انیسالدوله
| انیسالدوله | |||||
|---|---|---|---|---|---|
| حضرت قدسیه ملکه ایران سوگلی پادشاه | |||||
![]() | |||||
| ملکه ایران | |||||
| سلطنت | قاجار | ||||
| پیشین | شکوهالسلطنه | ||||
| جانشین | سرورالسلطنه | ||||
| سوگلی پادشاه | |||||
| پیشین | جیران خانم فروغالسلطنه | ||||
| جانشین | سرورالسلطنه | ||||
| زاده | ۱۲۵۸ قمری امامه، شمیرانات | ||||
| درگذشته | ۱۳۱۴ قمری تهران | ||||
| آرامگاه | حرم علی بن ابیطالب، نجف | ||||
| همسر |
| ||||
| |||||
| دودمان | قاجار، انیسی (امامه) | ||||
| پدر | نورمحمد | ||||
فاطمه ملقب به انیسالدوله همسر مورد علاقه و سوگلی حرمسرای ناصرالدینشاه قاجار، پادشاه ایران بود که تنها یک دختر به نام همدم السلطنه قاجار از شاه داشت که در نوجوانی به عقد شاهزاده عبدالحسین میرزا فرمانفرما در آمد . مقام انیسالدوله بر سایر همسران ناصرالدین شاه برتری داشت و عملاً میتوان او را ملکهٔ ایران دانست.[۱] انیس الدوله به عنوان مشاور اصلی ناصرالدین شاه عمل میکرد [۲]او از سوی شاه «نشان حمایل آفتاب» و «تمثال همایونی» دریافت کرده بود و مقام رئیس اندرونی را داشت و وظایفی اداری همچون پذیرا شدن زنان بزرگ را برعهده داشت.در سیاست آن دوره نقش مؤثری را در دربار ناصر الدین شاه بازی کرد[۳]به سبب حمایت از مردم و انتقاد از زیادهرویهای شخصی شاه، در میان درباریان نیز چهرهای مثبت و محترم به شمار میرفت. [۴]


کودکی و خانواده
فاطمه، دختر نورمحمد نامی، در کودکی یتیم شد و مادرش نیز مجدداً ازدواج نمود. فاطمه به ناچار در امامه نزد عمو و عمه خود زندگی سختی را به چوپانی میگذراند. عمویش صفر و عمهاش نسا نام داشتند. او دو برادر دیگر هم به نامهای حبیبالله و محمدحسن داشت که بعدها به حکومت قم و درجه امیرتومانی رسیدند و به القاب «معظمالسلطنه» و «معظمالدوله» مفتخر شدند.[۵]
رابطه با شاه
آشنایی ناصرالدینشاه و انیسالدوله در یکی از سفرهای شکار شاه اتفاق افتاد. در سفری که شاه برای شکار به حوالی روستای امامه در منطقه ورجین (رودبار قصران) رفته بود، دختر چوپانی را میبیند و پس از اندکی مصاحبت، او را خوشصحبت و شیرینزبان مییابد و با خود به تهران میآورد. با مرگ جیران (سوگلی قبلی شاه) خانه و اثاث او به انیسالدوله سپرده میشود و او به تدریج مقام و نفوذ لازم را پیدا میکند.[۶][۷]
فاطمه از بس باهوش و زبر و زرنگ بود، فوراً تصمیم گرفت که باسواد شود و دو سه نفر از ملا باجی های اندرون مأمور تعلیم و تربیت او شدند . مادام عباس گلساز که اسمش را طوطی خانم گذاشته بودند به فاطمه طرز لباس پوشیدن و نشست و برخاست با بزرگان را یاد داد تا اینکه یکی دو سال که از این جریان گذشت و بالاخره ناصر الدين شاه به خط خودش فرمانی نوشت و فاطمه خانم را « انیس الدوله » لقب داد[۸]در روایتی دیگر گفته میشود پس از مرگ ،جیران از طرف ناصرالدین شاه لقب انيس الدوله به وی اعطا شد[۹]
انیسالدوله از ناصرالدینشاه صاحب تنها یک فرزند دختر به نام همدم السلطنه قاجار شد . او نسبت به شاه وفاداری حیرتانگیزی داشت. او پس از ترور ناصرالدینشاه تا زمان مرگ عزادار بوده و زمانی که اتابک حقوق وی را به صورت یک بسته اسکناس برای وی فرستاد، با مشاهده تصویر ناصرالدینشاه بر اسکناسها، غش کرد و پس از چند ساعت فوت نمود.[۱]
