌های غنایی و اسطوره‌های قومی‌شان بود.[۱] برخی از این آثار پس از ورود اسپانیایی‌ها با الفبای لاتین ثبت شدند. پژوهشگران نوین مانند آنخل ماریا گاریبای و میگل لئون‌پورتیا این آثار پراکنده را گردآوری و ترجمه کرده‌اند.[۱]

صفحهٔ ۵۱ از کتاب نهم دفترنامه فلورانسی. متن به زبان ناواتل و با خط لاتین نوشته شده‌است.

سروده‌های غنایی آکولمیتستلی نساهوالکیوتل (۱۴۰۲–۱۴۷۲)، تلاتوانی تتسکوکو، با یاری مبلغان اسپانیایی حفظ شد و به او لقب «شاه شاعر» بخشید. آثار او در کنار سروده‌های دیگر بزرگان ناوا مانند آیوکوآن از چالکو-آتنکو و تکایهواتسین هوئشوتسینکو بزرگ‌ترین مجموعهٔ ادبیات پیشاکلمبی و اشعار فلسفی است که به دوران جدید رسیده‌است.[۱]

ذخیره‌های کوچک‌تری از ادبیات دورهٔ پس‌کلاسیک نیز در میان مردمان دیگر مانند پورپچا، زاپوتک و میکستک بازیابی شده‌است. در جهان مایایی قطعاتی با نام کتاب‌های چیلام بالام حفظ شده‌اند.[۱] پوپول ووه (کتاب رایزنی) نیز که به زبان کیچه نوشته شده، دو اسطورهٔ کیهان‌زایشی مایایی را دربردارد: آفرینش جهان و فرود هوناهپو و شبالانکه به شیبالبا.[۱]

آرتورو وارمان این فرضیه را مطرح کرده که سروده‌های خوانده‌شده توسط نوازندگان یاکی و مایو در اجرای رقص گوزن ریشهٔ پیشاکلمبی دارند و با اندک دگرگونی تا امروز پایدار مانده‌اند.[۱]

از گونه‌های ادبی شکوفای پیش از ورود اسپانیایی‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد:

  • شعر حماسی که زندگی شخصیت‌های نامدار مانند توپیلتسین کتسالکوآتل و بنیادگذاری شهرها را روایت می‌کند.
  • شعر غنایی با درونمایه‌های دینی، نظامی یا فلسفی.
  • شعر نمایشی که عناصر موسیقی و رقص را درمی‌آمیخت، مانند جشن تزکاتلیپوکا.
  • نثر تاریخی و تبارشناسی‌های آموزشی و نیز ضرب‌المثل‌هایی به نام «هوئهوئتلاتولی» (گفته‌های پیران).

دوران استعمار اسپانیا

کاخ ملی مکزیکوسیتی. نقاشی دیواری دیگو ریورا که سوزاندن آثار ادبی مایاها توسط کلیسای کاتولیک را نشان می‌دهد.

ادبیات استعماری مکزیک چندین دورهٔ متمایز دارد. نخستین دوره با لحظهٔ تاریخی فتح پیوند خورده و سرشار از وقایع‌نامه‌ها و نامه‌هاست.

سدهٔ شانزدهم

خوان رویس د آلارکون، از بزرگ‌ترین نمایشنامه‌نویسان اسپانیای نو در عصر طلایی اسپانیا.

تأثیر درونمایه‌های بومی در ادبیات اسپانیای نو با واژه‌های رایج در زبان محلی و موضوعاتی که بازتاب فرهنگ بومی بود آشکار است.[۲] در این دوره نویسندگانی چون برناردو د بالبوئنا در اسپانیای نو می‌زیستند. بالبوئنا سرایندهٔ منظومهٔ بزرگ «ال برناردو» با ۵۰۰۰ بند هشت‌سطری بود و پایه‌گذار رمان شبانی در مکزیک شناخته می‌شود.[۲]

از مهم‌ترین آثار و نویسندگان این دوره می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:[۱]

