بیورزونانس درمانی

بیورزونانس درمانی (به انگلیسی: Bioresonance therapy) که گاهی «درمان بیورزونانس» نیز نامیده می‌شود، یک روش طب مکمل و جایگزین است که در آن با استفاده از دستگاه‌های الکترونیکی، سیگنال‌های الکترومغناطیسی بسیار ضعیف بدن دریافت، پردازش و دوباره به بیمار اعمال می‌شود. طرفداران این روش معتقدند هر سلول و بافت بدن «فرکانس» ویژهٔ خود را دارد و بیماری ناشی از «ناهماهنگی» این فرکانس‌ها است؛ با این حال به گفتهٔ منتقدان، این فرضیه با شواهد پذیرفته‌شدهٔ فیزیولوژی و فیزیک پشتیبانی نمی‌شود و سازوکار زیستی قابل‌قبولی برای آن ارائه نشده است.[۱]

بر پایهٔ ارزیابی‌های انتقادی در ادبیات علمی، بیورزونانس به‌عنوان روشی فاقد پشتوانهٔ تجربی کافی و نمونه‌ای از شبه‌علم در حوزهٔ طب جایگزین توصیف شده و هشدار داده می‌شود که نباید به‌جای درمان‌های استاندارد و اثبات‌شدهٔ پزشکی به‌کار رود.[۲][۳]

تعریف و مبانی

بیورزونانس در زمرهٔ روش‌های الکترومغناطیسی در طب مکمل قرار می‌گیرد. در این روش، الکترودهایی روی سطح پوست قرار داده می‌شود تا سیگنال‌های الکتریکی یا الکترومغناطیسی بدن ثبت شود؛ سپس این سیگنال‌ها توسط مدارها و نرم‌افزارهای دستگاه «تحلیل» و به شکل تغییریافته دوباره به بدن برگردانده می‌شود. درمانگران ادعا می‌کنند این فرایند می‌تواند «ارتعاشات ناهماهنگ» را تصحیح کرده و به تعادل عملکرد اندام‌ها کمک کند.[۴]

این ادعاها اغلب با مفاهیمی مانند «میدان انرژی بدن»، «فرکانس سلولی» یا ارجاعات کلی به مکانیک کوانتومی توجیه می‌شوند، اما منتقدان این نوع استدلال‌ها را تفسیرهای نادقیق یا نادرست از مفاهیم فیزیک نوین می‌دانند و یادآور می‌شوند که در ادبیات زیست‌پزشکی معتبر، این مفاهیم به‌عنوان توضیح پذیرفته‌شدهٔ سازوکار بیماری یا درمان مطرح نیستند.[۲]

تاریخچه

ریشهٔ بیورزونانس عموماً به دههٔ ۱۹۷۰ در آلمان نسبت داده می‌شود؛ جایی که «فرانتس مورل» (Franz Morell) و دامادش «اریش راشه» (Erich Rasche) دستگاهی موسوم به «MORA» را معرفی کردند که مدعی استفاده از سیگنال‌های الکترومغناطیسی بدن برای تشخیص و درمان بود.[۵] برخی دستگاه‌های بیورزونانس از نظر طراحی، شباهت‌هایی به ابزارهایی مانند ای‌متر مورد استفاده در ساینتولوژی داشته‌اند که در آن‌ها مقاومت پوست اندازه‌گیری می‌شود.

