جرمشناسی انسانشناختی
![]() | |
| حوزههای | آنتروپومتری و جنایی |
|---|---|
![]() | |
| نگارهای از برگهٔ تشخیص هویت آلفونس برتیلون در اداره پلیس پاریس | |
جرمشناسی انسانشناختی (که گاهی با عنوان انسانشناسی جنایی نیز شناخته میشود؛ به معنای ترکیب مطالعهٔ گونهٔ انسان و مطالعهٔ رفتار مجرمانه) شاخهای از جرمشناسی بالینی است که بر پیوندهای ادعایی میان ماهیت یک جنایت و شخصیت یا ظاهر جسمانی مرتکب استوار است.[۱][۲][۳]
با آنکه این رویکرد شباهتهایی با چهرهخوانی و جمجمهخوانی دارد،[۴] اصطلاح «انسانشناسی جنایی» معمولاً برای اشاره به آثار مکتب ایتالیایی جرمشناسی[الف] در اواخر سدهٔ نوزدهم بهکار میرود؛ یعنی کارهای چزاره لومبروزو، انریکو فری، رافائله گاروفالو[ب] و لورنتسو تنکینی.[۲][۴] لومبروزو باور داشت که تبهکاران با تفاوتهای فیزیولوژیکیِ پستتر و قابلشناسایی زاده میشوند.[۲][۳][۴] او مفهوم «تبهکار مادرزاد» را رایج کرد و معتقد بود که تبهکاری نوعی پسروی یا گرایش ارثی است.[۱][۲][۳] هستهٔ اصلی اندیشهٔ او این بود که منشأ جرم بهطور کامل در درون فرد قرار دارد و باید آن را از شرایط و ساختارهای اجتماعی پیرامونی مستقل دانست. لومبروزو، که از بنیانگذاران مکتب پوزیتیویستی جرمشناسی بود، با «پوزیتیویسم اجتماعی» مطرحشده در مکتب شیکاگو و همچنین جرمشناسی محیطی[پ] مخالفت داشت.
عکسِ مجرمانه و انگشتنگاری

آلفونس برتیلون، جُرمشناس و افسر پلیس فرانسوی بود که در سال ۱۸۷۹ میلادی، با استفاده از علم بیومتریک، روش آنتروپومتری را به عنوان روشی برای شناسایی افراد بر اساس ثبت دقیق ابعاد بدن، چهرهخوانی، شرح فیزیکی و عکس بازداشت بهوجود آورد.

افسر پلیس فرانسوی و پژوهشگر زیستسنجی، آلفونس برتیلون (۱۸۵۳–۱۹۱۴)، پیش از ابداع انگشتنگاری سامانهای برای شناسایی مجرمان از طریق عکس بازداشت ایجاد کرد. هانس گروس[ت] (۱۸۴۷–۱۹۱۵)، حقوقدان جنایی و جرمشناس اتریشی که از او با عنوان پدر بنیانگذارِ جرمشناسی بالینی یاد میشود، نیز در گسترش این نظریه نقش داشت.[۵]
نظریه
در سدهٔ نوزدهم، چزاره لومبروزو و شاگردانش کالبدشکافیهایی بر روی جسدهای تبهکاران محکوم انجام دادند و اعلام کردند که شباهتهایی میان فیزیولوژی بدن این افراد و بدن «انسانهای ابتدایی» (یعنی نخستیهای غیرانسان مانند میمونها و میمونهای انساننما) یافتهاند.[۲][۳][۴] بسیاری از این شباهتها به پیشانیِ عقبرفته، قد، شکل سر و اندازهٔ سر مربوط بود؛ و لومبروزو بر پایهٔ این ویژگیهای جسمانی نظریهٔ «تبهکار مادرزاد» را مطرح کرد.[۳] افزون بر این، او ادعا کرد که «بزهکار زن» از مرد بدتر است، زیرا ویژگیهای مشخص مردوارگی در آنان دیده میشود.
