بیس (ساز)

گیبسون باس بانجو

بیس[۱] که به آن «انتهای پایین» یا Bottom end هم گفته می‌شود، در موسیقی یعنی همان صداهای بم و عمیق که مثل ضربان قلب در پس‌زمینه شنیده می‌شوند. این صدا کمک می‌کند آهنگ محکم‌تر و پرانرژی‌تر شود و بقیهٔ سازها و آوازها روی آن سوار شوند.

بیس به صداهایی با بسامد (فرکانس) پایین (که «عمیق» هم نامیده می‌شوند) در بازهٔ ۱۶ تا ۲۵۰ هرتز (از C₀ تا C₄) اشاره دارد و همچنین به «سازهای باس» گفته می‌شود که صداهایی در محدودهٔ بم C₂ تا C₄ تولید می‌کنند. این سازها به خانواده‌های گوناگون سازها تعلق دارند و می‌توانند نقش‌های موسیقایی گوناگونی را پوشش دهند. از آنجا که تولید صداهای بم معمولاً به ستون هوای بلند یا سیم بلند نیاز دارد، و برای سازهای زهی هم به جعبهٔ تشدید بزرگ، سازهای زهی و بادی باس معمولاً بزرگ‌ترین سازها در خانواده یا گروه خود هستند.[۲]

طبقه‌بندی آلت‌های موسیقی کار آسانی نیست؛ برای مثال، برخی از ابزارهای موسیقی را می‌تواند در چند رده، طبقه‌بندی کرد. ویولنسل در برخی از ارکسترها تنور به حساب می‌آید اما در کوارتت زهی یک آلت بیس است.

نام

برای این مفهوم در فارسی دو شکل رایج است: «باس» و «بیس».

«باس» برگرفته از تلفظ فرانسوی (basse) است و در متون موسیقی کلاسیک قدیمی در ایران به همین صورت به کار رفته (مثلاً در کتاب‌های قدیمی موسیقی یا ترجمه‌های دهه‌های ۳۰ و ۴۰). برای صدای باس (بم‌ترین ردهٔ صدا در آواز) همچنان «باس» نوشته می‌شود.

«بیس» نزدیک‌تر به تلفظ انگلیسی (bass /beɪs/) است و در موسیقی پاپ، راک، رپ و به‌ویژه در میان نوازندگان امروزی در ایران بسیار رایج است (مثلاً «گیتار بیس» نه «گیتار باس»).

نقش موسیقایی

زمانی که نت‌های باس در یک گروه موسیقی مانند ارکستر نواخته می‌شوند، اغلب برای ایجاد کنترپوان یا ملودی‌ متقابل به‌کار می‌روند، یا در بافت هارمونی برای مشخص‌کردن یا مقابل‌گذاشتن روند آکوردها، یا همراه با ساز کوبه‌ای برای تأکید بر ریتم.

بخش ریتم

در موسیقی مردمی (پاپ و جز و …)، بخش باس که «بیس‌لاین» (خط بم) نام دارد، معمولاً پشتیبانی هارمونیک و ریتمیک گروه را فراهم می‌کند. نوازندهٔ باس عضوی از «بخش ریتم» گروه است، همراه با درامر، گیتاریست ریتم و گاهی یک نوازندهٔ ساز شستی‌دار مانند پیانو یا ارگ هموند. نوازندهٔ باس در خط باس بیشتر روی «ریشه» یا «پنجم» آکورد تأکید می‌کند (و تا حد کمتری روی سوم آکورد) و ضرب‌های قوی را برجسته می‌سازد.

گونه‌های هارمونی بیس

در موسیقی کلاسیک، گونه‌های گوناگونی از باس وجود دارد: «باسو کنچرتانته» یا «باسو رسیتانته»؛ صدای باس در کُر؛ باس‌هایی که همراه بخش‌های آرام‌تر قطعه می‌آیند و نیز بخش‌هایی که تمام قدرت گروه به‌کار گرفته می‌شود (که معمولاً توسط ویولنسلها نواخته می‌شود)؛ «کنتراباس» یا «زیر باس» که بخشی است که کنترباس‌ها می‌نوازند؛ ویولنسل‌ها اغلب همان خط را یک اکتاو بالاتر یا بخشی متفاوت می‌نوازند؛ «باسو ریپینو»؛ آن باس که به بخش‌های پرقدرت قطعه می‌پیوندد و با عمق صدا و انرژی خود، تضادی قوی با بخش‌های سبک‌تر ایجاد می‌کند.[۳]

باسو کُنتینوئو شیوه‌ای در نوشتن موسیقی در دوران موسیقی باروک (۱۶۰۰–۱۷۵۰) بود. در این روش، یک خط باس نوشته‌شده، پایهٔ پیشرفت آکوردی کل قطعه (سمفونی، کنسرتو، مَس و …) را مشخص می‌کرد. این خط باس توسط ارگ لوله‌ای یا هارپسیکورد نواخته می‌شد و آکوردها را نوازندگان سازهای آکوردی (تئوربو، لوت، هارپسیکورد و …) بداهه‌نوازی می‌کردند.

