بازارزیابی تمام ارزش‌ها

بازارزیابیِ تمامِ ارزش‌ها (آلمانی: Umwertung aller Werte) یا تراارزش‌گذاری همۀ ارزش‌ها (به انگلیسی: Transvaluation of all values) اصطلاحی است که فریدریش نیچه برای نامیدنِ پروژه‌ای فلسفی به کار برد که هدف آن نقد و دگرگون‌کردنِ ارزش‌های مسلط، به‌ویژه ارزش‌های اخلاق دینی بود. این مفهوم با نقد نیچه از اخلاق، مسئلهٔ نیهیلیسم، تبارشناسی اخلاق و کوشش برای یافتنِ شیوه‌ای تازه برای ارزش‌گذاری پیوند دارد. پژوهشگران آن را یکی از مهم‌ترین پروژه‌های فلسفهٔ متأخر نیچه دانسته‌اند.[۱]

مفهوم

واژهٔ آلمانی Umwertung از umwerten به معنای «ارزش‌گذاریِ دوباره» می‌آید. ازاین‌رو، «بازارزیابی» تنها به معنای بررسیِ دوبارهٔ ارزش‌های موجود نیست، بلکه در کاربرد نیچه متضمنِ به پرسش‌کشیدن و دگرگون‌کردنِ معیارهایی است که بر اساس آنها چیزی را خوب، بد، ارزشمند یا بی‌ارزش می‌دانیم.

نیچه در تبارشناسی اخلاق صریحاً می‌پرسد که «ارزشِ خودِ این ارزش‌ها» چیست و می‌کوشد نشان دهد که ارزش‌های اخلاقی دارای تاریخ و منشأ معینی هستند و نمی‌توان آنها را صرفاً حقایقی بدیهی و فراتاریخی دانست.[۲] از این منظر، مسئلهٔ بازارزیابی فقط این نیست که کدام ارزش‌ها باید حفظ یا کنار گذاشته شوند؛ بلکه باید خودِ فرایند و معیارِ ارزش‌گذاری نیز بررسی شود.

نیچه در فراسوی نیک و بد ارزش‌گذاری‌های اخلاقیِ رایج و دوگانه‌های ارزشیِ مورد قبول متافیزیک‌دانان را به چالش می‌کشد. او احتمال می‌دهد که ارزش‌هایی مانند حقیقت، صداقت و ازخودگذشتگی نه لزوماً ارزش‌هایی بنیادی و مطلق، بلکه چشم‌اندازهایی خاص باشند و حتی ممکن است ارزش‌هایی که معمولاً در برابر آنها قرار می‌گیرند، مانند خودنمایی، فریب، تلاش در راستای منفعت شخصی و میلِ خود، برای زندگی ارزش بیشتری داشته باشند.[۳] او در همین زمینه از ظهور «گونه‌ای جدید از فیلسوفان» سخن می‌گوید که دارای ذوق و گرایشی متفاوت از فیلسوفان پیشین خواهند بود.[۴]

نقد اخلاق و تبارشناسی ارزش‌ها

بازارزیابی با نقد نیچه از اخلاق مسیحی ارتباط مستقیم دارد. نیچه در تبارشناسی اخلاق پیدایش و دگرگونی ارزش‌های اخلاقی را بررسی می‌کند و میان «اخلاق سروران» و «اخلاق بردگان» تمایز می‌گذارد. در تحلیل او، اخلاق بردگان در واکنش به ارزش‌گذاریِ اشرافی شکل گرفت و در آن، آنچه پیش‌تر نشانهٔ قدرت و برتری تلقی می‌شد، به‌عنوان «شر» و ویژگی‌های فرودستان و ناتوانان به‌عنوان «خوب» ارزش‌گذاری شد.[۵]

