اروپامحوری

اروپامحوری یا اروپاکانونی (به انگلیسی: Eurocentrism) به این مفهوم است که اروپا و اروپاییتباران بهطور ماهوی از سایر ملل و قومها متمایز و برترند.[۱] منشأ این تمایز؛ تاریخ، ویژگیهای فرهنگی، نهادهای ویژهٔ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این کشورهاست که منحصربهفردند. سمیر امین، نظریهپرداز مصری-فرانسوی، مفهوم اروپامحوری را برای نخستین بار در دهه ۱۹۷۰ بیان کرد.
برخی این مفهوم را حاکی از وجود برخی گرایشهای نژادپرستانه در میان اروپاییتباران، و برخی دیگر نیز آن را ناشی از برتریجویی و امپراتورمآبی قدرتهای غربی در طی دوران استعمار انگاشتهاند.[۲][۳][۴][۵]
نادیدهانگاری اصلیت چندفرهنگی مدرنیته
در تاریخ تمدن اسلامی ـ ایرانی، دانشمندانی چون محمد زکریای رازی، ابنسینا و ابوریحان بیرونی نقشی کلیدی در گسترش خردگرایی داشتند. این سه همگی ایرانی بودند، اما به زبان عربی مینوشتند؛ به همین دلیل در سنت اروپاییِ بعدی بهاشتباه «عرب» معرفی شدند.[۶] آثار آنان اثر عمیقی بر اروپا گذاشت: کتاب قانون در طب ابنسینا برای چندین سده کتاب درسی پزشکی بود، رازی در پزشکی و داروشناسی مرجعیت یافت و بیرونی با اندازهگیری و مشاهده به روش علمی نزدیک شد.[۷]
اندیشمندان دیگری نیز در این جریان نقش داشتند: ابنهیثم (الحسن بن هیثم) که با پژوهشهایش در نورشناسی و روش آزمایش را پایهگذاری کرد،[۸] خوارزمی که جبر و «الگوریتم» از نام او گرفته شده است،[۹] نصیرالدین طوسی با نوآوریهایش در اخترشناسی که بعدها در کار کوپرنیک اثر گذاشت،[۱۰] و عمر خیام با اصلاح تقویم جلالی و حل معادلات درجهٔ سوم.[۱۱]
با این حال، کلیسای اروپایی با این آثار بهطور گزینشی برخورد میکرد. شورای کلیسایی پاریس در سال ۱۲۱۰ میلادی تدریس آثار ارسطو در فلسفهٔ طبیعی و شروح عربی آن (از جمله ابنسینا) را ممنوع کرد. در ۱۲۱۵ این ممنوعیت در آییننامهٔ دانشگاه پاریس تأیید شد و تنها منطق و اخلاق مجاز شناخته شد.[۱۲] در ۱۲۷۰ و ۱۲۷۷، اسقف اتین تمپیه در پاریس ۲۱۹ گزاره را محکوم کرد که بخشی از آن متوجه ابنرشد و پیروان او بود.[۱۳]
در طلیطله در سدههای ۱۲ و ۱۳، صدها متن عربی به لاتین ترجمه شد. مترجمان (مانند جراردو دا کرمونا) اغلب هویت نویسندگان را پنهان یا تحریف میکردند و در اروپا بهطور کلی از آنان بهعنوان «فلاسفهٔ عرب» یاد میشد.[۱۴]
پس از سقوط غرناطه، بسیاری از کتابخانههای عربی نابود شد. در سالهای ۱۴۹۹ تا ۱۵۰۱، اسقف سیسنروس در میدان بیب-رامبلا در غرناطه دستور داد هزاران کتاب عربی سوزانده شود؛ تنها بخش اندکی از متون پزشکی حفظ شد.[۱۵]
پیامد چنین سیاستهایی ـ یعنی ممنوعیتها، ترجمههای گزینشی، بینامکردن نویسندگان و سوزاندن کتابها ـ این بود که در تاریخنگاری اروپای رنسانس، روایت اروپامحور شکل گرفت: «یونان باستان ← قرون تاریک ← رنسانس ← اروپای مدرن». بدین ترتیب نقش اندیشمندان مسلمان و ایرانی به «واسطه» تقلیل یافت، نه نوآور.[۱۶]
این روایت در پژوهشهای دانشگاهی سدهٔ بیستم و بیستویکم تا حدودی اصلاح شد، اما در برنامههای درسی مدارس اروپا و آمریکا همچنان الگوی قدیمی غالب است: شاید نام ابنسینا بهطور گذرا بیاید، اما نامهایی چون بیرونی، رازی، خوارزمی یا خواجه نصیرالدین طوسی اغلب غایباند. به همین دلیل تصور یکسویهای شکل گرفته که مدرنیته محصولی صرفاً اروپایی است، در حالی که تاریخ واقعی علم چندلایه و بینالمللی بوده است.[۱۷]