لومبروزو ۱۴ ویژگی چهرهشناختی را توضیح داد که او و پیروانش باور داشتند در همهٔ تبهکاران مشترک است؛ برخی از آنها (اما نه محدود به اینها) عبارتاند از: قد بسیار کوتاه یا بسیار بلند؛ سر کوچک اما صورت بزرگ؛ لبهای گوشتی اما لب بالایی باریک؛ برجستگیها (برآمدگیها) روی جمجمه، در پشت سر و اطراف گوش؛ چینوچروکهای پیشانی و صورت؛ حفرههای سینوسی بزرگ یا چهرهٔ ناهموار؛ خالکوبی روی بدن؛ عقبرفتگی خط مو؛ برجستگیهای سر، بهویژه بالای گوش چپ؛ دندانهای پیشین بزرگ؛ ابروهای پُرپشت که گرایش به پیوستن دارند؛ کاسهٔ چشم بزرگ اما چشمهای فرورفته؛ بینی قوسدار یا تخت؛ خط فک نیرومند؛ پیشانی کوچک و شیبدار؛ چانهٔ کوچک یا ضعیف؛ گردن باریک؛ شانههای شیبدار اما سینهٔ بزرگ؛ گوشهای بزرگ و برجسته؛ بازوهای بلند؛ استخوان گونهٔ برجسته؛ انگشتان یا پنجههای نوکتیز یا برگشته.[۵]
لومبروزو چندین اثر مرتبط با پژوهشهای خود در حوزهٔ انسانشناسی جنایی منتشر کرد؛ از جمله: تبهکار، زن بزهکار (که عنوان اصلی آن زن بزهکار، روسپی و زن معمولی بود) و تبهکار، بر پایهٔ طبقهبندی چزاره لومبروزو.[۲][۳][۴]
داروینیسم اجتماعی
نظریهٔ انسانشناسی جنایی بهشدت از نظریهٔ تکامل چارلز داروین (۱۸۰۹–۱۸۸۲) تأثیر گرفت.[۲] با این حال، سرچشمهٔ اصلی این تأثیرگذاری از دیدگاههای سیاسی و نژادیِ هربرت اسپنسر ناشی میشد که نظریهٔ داروین را مطابق داروینیسم اجتماعی بازتفسیر کرده بود؛ بهویژه این ایده که برخی نژادهای انسانی از نظر اخلاقی برتر از دیگراناند.[۲] این اندیشه، که در واقع از اسپنسر سرچشمه گرفته بود، بخش مهمی از بنیان نظری انسانشناسی جنایی را شکل داد.[۵] کار چزاره لومبروزو سپس بین سالهای ۱۸۸۱ تا ۱۹۱۱ توسط داروینیستهای اجتماعی در ایالات متحده دنبال شد.
دوران معاصر
با وجود رد عمومی نظریههای لومبروزو، انسانشناسی جنایی همچنان در برخی حوزههای جرمشناسی بالینی در دوران معاصر کاربرد دارد. در گذشته (بهویژه در دههٔ ۱۹۳۰)، انسانشناسی جنایی تا اندازهای با بهنژادی پیوند داشته است، زیرا ایدهٔ وجود یک «نقص جسمانی» در گونهٔ انسان اغلب با برنامههایی برای حذف آن ویژگیها همراه بود.
این امر عمدتاً در ایالات متحده و در چارچوب جنبش بهنژادی آمریکا از ۱۹۰۷ تا ۱۹۳۹ و همچنین قوانین جیم کرو که جدایی نژادی را تا تصویب قانون حقوق مدنی ۱۹۶۴ اعمال میکرد، دیده میشد. همچنین در آلمان نازی بین سالهای ۱۹۳۳ و ۱۹۴۵، طی عملیات آکتیون تی۴، میان ۲۷۵٬۰۰۰ تا ۳۰۰٬۰۰۰ نفر از افراد دارای معلولیت کشته شدند[۶][۷][۸][چ] این اقدامات در اردوگاههای کار اجباری بخشی از برنامهٔ بهنژادی نازیها برای «پاکسازی» نژاد آریایی از ویژگیهای «نامطلوب» مطابق ایدئولوژی نازی و سیاستهای نژادی آلمان نازی بود.[۵]
انسانشناسی جنایی و شاخهٔ نزدیک به آن یعنی چهرهخوانی، همچنین وارد پژوهشهای روانشناسی اجتماعی و روانشناسی قضایی شدهاند.[۵] پژوهشهایی دربارهٔ دوقلوها نیز جنبههایی از انسانشناسی جنایی را شامل میشود، زیرا برخی مطالعات نشان دادهاند که دوقلوهای یکسان بیش از دوقلوهای ناهمسان احتمال مشترک در رفتارهای مجرمانه دارند. نظریههای لومبروزو همچنین در پژوهشهایی دربارهٔ پاسخ الکتروپوستی[ح] و سندرم XYY مطرح شدهاند.