میتوان ادعا کرد که تقریباً همه نویسنده ها او را از نظر اخلاقی زنی استثنائی دانسته اند بطوری که تاج السلطنه درباره او مینویسد:به قدری این زن عاقله و با اخلاق بود که با وجود نداشتن صورت خوبی، برای سیرت خوب، او زن اول محترم بود. در این تاریخ که من مذاکره میکنم، او تقریباً سی ساله، قدی متوسط، خیلی ساده، آرام، باوقار، سبزه، با صورت معمولی بلکه یک قدری هم زشت، لیکن خیلی با اقتدار. تمام زن های سفرای خارجه به منزل او پذیرفته شده، در اعیاد و مواقع رسمی به حضور میرفتند.[۱۰]
انیس الدوله هر روز یک دست لباس زیر نو برای شاه می فرستاد و لباس زیر دیروزی را به سادات فقیر میداد[۱۱]
در اندرون انيس الدوله را «خانم خانم ها » میگفتند و در مراسم سلام زنان اندرون ، خانم خانم ها يعنی نيس الدوله پیشاپیش زن های شاه و دوش به دوش مهد علیا مادر ناصر الدین شاه می ایستاد[۱۲]
روزی ناصرالدینشاه، بیاعتنا به فتوای آیتالله شیرازی در حرمت تنباکو، به خدمتکارش فرمان داد قلیانی آماده کند. قلیان را آوردند و شاه دست دراز کرد تا پک بزند. ناگهان انیسالدوله، همسر بانفوذ و محبوب شاه، با شتاب از حجره بیرون آمد. دامنکشان، نفسزنان، قلیان را از برابر شاه ربود و با تمام نیرو بر زمین کوبید. شیشه و چوب و زغال در لحظهای متلاشی شد.با صدایی پرصلابت گفت: «شما سلطان اسلام هستید. اگر خودتان به کاری که حرام اعلام شده دست بزنید، رعیت هم به دنبال شما خواهد رفت.» شاه که غافلگیر شده بود، پرسید: «چه کسی گفته حرام است؟» انیسالدوله بیدرنگ پاسخ داد: «همان کسی که مرا برای تو حلال کرده.» ناصرالدینشاه سکوت کرد، سر فرو انداخت و دیگر چیزی نگفت.[۱۳]مبارزه توسط انیس الدوله طوری بود که شاه را منفعل ساخت طوری که حتی دیگر جرأت نداشت از خادمین خودش طلب قلیان کند.[۱۴]
انيس الدوله در غرب صاحبقرانیه باغ و عمارتی داشت که دارای چندین اتاق در امتداد یکدیگر بود. این باغ و عمارت را ناصرالدین شاه به انیس الدوله بخشیده بود و او نیز بعدها آن را به آقاعلی خواجه که برای مدتی طولانی خدمتگزار او بود واگذار کرد[۱۵]
زندگی سیاسی
پس از مرگ ملک جهان خانم ملقب به مهدعلیا اداره حرمسرا به عهده انیس الدوله بود[۱۶] ملکه انگلیس توسط وزیر مختار گردنبند الماسی به تهران فرستاد که به زن سوگلی شاه بدهند. وقتی وزیر مختار از صدر اعظم پرسید زن سوگلی شاه کدام یک است؟ و صدر اعظم این سئوال را نزد شاه مطرح کرد، شاه پاسخ داد : « آن گردنبند را برای انیس الدوله بیاورند . » پس همسر وزیر مختار انگلیس به اندرون شاهی رفت و گردن بند ملکه ی انگلیس را به گردن نیس الدوله انداخت ! سپس به دستور شاه حاجی طوطی خانم که همان مادام عباس فرانسوی باشد ، از قول انیس الدوله نامه ای به زبان فرانسه برای ملکه ی انگلیس نوشت و یک کاسه بشقاب خیلی قیمتی فیروزه با چند قالیچه ابریشمی از طرف انیس الدوله برای ملکه ی انگلیس فرستاد . »[۱۷]