نیچه این تحول را نمونه‌ای از «بازارزیابی» می‌داند. او در بند هفتم رسالهٔ نخست تبارشناسی اخلاق می‌نویسد که یهودیان، که آنها را «قوم کاهنان» می‌نامد، با «بازارزیابیِ رادیکالِ ارزش‌های» دشمنان و فرمانروایان خود به این دگرگونی دست یافتند.[۶] در فراسوی نیک و بد نیز مسیحیت را ادامه‌دهندهٔ این دگرگونیِ ارزش‌ها می‌داند و از «بازارزیابیِ تمامِ ارزش‌های باستانی» سخن می‌گوید.[۷]

این تحلیل را نباید به این معنا فهمید که نیچه صرفاً خواهان جایگزین‌کردن «اخلاق مسیحی» با مجموعه‌ای ثابت از ارزش‌های مخالف آن بود. مسئلهٔ اصلی، بررسیِ منشأ، کارکرد و پیامدهای شیوه‌های مختلف ارزش‌گذاری است. پژوهش‌های معاصر نیز بر این نکته تأکید کرده‌اند که نیچه هم‌زمان با نقد ارزش‌های اخلاقی، به روان‌شناسی و جامعه‌شناسیِ ارزش‌گذاری و به چگونگی شکل‌گیری معیارهای ارزشی علاقه‌مند بود.[۸]

بازارزیابی و نیهیلیسم

بازارزیابی با مسئلهٔ نیهیلیسم نیز پیوند دارد. نیچه نیهیلیسم را در یکی از صورت‌بندی‌های خود وضعیتی می‌داند که در آن «والاترین ارزش‌ها بی‌ارزش می‌شوند».[۹]

در یادداشت‌های نیچه، پروژهٔ «بازارزیابیِ تمام ارزش‌ها» به‌عنوان حرکتی در برابر نیهیلیسم ترسیم شده است. در یکی از طرح‌های مربوط به اثرِ برنامه‌ریزی‌شدهٔ او، نخستین بخش قرار بود «نیهیلیسم اروپایی» و بخش دوم «نقدِ والاترین ارزش‌های پیشین» باشد و سپس «اصلِ ارزش‌گذاریِ تازه» مطرح شود.[۱۰] در پیشگفتار همین مجموعه نیز «بازارزیابیِ تمام ارزش‌ها» به‌عنوان حرکتی در برابر نیهیلیسم معرفی شده که از نظر منطقی و روان‌شناختی نیهیلیسم را پیش‌فرض می‌گیرد و قرار است از آن فراتر رود.[۱۱]

بازارزیابی و ارادهٔ معطوف به قدرت

ارادهٔ معطوف به قدرت با مسئلهٔ ارزش‌گذاری در فلسفهٔ نیچه ارتباط نزدیکی دارد. نیچه ارزش‌ها را اموری مستقل از زندگی و نیروهای انسانی نمی‌داند؛ ارزش‌گذاری‌ها از چشم‌اندازها، تمایلات و شیوه‌های خاصِ زیستن سرچشمه می‌گیرند. از این منظر، پرسش از ارزش یک ارزش، مستلزم پرسش از نوع زندگی و نیروهایی است که آن ارزش را پدید می‌آورند و تقویت می‌کنند.[۱۲]

بااین‌حال، اینکه ارادهٔ معطوف به قدرت را باید یک اصل متافیزیکیِ جهان‌شمول دانست یا مفهومی برای تبیینِ ساختار نیروها و رفتار موجودات، محل اختلاف میان مفسران نیچه است؛ بنابراین، نسبت‌دادنِ سادهٔ این ادعا که «ارادهٔ معطوف به قدرت در بنیاد همهٔ چیزها قرار دارد» به فلسفهٔ نهایی نیچه نیازمند احتیاط است.