پیش از آن، در اوایل قرن بیستم، «رویال ریموند رایف» (Royal Raymond Rife) در ایالات متحده دستگاه‌هایی برای تاباندن امواج با فرکانس‌های خاص به بافت‌ها ساخت و مدعی شد می‌توان از آن‌ها برای نابودی میکروارگانیسم‌ها و درمان سرطان استفاده کرد. این ادعاها هرگز توسط پژوهش‌های مستقل و کنترل‌شده تأیید نشدند و در منابع انتقادی به‌عنوان نمونه‌ای از روش‌های درمانی اثبات‌نشده و شبه‌علمی ذکر می‌شوند.[۳]

کاربردهای ادعایی

دستگاه‌های بیورزونانس در کلینیک‌های طب مکمل در برخی کشورها برای طیف وسیعی از مشکلات به‌کار گرفته می‌شوند. در متون حامی این روش، موارد زیر به‌عنوان کاربردهای بالقوه یا ادعایی ذکر شده‌اند:[۶][۷]

برای هیچ‌یک از این موارد، شواهد بالینی گسترده و با کیفیت بالا که کارایی بیورزونانس را به‌صورت قانع‌کننده نشان دهد در دست نیست؛ عمدهٔ داده‌های موجود شامل مطالعات کوچک، غیرکور یا بررسی‌های گذشته‌نگر با محدودیت‌های جدی روش‌شناختی است.[۸]

شواهد بالینی

ترک سیگار

یک کارآزمایی بالینی تصادفی و کنترل‌شده با دارونما در سال ۲۰۱۴، اثر بیورزونانس را در کمک به ترک سیگار بررسی کرد. در این مطالعه ۱۹۰ فرد سیگاری در دو گروه درمان واقعی و دارونما تقسیم شدند و شرکت‌کنندگان در گروه بیورزونانس با دستگاه MORA تحت یک جلسه درمان قرار گرفتند.[۹]

در گزارش این مطالعه، تفاوت آماری به نفع گروه بیورزونانس در برخی شاخص‌های کوتاه‌مدت ترک سیگار ذکر شده است؛ با این حال:

  • پیگیری بیماران کوتاه‌مدت بوده است؛
  • تأیید عینی ترک (مانند اندازه‌گیری منواکسیدکربن بازدم یا سطوح نیکوتین) به‌صورت جامع انجام نشده؛
  • طراحی تک‌مرکز و اندازهٔ نمونه محدود است.

بنابراین این نتایج به‌عنوان داده‌های اولیه (پایلوت) تلقی می‌شوند و برای نتیجه‌گیری قطعی دربارهٔ اثربخشی این روش در ترک سیگار کافی نیستند. راهنماهای بالینی استاندارد ترک سیگار، بیورزونانس را به‌عنوان درمان خط اول یا جایگزین درمان‌های مبتنی بر شواهد توصیه نمی‌کنند.

افسردگی

مطالعاتی از «دانیلا مورسآن» و همکاران، تأثیر بیورزونانس را در اختلال افسردگی اساسی در قالب کارآزمایی‌های کوچک بررسی کرده‌اند. در یکی از این پژوهش‌ها، ۱۴۰ بیمار مبتلا به افسردگی خفیف تا شدید به سه گروه تقسیم شدند: بیورزونانس تنها، بیورزونانس همراه با داروی ضدافسردگی و داروی ضدافسردگی تنها.[۱۰][۱۱]

در این مطالعات، کاهش امتیاز پرسش‌نامهٔ همیلتون برای افسردگی در گروه‌های دریافت‌کنندهٔ بیورزونانس بیشتر از گروه داروی تنها گزارش شده است. با وجود این، محدودیت‌هایی مانند حجم نمونهٔ نسبتاً کم، احتمال سوگیری انتخاب، جزئیات ناکافی دربارهٔ کورسازی و انجام پژوهش‌ها عمدتاً توسط یک گروه تحقیقاتی منفرد، مانع از تعمیم وسیع نتایج می‌شود. با این حال، این داده‌ها محدود به چند کارآزمایی کوچک است و در راهنماهای روان‌پزشکی معتبر، بیورزونانس به‌عنوان درمان استاندارد برای افسردگی توصیه نشده است.