انیس الدوله در تمام مدت حضورش نزد شاه از احترام خاصی برخوردار بود و حتی شاه در برخی امور و مسائل سیاسی و مملکتی با او مشورت می کرد. از آنجا که انیس الدوله با اخلاق و روحیه شاه آشنایی کامل داشت در بیشتر مواقع آنچه از او میخواست انجام می شد؛ از همین رو هر شخصی که درخواستی از شاه داشت سعی می کرد آن را به وسیله انیس الدوله به اطلاع او برساند[۱۸]هرگز در برابر خواسته های او پایداری نمی کرد و وساطت های او را می پذیرفت و به توصیه هایش گوش می سپرد و او را از نزدیک ترین مشاوران خود می دانست[۱۹]
ناصر الدین شاه او را هم به سفر اروپایی سال ۱۸۷۳ ببرد. سپس انیس الدوله که همیشه در میان ملازمان زنان خود بود حالا از راه و رسم اروپاییان خوشش آمد و احتمالا آماده بود از آنان تقلید کند. تا وقتی به مسکو رسیدند او هنوز سراسر پوشیده بود و روبنده داشت و از مردان کناره می گرفت در پایتخت روسیه بود که معلوم شد همسر شاه دیگر نمیتواند از دیدگان حذر کند چرا که تزار و همسرش اصرار داشتند که او در میان مقامات بی روبنده حاضر باشد. در مقابل معضل پروتکل دربار روسیه شاه چاره ای نداشت جز اینکه انیس الدوله را به تهران بفرستد. او معترض شد و مشیر الدوله را مسئول بازگشت خفت بار خود به تهران دانست با این حال تصور اینکه مخالفت علما یا کشف حجاب زن پادشاه در فرنگ چه پیامدهای سهمگینی میداشت دشوار نیست. انیس الدوله وقتی به تهران رسید با ایجاد نوعی کودتای درباری که شاهزادگان قاجار و مجتهدین تهران هم در آن بودند کاری کرد که مشیرالدوله به محض بازگشت موقتا از مقام خود خلع شد.[۲۰]برخی مورخان دلیل اصلی مخالفت انیسالدوله با سپهسالار را نه بازگرداندن او از سفر فرنگ، بلکه تلاش این زن درباری برای تثبیت جایگاه خود در حرمسرای ناصرالدینشاه میدانند؛ عاملی که بیش از سپهسالار، خود شاه در آن نقش داشت [۲۱]بیتردید مخالفتهای انیسالدوله، همراه با پشتوانهی حضور حرمسرای شاهی و جایگاه او به عنوان بانوی نخست دربار، در برکناری میرزا حسینخان سپهسالار نقش مؤثری داشت. حضور او در میان مخالفان سپهسالار آنقدر پررنگ بود که روایتها میگویند سران مخالفان هنگام بازگشت شاه به ایران و توقف وی در رشت، در خانهی انیسالدوله گرد آمدند و بست نشستند. [۲۲]از این رو، با اشاره به نامهای که انیسالدوله سالها بعد خطاب به ناصرالدینشاه نوشت، میتوان دریافت که او تنها بر جایگاه همسری شاه یا دلخوری از عدم همراهی در سفر تکیه نکرده است[۲۳]
در سپتامبر ۱۸۷۳ وقتی ناصرالدین شاه به وطن باز گشت مقاومت شاهزادگان قاجاری و سوگلی اش انیس الدوله و درباریان و برخی علمای تهران با امتیاز رویتر چنان داغ بود که شاه در همان انزلی ناچار شد مشیرالدوله را از صدرات عظمی عزل کند و او را موقتاً به حکومت گیلان نصب کرد و دستور داد تا همانجا بماند.[۲۴]
انيس الدوله آن قدر عرضه و لیاقت داشت که برادرها و پسرهای ناصرالدین شاه هم در مواقع گرفتاری به او پناه می بردند زمانی شاه برادر خود «محمد تقی میرزا رکن الدوله » را والی فارس کرد . اما هنوز ركن الدوله عرقش خشک نشده بود که یک نفر دیگر از قلدرها پنجاه هزار تومان پیشکشی داد و مقرر شد که او به جای ركن الدوله والى فارس گردد. رکن الدوله تا این خبر را شنید ، شرحی به انیس الدوله نوشت که به دادم برسید ؛ من کلی پیشکشی داده ام تا به فارس آمده ام ، انصاف نیست که به این زودی معزول گردم و انیس الدوله این کاغذ را برای ناصرالدین شاه نوشت:قربان خاکپای جواهر آسای مبارکت گردم ! رکن الدوله تازه به فارس رفته است . چرا او را معزول می کنید؟ اگر پیشکشی بیشتر لازم است ، خودش تقدیم می کند . آخر رعیت از دست می رود، هر روز که والی عوض شود ، رعيت بدبخت خواهد شد . شاه زیر عریضه ی انیس الدوله این طور نوشت : « انیس الدوله ! ركن الدوله در فارس می ماند معزول نمی شود؛ همانطور که خواسته بودی شد ! جواب را توسط آغا ياقوت فرستادم . آسوده باش ! »[۲۵]
انیسالدوله از صدارت حاجی میرزا حسینخان ناخشنود بود. به همین سبب، وقتی او به رشت رسید از مقامش برکنار شد. اندکی بعد، در امامزاده هاشم به دلیل برخی درخواستها دوباره به صدارت منصوب گردید. اما در نزدیکی پل منجیل، با رسیدن نامههای وزرا و امرا، بار دیگر به کلی از صدارت معزول شد و این بار مأمور حکومت گیلان و رشت گردید[۲۶]اسماعیل مسعود مشهور به معتمد الدوله یکی از یازده پسر مسعود میرزا ظل السلطان او در هفتسالگی همراه پدرش نزد ناصرالدینشاه رفت. شاه که به او توجه نشان داد، به پیشنهاد انیسالدوله یک ده از خالصجات اصفهان را به او بخشید.[۲۷]
انیس الدوله وقتی باخبر میشد که یکی از سفرای خارجی قصد ترک ایران را دارد برای خداحافظی از زنان همراه دستور ضیافتی به افتخار آنها میداد. یکی از این سفرا نقل میکند که: هنگامی که در سال من به آمریکا احضار شدم و قرار شد تهران را ترک نمایم انیس الدوله خانم و دختر مرا دعوت کرد که در ضیافت کوچکی که به افتخار آنها در اندرون بر پا میشود شرکت کنند و همانجا مراسم خداحافظی به عمل آید.[۲۸]
وظایف اداری

او نقش موثری در کشور ایفا میکرد با نفوذی بر ناصرالدین شاه داشت ،در عزل و نصب افراد مهمدولتی دخالت میکرد[۲۹]
او چنان نفوذ و قدرتی داشت که وزیر ویژهای برای رسیدگی به امورش منصوب شد و حتی منشی زن در کنار خود داشت؛ امری که در تاریخ کشورهای اروپایی نیز بیسابقه بود. انیسالدوله دربار مستقل خود را داشت و سفرای بزرگ کشورهای خارجی هنگام دیدار با شاه، نامشان را در دفتر او نیز ثبت میکردند. هدایای نفیس و نشانهای سلطنتی از سوی پادشاهان خارجی به احترام «انیسالدوله ـ ملکه ایران» به دربار قاجار تقدیم میشد.[۳۰]
ناصرالدین شاه در ۱۲۹۸ ق در پی تقاضای انیسالدوله، اختیار شهر کاشان را به او واگذار کرد از این تاریخ به بعد، انیسالدوله حاکم این شهر را تعیین میکرد و تمام مالیات آن به وزیر انیسالدوله داده میشد.[۳۱][۳۲]انیس الدوله اعتضادالدوله از مقام خود برکنار شد و به جای او، اقبالالدوله میرزا محمدخان کاشانی غفاری به حکومت کاشان منصوب گردید. شرط اصلی این انتصاب آن بود که امور حکومتی با نظر و مشورت انیسالدوله انجام گیرد. [۳۳]در سال 1287 ه.ق ناصرالدین شاه قم را به همسر خود انیس الدوله واگذار کرد و او نیز برادرش حاجی حبیب الله خان را به حکومت قم گماشته شد[۳۴]انیس الدوله اندرون دستگاه عظیم جداگانه آشپزخانه ای مخصوص و قهوه خانه ای مخصوص و مواجب معینی داشت.[۳۵]