ابرانسان و آفرینش ارزش

بازارزیابی با ایدهٔ ابرانسان و مسئلهٔ آفرینش ارزش‌های تازه نیز پیوند دارد. نیچه در چنین گفت زرتشت انسان را چیزی می‌داند که باید از خود فراتر رود و در گفتار «سه دگردیسی» گذار از شتر به شیر و سپس کودک را به‌عنوان دگرگونیِ روح توصیف می‌کند. شیر نماد تواناییِ «نه گفتن» به ارزش‌ها و فرمان‌های موروثی است و کودک نماد مرحله‌ای است که در آن امکانِ آفرینش و ارزش‌گذاریِ تازه پدید می‌آید.[۱۳]

بااین‌حال، «بازارزیابی» را نباید صرفاً با «آفرینش ارزش‌های جدید» یکی دانست. نیچه در آثار مختلف خود هم از نقد و واژگون‌کردنِ ارزش‌های موجود سخن می‌گوید و هم از آفرینش و وضع ارزش‌ها؛ بنابراین، این دو مفهوم هم‌پوشانی دارند، اما یکسان نیستند.[۸]

«بازارزیابیِ تمام ارزش‌ها» به‌عنوان پروژهٔ اصلی نیچه

عبارت «بازارزیابیِ تمام ارزش‌ها» در اواخر دههٔ ۱۸۸۰ به نام پروژه‌ای برای اثر اصلیِ برنامه‌ریزی‌شدهٔ نیچه تبدیل شد. او در مقطعی عنوان ارادهٔ معطوف به قدرت را با زیرعنوان «کوششی برای بازارزیابیِ تمام ارزش‌ها» برای این پروژه در نظر گرفت.[۱۴]

اما این پروژه هرگز به شکل کتاب چهارجلدیِ برنامه‌ریزی‌شده تکمیل نشد. نیچه در سال ۱۸۸۸ طرح‌های مختلفی برای آن در نظر گرفت و سرانجام به‌جای ادامه با عنوان «ارادهٔ معطوف به قدرت»، کار خود را در قالب پروژهٔ «بازارزیابیِ تمام ارزش‌ها» دنبال کرد. دجال در این مرحله قرار بود نخستین کتاب این پروژه باشد.[۱۵]

نیچه در اینک انسان نیز «بازارزیابیِ تمام ارزش‌ها» را «فرمولِ» خود برای «کنشی از عالی‌ترین خودآگاهیِ بشریت» معرفی می‌کند.[۱۶] او در همان اثر، تبارشناسی اخلاق را یکی از «پیش‌کارهای» روان‌شناختیِ لازم برای بازارزیابی معرفی می‌کند و آن را مقدمه‌ای برای نقد بنیادهای اخلاق می‌داند.[۱۷]

در آثار دیگر نیچه

چنین گفت زرتشت

اگرچه عبارت دقیقِ «بازارزیابیِ تمام ارزش‌ها» در چنین گفت زرتشت به‌عنوان اصطلاحی مستقل محور کتاب نیست، مضمون آن در بخش‌هایی از اثر حضور دارد. در گفتار «دربارهٔ سه دگردیسی»، جان[الف] ابتدا به شتر، سپس شیر و در نهایت کودک تبدیل می‌شود. شیر برای «نه گفتن» به ارزش‌ها و فرمان‌های موجود و کودک برای «آری‌گویی مقدس» و آفرینش و بازیِ ارزش‌گذاری.[۱۳]

در بخش سوم کتاب، نیچه رهایی از گذشته و دگرگون‌کردنِ نسبت خود با «آنچه بود» را با مفهوم رستگاری پیوند می‌دهد: «آنچه بود» باید چنان دگرگون شود که اراده بتواند نسبت خود با آن را بپذیرد.[۱۸]

تبارشناسی اخلاق

تبارشناسی اخلاق یکی از مهم‌ترین آثار برای فهم زمینهٔ بازارزیابی است. نیچه در این اثر منشأ ارزش‌های اخلاقی را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که ارزش‌گذاری‌های اخلاقی در طول تاریخ دگرگون شده‌اند. رسالهٔ نخست به پیدایش «اخلاق بردگان» و نقش کینه‌توزی در آن می‌پردازد؛ رسالهٔ دوم به پیدایش «گناه» و «بدوجدانی»؛ و رسالهٔ سوم به معنا و منشأ قدرت «آرمان زُهد»[ب] می‌پردازد.[۱۹]