سایر مطالعات

چند مطالعهٔ دیگر نیز دربارهٔ کاربری بیورزونانس انجام شده‌اند، از جمله:

  • کارآزمایی کنترل‌شده با دارونما در بیماران دارای شکایات عملکردی گوارشی، که بهبودهایی در گروه درمان گزارش کرده اما محدودیت‌های طراحی و اندازهٔ نمونه مانع نتیجه‌گیری قوی است.[۱۲]
  • مطالعهٔ گذشته‌نگر بر روی بیماران دارای آلرژی، درد و عفونت که به درمان‌های متعارف پاسخ نداده بودند و در آن کاهش برخی علائم گزارش شده است، اما نبود گروه کنترل مناسب و خطر بالای سوگیری، اعتبار نتایج را محدود می‌کند.[۱۳]
  • مطالعات کوچک دربارهٔ استفادهٔ کمکی در دیابت نوع دو و ناباروری زنان، که عمدتاً در مجلات منطقه‌ای منتشر شده و نیازمند تکرار و ارزیابی مستقل هستند.[۱۴][۱۵]

بر اساس دیدگاه منتقدان و برخی مرورهای موجود، اگرچه برخی مطالعات اولیه نتایج مثبتی را گزارش کرده‌اند، اما کیفیت طراحی، اندازهٔ نمونه، فقدان تکرار مستقل و خطر سوگیری در بسیاری از آن‌ها مانع از پذیرش بیورزونانس به‌عنوان روش درمانی مؤثر بر اساس معیارهای پزشکی مبتنی بر شواهد می‌شود.[۲]

ارزیابی علمی و نقد

متون انتقادی متعدد، بیورزونانس را نمونه‌ای از به‌کارگیری زبان و اصطلاحات علمی برای توجیه ادعاهایی می‌دانند که از نظر تجربی پشتیبانی‌نشده باقی مانده‌اند. «ادزارد ارنست» در تحلیلی از ادبیات بیورزونانس نتیجه می‌گیرد که این روش، هم از نظر سازوکار ادعایی و هم از نظر شواهد بالینی، معیارهای یک مداخلهٔ پزشکی معتبر را برآورده نمی‌کند و باید آن را در زمرهٔ روش‌های شبه‌علمی طب جایگزین قرار داد.[۲][۱۶]

در حوزهٔ تشخیص آلرژی، مرورهایی مانند مقالهٔ «ووتریش» بیورزونانس و روش‌های مشابه را در ردیف «تکنیک‌های اثبات‌نشده» طبقه‌بندی کرده و آن‌ها را برای تشخیص بالینی آلرژی نامناسب می‌دانند.[۱۷] کارآزمایی‌هایی که در بیماری‌هایی مانند درماتیت آتوپیک انجام شده‌اند نیز تفاوت قانع‌کننده‌ای فراتر از اثر دارونما نشان نداده‌اند.[۱۸]

گزارش‌هایی از آسیب غیرمستقیم نیز وجود دارد؛ به‌ویژه در مواردی که به بیماران مبتلا به سرطان یا بیماری‌های جدی توصیه شده از جراحی یا شیمی‌درمانی صرف‌نظر کرده و تنها به بیورزونانس تکیه کنند. در یک پروندهٔ حقوقی، تبلیغ درمان سرطان صرفاً با بیورزونانس گمراه‌کننده و بی‌اساس تشخیص داده شد.[۳] منابع انتقادی تأکید می‌کنند که استفاده از بیورزونانس نباید جایگزین تشخیص و درمان مبتنی بر شواهد توسط پزشک شود.

جایگاه در پزشکی امروز

بیورزونانس در برخی کشورها در کلینیک‌های طب مکمل یا توسط درمانگران غیرپزشک ارائه می‌شود. در بیشتر نظام‌های سلامت، این روش در زمرهٔ درمان‌های اصلی قرار ندارد، تحت پوشش بیمه‌های پایه نیست و راهنماهای بالینی معتبر آن را برای تشخیص یا درمان هیچ بیماری توصیه نمی‌کنند.

