اسطوره ورماخت پاک


اسطورهٔ «ورماختِ پاک» برداشت انکارگرایانهای است که ادعا میکند نیروهای مسلح معمولی آلمان (ورماخت) در هولوکاست یا دیگر جنایات جنگی ورماخت در جریان جنگ جهانی دوم نقش نداشتهاند. این اسطوره که بهشدت توسط نویسندگان و نظامیان آلمان غربی پس از جنگ جهانی دوم تبلیغ میشد،[۲] بهطور کامل مسئولیت فرماندهی نظامی آلمان را در برنامهریزی و اجرای جنایات جنگی انکار میکرد. حتی در مواردی که ارتکاب جنایات جنگی و اجرای یک کارزار نابودی، بهویژه در اتحاد جماهیر شوروی – که مردم آن توسط نازیها «دونانسان» و تحت سلطهٔ «بلشویسم یهودی» تلقی میشدند – پذیرفته شده است، این اعمال را به «سپاه سربازان حزبی»، یعنی اساس، نسبت میدهند نه نیروهای معمولی نظامی آلمان.
این اسطوره در طی جنگ آغاز شد و در تبلیغات رسمی ورماخت و نیز توسط سربازانی در همهٔ ردهها ترویج میشد که میخواستند نهاد خود را در بهترین وجه ممکن نشان دهند؛ با کمرنگشدن چشمانداز پیروزی، این سربازان شروع کردند به تصویر کردن خود بهعنوان «قربانی».[۳] پس از شکست آلمان، رأی دادگاههای نورنبرگ (۱۹۴۵–۱۹۴۶) که بسیاری از متهمان را آزاد کرد ــ بهگونهای تحریف شد که گویی ورماخت را تبرئه کرده است. فرانتس هالدر و دیگر فرماندهان ورماخت یادداشت ژنرالها با عنوان «ارتش آلمان از ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۵» را امضا کردند که عناصر اصلی اسطوره را بنیان میگذاشت و در پی پاککردن نقش ورماخت در جنایات جنگی بود.
متفقین غربی که بهطور فزایندهای از گسترش جنگ سرد علیه متحد پیشین خود، اتحاد شوروی، نگران بودند، خواهان آن بودند که آلمان غربی برای مقابله با تهدید شوروی دوباره مسلح شود. در سال ۱۹۵۰، صدراعظم آلمان غربی کنراد آدناوئر و برخی افسران سابق در صومعهٔ هیمرود گرد آمدند تا دربارهٔ تجدید تسلیح آلمان غربی مذاکره کنند و به یادداشت هیمرود رسیدند. این یادداشت شرایط تجدید تسلیح آلمان غربی را تعیین میکرد: آزادی محکومان جنگی، توقف «بدنامسازی» سرباز آلمانی و بهبود دیدگاه جهانی نسبت به ورماخت. فرماندهٔ عالی ناتو، ژنرال ارتش دوایت آیزنهاور، که پیشتر گفته بود «ورماخت و «دستهٔ هیتلر» (حزب نازی) یکی هستند»،[۴] بعدها این موضع را تغییر داد و در پرتو نگرانی شدید خود از سلطهٔ شوروی در اروپای شرقی، تسهیلگر تجدید تسلیح آلمان شد. بریتانیاییها نیز از پیگیری محاکمههای بیشتر عقب نشستند و بسیاری از محکومان را زودتر آزاد کردند.
در حالیکه آدناوئر برای جلب آرای کهنهسربازان تلاش میکرد و قوانین عفو را تصویب مینمود، هالدر کار برای بخش تاریخ ارتش آمریکا را آغاز کرد. نقش او گردآوری و نظارت بر افسران سابق ورماخت برای نگارش یک مجموعهٔ چندجلدی از تاریخ عملیاتی جبههٔ شرقی بود.[۵] او بر نوشتههای ۷۰۰ افسر آلمانی نظارت داشت و از این شبکه برای گسترش اسطوره بهره برد. افسران و ژنرالهای ورماخت خاطرات دفاعیهمحوری نوشتند که تاریخ را تحریف میکرد. این نوشتهها ــ بهویژه خاطرات هاینتس گودریان و اریش فون مانشتاین ــ بسیار محبوب شدند و اسطوره را میان افکار عمومی آلمان که مشتاق رهایی از ننگ نازیسم بود، بیشتر گسترش دادند.
سال ۱۹۹۵ نقطهٔ عطفی در آگاهی عمومی آلمان بود. مؤسسهٔ پژوهش اجتماعی هامبورگ با نمایشگاه ورماخت خود که شامل ۱٬۳۸۰ تصویر تکاندهنده از مشارکت سربازان «عادی» در جنایات جنگی بود، بحثی عمومی و طولانی دربارهٔ اسطوره را برانگیخت. هانس هیر نوشت که این جنایات جنگی توسط پژوهشگران و سربازان سابق پنهان شده است. تاریخنگار آلمانی وُلفرام وِتِه تز «ورماخت پاک» را «سوگند دروغی جمعی» خواند. نسل زمان جنگ این اسطوره را با جدیت و پافشاری حفظ کرده بود. آنان اطلاعات را پنهان میکردند و سیاستهای دولتی را دستکاری مینمودند. با درگذشت آنان، انگیزهٔ حفظ این فریب، که ورماخت را از مشارکت کامل در نسلکشی صنعتی نازیها مبری میکرد، رو به کاهش گذاشت.
منابع
- ↑ Wette 2007, p. 269.
- ↑ Beorn 2014, pp. 12–17.
- ↑ Harrisville, David A. (2021). The Virtuous Wehrmacht: Crafting the Myth of the German Soldier on the Eastern Front, 1941-1944 (به انگلیسی). Cornell University Press. pp. 12–13. ISBN 978-1-5017-6006-8.
- ↑ Plischke, Elmer (1983). "Foreign Relations of the United States, 1951, Volume III: European Security and the German Question. Part 1, Dept. of State Pub. 8982. Part 2, Dept. of State Pub. 9113. Washington: U.S. Govt. Printing Office, 1981. Pp. xxxiv, 2065. Index in part 2". American Journal of International Law (به انگلیسی). 77 (2): 446. doi:10.2307/2200893. ISSN 0002-9300. JSTOR 2200893 – via Cambridge University Press.
- ↑ Smelser & Davies 2008, p. 64.