  • تاریخ راستین فتح اسپانیای نو اثر برنال دیاس دل کاستیو (۱۴۹۲–۱۵۸۴)
  • تاریخ عمومی چیزهای اسپانیای نو اثر برناردینو د ساآگون (۱۴۹۹–۱۵۹۰)
  • آثار بارتلمه د لاس کاساس (۱۴۸۴–۱۵۶۶)
  • فرانسیسکو لوپس د گومارا (۱۵۱۱–۱۵۶۶)
  • دیگو مونیوس کامارگو (حدود ۱۵۳۰ – حدود ۱۶۰۰)
  • فرناندو د آلوا ایشتلیلشوچیتل (۱۵۶۸؟ –۱۶۴۸)
  • فرانسیسکو سروانتس د سالاسار (۱۵۱۴؟ –۱۵۷۵)
  • گوتیره د ستینا (۱۵۲۰ – حدود ۱۵۶۷)
  • گاسپار پرس د ویاگرا (۱۵۵۵–۱۶۲۰)
  • فرانسیسکو د ترراسس، نخستین شاعر شناخته‌شدهٔ زاده در اسپانیای نو

سدهٔ هفدهم

کارلوس د سیگوئنسا ای گونگورا
خوانا اینس د لا کروز در نقاشی ۱۷۷۲ اثر آندرس دیسلس. لقب‌هایی چون «دهمین موز» و «ققنوس مکزیکی» به او داده شد.

در این دوره گونهٔ مکزیکی ادبیات باروک به‌ویژه شکوفا شد. بسیاری از نویسندگان نامدار این سده در عرصهٔ بازی‌های ادبی مانند آناگرام، نشانه‌ها و هزارتوها دست‌آزمایی کردند.[۲] ادبیات باروک اسپانیای نو در دو جریان گونگورایی و کِوِدویی سیر می‌کرد.[۲]

کارلوس د سیگوئنسا ای گونگورا ریاضی‌دان، تاریخ‌نگار و پیشگام روشنگری بود که زبان ناواتل آموخت و دربارهٔ پیشینهٔ آزتک‌ها پژوهید.[۲] خوان رویس د آلارکون (۱۵۸۰/۱۵۸۱–۱۶۳۹) در اسپانیا نمایشنامه‌های اخلاقی موفقی نوشت.[۲] خوانا اینس د لا کروز (۱۶۵۱–۱۶۹۵) از همان نوجوانی در دربار نایب‌السلطنه و سپس در صومعه سروده‌های دنیوی و دینی و نمایشنامه‌هایی در سبک «کولتورالیسمو» آفرید که سرشار از اشاره‌های اسطوره‌ای و نشانه‌های فرهیختگی بود.[۲]

سدهٔ هجدهم

خوسه خواکین فرناندس د لیساردی

در اواخر دوران استعمار چهره‌های برجسته‌ای پدیدار شدند. خوسه خواکین فرناندس د لیساردی (۱۷۷۶–۱۸۲۷) نخستین نویسندهٔ حرفه‌ای مکزیک شد.[۳] رمان چهارجلدی او پریکیو سارنینتو (۱۸۱۶–۱۸۳۰) نقدی بر دیوان‌سالاری استعماری در قالب رندنامه است و نخستین رمان بزرگ قارهٔ آمریکا شمرده می‌شود. این اثر سنت باروک اسپانیایی را با اندیشه‌های فلسفی روشنگری و عناصر رمان تربیتی درمی‌آمیزد.[۳] لیساردی به دلیل مخالفت با برده‌داری و انتقاد از نایب‌السلطنه زندانی شد و پس از استقلال نیز به عنوان فدرالیست و فراماسون آزار دید.[۳]

دیگر نویسندگان شاخص این دوره عبارتند از:

  • دیگو خوسه آباد (۱۷۲۷–۱۷۷۹)
  • فرانسیسکو خاویر آلگره (۱۷۲۹–۱۷۸۸)
  • فرانسیسکو خاویر کلاویخرو (۱۷۳۱–۱۷۸۷)
  • کشیش سرواندو ترسا د میر (۱۷۶۵–۱۸۲۷)

نویسندگان مکزیک مستقل (سدهٔ نوزدهم)

آمادوو نروو

بی‌ثباتی سیاسی سدهٔ نوزدهم به افت ادبیات و دیگر هنرها در مکزیک انجامید. با این حال در نیمهٔ دوم این سده ادبیات مکزیک دوباره جان گرفت.[۴] در این دوره سه جریان ادبی بزرگ وجود داشت: رمانتیسم، رئالیسم-ناتورالیسم و نوگرایی.