جستارهای وابسته
پانویس
- 1 2 Italian school of criminology
- ↑ Raffaele Garofalo|Raffaele Garofalo
- ↑ Environmental criminology
- ↑ Hans Gross
- ↑ History of anthropometry
- ↑ Anti-miscegenation laws و Social degeneration
- ↑ : ممکن است تا ۱۰۰٬۰۰۰ نفر مستقیماً در چارچوب برنامهٔ آکتیون تی۴ کشته شده باشند. همچنین کشتارهای گستردهٔ مرگیارانه در کشورهای اروپای مرکزی و شرقی و سرزمینهایی که در طول جنگ بهدست آلمان نازی اشغال شده بودند نیز انجام گرفت (← جنایتهای جنگی نازیها). این دستهبندیها انعطافپذیرند و رقم قطعی نمیتوان تعیین کرد، اما تاریخنگاران شمار کلی قربانیان را حدود ۳۰۰٬۰۰۰ نفر برآورد میکنند.[۸]
- ↑ Electrodermal activity
منابع
- 1 2 Duntley, J. D.; Shackelford, T. K. (October 2008). "Darwinian foundations of crime and law". Aggression and Violent Behavior. Amsterdam, Netherlands: Elsevier. 13 (5): 373–382. doi:10.1016/j.avb.2008.06.002. ISSN 1359-1789. LCCN 96640730. S2CID 143101230.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 Bergman, G. (January–April 2005). "Darwinian criminality theory: A tragic chapter in history". Rivista di Biologia. Perugia, Italy: University of Perugia. 98 (1): 47–69. ISSN 0035-6050. LCCN 75646630. PMID 15889340.
- 1 2 3 4 5 6 Mazzarello, Paolo (July 2011). "Cesare Lombroso: An anthropologist between evolution and degeneration". Functional Neurology. Rome, Italy: CIC Edizioni Internazionali. 26 (2): 97–101. ISSN 1971-3274. PMC 3814446. PMID 21729591. S2CID 42707544.
- 1 2 3 4 5 Kellor, F. A. (January 1899). "Criminal Anthropology in Its Relation to Criminal Jurisprudence". American Journal of Sociology. Chicago, Illinois: University of Chicago Press. 4 (4): 515–527. doi:10.1086/210825. ISSN 1537-5390. JSTOR 2761731.
- 1 2 3 4 5 "Anthropological Criminology". faculty.ncwc.edu. Rocky Mount, North Carolina: North Carolina Wesleyan University. 2 October 2006. Archived from the original on 9 October 2006. Retrieved 1 October 2025.
- ↑ "Exhibition catalogue in German and English" (PDF). Berlin, Germany: Memorial for the Victims of National Socialist ›Euthanasia‹ Killings. 2018. Archived (PDF) from the original on 16 May 2017. Retrieved 4 March 2018.
- ↑ "Euthanasia Program" (PDF). Yad Vashem. 2018. Archived (PDF) from the original on 21 December 2022. Retrieved 21 December 2022.
- 1 2 Chase, Jefferson (26 January 2017). "Remembering the 'forgotten victims' of Nazi 'euthanasia' murders". Deutsche Welle. Archived from the original on 21 December 2022. Retrieved 21 December 2022.
کتابشناسی
- Garbarino, Merwyn S. (1977). Sociocultural Theory in Anthropology: A Short History. New York City: Holt, Rinehart, and Winston. ISBN 978-0-88133-056-4.

