الهه سفید
اولین نسخه ایالات متحده | |
| نویسنده(ها) | رابرت گریوز |
|---|---|
| کشور | بریتانیا |
| زبان | انگلیسی |
| گونه(های) ادبی | اسطوره، شعر |
| ناشر | فابر اند فابر (بریتانیا) مطبوعات عصر خلاق (امریکا) |
تاریخ نشر | ۱۹۴۸ |
الهه سفید (انگلیسی: The White Goddess) یا «ایزدبانوی سپید: دستور زبانی تاریخی برای اسطورۀ شاعرانه» (The White Goddess: a Historical Grammar of Poetic Myth) رسالهای بلند به قلم رابرت گریوز، نویسندۀ انگلیسی، در باب ماهیت اسطورهپردازی شاعرانه است. این اثر، که نخستین بار در ۱۹۴۸ به چاپ رسید، مبتنی بر مقالاتی است که پیشتر در مجلۀ «ولز» منتشر شده بود؛ چاپهای ویراسته، بازبینیشده و گسترشیافتۀ آن در سالهای ۱۹۴۸، ۱۹۵۲ و ۱۹۶۱ روانۀ بازار شدند. «ایزدبانوی سپید» رویکردی غیرعلمی به مطالعۀ اسطورهشناسی از منظری نامتعارف عرضه میدارد. گریوز نظریۀ وجود یک ایزدبانوی اروپایی، «ایزدبانوی سپید زایش، عشق و مرگ» را مطرح میسازد. این ایزدبانو، که شباهتی تام به «ایزدبانوی مادر» دارد، از اطوار ماه الهام میگیرد و در آن تجلی مییابد و در پسِ سیمای ایزدبانوان گوناگونِ اساطیر اروپایی و کیشهای باستانی نهفته است.[۱] گریوز بر آن است که شعر ناب یا اصیل، پیوندی ناگسستنی با آیین پرستش باستانیِ این ایزدبانوی سپیدِ مورد نظر او و فرزندش دارد.
چکیدۀ موضوع این رساله از این قرار است: گریوز در این کتاب ادعا میکند که شعر اصیل ریشه در زبان جادویی و آیینهای باستانی دوران پارینهسنگی دارد که همگی در ستایش یک «ایزدبانوی ماه» یگانه (الهۀ شعر) برگزار میشدند.
او معتقد بود که مسیحیت نسخۀ پالایشیافتۀ باورهای کهن «وحشیانه» است و ظهور ادیان یکتاپرستِ مردسالار، با سرنگون کردن این ایزدبانو، عامل اصلی رنج و بدبختی جهان امروز هستند.
گریوز که خود را شاعر میدانست نه پژوهشگر، وظیفۀ زن را نه سرودن شعر، بلکه قرار گرفتن در نقش «الهۀ الهامبخش» برای شاعران مرد میدانست.
اگرچه روشهای غیرعلمی او (مانند الهام گرفتن با قارچ) اعتبار دانشگاهی نداشت، اما ایدههایش همچنان در میان گروههای نوینِ پاگانیسم و پیروان کیش پرستش ایزدبانوی مادر بسیار تأثیرگذار است.
