باربر

«مردانی که با چای قالبی بار زده‌اند و عازم تبت هستند»؛ برگرفته از یادداشت‌های شخصی ارنست هنری ویلسون, ۱۹۰۸
باربر شرپا در حال حمل چوب در هیمالیا، نزدیک کوه اورست
تجهیزات یک باربر معمولاً ساده اما کارآمد است. در این نمونه، بار درون یک سبد بزرگ موسوم به «دوکو» قرار می‌گیرد که به پشت تکیه داده می‌شود. بندی از زیر دوکو عبور کرده و از بالای سر می‌گذرد و بخش عمدهٔ وزن را سر تحمل می‌کند. هر باربر در این منطقه همچنین یک عصای T-شکل به نام «توکما» به همراه دارد تا بخشی از فشار وارد بر پشت را کاهش دهد.

باربر که حمال نیز نامیده می‌شود، فردی است که اشیا یا محموله‌ها را برای دیگران حمل می‌کند.[۱] دامنهٔ خدمات باربران بسیار گسترده است؛ از جابه‌جایی چمدان‌ها در قطار گرفته تا حمل بارهای بسیار سنگین در ارتفاعات و شرایط نامساعد جوی در جریان مأموریت‌های چندماههٔ کوه‌نوردی. باربران می‌توانند بار را بر پشت خود (کوله‌پشتی) یا بر سر حمل کنند. واژهٔ «پورتر» که معادل باربر است، از واژهٔ لاتینی portare به‌معنای «حمل کردن» گرفته شده است.[۲]

به‌کارگیری انسان برای جابه‌جایی بار به دوران باستان بازمی‌گردد؛ زمانی پیش از اهلی‌سازی جانوران و اختراع چرخ. این شیوه در طول تاریخ به‌ویژه در مناطقی که برده‌داری مجاز بود رواج داشت و امروزه نیز در جاهایی وجود دارد که شیوه‌های نوینِ حمل‌ونقل مکانیکی عملی یا ممکن نیست؛ مانند نواحی کوهستانی یا جنگل‌ها و پوشش‌های انبوه گیاهی.

با گذر زمان، برده‌داری کاهش یافت و فناوری پیشرفت کرد، اما نقش باربر در خدمات تخصصیِ حمل‌ونقل همچنان در سدهٔ بیست‌ویکم پررنگ است. از جملهٔ این موارد می‌توان به پیشخدمت‌های حمل بار در هتل‌ها، باربران ایستگاه‌های راه‌آهن، باربران فرودگاه‌ها و حاملان بار در سفرهای ماجراجویانه که توسط گردشگران خارجی به‌کار گرفته می‌شوند، اشاره کرد.

سفرهای کاری

باربران که در هیمالیا اغلب «شرپا» نامیده می‌شوند (به‌سبب آن‌که بیشتر باربران این منطقه از قوم شرپا هستند)، بخش جدایی‌ناپذیر کوه‌نوردی به‌شمار می‌آیند. آنان معمولاً متخصصانی بسیار ماهرند که در لجستیکِ صعودهای کوهستانی تخصص دارند و صرفاً افرادی نیستند که برای حمل بار دستمزد دریافت کنند (هرچند حمل بار جزء لاینفک این حرفه است). در بسیاری موارد، باربران یا شرپاها برای شرکت‌هایی کار می‌کنند که آن‌ها را در اختیار گروه‌های صعود قرار می‌دهند تا هم‌زمان نقش باربر و راهنمای کوه را ایفا کنند؛ ازاین‌رو، اصطلاح «راهنما» گاه به‌جای «شرپا» یا «باربر» به‌کار می‌رود، هرچند میان این نقش‌ها تفاوت‌هایی وجود دارد.