نیچه در اینک انسان این سه رساله را «پیش‌درآمدِ تعیین‌کنندهٔ یک روان‌شناس برای بازارزیابیِ تمام ارزش‌ها» می‌خواند.[۱۷]

دجال

در دجال، نقد مسیحیت به یکی از صریح‌ترین صورت‌های پروژهٔ بازارزیابی تبدیل می‌شود. نیچه در بند ۱۳ می‌نویسد که «ما، جان‌های آزاد، خود از پیش یک بازارزیابِ تمام ارزش‌ها هستیم» و این وضعیت را اعلام جنگ و پیروزی علیه مفاهیم قدیمیِ «درست» و «نادرست» می‌داند.[۲۰]

در بند ۶۱ نیز مسیحیت را به‌عنوان نیرویی در برابر ارزش‌های اشرافی و رنسانس توصیف می‌کند و از «بازارزیابیِ ارزش‌های مسیحی» سخن می‌گوید.[۲۱]

غروب بت‌ها

نیچه در غروب بت‌ها نیز این اصطلاح را به کار می‌گیرد. در پیشگفتار این اثر، «بازارزیابیِ تمام ارزش‌ها» را مسئله‌ای عظیم و دشوار معرفی می‌کند[۲۲] و در بخش «بهبودبخشانِ بشر» نیز مسیحیت را نمونه‌ای از بازارزیابیِ ارزش‌های پیشین معرفی می‌کند.[۲۳]

اینک انسان

نیچه در اینک انسان به‌صراحت بازارزیابی را با پروژهٔ فکری خود پیوند می‌دهد. او آن را «فرمول» خود برای «کنشی از عالی‌ترین خودآگاهیِ بشریت» می‌نامد و در بخش‌های مختلف کتاب، آثار پیشین خود را از منظر این پروژه بازخوانی می‌کند.[۱۶]

پروژهٔ «ارادهٔ معطوف به قدرت»

نباید «بازارزیابیِ تمام ارزش‌ها» را با کتابِ پسامرگِ ارادهٔ معطوف به قدرت یکی دانست. نیچه در دههٔ ۱۸۸۰ بارها برای اثر اصلیِ خود طرح‌هایی با عنوان «ارادهٔ معطوف به قدرت: تلاشی برای بازارزیابی تمام ارزش‌ها» تهیه کرد، اما این اثر را به شکل نهایی منتشر نکرد. مجموعه‌ای که بعدها از یادداشت‌های برجای‌ماندهٔ نیچه گردآوری و تنها با عنوان «ارادهٔ معطوف به قدرت» منتشر شد و شکل و ترتیب آن را نمی‌توان مستقیماً به‌عنوان کتاب نهاییِ تألیف‌شدهٔ نیچه تلقی کرد.[۱۵]

به نظر می‌رسد که فهم مفهوم بازارزیابیِ تمامِ ارزش‌ها از آثار منتشرشدهٔ نیچه مانند فراسوی نیک و بد، تبارشناسی اخلاق، دجال، غروب بت‌ها و اینک انسان اهمیت بنیادی‌تری از مجموعهٔ پسامرگِ ارادهٔ معطوف به قدرت دارد.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ Geist در زبان آلمانی به معنای «خرد»، «عقل»، «ذهن»، «روان» و «روح» است. داریوش آشوری آن را به «جان» ترجمه کرده است.
  2. ↑ به آلمانی: das asketische Ideal