«باس با دیگر صداها فرق دارد، زیرا نقش ویژه‌ای در پشتیبانی و تعریف حرکت هارمونیک دارد. این نقش هم در سطح تک‌تک آکوردها و هم در سازمان کلی هارمونیِ کل یک اثر عمل می‌کند.»[۴]

سازها

«ساز باس» سازی است که صداهایی در محدودهٔ بم C₂ تا C₄ تولید می‌کند.[۵] سازهای باس به خانواده‌های گوناگون تعلق دارند و می‌توانند نقش‌های متنوعی داشته باشند. چون تولید صداهای بم معمولاً به ستون هوای بلند یا سیم بلند نیاز دارد، سازهای زهی و بادی باس معمولاً بزرگ‌ترین سازها در خانوادهٔ خود هستند. نوازنده‌ای که این سازها را می‌نوازد «باسیست» نامیده می‌شود.

گیتار باس الکتریک معمولاً سازی است که در موسیقی پاپ و راک به آن «باس» می‌گویند. این ساز در دههٔ ۱۹۳۰ توسط پل توتمارک ساخته شد و در سال ۱۹۵۱ توسط لئو فندر به‌صورت انبوه تولید شد و به‌سرعت جایگزین کنترباس برای نوازندگان غیرکلاسیک گردید.[۶] در موسیقی کلاسیک اروپایی و جز، معمولاً کنترباس همان سازی است که «باس» نامیده می‌شود.[۷] موتسارت ویولنسل را متداول‌ترین ساز باس در زمان خود می‌دانست.[۸]

صدای خواننده باس پایین‌ترین بازهٔ صوتی در میان انواع صدا است و معمولاً از E₂ تا E₄ گسترده می‌شود.[۹] در خانوادهٔ سازهای بادی باس می‌توان به توبا، سرپنت، سوزافون و نیز گونه‌های بم باسون، کلارینت باس، ترومبون باس و ساکسوفون باس اشاره کرد.[۱۰]

نمایش‌های موسیقی و رقص

در دورهٔ صفحه‌های ۳۳ دور و ۴۵ دور، شدت و عمق باس در پخش موسیقی ضبط‌شده محدود بود. ورود کاست فشرده در دههٔ ۱۹۶۰ امکان افزودن محتوای بم‌تر را فراهم کرد. تا میانهٔ دههٔ ۱۹۷۰، صفحه‌های ۱۲ اینچی برای ضبط دیسکو، رِگِی، داب و هیپ‌هاپ استفاده شدند و دی‌جی‌ها با ساب‌ووفر در باشگاه‌ها این موسیقی‌ها را با باس عمیق‌تر پخش می‌کردند و واکنش جسمی و هیجانی در رقصندگان ایجاد می‌کردند.[۱۱]

در جامائیکا، باس عمیق و سنگین در سبک‌های داب و رِگِی محور اصلی موسیقی شد و «فرهنگ سامانهٔ صدا» (Sound system culture) شکل گرفت، با رقابت‌های «ساوند کَلاش» میان گروه‌ها.

سینما

در سال ۱۹۷۴ فیلم «Earthquake» با استفاده از سامانهٔ «Sensurround» باس عمیق و لرزانی را به سالن‌های سینما آورد و راه را برای استفادهٔ گستردهٔ ساب‌ووفرها در تجربه‌های سینمایی باز کرد.[۱۲]

منابع

  1. /ˈbs/ BAYSS
  2. "Audio Spectrum". Teach Me Audio. Retrieved 24 June 2023.
  3.  "Bass (music)" . دانشنامه آمریکانا. 1920.
  4. Cadwallader, Allen (1998). Analysis of Tonal Music: A Schenkerian Approach, p. 45. شابک ۰۱۹۵۱۰۲۳۲۰.
  5. Walker, James S.; Don, Gary (2013). Mathematics and Music: Composition, Perception, and Performance (به انگلیسی). Boca Raton, London and New York: CRC Press. p. 35. ISBN 978-1-4822-0850-4.
  6. Davis, John S. (2012). Historical Dictionary of Jazz (به انگلیسی). Lanham, MA, Toronto, Plymouth, UK: Scarecrow Press. p. 105. ISBN 978-0-8108-7898-3.
  7. Nardolillo, Jo (2014). All Things Strings: An Illustrated Dictionary (به انگلیسی). Lanham, MA: Scarecrow Press. p. 35. ISBN 978-0-8108-8444-1.
  8. Webster, James (1976). "Violoncello and Double Bass in the Chamber Music of Haydn and His Viennese Contemporaries, 1750-1780". Journal of the American Musicological Society. 29 (3): 413–438. doi:10.2307/830968. JSTOR 830968.
  9. Owen Jander; Lionel Sawkins; J. B. Steane; Elizabeth Forbes. L. Macy (ed.). "Bass". Grove Music Online. Archived from the original on 16 May 2008. Retrieved 14 June 2006.; The Oxford Dictionary of Music gives E2–E4/F4
  10. Hopkins, Lucas. The Bass Saxophone: A Historical Account and Performer's Guide (Thesis).
  11. Krukowski, Damon (17 June 2015). "Drop the Bass: A Case Against Subwoofers". pitchfork.com. Pitchfork. Retrieved 31 December 2018.
  12. "About Sensurround". The 70mm Newsletter. In70mm.com. January 26, 2010. Archived from the original on February 9, 2010. Retrieved April 24, 2010.

پیوند به بیرون