تاریخچه
گریوز نخستین بار این کتاب را با عنوان «شوکا در بیشه» (The Roebuck in the Thicket) ظرف سه هفته در ژانویۀ ۱۹۴۴، تنها یک ماه پس از اتمام نگارش «پشم زرین»، به رشتۀ تحریر درآورد. سپس آن را وانهاد تا بر «شاه عیسی»، رمانی تاریخی دربارۀ زندگی عیسی، همت گمارد. پس از بازگشت به سراغ «شوکا در بیشه»، نام آن را به «الهۀ سهگانۀ شعر» (The Three-Fold Muse) تغییر داد و در نهایت، پس از تکمیل، عنوان «ایزدبانوی سپید» را بر آن نهاد. در ژانویۀ ۱۹۴۶ آن را به ناشران سپرد، و کتاب در مۀ ۱۹۴۸ در بریتانیا و در ژوئن همان سال در ایالات متحده با عنوان کامل «ایزدبانوی سپید: دستور زبانی تاریخی برای اسطورۀ شاعرانه» منتشر گردید.[۲] گریوز بر این باور بود که آدمی هنگام خواندن شعر میتواند حضور راستین ایزدبانوی سپید را درک کند، اما از دیدگاه او، این مهم تنها از عهدۀ یک «شاعر راستینِ طبیعت وحشی» برمیآید، نه یک شاعر کلاسیک یا حتی یک شاعر رمانتیک؛ او منتقدانه دربارۀ شاعران رمانتیک میگفت: «شاعر نمونۀ سدۀ نوزدهم، از منظر جسمانی منحط یا رنجور بود، به مواد مخدر و مالیخولیا ابتلا داشت، تعادل روانیاش به شکلی بحرانی مختل بود، و تنها از این منظر شاعری راستین به شمار میرفت که نگاهی جبری به ایزدبانو داشت، آن هم بهمثابۀ معشوقهای که بر سرنوشت او فرمان میراند.»[۳]
شعر و اسطوره
گریوز «ایزدبانوی سپید» را «دستور زبانی تاریخی برای زبانِ اسطورۀ شاعرانه» توصیف کرده است. این اثر بهویژه از اساطیر و اشعار ولز و ایرلند، و نیز بخش عمدۀ اروپای غربی و خاورمیانۀ باستان بهره میجوید. گریوز با اتکا به براهین ریشهشناختی و بهرهگیری از شیوههای باریکبینانه برای پرده برداشتن از آنچه او تحریف «شمایلگردان» (iconotropic) اساطیر اصیل مینامد، از نظریۀ پرستش ایزدبانویی واحد با نامهای گوناگون پشتیبانی میکند؛ ایدهای که بعدها در الهیات زنگرایانۀ دهۀ ۱۹۷۰ با عنوان «دین مادرسالار» (یا کیش مادرسالار) شهرت یافت. کتاب «شاخه زرین» (۱۹۲۲، اما چاپ نخست ۱۸۹۰)، پژوهش انسانشناختی دوران متقدم اثر سِر جیمز جورج فریزر، نقطۀ عزیمت بخش بزرگی از استدلال گریوز به شمار میرود؛ و گریوز تا حدی بر این گمان بود که کتاب او آنچه را فریزر تنها در پردهای از ابهام بدان اشاره کرده بود، آشکارا بیان داشته است. گریوز مینویسد:
سِر جیمز فریزر توانست اتاقهای زیبای خود را در کالج ترینیتی، کمبریج تا زمان مرگش حفظ کند، آن هم با دور زدنِ دقیق و روشمندِ موضوع خطیر خود؛ گویی خط ساحلی جزیرهای ممنوعه را ترسیم میکرد، بی آنکه در عمل خود را به اعلام وجود آن متعهد سازد. ناگفتهای که او بر زبان میآورد این بود که افسانۀ مسیحی، عقاید جزمی و آیینهای آن، صورتی پالوده از مجموعهای عظیم از باورهای ابتدایی و حتی وحشیانه است، و اینکه تقریباً تنها عنصر بدیع در مسیحیت، شخصیت خود عیسی است.
«ایزدبانوی سپید» گریوز به پرستش ایزدبانو بهمثابۀ دینِ نمونهوارِ نخستین میپردازد و آن را عمدتاً با اتکا به شواهد ادبی، در بستر اسطوره و شعر، تجزیه و تحلیل میکند. گریوز اذعان میداشت که مورخ سدههای میانه نیست، بلکه یک شاعر است، و از همین رو اثر خود را بر این بنیاد نهاد که:
زبان اسطورۀ شاعرانه که در اعصار کهن در مدیترانه و اروپای شمالی رواج داشت، زبانی جادویی و در هم تنیده با آیینهای دینی مردمی در ستایش ایزدبانوی ماه، یا الهۀ شعر (Muse) بود، [آیینهایی] که قدمت برخی از آنها به عصر پارینهسنگی میرسید؛ و همین زبان، همچنان زبان شعر اصیل باقی مانده است...
