الوییزا به ابلارد

اِلوییزا به ابلارد (انگلیسی: Eloisa to Abelard) نامهای منظوم از الکساندر پوپ است که نخستینبار در سال ۱۷۱۷ منتشر شد و بر پایهٔ داستانی نامدار از قرون وسطی سروده شده است. این اثر، که تقلیدی از گونهای شعری در سنت لاتین بهشمار میرود، بهسرعت شهرتی گسترده یافت و موجی از تقلیدهای انگلیسی در سرتاسر سدهٔ هجدهم را برانگیخت. پس از آن، اشعاری دیگر نیز با الهام از مضامین آن پدید آمد. از دههٔ ۱۷۵۰ ترجمههای گوناگون آن در اروپا منتشر شد و در اواخر سدهٔ هجدهم و آغاز سدهٔ نوزدهم به اوج رسید. این جریان، پیشاپیشِ گذار از مکتب کلاسیک بهسوی جایگزینکردن برتری احساس بر عقل بود که نویدبخش رمانتیسم شد. مضامین این شعر الهامبخش نقاشیها و تصویرهایی بود که اغلب بهصورت چاپهای هنری همراه شعر منتشر میشد؛ در فرانسه نیز پردههایی پدید آمد که زنانِ خوانندهٔ نامههای عاشقانهٔ این دو دلداده را به تصویر میکشید.
شعر و زمینهٔ آن
شعر پوپ در سال ۱۷۱۷ در مجموعهٔ کوچکی با نام آثار آقای الکساندر پوپ انتشار یافت. در کنار آن، دو شعر دیگر نیز قرار داشت: «مرثیهای برای یاد بانویی بدفرجام» و نسخهٔ نخستِ «سرود روز سسیلیا». محبوبیت این مجموعه بهحدی بود که در سال ۱۷۲۰ همراه با شعرهایی دیگر بار دیگر منتشر شد.[۱]
اِلوییزا به ابلارد در قالب اوویدی و بهشیوهٔ نامهٔ قهرمانانه سروده شده بود؛ سبکی که پوپ پیشتر در سال ۱۷۱۴ با ترجمهٔ «ساپو به فائو» از لاتین آزموده بود.[۲] الهام او در این اثر، داستان پرآشوب دلدادگی پنهانی [[هلوییز] به آموزگار خود پیر ابلارد در سدهٔ دوازدهم بود. ابلارد، فیلسوفی پرآوازه در پاریس، بیست سال از هلوییز بزرگتر بود. ماجرای پنهانی آنان سرانجام به ازدواجی مخفی انجامید، اما خشم خانوادهٔ هلوییز به انتقام خونین و اخته کردن ابلارد انجامید. پس از آن، ابلارد به صومعه پیوست و هلوییز نیز بهناچار راهبه شد. هر دو زندگی دینی کامیابی را آغاز کردند. سالها بعد، ابلارد در کتاب Historia Calamitatum (سرگذشت مصیبتها) روایت زندگی خویش را بهصورت نامهای تسلّابخش نوشت. هنگامی که هلوییز آن را خواند، آتش عشق دیرین در دلش زبانه کشید و چهار نامهٔ پرشور میان آنان در سبکی پرآرایهٔ لاتین ردوبدل شد. این نامهها کوششی بودند برای درک سرنوشت تراژیکشان و در عینحال، کاوشی در چیستی عشق انسانی و آگاپه، اما تفاوت نگاه زن و مرد، این گفتوگو را به تجربهای تلخ بدل کرد.[۳]
در شعر پوپ، اِلوییزا اعتراف میکند که نامهٔ ابلارد عشق فروخفتهاش را بیدار کرده است. او روزگار خوش و سرانجام خونین خویش را به یاد میآورد و خود را با «دوشیزهٔ بیگناه وِستال» میسنجد که از آتش شور و اندوه در امان است. یاد گذشته چشمانداز طبیعت را نیز برایش تیره و هولناک میسازد و حتی در هنگام عبادت، تصویر ابلارد میان او و خدا میایستد. اما چون وصال برای همیشه ناممکن است، از ابلارد میخواهد که خاطرهٔ او را به فراموشی سپارد و در انتظار مرگ، به آرامشی دل خوش میکند که «گور مهربان» بار دیگر آن دو را به هم پیوند خواهد داد.