رمانتیسم

نویسندگان رمانتیک گرد انجمن‌های ادبی فراوانی گرد آمدند. از مهم‌ترین آنها آکادمی لاتران بود که در ۱۸۳۶ بنیاد نهاده شد و چهره‌هایی چون خوسه ماریا لاکونسا، گویلرمو پریتو، مانوئل کارپیو و آندرس کینتانا رو را دربرمی‌گرفت.[۴] لیسئو ایدالگو انجمن ادبی مهم دیگری بود که در ۱۸۵۰ بنیاد نهاده شد و ایگناسیو مانوئل آلتامیرانو و مانوئل آکونیا از اعضای آن بودند.[۴]

ایگناسیو رودریگس گالوان نخستین رمانتیک مکزیکی شناخته می‌شود و در اواخر دههٔ ۱۸۳۰ برخی آثار کلیدی ناسیونالیسم کرئولی را آفرید.[۵] شناخته‌شده‌ترین اثر او شعر «پیشگویی گواتیموک» است که تک‌گویی شبانهٔ فرمانروای آزتک کوائوتموک در ۴۵۸ بیت با اوزان گوناگون است.[۵]

مانوئل گوتیرس ناخرا

آلتامیرانو نویسنده و سیاستمدار لیبرال با تبار بومی بود که در ۱۸۶۹ رمان «کلمنسیا» را نوشت که اغلب نخستین رمان نوین مکزیکی خوانده می‌شود و نشریهٔ مهم «ال رناسیمینتو» را بنیاد نهاد.[۴]

رئالیسم و ناتورالیسم

با خیزش اثبات‌گرایی ذائقهٔ زیبایی‌شناختی دگرگون شد. از نویسندگان رئالیست و ناتورالیست مکزیکی می‌توان به رافائل دلگادو، امیلیو راباسا و فدریکو گامبوآ اشاره کرد.[۲]

نوگرایی (مدرنیسمو)

میان ۱۸۹۵ و ۱۹۱۰ مکزیک به یکی از کانون‌های جنبش مدرنیسمو تبدیل شد. مانوئل گوتیرس ناخرا (۱۸۵۹–۱۸۹۵) شاعر و داستان‌نویسی بود که زیر تأثیر بودلر و عرفان مسیحی قرار داشت و در کنار کارلوس دیاس دوفو نشریهٔ ادبی مهم «رویستا آسول» را بنیاد نهاد.[۶] آمادوو نروو (۱۸۷۰–۱۹۱۹) شاعر غنایی متأثر از عرفان و خوسه خوان تابلادا غریب‌ترین نمایندهٔ ادبیات پایان سده در مکزیک بود که زیر تأثیر ژاپونیسم نخستین هایکو به زبان اسپانیایی را سرود.[۶]

آلفونسو ریس پنج بار نامزد جایزه نوبل ادبیات شد.

از دیگر شاعران برجستهٔ این دوره: سالوادور دیاس میرون، انریکه گونسالس مارتینس، رامون لوپس ولارده (۱۸۸۸–۱۹۲۱) و آلفونسو ریس (۱۸۸۹–۱۹۵۹) بودند.[۶]

نویسندگان سدهٔ بیستم و بیست‌ویکم

ماریانو آزوئلا

ادبیات انقلاب

برآمدن انقلاب مکزیک رشد ژانر روزنامه‌نگاری را شتاب بخشید. پس از پایان درگیری داخلی، درونمایهٔ انقلاب در رمان‌ها، داستان‌های کوتاه و نمایشنامه‌های نویسندگانی چون ماریانو آزوئلا و رودولفو اوسیگلی نمایان شد.[۳] این گرایش زمینه‌ساز شکوفایی ادبیات ملی‌گرا شد که در آثار نویسندگانی مانند روساریو کاستیانوس و خوآن رولفو تبلور یافت.[۳]

هم‌زمان «ادبیات بومی‌گرا» پدیدار شد که می‌کوشید زندگی و اندیشهٔ بومیان مکزیک را به تصویر بکشد، هرچند به طعنه هیچ‌یک از نویسندگان این جریان خود بومی نبودند. از شاخص‌ترین آنها ریکاردو پوساس و فرانسیسکو روخاس گونسالس بودند.[۳]

جنبش‌های نوآورانه

در کنار جریان‌های اصلی، جنبش‌های کم‌تر شناخته‌شده‌ای نیز پدید آمدند. استریدنتیسم (دههٔ ۱۹۲۰) شامل نویسندگانی چون آرکلس ولا و مانوئل ماپلس آرسه بود.[۳] گروه لوس کونتمپورانئوس (دههٔ ۱۹۳۰) روزنامه‌نگارانی چون سالوادور نووو و شاعرانی مانند شاویر ویائوروتیا و خوسه گوروستیسا را گرد هم آورد.[۳]

نیمهٔ دوم سدهٔ بیستم

مکزیک دومین کشور از نظر شمار دریافت‌کنندگان جایزهٔ سروانتس است؛ معتبرترین جایزهٔ ادبی زبان اسپانیایی.

