باز باران با ترانه
| اثر گلچین گیلانی | |
| تاریخ نگارش | ۱۳۱۹ |
|---|---|
| کشور | ایران |
| زبان | فارسی |
| قالب | شعر نیمایی |
«باران» یا «باز باران با ترانه» از مشهورترین اشعار سید مجدالدین میرفخرایی (گلچین گیلانی) است.[۱] این شعر از آنجا که مدتها در کتابهای درسی دورۀ ابتدایی قرار داشت، در میان ایرانیان شعری شناختهشده است. گلچین گیلانی این شعر را در سال ۱۳۱۹ در لندن سرود و در آن، به مرور خاطرات دوران کودکیاش در جنگلهای گیلان پرداخت.[۲]
متن کامل شعر:
باز باران،
با ترانه،
با گهرهای فراوان
میخورد بر بام خانه.
آب چون آبشار ریزان
میریزد بر سر ایوان
من به پشت شیشه تنها ایستاده
در گذرها، رودها راه اوفتاده.
شاد و خرم یک دو سه گنجشک پر گو،
باز هر دم میپرند، این سو و آن سو
میخورد بر شیشه و در
مشت و سیلی،
آسمان امروز دیگر
نیست نیلی.
یادم آرد روز باران:
گردش یک روز دیرین؛
خوب و شیرین
توی جنگلهای گیلان.
کودکی ده ساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازک
چست و چابک
از پرنده،
از خزنده ، از چرنده،
بود جنگل گرم و زنده.
آسمان آبی، چو دریا
یک دو ابر، اینجا و آنجا
چون دل من،
روز روشن.
بوی جنگل،
تازه و تر
همچو می مستی دهنده.
بر درختان میزدی پر،
هر کجا زیبا پرنده.
برکهها آرام و آبی؛
برگ و گل هر جا نمایان،
چتر نیلوفر درخشان؛
آفتابی.
سنگها از آب جسته،
از خزه پوشیده تن را؛
بس وزغ آنجا نشسته،
دم به دم در شور و غوغا.
رودخانه،
با دو صد زیبا ترانه؛
زیر پاهای درختان
چرخ میزد، چرخ میزد، همچو مستان.
چشمهها چون شیشههای آفتابی،
نرم و خوش در جوش و لرزه؛
توی آنها سنگ ریزه،
سرخ و سبز و زرد و آبی.
با دو پای کودکانه
میدویدم همچو آهو،
میپریدم از سر جو،
دور میگشتم ز خانه.
میکشانیدم به پایین،
شاخههای بید مشکی
دست من میگشت رنگین،
از تمشک سرخ و مشکی.
میشنیدم از پرنده،
داستانهای نهانی،
از لب باد وزنده،
رازهای زندگانی
هر چه میدیدم در آنجا
بود دلکش، بود زیبا؛
شاد بودم
میسرودم:
“روز، ای روز دلارا!
داده ات خورشید رخشان
این چنین رخسار زیبا؛
ورنه بودی زشت و بیجان.
این درختان،
با همه سبزی و خوبی
گو چه میبودند جز پاهای چوبی گر نبودی مهر رخشان؟
روز، ای روز دلارا!
گر دلارایی ست، از خورشید باشد.
ای درخت سبز و زیبا!
هر چه زیبایی ست از خورشید باشد. ”
اندک اندک، رفته رفته، ابرها گشتند چیره.
آسمان گردید تیره،
بسته شد رخسارهٔ خورشید درخشان
ریخت باران، ریخت باران.
جنگل از باد گریزان
چرخها میزد چو دریا
دانهها ی گرد باران
پهن میگشتند هر جا.
برق چون شمشیر بران
پاره میکرد ابرها را
تندر دیوانه غران
مشت میزد ابرها را.
روی برکه مرغ آبی،
از میانه، از کرانه،
با شتابی چرخ میزد بی شماره.
گیسوی سیمین مه را
شانه میزد دست باران
بادها، با فوت خوانا
می نمودندش پریشان.
سبزه در زیر درختان
رفته رفته گشت دریا
توی این دریای جوشان
جنگل وارونه پیدا.
بس دلارا بود جنگل،
به، چه زیبا بود جنگل!
بس فسانه، بس ترانه،
بس ترانه، بس فسانه.
بس گوارا بود باران
به، چه زیبا بود باران!
میشنیدم اندر این گوهر فشانی
رازهای جاودانی، پندهای آسمانی.
“بشنو از من، کودک من
پیش چشم مرد فردا،
زندگانی – خواه تیره ، خواه روشن -
هست زیبا، هست زیبا، هست زیبا...
نقد
حمیدرضا شعیری، عصمت اسماعیلی و ابراهیم کنعانی در مقالهای به تحلیل نشانه-معناشناختی این شعر پرداختهاند و معتقدند این شعر بهعنوان نشانهٔ واسطهای از طریق رابطهٔ حسی-ادراکی و زیباییشناختی، باعث ایجاد فرایندی میشود که «منِ» شخصی شاعر را در گسست با خود قرار میدهد. حاصل این جدایی، فراتر رفتن از مرزهای منِ شخصی و ارتباط با منِ استعلایی و رسیدن به راز جاودانگی و هستی آرمانی است.[۳]
متن درسی
این شعر به ابتکار حسن انوری وارد کتابهای درسی شد. وقتی وزیرِ وقت از درج این شعر در کتابهای درسی مطلع میشود، وحشت میکند و میگوید که «فردا مطبوعات ما را هو میکنند». انوری میگوید «آیا در میان ادبا کسی را قبول دارید؟» و وزیر میگوید که پرویز ناتل خانلری و ذبیحالله صفا را قبول دارد. سپس انوری از او میخواهد که شعر را به این دو نفر نشان دهد و اگر نپسندیدند، شعر را حذف کند. هر دو نفر شعر را تأیید میکنند و این شعر بهعنوان اولین شعر نو به کتابهای درسی راه مییابد.[۴]
اجرا
این شعر در مقاطع مختلف توسط خوانندگان متفاوت، دکلمه یا با آواز خوانده شدهاست. از جمله معروفترین این اجراها، اجرای خسرو شکیبایی در فیلم خواهران غریب است.[۵]
اثرگذاری
شعر «تا خدا» (۱۳۶۴) اثر بیوک ملکی اقتباسی از شعر باز باران است.[۶]
منابع
- ↑ میرفخرایی، مجدالدین (گلچین گیلانی). (۱۳۸۵). باران. چاپ دوم. تهران: سخن. صفحات ۵۲-۶۰.
- ↑ احمدوندی، محسن (۱۴۰۱). «خوانش دُرُست بیتی از گلچین گیلانی». قلم (۲۳): ۶۷-۶۸.
- ↑ شعیری، حمیدرضا؛ اسماعیلی، عصمت؛ کنعانی، ابراهیم (۱۳۹۲). «تحلیل نشانه-معناشناختی شعر «باران»» (PDF). ادبپژوهی (۲۵): ۵۹-۸۹.
- ↑ «اولین کسی بودم که شعر نو را در کتابهای درسی گنجاند». روزنامه ایران (۷۲۰۷). ۲۸ آبان ۱۳۹۸.
- ↑ «گلچین گیلانی: باز باران با ترانه (مجموعه ترانهها)». پرند.
- ↑ علیپور گسکری، بهناز؛ هاشمی، نیره؛ الداغی، آنیتا (۱۴۰۱). «شعر نوجوان از منظر تحلیل گفتمان انتقادی» (PDF). زبانشناخت. ۱۳ (۱): ۲۵۹-۲۸۱.