گریوز در چاپ دوم و گسترشیافتۀ کتاب نتیجهگیری کرد که خدای یکتاپرستِ مردمحورِ یهودیت و ادیان پس از آن، مسبب افول ایزدبانوی سپید و در نتیجه، سرچشمۀ بسیاری از آلام و مصائب جهان مدرن بودهاند. او «زن» را در مرتبهای فراتر از یک شاعر صِرف، یعنی در جایگاه خودِ «الهۀ شعر» (Muse) مینشاند. وی میافزاید: «این بدان معنا نیست که زن باید از سرودن شعر بپرهیزد؛ بلکه تنها باید بهمثابۀ یک زن بسراید، نه بهمثابۀ یک مردِ افتخاری.» به نظر میرسد او بهویژه از سایۀ نوشتههای زنانی که بازتابدهندۀ هنجارهای شاعرانۀ مردمحور باشد، آشفته است.[۴] گریوز برخی از ایدههای خود را از الهام شاعرانه و فرایندی موسوم به «اندیشۀ بازگشتکننده» (analeptic thought) برگرفته بود؛ اصطلاحی که او برای توصیف فرستادن ذهن به گذشته و دریافت شهودها به کار میبرد. شمایلنگاری بصری نیز در درک و دریافت گریوز اهمیتی بسزا داشت. گریوز شیوهشناسی و روشی برای خوانش تصاویر ابداع کرد که آن را «شمایلگردانی» (iconotropy) نامید. برای به کار بستن این شیوهشناسی، فرد ملزم است «گفتار را به تصاویر و ضرباهنگهای بنیادین آن فرو بکاهد» و سپس این عناصر را «در چندین سطح همزمانِ اندیشه» با هم بیامیزد. گریوز با به کار بستن این شیوهشناسی، یک گراوور چوبی از «داوری پاریس» را نه بهمثابۀ تصویرگرِ هرا، آتنا و آفرودیت (چهرههای سنتیِ روایتی که آن تصویر بیانگرش بود)، بلکه بهمثابۀ نماد «ایزدبانوی سهگانۀ یگانه» رمزگشایی کرد.[۵]
گاهشمار درختی سِلتی
گریوز چنین استدلال میکند که نامهای حروف الفبای اوگام، که در بخشهایی از ایرلند گیلیک و بریتانیا به کار میرفت، گاهشماری را در خود نهفته داشت که کلیدِ یک آیین عبادی باستانی متضمن قربانی کردن یک شاه مقدس بود. افزون بر این، [او معتقد بود که] این نامهای حروف، ابیاتی به وزن ششپایهای یونان باستان را در وصف آن ایزدبانو در خود پنهان داشتهاند. «گاهشمار درختی» گریوز هیچ ارتباطی با هیچیک از گاهشمارهای سِلتی تاریخی ندارد.[۶] تفاسیر او، در عوض، بر کتاب «اوگیگیا» (Ogygia) اثر رودریک اوفلاهرتی، شاعر سدۀ هفدهم، استوار است.
