انگاره (جامعه‌شناسی)

انگاره یا انگارهٔ اجتماعی، که با نام‌های تخیل اجتماعی و خیال اجتماعی نیز شناخته می‌شود، مجموعه ارزش‌ها، نهادها، قوانین و نمادهایی است که از طریق آن‌ها مردم کلیت اجتماعی خود را متصور می‌شوند. مفهوم انگاره در انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی، روان‌کاوی، فلسفه و مطالعات رسانه‌ای مورد توجه قرار گرفته است. از دید جان تامپسون انگاره اجتماعی «بعد خلاق و نمادین دنیای اجتماعی است؛ بعدی که به‌واسطه آن انسان‌ها راه‌های زندگی با یکدیگر و راه‌های ارائه زندگی جمعی خود را خلق می‌کنند».[۱]

خاستگاه اصطلاح

اصطلاح «انگارهٔ اجتماعی» را کورنلیوس کاستوریادیس، فیلسوف یونانی-فرانسوی، در کتاب نهاد خیالی جامعه (۱۹۷۵) پیش نهاد. به نظر او جامعه صرفاً بازتاب واقعیتی از پیش موجود نیست، بلکه معناها و نهادهای خود را در فرایندی خلاقانه برمی‌سازد؛ این توان معناآفرین همان چیزی است که او «خیال اجتماعی» می‌نامد.[۲]

صورت‌بندی چارلز تیلور

چارلز تیلور این مفهوم را در تخیل‌های اجتماعی مدرن (۲۰۰۴) و سپس در عصر سکولار (۲۰۰۷) بسط داد و آن را به ابزاری برای فهم مدرنیته بدل کرد.[۳]

تیلور تأکید می‌کند که مقصود او از این اصطلاح چیزی بسی گسترده‌تر و ژرف‌تر از طرح‌های فکری‌ای است که مردم هنگام اندیشیدن به واقعیت اجتماعی در ذهن دارند؛ او به شیوه‌هایی نظر دارد که آدمیان هستی اجتماعی خود را بدان‌ها تصور می‌کنند: اینکه چگونه با دیگران جور می‌شوند، میانشان چه می‌گذرد، چه انتظارهایی معمولاً برآورده می‌شود، و چه تصورهای هنجارین ژرف‌تری زیر این انتظارها نهفته است.[۴]

او سه تفاوت میان «انگارهٔ اجتماعی» و «نظریهٔ اجتماعی» برمی‌شمارد:[۴][۵]

  1. انگاره شیوهٔ تصور کردن مردمان عادی است و نه اندیشیدن در قالب اصطلاح‌های نظری؛ از این رو در تصویرها، داستان‌ها و افسانه‌ها حمل می‌شود.
  2. نظریه معمولاً در اختیار اقلیتی کوچک است، حال آنکه ویژگی انگارهٔ اجتماعی آن است که گروه‌های بزرگ و گاه سراسر یک جامعه در آن شریک‌اند.
  3. انگارهٔ اجتماعی همان فهم مشترکی است که کردارهای مشترک و احساس فراگیر مشروعیت را ممکن می‌سازد.

به گفتهٔ تیلور، آنچه در آغاز نظریه‌ای در میان شمار اندکی است می‌تواند به انگارهٔ اجتماعی رخنه کند، نخست در میان نخبگان و سپس در سراسر جامعه؛ او سرنوشت نظریه‌های گروتیوس و لاک دربارهٔ نظم اخلاقی را نمونهٔ همین گذار می‌داند.[۵] بر پایهٔ همین تحلیل، تیلور مدرنیته را نه صرفاً دگرگونی در نهادها بلکه دگرگونی در انگارهٔ اجتماعی می‌داند.

کاربردهای دیگر

مفهوم‌های نزدیکی در علوم اجتماعی پرورده شده‌اند. بندیکت اندرسون در جماعت‌های تصوری (۱۹۸۳) ملت را «جماعتی تصورشده» خواند، زیرا اعضای آن هرگز بیشتر هم‌میهنان خود را نمی‌بینند و با این همه تصوری از پیوند با آنان دارند؛ این تحلیل از خاستگاه‌های ملی‌گرایی با بحث انگارهٔ اجتماعی هم‌سو است.[۶] آرجون آپدورای نیز در بررسی ابعاد فرهنگی جهانی‌شدن، نقش تخیل جمعی را در شکل‌گیری جهان‌های اجتماعی فراملی برجسته کرده است.

جستارهای وابسته

منابع

  • تیلور, چارلز (2007). A Secular Age (in English). انتشارات دانشگاه هاروارد. ISBN 978-0-674-02676-6.
  1. ↑ Thompson, John Brookshire (1984). Studies in the Theory of Ideology. Oxford: Blackwell. p. 6. ISBN 978-0745600635.
  2. ↑ کاستوریادیس, کورنلیوس (1975). L'institution imaginaire de la société (in French). Seuil.
  3. ↑ تیلور, چارلز (2004). Modern Social Imaginaries (in English). انتشارات دانشگاه دوک.
  4. 1 2 تیلور، ۱۷۱.
  5. 1 2 تیلور، ۱۷۲.
  6. ↑ اندرسون, بندیکت (1983). Imagined Communities: Reflections on the Origin and Spread of Nationalism (in English). Verso.