دیدگاهها
ابراهیم متقی استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه تهران گفتمان اروپامداری را تلاشی در جهت مرکز قرار دادن جهان غرب در الگوی عام نظام جهانی دانسته و معتقد است ارزیابی انتقادی دربارهٔ مفاهیمی همانند خاور دور، خاور نزدیک و خاورمیانه را باید بهعنوان یکی از نشانههای نقد اروپامداری در نظام جهانی دانست.[۱۸]
جستارهای وابسته
منابع
- ↑ Diane Fraser. Professional Studies for Midwifery Practice. 2000 ISBN 0-443-06114-9 ص۴۷
- ↑ "[Eurocentrism] is a form of racism, therefore, in which certain people and their cultures are perceived to be superior to others, which will always be inferior." Carol Tator, Frances Henry, Winston Mattis. Challenging Racism in the Arts: Case Studies of Controversy and Conflict. انتشارات دانشگاه تورنتو. شابک ۰−۸۰۲۰−۷۱۷۰−۸ ۱۹۹۸ ص۲۹
- ↑ "This explanation is Eurocentrism, which is said to be an expression of racism." Dinesh D'Souza. The End of Racism: Principles for a Multiracial Society 1995 p.337
- ↑ "Because Eurocentrism inherently values some people over others on the basis of ethnicity and race, racism accompanies Eurocentrism." Family Nursing as Relational Inquiry: Developing Health-promoting Practice. Gweneth Hartrick Doane, Colleen Varcoe. 2004 ISBN 0-7817-4841-0 p.143
- ↑ "Eurocentrism is linked with racism or imperialism and with rendering others invisible or demonizing them." The Color of Words. Philip Herbst. 1997 ISBN 1-877864-97-8 page81
- ↑ Nasr، Seyyed Hossein (۱۹۹۶). History of Islamic Philosophy. Routledge. ص. ۲۱۴.
- ↑ Sarton، George (۱۹۲۷). Science and Civilization in Islam. Harvard University Press. ص. ۱۴۸.
- ↑ Al-Khalili، Jim (۲۰۱۱). The House of Wisdom: How Arabic Science Saved Ancient Knowledge and Gave Us the Renaissance. Penguin. ص. ۷۵.
- ↑ Katz، Victor J. (۲۰۰۹). A History of Mathematics. Pearson. ص. ۲۴۳.
- ↑ Heath، Thomas (۱۹۳۲). A History of Astronomy from Thales to Kepler. Dover. ص. ۳۱۲.
- ↑ Saliba، George (۲۰۰۷). Science and Education in Medieval Islam. Cambridge University Press. ص. ۲۰۱.
- ↑ Kretzmann، Norman (۱۹۸۸). Medieval Philosophy. Cambridge University Press. ص. ۶۵.
- ↑ Copleston، Frederick (۱۹۵۰). A History of Philosophy, Volume II: Medieval Philosophy. Doubleday. ص. ۱۱۳.
- ↑ Arberry، A. J. (۱۹۳۱). The Legacy of Islam. Oxford University Press. ص. ۴۵.
- ↑ Kamen، Henry (۲۰۰۵). Spain: A History. Yale University Press. ص. ۱۴۳.
- ↑ Huff، Toby E. (۲۰۰۳). The Rise of Early Modern Science: Islam, China, and the West. Cambridge University Press. ص. ۸۸.
- ↑ Morgan، Michael Hamilton (۲۰۰۷). Lost History: The Enduring Legacy of Muslim Scientists, Thinkers, and Artists. National Geographic. ص. ۹.
- ↑ ابراهیم متقی (۱۸ آذر ۱۳۹۲). «اروپامداری؛ چرا غرب آسیا خاورمیانه نامیده شد؟». پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای.