بیجن تاریخ صفوی خوان

بیجن
زادهٔسدهٔ ۱۷ میلادی
شهروندیایران صفوی
پیشهتاریخ‌نگار
آثار برجستهتاریخ رستم‌خان سپهسالار گرجی
دورهایران صفوی

بیجن تاریخ صفوی خوان تاریخ‌نگار گرجی-ایرانی در نیمهٔ دوم سدهٔ هفدهم میلادی بود که کتابی تحت عنوان تاریخ رستم‌خان سپهسالار گرجی به زبان فارسی نگاشت. این اثر زندگی سیاسی و نظامی رستم‌خان سپهسالار، یکی از غلامان گرجی شاه عباس است که در عهد شاه صفی به مقام سپهسالاری رسید و در سال‌های حیاتش نقش مهمی در جنگ‌های ایران و عثمانی ایفا کرد.[۱]

زندگی

شرح‌حال دقیقی از بیجن در دسترس نیست؛ تنها از خلال نوشته‌های او می‌توان دریافت که احتمالاً ریشه‌ای گرجی داشته و با نگاهی جانبدارانه نسبت به حکومت و خاندان صفوی می‌نگریسته است. او در دورانی می‌زیست که پس از معاهدهٔ زهاب با عثمانی، دولت صفوی به صلحی نسبتاً پایدار دست یافته بود. در این زمان شاه سلیمان ـ که مادری گرجی داشت ـ بر تخت سلطنت نشسته بود و غلامان و خواجگان بیش از پیش در ساختار سیاسی و نظامی نفوذ داشتند، به‌گونه‌ای که بسیاری از تصمیمات کشوری و لشکری بدون نظر و دخالت آنان گرفته نمی‌شد. ارتقای رستم‌خان گرجی به مقام سپهسالاری، که پس از وزارت اعظم مهم‌ترین منصب به‌شمار می‌آمد، جایگاه غلامان گرجی را استوارتر کرده بود. نگارش تاریخ زندگی نیای بیجن، که هم‌نام او و سپهسالار در عهد شاه عباس و شاه صفی بود، نیز نمی‌تواند از این شرایط بی‌تأثیر بوده باشد.[۱]

بیجن خود را «تاریخ‌صفوی‌خوان» نامیده تا نشان دهد متخصص تاریخ صفوی است و نسبت مستقیمی با این دودمان برقرار می‌کند. بهرام‌نژاد معتقد است علاقهٔ او به ثبت زندگانی مشاهیر گرجی و تأکید بر اصالت گرجی خویش، انگیزهٔ اصلی نگارش این اثر بوده است. بیجن همچنین اظهار کرده برای تألیف کتاب از منابع متعدد ایرانی و گرجی و روایت نزدیکان رستم خان بهره برده است.[۲]

از سرنوشت بیجن تقریباً هیچ اطلاعی در دست نیست.

تاریخ رستم‌خان سپهسالار گرجی

از تنها کتابی که از بیجن باقی مانده و با توجه به عنوانی که برای خود برگزیده، برمی‌آید که او بیش از هر چیز یک کنشگر فرهنگی بوده و از همین طریق گذران زندگی می‌کرده است. او در چند جای کتاب خود را ناظم و راقم اخبار یا وقایع‌نگار معرفی کرده و عنوان «تاریخ‌صفوی‌خوان» را نیز ظاهراً برای نشان دادن مهارت و دانش تاریخی خویش برگزیده بود؛ عنوانی که شاید بیش از آنکه نشانهٔ صفوی‌دوستی صرف باشد، ابزاری برای متمایز کردن خویش از تاریخ‌نگارانی بود که پیش‌تر با نام «بیجن» شناخته می‌شدند؛ از جمله نویسندهٔ جهانگشای خاقان در سدهٔ دهم هجری، و مؤلف تاریخ عالم‌آرای شاه اسماعیل صفوی که اثرش را در ۱۰۸۶ق به پایان رسانده بود.[۱]

با توجه به شغلی که برای خود قائل بود، احتمالاً بیجن با حرفهٔ قصه‌خوانی و نقالی که در عهد صفوی رایج بود نیز بی‌ارتباط نبود. در آن زمان نقّالی و شاهنامه‌خوانی بخشی از فرهنگ عمومی و وسیله‌ای برای تبلیغ تشیع و تقویت صفوی‌دوستی در میان مردم محسوب می‌شد. انتخاب عنوان تاریخ‌صفوی‌خوانی از سوی او را می‌توان در پرتو همین شرایط درک کرد، و پذیرش سفارش سپهسالار شاه سلیمان برای نگارش زندگی قهرمانانهٔ رستم‌خان گرجی نیز بیانگر اعتباری است که بیجن در این عرصهٔ فرهنگی داشته است. او در دوره‌ای می‌نوشت که پرداختن داستان‌گونه یا آمیزه‌ای از روایت تاریخی و نقالانه به شخصیت‌ها و رویدادهای تاریخی رواج داشت. هم‌زمان با او نیز آثاری همچون عالم‌آرای شاه طهماسب از مؤلفی ناشناس یا تاریخ صفویان از میرملایم‌بیگ به همان سبک تدوین شدند.[۱]

از خلال نوشته‌های بیجن برمی‌آید که او فردی دیندار و پایبند به تشیع بود. ستایش خداوند و مدح پیامبر اسلام و امامان شیعه در اثر او فراوان است و این موضوع نشانگر پایبندی او به شریعت و مذهب است. گرچه آگاهی او در الهیات و عقاید دینی چندان عمیق به نظر نمی‌رسد، اما در همان حد نیز کوشیده است در دفاع از تشیع، مخالفان جامعهٔ صفوی همچون مسیحیان و عثمانیان را با تعابیری چون کفّار، اوباش و بدگوهر بنمایاند. از سوی دیگر، زیست او در فضای فرهنگی و سیاسی صفوی موجب گرایشش به تصوف نیز شد. این تمایل در لحن و سبک نگارش او دیده می‌شود و نشان می‌دهد که شیعه‌مداری و صوفی‌گری‌اش با صفوی‌دوستی در هم آمیخته است. او گاه خود را خاکسار و درویش می‌نامد و عملکرد کارگزاران صفوی را با معیار «صوفی‌گری» و «ناصوفی‌گری» نقد می‌کند.[۱]

منابع

  1. 1 2 3 4 5 بهرام‌نژاد، محسن (۱۴۰۱). «تحلیلی بر تاریخ‌نگری و تاریخ‌نگاری بیجنِ تاریخ‌صفوی‌خوان». آینه میراث. پاییز و زمستان (۷۱): ۲۲۳–۲۳۹ به واسطهٔ نورمگز.
  2. «چرا نام نویسنده «تاریخ رستم‌خان» بیجن تاریخ‌صفوی‌خوان است؟». ایبنا. ۲۰۲۲-۰۸-۲۴. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۹-۰۷.