در نیمهٔ دوم سدهٔ بیستم ادبیات مکزیک از نظر درونمایه، سبک و ژانر بسیار متنوع شد. گروه «ادبیات لا اوندا» (دههٔ ۱۹۶۰) ادبیاتی شهری، طنزآمیز و سرکش می‌جست و نویسندگانی مانند خوسه آگوستین را دربرمی‌گرفت.[۳] جریان اینفرارئالیسم (دههٔ ۱۹۷۰) نیز با هدف به چالش کشیدن فرهنگ رسمی پدیدار شد.[۳]

«مافیای فرهنگی» (دههٔ ۱۹۶۰) گروهی از روشنفکران بود که کارلوس فوئنتس، سالوادور الیسوندو، خوزه امیلیو پاچکو، کارلوس مونسیویس، اینس آردوندو و فرناندو بنیتس را دربرمی‌گرفت.[۳]

در ۱۹۹۰ اکتاویو پاز نخستین مکزیکی شد که جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد.[۳]

درونمایه‌ها و ویژگی‌های ادبیات مکزیک

ادبیات مکزیک در بستر تنوع قومی و فرهنگی فوق‌العادهٔ این کشور شکل گرفته و بازتاب‌دهندهٔ مناقشه‌های فلسفی-فرهنگی پرشمار، جستجوی دشوار هویت در جامعه‌ای چندقومی و مطالبات پیوستهٔ عدالت‌خواهی از دوران استعمار تا امروز است.[۷] پیوند تنگاتنگ ادبیات با روزنامه‌نگاری و کنش سیاسی از ویژگی‌های پایدار ادبیات این کشور بوده و نویسندگان مکزیکی اغلب هم‌زمان نقش‌های سیاسی و مطبوعاتی داشته‌اند.[۷]

مفهوم مستیساخه (آمیختگی فرهنگی و نژادی) نقشی محوری در شکل‌گیری ادبیات مکزیک ایفا کرده و از آغاز دوران استعمار میراث بومی و اسپانیایی را درهم‌آمیخته‌است.[۲]

نمایشگاه‌ها و نهادهای ادبی

نمای درونی کتابخانه خوسه واسکونسلوس.

مکزیک میزبان نمایشگاه بین‌المللی کتاب گوادالاخارا است که بزرگ‌ترین نمایشگاه کتاب قاره آمریکا به‌شمار می‌رود.[۳] مکزیک پس از اسپانیا بیشترین شمار برندگان جایزهٔ سروانتس — معتبرترین جایزهٔ ادبی زبان اسپانیایی — را دارد.[۳]

کتابخانه کنگرهٔ مکزیک و کتابخانه واسکونسلوس از نهادهای مهم ادبی و فرهنگی این کشور هستند.[۳]

جستارهای وابسته

منابع

  1. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 «Secretaría de la Defensa Nacional». sedena.gob.mx. دریافت‌شده در ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۳.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  2. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 Rössner 1996, S. 41.
  3. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 Michael Rössner (Hrsg.): Lateinamerikanische Literaturgeschichte. 2. Auflage, 2002, S. 112 ff.
  4. 1 2 3 4 Altmirano, Ignacio Manuel, in: Der Literatur-Brockhaus, Mannheim 1988, S. 64.
  5. 1 2 Gerardo Francisco Bobadilla Encinas: "La profecía de Guatimoc", de Ignacio Rodríguez Galván, o la legitimización poética del nacionalismo criollo. In: Decimónica, 4(2007)1.
  6. 1 2 3 Rössner 1996, S. 47.
  7. 1 2 Gerhard Kruip: Kirche und Gesellschaft im Prozeß ethisch historischer Selbstverständigung. Die mexikanische Kontroverse um die ‚Entdeckung Amerikas'. Münster: Lit Verlag 1996, S. 325.

پیوند به بیرون