از باربران انتظار می‌رود پیش از آغاز صعود اصلی و/یا هم‌زمان با آن، مسیر را آماده کنند. این کار معمولاً با صعودهای مقدماتی انجام می‌شود که طی آن چادرها، غذا، آب و تجهیزات (هم برای خودشان و هم برای گروه اصلی) به نقاط مشخص و از پیش‌محاسبه‌شده‌ای در کوه منتقل و انبار می‌شود. این مرحلهٔ آماده‌سازی ممکن است ماه‌ها پیش از آغاز مأموریت اصلی به‌طول انجامد و مستلزم رفت‌وآمدهای مکرر به بالا و پایین کوه است، تا جایی که آخرین و کوچک‌ترین انبار تدارکاتی اندکی پایین‌تر از قله ایجاد می‌شود.

پس از آماده‌سازی مسیر— چه به‌طور کامل و چه مرحله‌به‌مرحله پیشاپیش گروه— بدنهٔ اصلی مأموریت صعود خود را آغاز می‌کند. مرحلهٔ نهایی اغلب بدون حضور باربران انجام می‌شود؛ آن‌ها در آخرین اردوگاه، حدود یک‌چهارم مایل یا پایین‌تر از قله، باقی می‌مانند و در نتیجه تنها گروه اصلی اعتبار فتح قله را به‌دست می‌آورد. در بسیاری موارد، از آن‌جا که باربران جلوتر حرکت می‌کنند، ناچار به صعود آزاد هستند و با کوبیدن میخ‌ها و ایجاد طناب‌های ایمنی، مسیر را برای استفادهٔ گروه اصلی آماده می‌کنند.

باربران (برای نمونه شرپاها) اغلب از اقوام بومی همان نواحی‌اند که با زندگی در هوای رقیقِ ارتفاعات سازگار شده و به زیست کوهستانی خو گرفته‌اند. با وجود آن‌که معمولاً افتخار چندانی نصیبشان نمی‌شود، باربران یا شرپاها اغلب در زمرهٔ ماهرترین کوه‌نوردان به‌شمار می‌آیند و عموماً با احترام با آنان برخورد می‌شود؛ زیرا موفقیت کل مأموریت تنها به‌واسطهٔ تلاش آن‌ها ممکن است. همچنین در مواقع خطر یا بروز آسیب‌دیدگی، غالباً از آنان برای اجرای عملیات نجات استفاده می‌شود. در صورت موفقیت‌آمیز بودن عملیات نجات، معمولاً چند باربر مأمور انتقال کوه‌نورد یا کوه‌نوردان مجروح به پایین کوه می‌شوند تا مأموریت بتواند ادامه یابد.

از رویدادهای شناخته‌شده‌ای که در آن باربران برای نجات شمار زیادی از کوه‌نوردان گرفتار تلاش کردند و خود نیز تلفات سنگینی دادند، می‌توان به فاجعه ۲۰۰۸ کی۲ اشاره کرد. همچنین در بهمن یخی کوه اورست در سال ۲۰۱۴[الف]، شانزده شرپا جان خود را از دست دادند.[۳] این رویداد باعث شد جامعهٔ راهنمایان شرپا از ادامهٔ هرگونه صعود تا پایان آن سال خودداری کنند و عملاً انجام ماموریت‌های بعدی را ناممکن سازند.

تاریخچه

باربرانِ حامل تدارکات برای حفاری‌های دایناسوریِ تِنداگورو، نزدیک لیندی در تانزانیا، میان سال‌های ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۲

سازگاری‌پذیری و انعطاف‌پذیری انسان به استفادهٔ زودهنگام از نیروی انسانی برای حمل‌ونقل ابزار و تجهیزات انجامید. در جهان باستان، زمانی که نیروی کار عموماً ارزان و برده‌داری فراگیر بود، باربران به‌طور گسترده همچون حیوان بارکش به‌کار گرفته می‌شدند. برای نمونه، سومریان باستان زنان را به بردگی می‌گرفتند تا پشم و کتان را جابه‌جا کنند.