پوپ که در خانوادهای کاتولیک به دنیا آمده بود، بیتردید به داستان ابلارد و هلوییز نگاهی ژرفتر داشت. او همچنین از کتابی تازهمنتشرشده الهام گرفت که مخاطبانش را نیز راهنما بود: نامههای ابلارد و هلوییز، همراه با شرح زندگی، عشق و بدفرجامی ایشان، نوشتهٔ جان هیوز (۱۷۱۳). این کتاب بارها در سدههای بعد بازچاپ شد و پوپ نیز در پارههایی آشکار از روایت هیوز بهره برد.[۴] برای نمونه، هلوییز در جایی میگوید: «میان آنان که خود را به خدا سپردهاند، من در خدمت مردیام؛ در میان پاسداران صلیب، بردهٔ شور زمینی خویشم؛ در حالیکه در جایگاه ریاست دینیام، تنها به ابلارد تعلق دارم».[۵] پوپ این را در دو مصراع فشرده کرده است:
آه، منِ نگونبخت! همسری خدا را بههدر باور کردم،
و در نهان، بردهٔ عشق و مردی بودم.[۶]— بیتهای ۱۷۸–۱۷۷
تقلیدها و پاسخها
آخرین ابیات شعر پوپ گویی دیگران را به پاسخگویی فرا میخوانَد:
اگر کسی باشد که چنین دراز و چنین نیکو دوست دارد،
بگذارد داستان اندوهبار و مهرآلود ما را بازگوید؛
سوگسرود نیکو روان اندوهگین مرا آرام خواهد کرد؛
و آنکه بیش از همه رنج را حس کرده، بهتر از همه خواهد سرود.[۷]
خواه عمدی بود یا نه، تا پایان سدهٔ هجدهم دستکم هفده تقلید و هجو بر پایهٔ این شعر نوشته شد، که جز دو مورد، همه در قالب پاسخ ابلارد به اِلوییزا و به سبک دو مصراعی سروده بودند. هرچند الهام نخستین همواره از شعر پوپ بود و نویسندگان در پیشگفتارهایشان به آن اشاره میکردند، اما همواره کتاب هیوز با روایت تاریخیاش نیز در پسزمینه حضور داشت. در چاپهای بعدی این کتاب، نخست شعر پوپ (از ۱۷۵۵) و سپس مهمترین پاسخها نیز افزوده شد تا این پیوند بیش از پیش آشکار گردد.
اشعاری که در این زمینه سروده شدهاند از این قرارند:

- ابلارد به اِلوییزا (۱۷۲۰) اثر جودیت (کوپر) مدن، شاگرد پوپ، که پیش از بیستسالگی بینام منتشر شد. او از دیدگاهی مردانه به نوشتن پرداخت و بدینگونه همسنگ پوپ شد که در شعر خویش از زبان یک زن سخن گفته بود.[۸] مدتی این شعر به خطا به ویلیام پتیسون نسبت داده شد، زیرا بیتوضیح در آثار شعری او (۱۷۲۸) درج گشته بود.[۹] شعرش با این مصراع آغاز میشد: «چون در صومعه، خمیده بر خاک افتادهام…» و در فاصلهٔ سالهای ۱۷۴۷ تا ۱۷۸۵ دستکم سیزده بار در مجموعههای گوناگون درآمد. غالباً در کنار شعر پوپ آورده میشد[۱۰] و گاه دو اثر عمداً در کنار هم قرار میگرفتند تا مکاتبهٔ عاشقانه روشنتر جلوه کند، چنانکه در مجموعهٔ دو دلدادهٔ بدفرجام (۱۷۵۶).[۱۱]
- پارهای از نامهٔ ابلارد به اِلوییزا (۱۷۲۱) اثر چارلز بکیگهام، که سرزنشی است برای بازگرداندن اِلوییزا به راه عفاف.[۱۲]
- ابلارد به اِلوییزا (۱۷۲۵) به نام «پترس ابلارددوس» [ریچارد بارفورد]، که در آن «میتوان دید چگونه دل، آنگاه که به خرد و دانشی فراوان و عشقی آتشین آراسته است، شور خویش را به بلندترین مرتبه میرساند.»[۱۳]
- ابلارد به اِلوییزا، در پاسخ به شعر آقای پوپ اِلوییزا به ابلارد (۱۷۲۵) اثر جیمز دلاکور(t).[۱۴]
- ابلارد به اِلوییزا (۱۷۴۷) اثر جیمز کاثورن که پژواکهای بسیاری از شعر پوپ در آن به گوش میرسد و تا اوایل سدهٔ نوزدهم بارها به چاپ رسید.[۱۵]