دروانتیا
گریوز در «ایزدبانوی سپید»، وجود یک ایزدبانوی درختیِ گالیاییِ فرضی به نام «دروانتیا» (Druantia) را مطرح کرد که در میان نوپاگانهای معاصر به محبوبیتی دست یافته است. دروانتیا کهنالگوی مادر ازلی است که در شاخههای همیشهسبز تجلی مییابد. چنین پنداشته میشود که نام او از واژۀ سِلتی برای درخت بلوط، یعنی *drus یا *deru، مشتق شده است.[۷] او به «ملکۀ درویدها» شهرت دارد. دروانتیا ایزدبانوی باروری گیاهان و آدمیان، و حاکم بر امیال و فعالیتهای جنسی است. حفاظت از درختان، دانش و آفرینشگری نیز در حیطۀ فرمانروایی اوست.[۸]
پژوهشهای آکادمیک و بازخورد منتقدان
به «ایزدبانوی سپید» بهمثابۀ اثری شاعرانه نگریسته شده است که گریوز در آن به انگارۀ خود مبنی بر انقیاد مرد در برابر زن در وادی عشق، «عظمتی انسانشناختی» میبخشد و فراتر از آن، همۀ زنان به طور عام (و چند تن از معشوقگان خود به طور خاص) را در قالب الگوی ایزدبانوی ماهِ سهچهره، به قالبی اسطورهای درمیآورد.[۹] فارغ از ارزش گریوز در مقام شاعر، کاستیهای پژوهشی او، از جمله متنشناسی سستبنیاد، بهرهگیری از متون غیرمعتبر و استناد به باستانشناسی تاریخگذشته، آماج انتقاد بودهاند.[۱۰][۱۱] برخی از پژوهشگران، بهویژه باستانشناسان، مورخان و پژوهشگران فرهنگ عامه، این اثر را یکسره رد کردهاند[۱۲] — اثری که تی. اس. الیوت آن را «کتابی شگرف، مهیب، مبهوتکننده و توصیفناپذیر» خوانده بود[۱۳] — و خودِ گریوز نیز از اینکه اثرش توسط بسیاری از سِلتشناسان «آشکارا نادیده انگاشته میشود»، سرخورده بود.[۱۴] «ایزدبانوی سپید» از سوی بسیاری از خوانندگان غیرمتخصص بهمثابۀ [سند] تاریخی پذیرفته شد. به گفتۀ رونالد هاتن، این کتاب همچنان یکی از منابع اصلی سردرگمی دربارۀ سِلتهای باستان به شمار میرود و بر بسیاری از دیدگاههای غیرآکادمیک دربارۀ کیش پاگانی سِلتی تأثیرگذار است.[۱۵] هیلدا الیس دیویدسون گریوز را مورد انتقاد قرار داد که «بسیاری از خوانندگان سادهدل را با اظهارات شیوای خود، که در عین حال دربارۀ ایزدبانویی مهآلود در ادبیات کهن سِلتی فریبنده بود، گمراه کرده است» و تصریح کرد که او در موضوعی که ارائه میکرد «هیچگونه صلاحیتی» نداشت.[۱۶] گرچه گریوز پیوند میان ایزدبانوان و ماه را «طبیعی» جلوه میداد، چنین پیوندی برای سِلتها یا برخی دیگر از مردمان باستان بدیهی نبود.[۱۵] گریوز در پاسخ به منتقدان، پژوهشگران ادبی را متهم کرد که یا از منظر روانی توانایی تفسیر اسطوره را ندارند[۱۷] یا بیش از حد نگران حفظ مزایا و مناصب خود هستند که بخواهند علیه دیدگاه اکثریت موضع بگیرند. برخی از نوپاگانها از نقدهای آکادمیکی که «ایزدبانوی سپید» در سالهای اخیر دریافت کرده، سرگشته و ناخشنود گشتهاند،[۱۸] حال آنکه دیگران بینش شاعرانۀ آن را ستودهاند، اما هرگز آن را بهمثابۀ اثری دارای سندیت تاریخی نپذیرفتهاند.[۱۹] به همین سان، معدودی از پژوهشگران نیز برای ایدههای گریوز ارزشی قائلاند؛ مایکل دبلیو. فاراند، گرچه انتقادات پیشین را بازگو میکند، اظهار داشته است: «نظریات و نتایج گریوز، هرچند که در چشم معاصرانش (یا در نظر ما) نامتعارف و غریب مینمودند، حاصل مشاهدات دقیق بودهاند.»