در قارهٔ آمریکا در دوره‌های نخستین— جایی که جانوران بارکش بومی اندکی وجود داشت— تمام کالاها به‌دست باربرانی حمل می‌شد که در زبان ناهوآتْلِ آمریکای میانه «تلامِمه‌ها»[ب] نامیده می‌شدند. در دوران استعمار، در برخی نواحی آند از باربرانی موسوم به سیلرو[پ] استفاده می‌شد که افراد— به‌ویژه اروپاییان— و نیز بار و بنهٔ آنان را از گذرگاه‌های دشوار کوهستانی عبور می‌دادند. در سراسر جهان، باربران چنین خدماتی ارائه می‌کردند و در برخی مناطق هنوز هم به‌عنوان حاملان کجاوه، به‌ویژه در شهرهای پرجمعیت، فعال‌اند.

بسیاری از شاهکارهای بزرگ مهندسی در روزگاری پدید آمد که هنوز ماشین‌آلات— و حتی فرغون و گاری— در دسترس نبود؛ در آن زمان، نیروی صرفِ عضلانی کافی بود. انبوهی از کارگران و حاملان، با حمل دستیِ خاک، سنگ یا آجر در سبدهایی بر پشت، خاک‌برداری‌ها و سازه‌های چشمگیر را به انجام می‌رساندند.

در سدهٔ نوزدهم، باربران نقشی بسیار مهم در اقتصاد محلیِ بسیاری از شهرهای بزرگ برزیل داشتند و به «گانهادورها» [ت] شناخته می‌شدند. در سال ۱۸۵۷، «گانهادورها» در سالوادور، باهیا در نخستین اعتصاب عمومی تاریخ این کشور دست به اعتصاب زدند[ث].[۴]

در دوران استعمار، باربران برای اقتصاد صادراتی نقشی حیاتی داشتند و کالاها— از جمله اشیای فرهنگی— را، اغلب به اجبار، جابه‌جا می‌کردند. شرایط سخت، مراقبت‌های پزشکیِ ناکافی و کار اجباری به مرگ‌ومیر بالا و شیوع بیماری انجامید. در جاهایی مانند کامرون، این خدماتِ باربری به‌وسیلهٔ مقامات استعماری سازمان‌دهی می‌شد و شباهت زیادی به برده‌داری داشت؛ همراه با رفتارهای خشن و بهره‌کشی گسترده.[۵]

مشارکت در ماموریت‌های کوه‌نوردی

نقش و سهم باربران در ماموریت‌های کوه‌نوردی اغلب نادیده گرفته می‌شود. امیر مهدی[ج] کوه‌نورد و باربر پاکستانی بود که به‌سبب عضویت در تیمی که نخستین صعود موفق به نانگا پاربات را در سال ۱۹۵۳ انجام داد، و نیز مشارکت در سفر اکتشافی ایتالیایی [چ]، شناخته می‌شود. او به‌همراه کوه‌نورد ایتالیایی والتر بوناتی همچنین به‌دلیل زنده‌ماندن پس از شبی در مرتفع‌ترین بیواکِ روباز[ح] تاریخ— در ارتفاع ۸٬۱۰۰ متر (۲۶٬۶۰۰ فوت)— بر روی قلهٔ کی۲ در سال ۱۹۵۴ شهرت دارد.[۶]

فضل‌علی، که در درهٔ شِمشال در شمال پاکستان زاده شد، بنا بر کتاب رکوردهای جهانی گینس تنها فردی است که تاکنون سه بار— در سال‌های ۲۰۱۴، ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸— قلهٔ کی۲ (با ارتفاع ۸۶۱۱ متر) را فتح کرده است؛ آن هم هر سه بار بدون استفاده از اکسیژن. با این حال، دستاوردهای او تا حد زیادی ناشناخته باقی مانده‌اند.[۷]

امروز

باربران همچنان در بسیاری از کشورهای جهان سوم— جایی که حمل‌ونقل موتوری عملی یا در دسترس نیست— برای جابه‌جایی بار به‌کار گرفته می‌شوند و اغلب در کنار جانوران بارکش فعالیت می‌کنند.

مردم شرپا در نپال به‌قدری به‌عنوان باربران کوه‌نوردی شناخته‌شده‌اند که نام قومی آنان عملاً مترادف این حرفه شده است. مهارت، شناخت دقیق کوهستان و فرهنگ محلی، و توانایی عملکرد در ارتفاعات، شرپاها را برای دشوارترین ماموریت‌های هیمالیا به عناصری غیرقابل جایگزین تبدیل کرده است.

باربران در ایستگاه‌های راه‌آهن هند «کولی» نامیده می‌شوند.

باربران کوهستانی همچنین هنوز در شمار اندکی از کشورهای توسعه‌یافته‌تر نیز به‌کار گرفته می‌شوند؛ از جمله در اسلواکی (horský nosič) و ژاپن (bokka، 歩荷). این افراد— که عمدتاً مرد و به‌ندرت زن هستند—به‌طور منظم کلبه‌های کوهستانی و اقامتگاه‌های گردشگری را در رشته‌کوه‌های مرتفع تأمین تدارکات می‌کنند.[۸][۹][۱۰][۱۱]

در آمریکای شمالی

در آمریکای شمالی برای گونه‌های مختلف باربران، اصطلاحات شغلیِ خاصی به‌کار می‌رود؛ از جمله Bellhop (باربر هتل)، «ردکپ» (باربر ایستگاه راه‌آهن) و Skycap (باربر فرودگاه).

رسمِ استفاده از کلاه‌های قرمز توسط باربران ایستگاه‌های راه‌آهن— برای تمایز از کارکنان قطار که کلاه‌های آبی بر سر داشتند— در روز کارگرِ سال ۱۸۹۰ توسط یک باربر آفریقایی‌تبار آغاز شد تا در ازدحام جمعیتِ ترمینال گرند سنترال نیویورک به‌چشم آید.[۱۲] این شیوه به‌سرعت رواج یافت و به‌تدریج توسط دیگر انواع باربران، متناسب با حوزهٔ کاری‌شان، اقتباس شد.[۱۳]

باربری/حمالی در ایران

تصویر تخیلی از حمال سنتی با پالان در بازارهای ایران.

در بازارهای سنتیِ ایران، «حمال/باربر» از مشاغل خدماتیِ رایج برای جابه‌جایی کالا میان گذرها، حجره‌ها، سراها و انبارها بوده است؛ به‌ویژه در فضاهای متراکم و پیاده‌محور که ورود وسایل نقلیه دشوار یا ناممکن است. این کارکرد با نقش کلیِ بازار به‌عنوان کانونِ دادوستد و شبکهٔ صنفیِ شهرهای ایرانی سازگار بوده است.[۱۴][۱۵]

واژهٔ «حمال» در فارسی به کسی گفته می‌شود که بار حمل می‌کند و در فرهنگ‌های معتبر با «باربر/بارکش» هم‌معنا دانسته شده است.[۱۶]

در دورهٔ معاصر نیز گزارش‌های میدانی از بازار تهران نشان می‌دهد که گونه‌هایی از باربری (از جمله «چرخی‌ها» و «کوله‌دارها») همچنان در اقتصادِ روزمرهٔ بازار نقش دارند و بخشی از نیروی کارِ خدماتیِ این فضا را تشکیل می‌دهند.[۱۷]

کول‌بری

در ایرانِ معاصر، «کول‌بری» به‌عنوان گونه‌ای از حمل بار در نواحی مرزی (به‌ویژه در غرب کشور) شهرت یافته است؛ در این شیوه، افراد کالاها را از مسیرهای سخت‌گذر— اغلب کوهستانی— بر دوش خود جابه‌جا می‌کنند.[۱۸][خ]

