بیانیه جبهه اصلاحات ایران در ۲۶ مرداد ۱۴۰۴ و چند هفته پس از پایان جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل منتشر شد. این بیانیه خواستار اصلاحات گسترده در ساختار سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران است. در صدر این درخواستها، توقف غنیسازی اورانیوم و محدود کردن نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حوزه نظامی قرار دارد. جبهه اصلاحات هشدار داد که بدون تغییرات اساسی، «کشور را به مسیر فروپاشی تدریجی سوق میدهد».[۱][۲][۳][۴][۵][۶][۷]
پیشینه
در جریان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، ایران متحمل تلفات سنگینی شد: دهها تن از فرماندهان ارتش و سپاه پاسداران کشته شدند، چندین دانشمند هستهای ترور شدند و زیرساختهای برنامه هستهای و موشکی ایران آسیب جدی دید. این شکستها در کنار بحران اقتصادی، کمبود آب و برق و انزوای بینالمللی، جبهه اصلاحات ایران را بر آن داشت تا مسیر جدیدی ترسیم کرده و برای بقای کشور خواستار اصلاحات بنیادین شود.[۱][۶][۲]
محتوای بیانیه
بیانیه جبهه اصلاحات، بر لزوم بازسازی اعتماد عمومی به حاکمیت تأکید کرده و راهکار آن را در اصلاحات گسترده برای ایجاد وحدت ملی، بازگرداندن حاکمیت به مردم، تقویت اقتصاد، مبارزه با فساد و بازسازی جامعه ایران دانسته است.
یازده محور اصلی بیانیه عبارتاند از:
۱. آزادی تمامی زندانیان سیاسی و از جمله، میر حسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد، بهمنظور بازسازی اعتماد ملی و پایان دادن به سرکوبی سیاسی.[۱]
۲. تغییر گفتمان حکومتی و تمرکز بر رفاه و آسایش شهروندان، به جای درگیریهای ایدئولوژیکی و بینالمللی.[۱]
۳. انحلال و ساماندهی شوراها و نهادهای متعدد و غیرپاسخگو که در مدیریت کشور دخالت دارند.[۱]
۴. «بازگشت نیروهای نظامی به پادگانها و خروج آنان از حوزه سیاست، اقتصاد و فرهنگ»، به معنای محدود شدن کامل نقش سپاه پاسداران در امور نظامی.[۱][۶]
۵. بازنگری در رویکردها و سیاست امنیت داخلی و حفظ توان دفاع بازدارنده، در کنار کاهش نگاه امنیتی به جامعه و حذف نگاه گزینشی خودی و غیرخودی.[۱]
۶. اصلاح سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی، لغو سانسور و گسترش آزادی بیان.[۱]
۷. اصلاحات قانون اساسی در زمینه حقوق زنان، با هدف حذف تبعیض ساختاری علیه آنان و پایان خشونت نظام با آنان.[۱]
۸. خارج کردن اقتصاد کشور از دخالتهایهای بیجای حکومتی و ایجاد فرصتهای برابر اقتصادی برای همه مردم و فراهم کردن بستر مناسب، برای سرمایهگذاران داخلی و خارجی.[۱]
۹. اصلاح سیاست خارجی ایران و تلاش برای آشتی و همبستگی میان ایرانیان داخل و خارج کشور.[۱]
۱۰. توقف غنیسازی اورانیوم و پذیرش نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر برنامه هستهای، در برابر رفع تحریمهای بینالمللی و آغاز مذاکره با ایالات متحده برای عادیسازی روابط و بازسازی کشور.[۱][۵][۴]
۱۱. همکاری منطقهای برای تقویت صلح و از جمله، همکاری با عربستان سعودی و حمایت از تشکیل کشور فلسطین.[۱]
واکنشها
انتشار این بیانیه، بازتاب گستردهای در داخل و خارج از ایران داشت:
جریانهای محافظهکار، این ابتکار را «تسلیم در برابر دشمنان» دانسته و مدعی شدند که یک چنین پیشنهادهایی، اصول انقلاب اسلامی را تضعیف میکند.[۴][۳]
سخنگوی دولت اعلام کرد که «جایگاه دولت جایگاه دیگری است و طبیعتاً هر جبهه یا حزبی که اظهارنظر میکند، نشانهای از زنده بودن جامعه است».[۸]
فعالان اصلاحطلب تأکید کردند که این بیانیه، آخرین زنگ بیدارباش برای جلوگیری از فروپاشی جمهوری اسلامی است.
در عرصه بینالمللی، رسانههای غربی، این بیانیه را نشانهای از شکاف عمیق در درون حاکمیت ایران معرفی کرده اند.[۳][۶]
آذر منصوریغلامحسین محسنی اژهای، رییس قوهقضاییه، بیانیه جبهه اصلاحات را عملی زشت و ناشی از غفلت یا اغراض خاص توصیف کرد و تأکید داشت که دادستانی تهران روند قضایی علیه امضاکنندگان را آغاز کرده است. او همچنین اصرار داشت که آنها باید برای خطای افکرشان به صورت علنی عذرخواهی کنند.[۹]
پس از انتشار بیانیه، رژیم پنج عضو از هیئت رئیسه جبهه اصلاحات ایران را برای بازجویی احضار کرد به اتهاماتِ گوناگون. آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات، در ۳ مهر ۱۴۰۴ به این بازجوییها واکنش نشان داد: «در شرایطی که کشور در آستانهی بحرانهای متراکم داخلی و تنشهای شدید منطقهای قرار دارد، احضار پنج عضو هیأت رئیسه جبهه اصلاحات ایران با اتهاماتی حیرت آور، نه فقط نگرانکننده، بلکه بهروشنی نشانهای از روندی خطرناک است: تضعیف عامدانه ظرفیتهای عقلانی، قانونی و میانهرو در سپهر سیاست ایران. اصلاحطلبان نه دشمنان نظام، بلکه از نخستین پایهگذاران و وفادارترین منتقدان درونساختار آن بودهاند. کسانی که بهجای خروج از نظام یا سکوت در برابر بحرانها، انتخاب کردهاند که بمانند، هشدار دهند، پیشنهاد بدهند و برای ترمیم مشارکت ملی هزینه بدهند.»[۱۰][۱۱]