[۲۰] نورمن دیویسِ مورخ نیز در کتاب خود «اروپا: یک تاریخ» با نظر مساعد به ایدههای گریوز در «ایزدبانوی سپید» اشاره میکند.[۲۱] به گفتۀ ریچارد پرسوال گریوز، زندگینامهنویسِ گریوز، لورا رایدینگ در پروراندن افکار گریوز هنگام نگارش «ایزدبانوی سپید» نقشی تعیینکننده ایفا کرد، علیرغم آنکه آن دو در آن مقطع از یکدیگر بیگانه گشته بودند. رایدینگ پس از بازبینی کتاب، بهشدت خشمگین شد: «آنجا که روزی من فرمان میراندم، اکنون پلیدیای هرزهگونه سر برآورده است؛ فرانکنشتاینی که از تکهپارههای زندگی و افکار من به هم پیوند خورده است.»[۲۲]
تأثیرات ادبی
این کتاب بر اندیشۀ شاعرانی چون تد هیوز و سیلویا پلات تأثیری شگرف نهاد؛[۲۳] چنانکه پلات تا اندازهای با خودِ پیکرۀ ایزدبانو همذاتپنداری میکرد.[۲۴] میتوان چنین ادعا کرد که آنچه ژاکلین رز «تفکر کلیشهایِ پسِ این اسطوره – زن در مقام الهامبخش، زن در مقام جانکَن» مینامید، در نهایت تأثیری سوء بر زندگی و آثار پلات بر جای گذاشت.[۲۵] آلن گارنر این کتاب را یکی از منابع الهامبخش آثار داستانی خود، بهویژه «خدمت جغد» دانسته است. گارنر در مصاحبهای این کتاب را «آن معدن طلای بهغایت خشمانگیز از صور خیال، یعنی ایزدبانوی سپید، که در خوانش پنجم بهروشنی آن را دریافتم» توصیف کرده است.[۲۶] سوزان کوپر نیز «ایزدبانوی سپید» را الهامبخش مجموعۀ رمانهای فانتزی خود «تاریکی برمیخیزد» (The Dark Is Rising Sequence) ذکر کرده است.[۲۷][۲۸] لوید الکساندر نام برخی از شخصیتهای مجموعه رمانهای فانتزی «سرگذشتنامه پریدین» (The Chronicles of Prydain) را از «ایزدبانوی سپید» گریوز وام گرفت.[۲۹] «ایزدبانوی سپید» همچنین بر نویسندگان علمی-تخیلی آمریکایی تأثیر نهاد. رمانهای «نشانۀ تبرزین» (Sign of the Labrys) اثر مارگارت سنت کلر، «گوشت» (Flesh) اثر فیلیپ ژوزه فارمر، و «ملکۀ برفی» (The Snow Queen) اثر جوان دی. وینج، همگی از مفاهیم مندرج در «ایزدبانوی سپید» الهام گرفتهاند.[۳۰][۳۱]
جستارهای وابسته
- ایزدبانو
- مادرسالاری
- نوپاگانیسم
کتابشناسی
چاپها
- ۱۹۴۸ – ایزدبانوی سپید: دستور زبانی تاریخی برای اسطورۀ شاعرانه (لندن: Faber & Faber) [چاپ دوم ویراسته نیز توسط Faber در ۱۹۴۸ منتشر شد] [چاپ آمریکا= نیویورک، Creative Age Press، ۱۹۴۸]
- ۱۹۵۲ – ایزدبانوی سپید: دستور زبانی تاریخی برای اسطورۀ شاعرانه، چاپ سوم ویراسته و گسترشیافته (لندن: Faber & Faber) [چاپ آمریکا= نیویورک: Alfred A.Knopf، ۱۹۵۸]
- ۱۹۶۱ – ایزدبانوی سپید: دستور زبانی تاریخی برای اسطورۀ شاعرانه، چاپ چهارم ویراسته و گسترشیافته (لندن: Faber & Faber) [چاپ آمریکا= نیویورک، Farrar, Straus and Giroux، ۱۹۶۶]
- ۱۹۹۷ – ایزدبانوی سپید: دستور زبانی تاریخی برای اسطورۀ شاعرانه؛ به ویراستاری گرول لیندپ (منچستر: Carcanet) شابک ۱−۸۵۷۵۴−۲۴۸−۷
پژوهشهای انتقادی
- Bennett, Joseph, [نقد کتاب «ایزدبانوی سپید: دستور زبانی تاریخی برای اسطورۀ شاعرانه» اثر رابرت گریوز]، Hudson Review، جلد ۲ (۱۹۴۹)، ۱۳۳–۱۳۸