انيس الدوله بیش از ۳۵ سال سوگلی ناصرالدین شاه بود و در واقع پس از مرگ جیران، ملکه شاه محسوب می شد. اعتماد السلطنه درباره محبوبیت وی نزد شاه چنین می نویسد: حرم خانه شاه منحصر به این زن است. آن هم بمیرد بدا به حال ایران[۳۶]انیس الدوله در تمامی تشریفات رسمی درباری و روزهای اعیاد و میلاد شاه به عنوان ملکه ایران از شاهزاده خانم ها بانوان اعیان و اشراف و همسران وزیران و سفیران خارجی پذیرایی میکرد[۳۷]
اندرونی شاه تشکیلاتی گسترده و پیچیده بود که سامان دادن به آن از توان هر کسی برنمیآمد. کوچکترین بینظمی در امور حرمخانه میتوانست آبروی دربار ایران را نزد دولتهای خارجی خدشهدار کند. به همین دلیل، مسئولیت اداره این دستگاه عظیم و حفظ تعادل میان زنان شاه بر عهده انیسالدوله گذاشته شد.او با تدبیر و اقتدار، نظم اندرونی را برقرار میکرد و جایگاهی یافت که نشاندهنده اعتماد کامل ناصرالدینشاه به تواناییهایش بود. این نقش مدیریتی، علاوه بر جایگاه ملکه بودن، قدرت سیاسی و اجتماعی او را در دربار قاجار تثبیت کرد.[۳۸]
مقام انیسالدوله بر سایر همسران ناصرالدینشاه برتری داشت و عملاً میتوان او را ملکه ایران دانست.[۱] او از سوی شاه نشان حمایل آفتاب و تمثال همایونی و همچنین لقب قدیسه[۳۹] را دریافت کرده بود و برخلاف دیگر زنان شاه، چنان قدرتی داشته است که میتوانسته با شاه مستقیماً دعوا و حتی قهر کند. اعتمادالسلطنه در کتاب روزنامه وقایع بارها چنین مناسباتی را گزارش نموده است. او دربارهٔ مقام انیسالدوله نوشته است:[۴۰]
پذیرایی نسوان بزرگ دولت از بنات ملوک و اشراف و خواتین و شاهزادگان و اعیان و این قبیل امور عظیمه راجعه به سرای درونی همایونی در حیات مرحومه مهد علیا (مادر ناصرالدینشاه) و ستر کبری به شخص شریف ایشان اختصاص داشت و بعدها کافه این سنخ اعتبارات و مراتب و مشاغل و مناصب باجواری عضهالدهر، ملکهالعصر، نواب مستطاب متعالیه انیسالدوله است.
هرچه به شاه پیشنهاد میکرده انجام میشده است. دلجویی از سران لشکری و کشوری یکی دیگر از کارهای انیس الدوله رسیدگی به سران لشکری و کشوری بود[۴۱]
سفر فرنگ
او نخستین ملکه ایران است که تا اروپا مسافرت کرد. او با شاه تا مسکو همراه بود ولی حضور دختران اشرافزاده روسی و مراسم غربی در جریان خوشآمدگویی از آنها باعث برخورد فرهنگی شد و ناصرالدینشاه انیسالدوله را به تهران برگرداند.[۴۲] ماجرا چنین بود که به محض اینکه شهردار مسکو از ورود انیسالدوله اطلاع یافت، تا دروازه شهر رفت و تلاش کرد تا دسته گلی تقدیمش کند، برای گریز از چنین دردسرهایی، مشیرالدوله به شاه توصیه کرد تا انیسالدوله را به تهران بازگرداند.[۴۳] در نخستین سفر ناصرالدین شاه به اروپا، شاه که فهمید انیس الدوله قصد دارد در اروپا حجاب بردارد، او و ندیمهها را از نیمه راه به تهران بازگرداند.[۴۴]
شاه در طول سفر مدام نگران عصبانیت انیسالدوله از بازگشت اجباریاش به کشور بوده و در تلگرافی از لندن، احوال خواجگان و منشی و اقوام وی را نیز جویا شده است:[۱]
... جای شما حقیقتاً خالی است که تماشای وضع زنها و مردهای اینجا را بکنید… اگر هوای تهران گرم است، چند روزی مختصراً بروید به صاحبقرانیه. البته بروید. آغامحراب، آغارضی، آغاعلی چه میکنند؟ معصومه کجاست؟ چه میکند؟ احوال بدرالدوله را بپرسید. سوغاتهای شما را انشاالله از پاریس حاضر میکنم.
