امیک و اتیک

امیک و اتیک به دو نوع پژوهش میدانی در انسان‌شناسی، زبان‌شناسی و علوم اجتماعی و رفتاری اشاره دارند و همچنین به دو نوع چشم‌انداز یا رویکردی گفته می‌شود که از این پژوهش‌ها به دست می‌آید.[۱]

رویکرد امیک چشم‌انداز درونی یا از درون فرهنگ است و باورها، ارزش‌ها و کنش‌های یک فرهنگ را از نگاه کسانی بررسی می‌کند که در آن زندگی می‌کنند. هدف این رویکرد فهمیدن معنا و اهمیت فرهنگی یک رفتار یا کنش بر پایهٔ درک خودِ مشارکت‌کنندگان است.[۲]

رویکرد اتیک چشم‌انداز بیرونی یا از بیرون فرهنگ است و فرهنگ را از نگاه مشاهده‌گر یا پژوهشگر بیرونی بررسی می‌کند. این رویکرد معمولا بر رفتارها و کنش‌های قابل مشاهده تمرکز دارد و می‌کوشد آن‌ها را از نظر کارکردی یا تکاملی توضیح دهد. اتیک اغلب از سنجه‌ها و چارچوب‌های استاندارد برای مقایسهٔ فرهنگ‌ها استفاده می‌کند و ممکن است از مفاهیم و نظریه‌های حوزه‌هایی مانند روان‌شناسی یا جامعه‌شناسی بهره بگیرد.[۲]

امیک و اتیک هر کدام توانایی‌ها و محدودیت‌های خود را دارند و هر کدام می‌توانند برای فهم جنبه‌های متفاوتی از فرهنگ و رفتار مفید باشند. برخی انسان‌شناسان ترکیب این دو رویکرد را برای دستیابی به تصویری کامل‌تر ضروری می‌دانند و برخی دیگر بسته به پرسش پژوهشی، یکی را مناسب‌تر تلقی می‌کنند.[۲]

تعریف‌ها

در توضیح امیک معمولا بر این تاکید می‌شود که این رویکرد می‌کوشد شیوهٔ فکر کردن مردم محلی، درک آن‌ها از جهان، دسته‌بندی‌ها و قواعد رفتاری، و چیزهایی را که برایشان معنادار است بازسازی کند. در مقابل، رویکرد اتیک تمرکز را از مشاهده‌ها و تفسیرهای محلی به چارچوب‌ها و تبیین‌های انسان‌شناس منتقل می‌کند و بر این نکته تاکید دارد که اعضای یک فرهنگ ممکن است آن‌قدر درگیر زندگی روزمره باشند که نتوانند فرهنگ خود را بی‌طرفانه تفسیر کنند، بنابراین مردم‌شناس بر آنچه از نظر روش‌شناختی مهم می‌داند تاکید می‌گذارد.[۳]

با این حال، امیک و اتیک همیشه در تقابل ضروری با یکدیگر در نظر گرفته نمی‌شوند و مکمل بودن این دو رویکرد در پژوهش انسان‌شناختی، به ویژه در بحث‌هایی دربارهٔ ویژگی‌های طبیعت انسان و شکل و کارکرد نظام‌های اجتماعی، به طور گسترده پذیرفته شده است.[۴]

در کاربرد عملی، گزارش امیک توصیف رفتار یا باور بر پایهٔ معانی‌ای است که برای کنشگر درون فرهنگ معنادار است و می‌تواند از هر منبع درونی فرهنگ به دست آید. گزارش اتیک توصیف همان رفتار یا باور از دید تحلیل‌گر اجتماعی یا مشاهده‌گر علمی است، با زبانی که امکان تعمیم بینافرهنگی را فراهم کند و بکوشد از سوگیری‌های قوم‌مدارانه، سیاسی یا فرهنگی دور بماند.

تاریخچه

این اصطلاح‌ها در سال ۱۹۵۴ توسط زبان‌شناس کنت پایک وضع شدند. او استدلال می‌کرد ابزارهایی که برای توصیف رفتارهای زبانی ساخته شده‌اند می‌توانند برای توصیف رفتارهای اجتماعی نیز به کار روند. امیک و اتیک از اصطلاح‌های زبان‌شناختی فونمیک و فونتیک گرفته شده‌اند. فون، به صدای گفتاری یا ژستی گفته می‌شود که صرف نظر از نقش آن در تفاوت معنایی واژه‌ها، قابل تشخیص باشد، و واج واحدی در یک زبان است که جابه‌جایی آن با واج دیگر می‌تواند معنای واژه را تغییر دهد. پایک با طرح دوگانهٔ امیک و اتیک می‌کوشید راه‌حلی روش‌شناختی برای بحث‌های فلسفی دربارهٔ ماهیت عینیت ارائه کند.

پس از پایک، انسان‌شناسانی مانند وارد گودیناف و ماروین هریس این اصطلاح‌ها را با دلالت‌هایی تا حدی متفاوت به کار گرفتند. گودیناف عمدتا بر فهم معنای باورها و کنش‌هایی که وابسته به یک فرهنگ خاص هستند تاکید داشت، و هریس بیشتر در پی توضیح رفتار انسان بود.