- Davis, Robert A., 'خاستگاه، تطور و کارکرد اسطورۀ ایزدبانوی سپید در نوشتههای رابرت گریوز' (رسالۀ دکتری منتشرنشده، دانشگاه استرلینگ، ۱۹۸۷) [نسخۀ کتابخانۀ بریتانیا: BLDSC DX212513]
- Donoghue, Denis, 'اسطورههای رابرت گریوز'، New York Review of Books، ۴۳، ش. ۶ (۴ آوریل ۱۹۹۶)، ۲۷–۳۱
- گریوز و ایزدبانو: مقالاتی در باب «ایزدبانوی سپید» رابرت گریوز، ویراستۀ Ian Firla و Grevel Lindop (سلینزگرو، پنسیلوانیا: Susquehanna University Press، ۲۰۰۳) شابک ۱−۵۷۵۹۱−۰۵۵−۱
- Graves, Richard Perceval, رابرت گریوز و ایزدبانوی سپید، ۱۹۴۰–۸۵ (لندن: Weidenfeld and Nicolson، ۱۹۹۵) شابک ۰−۲۹۷−۸۱۵۳۴−۲
- Kirkham, M.C., 'عدم قطعیت و «ایزدبانوی سپید»'، Essays in Criticism، ۱۶ (۱۹۶۶)، ۵۷–۷۲
- Lindop, Grevel, 'کتابی جنونآمیز: رابرت گریوز و «ایزدبانوی سپید»'، PN Review، ۲۴، ش. ۱ [۱۱۷] (سپتامبر–اکتبر ۱۹۹۷)، ۲۷–۲۹
- Musgrove, Sydney, تبار «ایزدبانوی سپید»، (بولتن ش. ۶۲، مجموعۀ انگلیسی، ش. ۱۱) (آکلند: انتشارات دانشگاه آکلند، ۱۹۶۲)
- Smeds, John. گزاره و داستان: اسطورهپردازی رابرت گریوز (آبو: انتشارات آکادمی آبو، ۱۹۹۷)
- Vickery, John B., رابرت گریوز و ایزدبانوی سپید (لینکلن: انتشارات دانشگاه نبراسکا، ۱۹۷۲)
- Vogel, Amber, 'نه الیزابت در برابر رالیِ او: لورا رایدینگ، رابرت گریوز و خاستگاههای «ایزدبانوی سپید»'، در Literary Couplings: Writing Couples, Collaborators, and the Construction of Authorship، ویراستۀ Marjorie Stone و Judith Thompson (University of Wisconsin Press، ۲۰۰۶)، صص. ۲۲۹–۲۳۹، شابک ۹۷۸−۰−۲۹۹−۲۱۷۶۰−۰
پیوندهای بیرونی
- بنیاد رابرت گریوز
- خانۀ رابرت گریوز در دِیا، مایورکا بایگانیشده در ۲۳ اوت ۲۰۱۳ توسط Wayback Machine نگهداری توسط بنیاد رابرت گریوز.
منابع
- ↑ Graves, Robert (2013). The White Goddess (2 ed.). New York: Faber & Faber. ISBN 978-0374289331.
- ↑ Hutton, Ronald (1999). The Triumph of the Moon: A History of Modern Pagan Witchcraft. Oxford University Press. pp. 188–189. ISBN 978-0-19-820744-3.
- ↑ de Lima, Marcel (2014). The Ethnopoetics of Shamanism. New york: Palgrave Macmillan. p. 83. ISBN 9781349684564.
- ↑ Graves, The White Goddess, pp. 446–447
- ↑ Von Hendy, Andrew. The Modern Construction of Myth. p. 196.
- ↑ Ellis, Peter Berresford (1997). "The Fabrication of 'Celtic' Astrology". The Astrological Journal. Vol. 39, no. 4 – via Centre Universitaire de Recherche en Astrologie.
- ↑ Jane Gifford (2006). The Wisdom of Trees. Springer. p. 146. ISBN 1-397-81402-0.
- ↑ Deanna J. Conway (2006). Celtic Magic. Llewellyn Publications. p. 109. ISBN 0-87542-136-9.
- ↑ Hunter, Jefferson (1983). "The Servant of Three Mistresses" (review of: Seymour-Smith, Martin, Robert Graves: His Life and Work), in The Hudson Review, Vol. 36, No. 4 (Winter, 1983–1984), pp. 733–736.