ولی کار به همینجا ختم نشد. انیسالدوله در مسکو سوگند یاد کرد تا انتقام کارشکنی مشیرالدوله را بگیرد. او موفق شد روحانیون و درباریان را علیه مشیرالدوله بشوراند. با بازگشت شاه به کشور، مقصود انیسالدوله برآمد.[۴۳]
تغییر مُد آرایش و لباس
اندرونی در دوره ناصرالدینشاه مرکز مد ایران شمرده میشد و به گزارش دوستعلیخان معیرالممالک، زنان شهری پیوسته چشم به آنجا داشتند تا آنچه از پوشش و آرایش تازه در آن به وجود میآید، مورد تقلید قرار دهند.[۴۵] انیسالدوله در طول سالهای متمادی در مقام رئیس اندرونی تأثیر بسزایی روی سلیقه و آرایش زنان ایرانی داشت. او توانست آرایشهای زمخت و سنگینی را که پیش از او باب بود، با آرایش ملایم و مد روز اروپا جایگزین کند. او همچنین در تغییر پوشش زنان نقش مهمی داشت.[۴۶] قهرمان میرزا عینالسلطنه در کتاب خاطرات خود در این رابطه مینویسد:[۴۶]
بیشتر تغییرات لباس حالیه زنها به واسطه اختراع و تفکر حضرت قدسیه پیدا شده، خیلی حق به گردن مردها و زنها دارد. چه این تغییرات اسباب زینت و جلوه خانمها شده، آن لباسهای کثیف قدیم از میانه رفته؛ مثلاً چارقد «گاز» قالب کرده حالیه را که پیش چارقد قلمکار یا ترمه یا چلوار سی سال پیش بگذارند معلوم میشود… همینطور بزکها که خیلی ساده و ظریف شده با آن خالها و خطها و رنگک و زلف بچه که مثل فیل نقاشی بودند و تمام بدن را مثل وحشیهای دنیا از خال رنگ کرده، یا این «فر» تازه که از فرنگ آورده و زلفها را مجعد یا غیر آن با کمال سلیه و قشنگی داغ میکنند که هزار مرتبه بر حسن و وجاهت خانمها افزوده.
نیکوکاریها
انیسالدوله به کارهای خیر علاقه داشت:[۴۷]
- اهداء جقه الماس به حرم علی بن ابیطالب
- اهداء پرده مرواریددوزیشده به حرم حسین بن علی
- اهداء نیمتاج طلا به حرم علی بن موسی الرضا
- وقف روستای کاشانک
- بنای پلی در ناصرآباد از توابع لواسان
جستارهای وابسته
منابع
- 1 2 3 4 خواندنیها، ج. سال سی و دوم ش. ۴، ص. ۴۷، ۱۳۵۰-۰۷-۰۶ پارامتر
|عنوان= یا |title=ناموجود یا خالی (کمک); از|مقاله=صرفنظر شد (کمک) - ↑ تاریخ ایران مدرن :عباس امانت صفحه ای ۳۱۶.
- ↑ کارنامه زنان ایران از دیروز تا امروز :پوران فرخزاد صفحه ای ۱۲۸.
- ↑ اصلاحات سه ساله:جوادی یگانه محمدرضا صفحه ۳۰۴.
- ↑ ابوالقاسم تفضلی (۱۳۷۷)، از فروغالسلطنه تا انیسالدوله، به کوشش خسرو معتضد.، تهران: گلریز، ص. ۱۹۷
- ↑ تاجالسلطنه (۱۳۶۱)، خاطرات تاجالسلطنه، به کوشش منصوره اتحادیه.، تهران: تاریخ ایران
- ↑ . 2023-07-01. doi:10.53354/acs.pf-23-1030073-01-cdp.pc.gr.168149 https://doi.org/10.53354/acs.pf-23-1030073-01-cdp.pc.gr.168149.
{{cite journal}}: Cite journal requires|journal=(help); Missing or empty|title=(help) - ↑ قدح و درد جلد 3:عبد الكريم پرتو صفحه ای ۵۱۲.
- ↑ دانشنامه تهران بزرگ جلد 1:کاظم موسوی بجنوردی صفحه ای۱۶۴.
- ↑ تاج السلطنه، خاطرات تاج السلطنه، به کوشش منصوره اتحایه (نظام مافی) و سیروس سعدوندیان، نشر تاریخ ایران، تهران، 1361 ـ 1362، ص 115.
- ↑ قدح و درد جلد 3 :عبد الكريم پرتو صفحه ای ۵۱۳.
- ↑ قدح و درد جلد 3 :عبد الكريم پرتو صفحه ای ۵۱۴.
- ↑ کارنامه زنانه مشهور ایران :فخری قویمی صفحه ای ۸۶.