پژوهش‌های دانشگاهیِ کیفی نشان داده‌اند که کول‌بری برای بسیاری از کولبران، پدیده‌ای فراتر از «یک شغلِ ساده» است و با وضعیت‌های ساختاری مانند فقر، کمبود فرصت‌های شغلی و ناامنیِ معیشتی در مناطق مرزی پیوند می‌خورد.[۱۸][۱۹][۲۰]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. w:en:2014 Mount Everest ice avalanche
  2. w:en:Tlamemeh
  3. w:en:Sillero
  4. ganhadores
  5. w:en:Revolution of the Ganhadores
  6. w:en:Amir Mehdi
  7. w:en:1954 Italian expedition to K2
  8. بیواکِ روباز (open bivouac) به شب‌مانی اضطراری یا برنامه‌ریزی‌شده در فضای بازِ کوهستان بدون چادر یا سرپناه کامل گفته می‌شود؛ یعنی کوه‌نورد شب را تنها با تجهیزات حداقلی (مانند کیسه‌خواب یا پوشش ساده) و در معرض مستقیم باد، سرما و شرایط جوی سپری می‌کند.
  9. کول‌بری از نظر شکلِ حمل بار به حمالی شباهت دارد، اما به‌طور مشخص به «حمل بارِ مرزی» و زمینه‌های اقتصادی-اجتماعیِ مناطق مرزی اشاره می‌کند.

منابع

  1. "تعریف «حمال» در واژه‌یاب". واژه‌یاب. Retrieved 2026-01-01.
  2. The Concise Dictionary of English Etymology, p. 363
  3. "Avalanche kills 16 Sherpas on Mt. Everest | April 18, 2014". HISTORY (به انگلیسی). 11 June 2014. Retrieved 2025-03-17.
  4. Reis, João José (May 1997). Translated by H. Sabrina Gledhill. "'The Revolution of the Ganhadores': Urban Labour, Ethnicity and the African Strike of 1857 in Bahia, Brazil". Journal of Latin American Studies. Cambridge University Press. 29 (2): 355–393. doi:10.1017/S0022216X9700477X. JSTOR 158398. S2CID 55955013.
  5. Sebastian-Manès Sprute, Les " calamités des porteurs ". Privation de biens culturels et destruction de la force de travail. In: Collective (ed.), Atlas de l'absence. Le patrimoine culturel du Cameroun en Allemagne, Berlin 2023, (english working translation online) Berlin 2023, p. 101-117.
  6. "Bonatti e il K2, la vera storia". nationalgeographic.it. Retrieved 24 April 2017.
  7. "Foreign climbers claim the glory, but Pakistani porters remain the unsung masters of the mountains". The Straits Times. 2018-11-04. Retrieved 2020-03-12.
  8. Slovak mountain porters are a dying breed. The Slovak Spectator. Spectator.sme.sk. 30 June 2008.
  9. Article with news on Slovak mountain porters. The Slovak Spectator. Spectator.sme.sk. 30 June 2008.
  10. Sloboda pod nákladom. Trailer for a documentary on the Slovak mountain porter tradition, by Pavol Barabáš and K2 Studio. K2 Studio official Vimeo account.
  11. Japanese mountain chalet porter Masato Hagiwara in action. YouTube.com. 28 September 2018.
  12. Drake, St. Clair; Cayton, Horace R. (1970). Black Metropolis. University of Chicago Press. p. 237. ISBN 978-0-226-16234-8.
  13. Railway Progress. 1950. Retrieved 24 March 2013.
  14. "BAZAR iii. Socioeconomic and Political Role". Encyclopaedia Iranica.
  15. "BAZAR i. General". Encyclopaedia Iranica.
  16. "معنی حمال". واژه‌یاب. Retrieved 2026-01-01.
  17. "«من حمال هستم!»/ گزارشی از وضعیت چرخی‌ها و کوله‌داران بازار تهران". شفقنا (زندگی).
  18. 1 2 "درک و فهم پدیدۀ کولبری در شهرستان بانه". پژوهش‌های اجتماعی (دانشگاه اصفهان). 2021.
  19. "کولبری، برآیندِ سیاست‌های معطوف به توسعه‌نیافتگی (مطالعۀ کیفی کولبران شهر پاوه)". دانشگاه کردستان. 2021.
  20. "کولبری و دلالت‌های هویتی آن: تحلیل مضمون روایت کولبران بانه". دانشکده علوم اجتماعی (دانشگاه اصفهان). 2023.