- ↑ Wood, Juliette (1999). "Chapter 1, The Concept of the Goddess". In Sandra Billington, Miranda Green (ed.). The Concept of the Goddess. Routledge. p. 12. ISBN 9780415197892. Retrieved 23 December 2008.
- ↑ Hutton, Ronald (1993). The Pagan Religions of the Ancient British Isles: Their Nature and Legacy. John Wiley & Sons. p. 320. ISBN 9780631189466.
- ↑ The Paganism Reader. p. 128.
- ↑ Quoted in J. Kroll, Chapters in a Mythology (2007) p. 52
- ↑ White, Donna R. A Century of Welsh Myth in Children's Literature. p. 75.
- 1 2 Hutton, Ronald (1993). The Pagan Religions of the Ancient British Isles: Their Nature and Legacy. John Wiley & Sons. p. 145. ISBN 9780631189466.
- ↑ Davidson, Hilda Ellis (1998). Roles of the Northern Goddess, page 11. Routledge. شابک ۰−۴۱۵−۱۳۶۱۱−۳
- ↑ Inter alia – The White Goddess, Farrar Straus Giroux, p. 224. شابک ۰−۳۷۴−۵۰۴۹۳−۸
- ↑ The Pomegranate 7.1, Equinox press, (Review of) "Jacob Rabinowitz, The Rotting Goddess: The Origin of the Witch in Classical Antiquity’s Demonization of Fertility Religion"
- ↑ Lewis, James R. Magical Religion and Modern Witchcraft. p. 172.
- ↑ Pharand, Michael W. "Greek Myths, White Goddess: Robert Graves Cleans up a 'Dreadful Mess'", in Ian Firla and Grevel Lindop (ed), Graves and the Goddess: Essays on Robert Graves's The White Goddess. Associated University Presses, 2003. p. 188.
- ↑ Davies, Norman (1996). Europe: A History. Oxford University Press. p. 72. ISBN 9780198201717.
- ↑ Lindop, Grevel, editor (1997) Robert Graves: The White Goddess: A Historical Grammar of Poetic Myth, Carcanet Press
- ↑ J. Rose, The Haunting of Sylvia Plath (1991) p. 150
- ↑ J. Kroll, Chapters in a Mythology (2007) pp. 42–6 and p. 81
- ↑ J. Rose, The Haunting of Sylvia Plath (1991) pp. 153–4 and p. 163
- ↑ Fini, Dmitira, Celtic Myth in contemporary children's fantasy : idealization, identity, ideology. Palgrave MacMillan, London, 2017. شابک ۹۷۸۱۱۳۷۵۵۲۸۲۲. (pg. 172)
- ↑ Butler, Charles. Four British Fantasists : Place and Culture in the Children's Fantasies of Penelope Lively, Alan Garner, Diana Wynne Jones, and Susan Cooper. Children's Literature Association and Scarecrow Press, Lanham, Md, 2006. شابک ۹۷۸۰۸۱۰۸۵۲۴۲۶ (pgs. 218-9)
- ↑ Gibson, Marion. Imagining the Pagan Past: Gods and Goddesses in Literature and History Since the Dark Ages. Taylor and Francis, London, 2013. شابک ۹۷۸−۱−۱۳۵−۰۸۲۵۴−۳(pg. 174)
- ↑ Tunnell, Michael O. The Prydain Companion. Henry Holt, New York. 2014. شابک ۹۷۸۱۴۲۹۹۶۰۰۰۷ (p.24).
- ↑ Nicholls, Peter. Mythology, in The Encyclopedia of Science Fiction. Retrieved 30 November 2024.
- ↑ Shinn, Thelma J., Worlds Within Women: Myth and Mythmaking in Fantastic Literature by Women. Greenwood Press, New York, N.Y., 1986, شابک ۹۷۸۰۳۱۳۲۵۱۰۱۶. (p. 82)
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «The White Goddess». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۷ دسامبر ۲۰۲۲.
- اسطورهشناسی مقایسهای
- زنسالاری
- کتابهای اسطورهشناسی
- کتابهای غیرداستانی ۱۹۴۸ (میلادی)
- ایزدان در فرهنگ