- ↑ نجفی، موسی، تاریخ تمدن تحولات سیاسی ایران، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، چاپ دوم، تهران، 1381، ص 133 ـ.
- ↑ دانشنامه تهران بزرگ جلد 2 :کاظم موسوی بجنوردی صفحه ای ۴۶۵.
- ↑ معبر الممالک، رجال عصر ناصری ۱۱ ص ۲۳۳.
- ↑ قدح و درد جلد 3 عبد الكریم پرتو صفحه ای ۵۱۴.
- ↑ دانشنامه بزرگ تهران جلد 1 :کاظم موسوی بجنوردی صفحه ای ۱۶۵.
- ↑ کارنامه زنان ایران از دیروز تا امروز پوران فرخزاد صفحه ای ۱۳۰.
- ↑ تاریخ ایران مدرن :عباس امانت صفحه ای ۳۱۷.
- ↑ اصلاحات سه ساله:جوادی یگانه محمدرضا صفحه ۳۰۵.
- ↑ اصلاحات سه ساله:جوادی یگانه محمدرضا صفحه ۳۰۵.
- ↑ اصلاحات سه ساله:جوادی یگانه محمدرضا صفحه ۳۰۶.
- ↑ تاریخ ایران مدرن: عباس امانت صفحه ای ۳۲۰.
- ↑ قدح و درد جلد 3:عبد الكريم پرتو صفحه ای ۵۱۶.
- ↑ صدر التورایخ : اعتماد السطنه جلد ۱ صفحه ای ۳۱۷.
- ↑ روز شمار تاریخ معاصر ایران:فراهانی، حسن جلد ۲ صفحه ای۲۳۴.
- ↑ سفرنامهی بنجامین عصر ناصرالدین شاه سازمان انتشارات جاویدان، چاپ دوم، 1369 ص.
- ↑ قدح و درد صفحه ای ۳۰۰.
- ↑ تفضلی و معتضد، همان، ص 213.
- ↑ بلاغی، عبدالحجت، تاریخ تهران، قسمت شمالی و مضافات، شمران قديم، ص۷۶، قم، ۱۳۵۰ ش.
- ↑ اعتمادالسلطنه، محمدحسن، روزنامۀ خاطرات، به کوشش ایرج افشار، ص۷۰، تهران، ۱۳۴۵ ش.
- ↑ شکرستان بر اساس هفت نسخه خطی :منشی علی محمد جلد 1 صفحه ای ۱۴.
- ↑ قم از ابتدای دوره قاجار تا مشروطه صفحه ای ۱۴۴.
- ↑ کتاب زنان فرمانروا صفحه ای ۵۰.
- ↑ دانشنامه تهران بزرگ جلد 1: کاظم موسوی بجنوردی صفحه ای ۱۶۵.
- ↑ دانشنامه تهران بزرگ جلد 1 :کاظم موسوی بجنوردی صفحه ای ۱۶۵.
- ↑ اعتماد السلطنه: روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه، به کوشش فرخ سرآمد، نوین، تهران، 1470،صفحه ای 377 ـ 376.
- ↑ اسعار عامیانه ایران:وانستین ژو کوهسنگی صفحه ای ۱۹۹.
- ↑ محمدحسن خان اعتمادالسلطنه (۱۳۵۷)، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، به کوشش ایرج افشار.، امیرکبیر
- ↑ یادداشتها و خاطرات سردار ظفر بختیاری، به کوشش س. وحیدنیا، فرهنگسرا، تهران، 1362، ص 268.
- ↑ آفتاب
- 1 2 کارلا سرنا (۱۳۶۲)، آدمها و آئینها در ایران، ترجمهٔ علی اصغر سعیدی، کتابفروشی زوار
- ↑ ایرانیان در میان انگلیسیها نوشته دنیس رایت ترجمه کریم امامی - 1985 میلادی
- ↑ دوستعلی خان معیرالممالک.یادداشتهایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه. تهران (نشر تاریخ ایران) ۱۳۶۱. ۲۹.
- 1 2 عینالسلطنه، قهرمان میرزا سالور. روزنامه خاطرات عینالسلطنه. به کوشش مسعود سالور، ایرج افشار، تهران (انتشارات اساطیر) ۱۳۷۶. ۱۰۶۹–۱۰۷۰
- ↑ حیات نو
پیوند به بیرون
- عکسهایی از خانه انیسالدوله، دنیای زنان در عصر قاجار
