اواگوراس یکم

اواگوراس (به انگلیسی: Evagoras) پادشاه سالامیس در قبرس از سال ۴۱۱ تا ۳۷۴ پیش از میلاد بود. او به‌ویژه در آثار ایسوکراتس شناخته شده است که او را الگوی یک فرمانروای مقتدر معرفی می‌کند.

زندگی اولیه

اواگوراس مدعی بود که از نسل توکر، پسر تلامون و برادر ناتنی آیاس است. خانواده او از دیرباز بر سالامیس حکومت می‌کردند، اما در دوران کودکی او، سالامیس تحت کنترل فنیقیه قرار گرفت که منجر به تبعید وی شد. اواگوراس در زمان حضور در کیلیکیه، حمایت ۵۰ همراه را جلب کرد و در سال ۴۱۰ پیش از میلاد به‌طور مخفیانه بازگشت تا تخت پادشاهی را از آن خود کند. او با پیش‌بینی اینکه هخامنشیان برای بازپس‌گیری قبرس واکنش نشان خواهند داد، با آتنی‌ها دوستی برقرار کرد. پس از شکست کونون در نبرد آیگوس‌پوتامی، اواگوراس به او پناه داد. او برای مدتی روابط دوستانه‌ای نیز با هخامنشیان حفظ کرد و کمک‌های اردشیر را برای آتن در برابر اسپارت تأمین نمود. او در نبرد کنیدوس (۳۹۴ پیش از میلاد) که بخش بزرگی از منابع مورد نیاز آن را تأمین کرده بود، شرکت داشت؛ در این نبرد، به لطف تلاش‌های او، ناوگان اسپارت شکست خورد. به پاس این خدمات، آتنی‌ها مجسمه او را در کِرامیکوس در کنار مجسمه کونون قرار دادند.

جنگ با ایرانیان

با این حال، روابط میان اواگوراس و ایرانیان دچار تنش شد و از سال ۳۹۱ پیش از میلاد، آن‌ها عملاً در وضعیت جنگی قرار گرفتند. اواگوراس با حمایت آتنی‌ها و پادشاه مصر، هاکور، قلمرو خود را به بخش بزرگی از قبرس گسترش داد، از دریا به آناتولی رفت، چندین شهر در فنیقیه (از جمله صور) را تصرف کرد و ساکنان کیلیکیه را به شورش برانگیخت.[۱]


یکی از پیامدهای صلح آنتالکیداس (۳۸۷ پیش از میلاد) — که اواگوراس از پذیرش آن خودداری کرد — این بود که آتنی‌ها حمایت خود را از او قطع کردند؛ چرا که طبق مفاد این صلح، آن‌ها حاکمیت ایران بر قبرس را به رسمیت شناخته بودند.

در سال‌های پس از آن، اواگوراس به تنهایی به مخاصمات خود ادامه داد، مگر در موارد نادری که از مصری‌ها کمک دریافت می‌کرد.[۱] در حالی که اواگوراس برای درخواست کمک در مصر به سر می‌برد، پسر جوان‌ترش، پنیتاگوراس، مسئولیت امور سالامیس را بر عهده داشت.[۲]

ژنرال‌های ایرانی، تیروز و یرواند، در سال ۳۸۵ پیش از میلاد با ارتشی بسیار بزرگ‌تر از آنچه اواگوراس قادر به مقابله با آن بود، به قبرس حمله کردند. با این حال، اواگوراس موفق شد از رسیدن آذوقه به این نیروها جلوگیری کند؛ در نتیجه، سربازانِ گرسنه دست به شورش زدند. با این وجود، با انهدام ناوگان اواگوراس در کیتیون، ورق جنگ به نفع ایرانیان برگشت و او ناچار شد به سالامیس فرار کند. او در سالامیس، علیرغم محاصره شدید، مقاومت کرد و با بهره‌گیری از اختلاف میان دو ژنرال ایرانی، توانست در سال ۳۷۶ پیش از میلاد صلح را برقرار کند.

به اواگوراس اجازه داده شد که به طور صوری پادشاه سالامیس باقی بماند، اما در مقام یک تابعِ ایران قرار گرفت که باید سالانه باج (خراج) به ایران می‌پرداخت. گاه‌شمار بخش‌های پایانی دوران سلطنت او نامشخص است. در سال ۳۷۴ پیش از میلاد، او توسط یک خواجه به دلیل انگیزه‌های انتقام شخصی ترور شد. پس از او، پسرش نیکولوس به تخت نشست.[۱]

منابع

  1. 1 2 3 Encyclopædia Britannica 1911, Volume 9, Page 959.
  2. ↑ Isocrates, Cyprian Orations, section 62

پیوندهای خارجی