برخی پژوهشگران از اتیک برای اشاره به گزارش‌های بیرونی و از امیک برای اشاره به گزارش‌های درونی استفاده می‌کنند، اما در ادبیات پژوهشی همچنین بر این نکته تاکید شده است که افراد درون فرهنگ و بیرون فرهنگ هر دو می‌توانند بسته به روش کار، گزارش‌هایی امیک یا اتیک تولید کنند.[۱]

نمونه‌هایی در پژوهش

مارگارت مید در پژوهش‌های خود دربارهٔ نوجوانی در ساموآ نشان داد دشواری‌ها و گذارهای دورهٔ نوجوانی تا حد زیادی از هنجارهای فرهنگی تاثیر می‌گیرند. در این چارچوب می‌توان فرایندهای زیستی بلوغ را با یک چارچوب اتیک توصیف کرد، اما شکل پاسخ نوجوانان به این فرایندها در بافت‌های فرهنگی گوناگون متفاوت است و تحلیل آن نیازمند توجه امیک به هنجارها و معانی محلی است.[۵]

در ادبیات روان‌شناسی شخصیت نیز از امیک و اتیک برای توضیح این نکته استفاده می‌شود که انتقال بی‌دقت مفهوم‌ها، سنجه‌ها و روش‌ها از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر می‌تواند به خطا در تعمیم‌های بینافرهنگی منجر شود و برای فهم دقیق رفتار و شخصیت باید هم به بافت‌های فرهنگ‌ویژه توجه کرد و هم امکان مقایسه و تعمیم را سنجید.[۶]

اهمیت در فهم شخصیت

امیک و اتیک برای مطالعهٔ شخصیت اهمیت دارند، زیرا ممکن است مفاهیم و آزمون‌هایی که در یک زمینه فرهنگی معتبر هستند در زمینه‌ای دیگر همان کارایی را نداشته باشند. برای نمونه، در بحث‌هایی دربارهٔ مقیاس اف که برای سنجش شخصیت اقتدارگرا به کار رفته است، نشان داده شده نتایج یک ابزار سنجش در فرهنگ‌های مختلف می‌تواند تفاوت‌های قابل توجهی داشته باشد و اتکا به یک ابزار استاندارد بدون توجه به ویژگی‌های محلی ممکن است تبیین‌های نادرست ایجاد کند.[۷]

همچنین ببینید

منابع

  1. 1 2 Headland, Thomas N. "Controversies: Etic-Emic Introduction". SIL International (به انگلیسی).
  2. 1 2 3 Till Mostowlansky؛ Andrea Rota (۲۹ نوامبر ۲۰۲۰). "Emic and etic" (PDF). Open Encyclopedia of Anthropology (به انگلیسی). doi:10.29164/20emicetic.
  3. Kottak, Conrad (2006). Mirror for Humanity (به انگلیسی). New York: McGraw-Hill. p. ۴۷.
  4. Xia, Jingfeng (2013). "An Anthropological Emic-Etic Perspective on Open Access Practices". Academic Search Premier (به انگلیسی).
  5. "Papua New Guinea: Sex and Temperament - Margaret Mead: Human Nature and the Power of Culture". Library of Congress (به انگلیسی). ۳۰ نوامبر ۲۰۰۱.
  6. Friedman, Howard S.; Schustack, Miriam W. (2012). Personality: Classic Theories and Modern Research (به انگلیسی). Boston: Pearson Allyn & Bacon.
  7. "Theories of Personality". Simply Psychology (به انگلیسی). Archived from the original on 24 October 2013.

مطالعهٔ بیشتر

  • Creswell, J. W. (1998). Qualitative Enquiry and Research Design: Choosing Among Five Traditions (به انگلیسی). London: Sage.
  • Dundes, Alan (1962). "From Etic to Emic Units in the Structural Study of Folktales". Journal of American Folklore (به انگلیسی). ۷۵ (۲۹۶): ۹۵ تا ۱۰۵. doi:10.2307/538171. JSTOR 223629.
  • Goodenough, Ward (1970). "Describing a Culture". Description and Comparison in Cultural Anthropology (به انگلیسی). Cambridge: Cambridge University Press. p. ۱۰۴ تا ۱۱۹.
  • Harris, Marvin (1976). "History and Significance of the Emic-Etic Distinction". Annual Review of Anthropology (به انگلیسی). ۵: ۳۲۹ تا ۳۵۰. doi:10.1146/annurev.an.05.100176.001553.
  • Harris, Marvin (1980). "Chapter Two: The Epistemology of Cultural Materialism". Cultural Materialism: The Struggle for a Science of Culture (به انگلیسی). New York: Random House. p. ۲۹ تا ۴۵.
  • Jahoda, G. (1977). "In Pursuit of the Emic-Etic Distinction: Can We Ever Capture It?". In Y. J. Poortinga (ed.). Basic Problems in Cross-Cultural Psychology (به انگلیسی). p. ۵۵ تا ۶۳.
  • Jardine, Nick (2004). "Etics and Emics (Not to Mention Anemics and Emetics) in the History of the Sciences". History of Science (به انگلیسی). ۴۲ (۳): ۲۶۱ تا ۲۷۸. doi:10.1177/007327530404200301.
  • Kitayama, Shinobu; Cohen, Dov (2007). Handbook of Cultural Psychology (به انگلیسی). New York: Guilford Press.

پیوند به بیرون