منابع

  1. ↑ Brobjer, Thomas H. (2024). Nietzsche's Revaluation of All Values. Cambridge University Press.
  2. ↑ Friedrich Nietzsche, Zur Genealogie der Moral, Vorrede, 6.
  3. ↑ Friedrich Nietzsche, Jenseits von Gut und Böse, §2.
  4. ↑ Friedrich Nietzsche, Jenseits von Gut und Böse, §2.
  5. ↑ Friedrich Nietzsche, Zur Genealogie der Moral, Erste Abhandlung, §§7–10.
  6. ↑ Friedrich Nietzsche, Zur Genealogie der Moral, Erste Abhandlung, §7.
  7. ↑ Friedrich Nietzsche, Jenseits von Gut und Böse, §46.
  8. 1 2 Huddleston, Andrew (2024). "Nietzsche on values". Philosophy Compass. doi:10.1111/phc3.70006.
  9. ↑ Friedrich Nietzsche, Der Wille zur Macht, Vorrede, 2
  10. ↑ Friedrich Nietzsche, Der Wille zur Macht, Nachbericht
  11. ↑ Friedrich Nietzsche, Der Wille zur Macht, Nachbericht.
  12. ↑ Friedrich Nietzsche, Die fröhliche Wissenschaft, §301؛ Jenseits von Gut und Böse, §§211، 260–261.
  13. 1 2 Friedrich Nietzsche, Also sprach Zarathustra, Erster Teil, "Von den drei Verwandlungen".
  14. ↑ Friedrich Nietzsche, Der Wille zur Macht. Versuch einer Umwerthung aller Werthe، 1884 - 1888.
  15. 1 2 Liebscher, Martin (2012). "The Anti-Christ". In Bishop, Paul (ed.). A Companion to Friedrich Nietzsche. Boydell & Brewer. pp. 339–360.
  16. 1 2 Friedrich Nietzsche, Ecce homo, "Warum ich ein Schicksal bin", §1.
  17. 1 2 Friedrich Nietzsche, Ecce homo, "Genealogie der Moral".
  18. ↑ Friedrich Nietzsche, Also sprach Zarathustra, Dritter Teil, "Von alten und neuen Tafeln", 3.
  19. ↑ Friedrich Nietzsche, Zur Genealogie der Moral, Erste bis Dritte Abhandlung.
  20. ↑ Friedrich Nietzsche, Der Antichrist, §13.
  21. ↑ Friedrich Nietzsche, Der Antichrist, §61.
  22. ↑ Friedrich Nietzsche, Götzen-Dämmerung, Vorwort.
  23. ↑ Friedrich Nietzsche, Götzen-Dämmerung, "Die „Verbesserer“ der Menschheit", §4.

کتاب‌شناسی

  • Nietzsche, Friedrich. Jenseits von Gut und Böse. Vorspiel einer Philosophie der Zukunft.
  • Nietzsche, Friedrich. Zur Genealogie der Moral. Eine Streitschrift.
  • Nietzsche, Friedrich. Also sprach Zarathustra.
  • Nietzsche, Friedrich. Der Antichrist. Fluch auf das Christenthum.
  • Nietzsche, Friedrich. Götzen-Dämmerung oder Wie man mit dem Hammer philosophirt.
  • Nietzsche, Friedrich. Ecce homo. Wie man wird, was man ist.
  • Brobjer, Thomas H. Nietzsche's Revaluation of All Values. Cambridge University Press, 2024.
  • Sommer, Andreas Urs. "Umwerthung aller Werthe". In: Henning Ottmann (Hrsg.), Nietzsche-Handbuch. Leben – Werk – Wirkung. Metzler, 2011, S. 545–546.
  • Huddleston, Andrew. "Nietzsche on values". Philosophy Compass, 2024. DOI: 10.1111/phc3.70006.
  • Liebscher, Martin. "The Anti-Christ". In: Paul Bishop (Hrsg.), A Companion to Friedrich Nietzsche. Boydell & Brewer, 2012, S. 339–360.

پیوند به بیرون

Georges Goedert: Aus Nietzsches „Umwerthung aller Werthe“ Aspekte seiner Kritik des Christentums