- ابلارد به اِلوییزا از دستی ناشناس.[۱۶]
- ابلارد به اِلوییزا به قلم «یکی از اهالی کمبریج» (۱۷۶۰).[۱۷]
- ابلارد به اِلوییزا اثر الیور جکس (نامی ساختگی)[۱۸] در کرونیکل لندن (اکتبر ۱۷–۲۲، ۱۷۶۵) که در آن ابلارد چنان تصویر میشود که گویی بر شور عشق خویش چیره شده است.[۱۹]
- در مجموعهٔ کماقبال اشعار: شامل ۱. سمیرای مرثیه، ۲. ابلارد به اِلوییزا، ۳. جاهطلبی (۱۷۷۸).[۲۰] نامهٔ منظوم به اِلوییزا سپس جداگانه به نام ساموئل برچ (۱۷۵۷–۱۸۴۱) منتشر شد.[۲۱]
- ابلارد به اِلوییزا: نامهای منظوم، کوششی تازه که نخست در ۱۷۸۲ بینام منتشر شد و سپس نسخهای بازنگریشده در حدود ۱۷۸۴ با ادعای «چاپ چهارم» عرضه گشت، همراه با دو نامهٔ منظوم دیگر، لئونورا به تاسّو و اووید به جولیا، و چندین شعر و ترجمه.[۲۲] در چاپ ۱۷۸۷ نامههای هیوز نیز همان متن با این توضیح افزوده شد که سرودهٔ «آقای سیمور» در ۱۷۷۷ بوده است.[۲۳]
- ابلارد به اِلوییزا: نامهای منظوم اثر توماس وارویک (۱۷۸۳).[۲۴] اندکی بعد، در ۱۷۸۵ نسخهای گسترشیافته و بازپرداخته منتشر شد با عنوان ابلارد به اِلوییزا: نامهای منظوم، همراه با شرحی تازه از زندگی ایشان و ارجاع به مکاتبات اصلی.[۲۵]
- ابلارد به اِلوییزا (۱۷۹۲) اثر ادوارد جرنیگهام، شاعر کاتولیک، که زمینهٔ تاریخی و بهویژه نزاع با برنارد کلروو و حکم تکفیر را پررنگتر ساخت.[۲۶]
- کشاکشی میان دین و عشق، در نامهای از ابلارد به اِلوییزا (۱۷۹۲) اثر سارا فارل.[۲۷]
- ابلارد به اِلوییزا اثر لیدی سوفیا بورل (۱۷۵۳–۱۸۰۲)، سروده در قالب دو مصراعی و منتشرشده در مجموعهٔ اشعار (۱۷۹۳) با امضای «از بانویی». این اثر با رهبانیت سر ستیز داشت و فضای قرون وسطایی داستان را نادیده گرفت.[۲۸]
- ابلارد به اِلوییزا در نخستین مجموعهٔ اشعار والتر سویج لندور (۱۷۹۵). او در پیشگفتار، دشواریِ پیروی از پوپ را برشمرد و منتقدی نیز اشاره کرده که با نامههای هیوز نیز آشنا بوده است.[۲۹]
گسترش ژانر
فراتر از این تقلیدهای مستقیم، شعر پوپ الهامبخش نامههای منظوم میان دیگر دلدادگان نیز شد. شارل آگوستین لیا در صفحهٔ عنوانِ الیزا به کوموس، نامهای منظوم (۱۷۵۳) اثر خود را تقلیدی از پوپ خواند. اما مرور ماهانه به پرگویی و بیپروایی او در سنجش با ایجاز پوپ خرده گرفت.[۳۰] اندکی بعد، نامههای منظوم خریزوستوم و مارسلا (دوبلین ۱۷۷۷) خود را «تقدیمشده به یاد ابلارد و اِلوییزا» معرفی کردند.[۳۱] و در ۱۷۸۵، چاپ چهارم تقلید سیمور همراه با دو نامهٔ دیگر لئونورا به تاسّو و اووید به جولیا درآمد.[۳۲]
ژانر با دو هجویهٔ موفق طنزآلود بیش از پیش گسترده شد که بارها تجدید چاپ گردیدند. نخست، مرثیهای سروده در تالاری خالی (۱۷۵۶) اثر ریچارد اوون کمبریج بود.[۳۳] گرچه در پیشگفتار آمده که «این اثر هجوی است بر مشهورترین ابیات نامهٔ منظوم پوپ»، عنوان آن نیز در زمرهٔ هجویههای همروزگار بر مرثیهای نوشتهشده در قبرستانی روستایی اثر گری جای میگرفت. وامگیری از ابیات پوپ در این بستر تازه، لایهای از ظرافت بدان افزود.
