ایشیک آقاسی

ایشیک آقاسی یا ائشیک آقاسی باشی منصبی در دوره صفویان و قاجاریان بود که به کارهای تشریفات بیرون از دیوان می‌پرداخت.[۱] ایشیک آقاسی رئیس رؤسای بیرون محسوب می‌شد و رئیس تشریفات صفویان و رئیس ایشیک خانهٔ قاجاریان بود.[۲] (ایشیک در ترکی به معنی بیرونی است و ایشیک اقاسی به معنی سرور کارهای بیرونی دربار اندرونی و بیرونی هر یک دو ٰ بخش از دربار بود).

در دوره صفوی ایشیک آقاسی باشی رئیس تشریفات، و در حکم آجودان بود که پیوسته با چماقی نقره‌ای در مجلس شاه حاضر می‌شد. یکی از ایشیک آقاسی باشی‌ها در دوره شاه محمد خدابنده غازی‌بیگ ذوالقدر بود.[۳] در دوران پهلوی اول، عنوان این منصب به وزیر تشریفات تغییر نام داد.

در افغانستان منصب و رُتبۀ ایشیک آقاسی از دوره های تُرکان عثمانی، صفویان و قاجاریان ایرانی و بعد در دربار احمدشاه درانی منحیث یک منصب بسیار مهم و قابل اعتماد وجود داشت. در دوران سلطنت بارک‌زایی منصب ایشیک آقاسی از جانب سردار شیردل خان بارک‌زایی حاکم قندهار و برادر امیر دوست‌محمد خان به میرداد خان بارک‌زایی داده شد.[۴] میرداد خان بارک‌زایی در جریان تصرف نمودن قلعه و شهر قندهار توسط سرداران بارک‌زایی در سال ۱۲۳۴هـ ق که منجر به انتقال قدرت از سلسلۀ پوپل‌زایی به سلسله و دودمان بارک‌زایی شد از خود شجاعت و دلیرئ خارق‌العادۀ نشان داده بود، چون نامبرده نخُستین کسی بود که بوسیلۀ زینه بر دیوار قلعۀ شهر قندهار صعود کرد و درنتیجۀ رزمیدنش دروازۀ شهر را بر روی همرزمان خود باز کرد.[۵]

منصب و رُتبۀ ایشیک آقاسی در افغانستان بر وزیر تشریفات و وزیر دربار اطلاق میشد، و چون نامبرده میرداد خان بارک‌زایی به مدت بیست سال در رُتبۀ سردار (جنرال) نُخست وزیر دربار سرداران و برادران قندهاری در قندهار و بعداً نخُستین وزیر دربار امیر دوست‌محمد خان در کابل باقی ماند؛ بنابراین شکل مغفن کلمۀ ترکیبئ (ایشیک آقاسی) در قندهار و کابل به (شاغاسی) تبدیل شده و همۀ خاندان همین سردار میرداد خان بارک‌زایی بنام خاندان (شاغاسی‌خیل) یا (شاغاسیان) مسمی و مشهور شد.[۴] این خاندان در دربار مؤسس سلطنت بارک‌زایی؛ امیر دوست‌محمد خان و فرزندش امیر شیرعلی خان خان الی دوران سلطنت امیر امان‌الله شاه در سلسله و دودمان بارک‌زایی نفوذ کامل داشت،[۴] چون از جملۀ اشخاص نامدار این خاندان، مادر امیر امان‌الله شاه، علیاحضرت سرور سلطان شاغاسی و امیر علی احمد خان شاغاسی و دیگران نیز به همین خاندان (شاغاسی‌خیل) یا (شاغاسیان) تعلق دارند.[۵]

منابع

  1. لغت‌نامه دهخدا، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۲۵
  2. فرهنگ معین، محمد معین، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۲
  3. نصرالله فلسفی (۱۳۹۱زندگانی شاه عباس اوّل، به کوشش فرید مرادی.، تهران: انتشارات نگاه، ص. ۶۱، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۷۲۶-۷
  4. 1 2 3 هوتک، محمد معصوم (۱۳۸۷). کندهاري وروڼه. علامه رشاد خپرندویه ټولنه، کندهار. ص. ۲۱۰.
  5. 1 2 سیستانی، محمد اعظم (۱۴۰۰). سه مقالۀ تحقیقی در بارۀ سه خاندان تاریخئ قندهار. انتشارات امیری، کابل. ص. ۱۵۴.