اثر دیگر اِلوییزا در جامهٔ خواب، نسخهای تازه از نامهٔ معروف آن بانو به ابلارد (۱۷۸۰)[۳۴] بود که در زمان خود «هجویهای بیپروا بر نامهٔ پوپ» توصیف شد.[۳۵] در این شعر، نسخهای هزلآمیز و نکتهپرداز، بیتبهبیت همتای متن پوپ سروده شده بود و بعدها در چاپهای تازه در کنار متن او قرار گرفت. این اثر در قالب دوکوتاهآغاز با قافیههای دوهجایی و سههجایی نگاشته شد و یکی از ابیات جنجالیاش چنین بود:
فرشتهگون پنداشتمت ـ جانوری اثیری!
نمیدانستم که آن شور، شهوتی زمینی است![۳۶]— بیتهای ۵۶–۵۵
این شعر به چند نویسنده نسبت داده شد؛ زمانی ریچارد پورسون را محتملترین پدیدآورنده دانستند، اما دلایل نیرومندی نیز برای انتساب آن به جان متیوز آورده شده است.
آنجا که هجویهها با ریشخند از ابیات تقلیدشده بهره میگرفتند، تقلیدهای مکاتبهای، زبان و مضامین پوپ را پژواک میکردند تا خویشاوندی خود را نشان دهند. چنانکه ریچارد بارفورد شعر خویش را با حسی همانند پایانیِ پوپ به سر میبرد، آنجا که میگوید عاشقان راستین، با همدلی دردی مشترک با اِلوییزا و ابلارد را بازمیگویند:
هر دلدادهٔ اندوهزده، رنگپریده از رنج،
لرزان نقش این حکایت غمانگیز را باز میکشد؛
بر اندوه ما غمین شود، ناله در برابر ناله،
و در شور بیکران خویش، قصهٔ دل ما را بازگوید.[۳۷]— بیتهای ۳۷۶–۳۷۳
و دو مصراع آغازینِ سیمور «اگر خونم سرد و تپش رگهایم خاموش شده است/ راستی که همخون سنگی بیجانم»،[۳۸] وامدار مستقیم ابیات پوپ است: «اگرچه سرد همچون تو، بیجنبش و خاموش گشتهام/ هنوز خود را به سنگ بدل نکردهام» (بیتهای ۲۴–۲۳).[۳۹]
ساموئل برچ نیز سعادت جوان بیگناه را در برابر آشفتگی رشکآلود آنکه طعم عشق چشیده، قرار میدهد.[۴۰] و همانگونه که اِلوییزا از «بُنههای غروبناک و غارهای تیره» سخن گفته بود، ابلاردِ بارفورد مینویسد:
در تیرگیهای هولناک و غارهای هراسانگیز گام میزنم،
آنجا که سکوت اندوهگین و خیل نحیفش
هراس قهوهایرنگ خویش را بر دشت گسترده میپراکند.[۴۱]— بیتهای ۳۰–۲۸
جیمز کاثورن نیز از «غارهای تیره و بیفروغ، جنگلهای دمافشان و گورهایی که هر روز گشوده میشوند» سخن میگوید، که خود پژواکی از تصاویر پوپاند. و همچنان که پوپ در بیت «در هر سرود صدای تو را میشنوم» (بیت ۲۶۹) وصف میکند که اندیشهٔ معشوق، آیین نیایش را درمینوردد، ادوارد جرنیگهام نیز آیین مقدس را چنین تصویر میکند که: «اندیشههای گناهکارم سوی محرابهای دیگر پرواز میکرد» (ص. ۴).
یکی از مفسران یادآور میشود که اینگونه تقلیدها بههیچروی سرقت ادبی نیست، بلکه بخشی اصیل از ژانر بهشمار میآید. افزون بر این، «هر مؤلفی که به سرودنِ ابلارد به اِلوییزا دست میبرد، دانسته است که خوانندگانش با شعر پوپ آشنایی ژرف دارند؛ از اینرو، انبوه پاسخها گواهی است بر محبوبیت اِلوییزا به ابلارد و نیز بر جایگاه آن بهعنوان نیرویی مؤثر در ادبیات.»[۴۲]
شعر احساس
یکی از دلایل ماندگاری محبوبیت اِلوییزا به ابلارد آن بود که در این اثر، احساس بر عقل برتری یافته بود؛ و همین مقدمهای شد برای گرایشهای ادبی پسین. به گفتهٔ منتقدی، این شعر «پوپ را از پیشگامان رمانتیسم میگرداند».[۴۳] و با گسترش این جریان در اروپا، ترجمههای این شعر پیشاپیشِ صف ایستادند.
اندوه عاشقانه پیشتر، سدهای پیش از پوپ، بهدست رابرت برتون گونهای مستقل از اندوه معرفی شده بود. واژهٔ «ملانکولی» در مصراع سوم شعر پوپ میآید و سپس بارها در متن تکرار میشود، همراه با چشماندازی گوتیک: جنگلی تاریک، صخرههایی آویخته، رواقهایی لرزان و مقبرههایی کهن.[۴۴] همین حس در جرج پینتو و ترانهٔ کوتاه او در آغاز سدهٔ نوزدهم پژواک یافته است؛ جایی که مصراع «چون نامهها را با دستان لرزان میگشایم/ آن نام آشنا همهٔ اندوهم را زنده میکند» (بیتهای ۴۸–۲۹) بارها با یاد اشک و آه همراه میشود.[۴۵]
اشک در جدایی از یار، موضوع دو پردهٔ نقاشی انگلیسی نیز شد که از این شعر الهام گرفتند. در اثر آنجلیکا کافمن، وداع ابلارد و هلوییز (۱۷۸۰)، ابلاردی بهشگفت جوان و در جامهٔ رنسانس، دست اِلوییزا را در آستانهٔ صومعه میفشارد، حال آنکه راهبهها به پیشوازش آمدهاند.[۴۶] در صحنهای از شعر پوپ اثر جوزف سوِرن، اِلوییزا جامهٔ راهبه بر تن دارد و با حسرت به معشوق زانوزدهاش مینگرد، درحالیکه او را به صومعه میبرند؛ پلههای پشت سرش از گلبرگهای رز پوشیده شده است، یادگار آیینی که او را همین لحظه «عروس خدا» ساخته بود.[۴۷]
آیا میتوانی به یاد نیاوری آن اشکها را،
آنگاه که در جوانی، با دنیا وداع گفتم؟
…
اما چون سوی محرابهای هولانگیز کشیده شدم،
نگاهم نه بر صلیب، که بر تو بود.[۴۸]— بیتهای ۱۶–۱۰۹
چاپی از اثر جان اوپی با عنوان «اِلوییزا، راهبه» (۱۷۹۳)، تنها از کناره با شعر پیوند دارد: راهبهای در حال مراقبه، با چهرهای روشن از روزنی مشبک، نشسته بر میزی که بر آن انجیل، تسبیح، جمجمه و ساعت شنی نهادهاند.[۴۹] مری لینوود نسخهٔ گلدوزیشدهٔ خود را با بخش «چه خجسته است سرنوشت دوشیزهٔ بیگناه» همسان دید و در آغاز سدهٔ نوزدهم در لندن به نمایش گذاشت.[۵۰] هرچند خود اِلوییزا در شعر پوپ، رفتار خویش را از چنین تصویری بیعیب جدا میسازد.
در برابر، نقاشیهای فرانسوی برخاسته از این شعر، اغلب شور شهوانی را برجسته میسازند نه وجد روحانی. یکی از نامدارترینشان، بانویی در حال خواندن نامههای هلوییز و ابلارد اثر برنار داژسی، همزمان با پردهٔ اشکبار کافمن است: بانویی جوان با چاک سینه، سر به عقب افکنده و چشمها به آسمان، کتابی در دست دارد که بهسوی زمین میلغزد ــ شاید ترجمهای از شعر پوپ یا یکی از گردایههای تقلیدهایی که مکاتبات این دو را بازآفرینی میکرد.[۵۱] هلوئیز اثر شارل گلیر گرچه به این شدت نیست، اما حالت نشسته و نگاه رو به بالا، آن را به اثر داژسی نزدیکتر میسازد. چاپی از این تابلو بعدها برای تصویرگری مصرع «این شور در رگهای دوشیزه چه معنایی دارد؟» در چاپ ۱۸۹۲ شعر بهکار رفت.[۵۲]
هرچند اِلوییزای شعر پوپ شخصیتی چندلایهتر دارد، اما برداشت از او به عواملی وابسته است: از یکسو میراث آثار ثانویه و پژوهشهایی که بر اسناد اصیلتر استوار بودند، و از سوی دیگر، ترجمههای آزاد و پرکشش شعر پوپ در سرزمینهای دیگر، که نقش مهمی در میانجیگری تصویر او ایفا کردند.
منابع
- ↑ [(http://trove.nla.gov.au/work/16773953?selectedversion=NBD4768035) National library of Australia]
- ↑ (http://www.bartleby.com/203/24.html) Heroides XV]
- ↑ [(https://web.archive.org/web/20050308212126/http://www.aug.edu/langlitcom/humanitiesHBK/handbook_htm/heloise%26abelard.htm) The Letters of Peter Abelard and Heloise], Augusta State University.
- ↑ Wright, p.519
- ↑ Hughes, p.91
- ↑ Pope 1963, p. 257
- ↑ Pope 1963, p.261, lines 363-366
- ↑ The Routledge Anthology of Cross-Gendered Verse, (2005)
- ↑ Hughes, p.172ff
- ↑ Digital Miscellanies Index
- ↑ Bodleian Library
- ↑ Fairer, pp.74-5
- ↑ Anonymous 1725, p. ii
- ↑ Publishing information
- ↑ Hughes, p.178ff
- ↑ Hughes, p.189ff
- ↑ A Small but Choice Collection of Curious Pieces
- ↑ a newspaper poet
- ↑ Wright, p.524
- ↑ The Monthly Review
- ↑ Hughes, p.193ff
- ↑ Online text
- ↑ Hughes 1788, p.172ff
- ↑ Google Books
- ↑ This too has the author’s name
- ↑ Abelard bibliography
- ↑ Charlotte and other poems
- ↑ The Ways of Fiction, 2019
- ↑ William Bradley, The early poems of Walter Savage Landor
- ↑ The Monthly Review
- ↑ Abelard bibliography
- ↑ Abelard bibliography
- ↑ Internet archive
- ↑ Google Books
- ↑ The Monthly Review, 1781
- ↑ Eloisa en dishabille, 1801
- ↑ Anonymous 1725, p. 26
- ↑ Hughes 1788, p. 205
- ↑ Pope 1963, p.253
- ↑ Hughes, p.195-6
- ↑ Anonymous 1725, p. 3
- ↑ Wright p.533
- ↑ Heinzelmann, p.360
- ↑ Johannes Hendrik Harder, 1933
- ↑ Music online
- ↑ ABC Gallery
- ↑ Victoria & Albert Museum
- ↑ Pope 1963, p. 255
- ↑ British Museum
- ↑ Miss Linwood's gallery, 1822
- ↑ Paul J. Young, 2008
- ↑ Reproduction from Ebay
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Eloisa to Abelard». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۲۴ اوت ۲۰۲۵.