اگرچه برخی بیماران ممکن است این روش را به‌عنوان درمان کمکی تجربه کنند، ارزیابی‌های مبتنی بر شواهد بر چند نکته تأکید دارند:

  • نبود شواهد قاطع برای اثربخشی در اغلب بیماری‌ها؛
  • فقدان سازوکار زیستی پذیرفته‌شده و سازگار با دانش فعلی؛
  • خطر به‌تأخیر افتادن یا ترک درمان‌های استاندارد در صورت تکیهٔ انحصاری بر بیورزونانس.

از این رو، منابع انتقادی مانند Quackwatch و برخی نویسندگان در ادبیات علمی توصیه می‌کنند هرگونه استفاده از بیورزونانس، اگر انجام شود، تنها به‌عنوان مکمل و پس از مشورت با پزشک و بدون جایگزینی درمان‌های اثبات‌شده باشد.[۳][۲]

منابع

  1. "Bioresonance: How it Works, Uses, Effectiveness, and Side Effects". Healthline (به انگلیسی). 2019-09-25. Retrieved 2021-05-02.
  2. 1 2 3 4 5 Ernst E (June 2004). "Bioresonance, a study of pseudo-scientific language". Forsch Komplementärmed Klass Naturheilkd. 11 (3): 171–173. doi:10.1159/000079446. PMID 15249751.
  3. 1 2 3 4 Stephen Barrett, M.D. (6 November 2004). "BioResonance Tumor Therapy". Quackwatch.
  4. Paul Dufourt (2019-12-20). "Quantum Medicine and Bioresonance in the Spotlight". MedicalExpo e-Magazine (به انگلیسی). Retrieved 2021-07-07.
  5. «بیورزونانس درمانی چیست؟». موج و ماده.
  6. Livio Giuliani (2023). "Bio Resonance Therapy: A Holistic Approach to Promoting Self-Healing" (PDF). Hilaris Publishing SRL (به انگلیسی).
  7. "Retrospective surgery study of the therapeutic effectiveness of MORA bioresonance therapy with conventional therapy resistant patients suffering from allergies, pain and infection diseases". European Journal of Integrative Medicine (به انگلیسی). 3 (3): e237–e244. 2011-09-01. doi:10.1016/j.eujim.2011.05.051. ISSN 1876-3820.
  8. "Bioresonance: How it Works, Uses, Effectiveness, and Side Effects". Healthline (به انگلیسی). 2019-09-25. Retrieved 2021-05-02.
  9. Aylin Pihtili (2014-08-05). "Evidence for the efficacy of a bioresonance method in smoking cessation: a pilot study". NIH (به انگلیسی). doi:10.1159/000365742.
  10. Daniela Muresan (2021). "Bioresonance therapy may treat depression". NIH (به انگلیسی).
  11. Daniela Muresan (2022). "Bioresonance, an alternative therapy for mild and moderate depression". NIH (به انگلیسی). doi:10.3892/etm.2022.11190.
  12. Nienhaus J, Galle M (2006). "[Placebo-controlled study of the effects of a standardized MORA bioresonance therapy on functional gastrointestinal complaints]". Forsch Komplementmed (به آلمانی). 13 (1): 28–34. doi:10.1159/000090134. PMID 16582548.
  13. "Retrospective surgery study of the therapeutic effectiveness of MORA bioresonance therapy with conventional therapy resistant patients suffering from allergies, pain and infection diseases". European Journal of Integrative Medicine (به انگلیسی). 3 (3): e237–e244. 2011-09-01. doi:10.1016/j.eujim.2011.05.051. ISSN 1876-3820.
  14. Kir’yanova, V. V. (2017-06-05). "Use of bioresonance therapy in complex treatment of patients with diabetes mellitus type 2". Kazan Medical Journal (به روسی). 98 (3): 334–337. doi:10.17750/KMJ2017-334. ISSN 2587-9359.
  15. Vieskarami, Hasanali; Bavazin, Fatemeh (2018-01-10). "Effectiveness of Benson Therapeutic Therapy and Bioresonance on Isfurs Reduction and Increasing Ovulation in Infertile Women Compared to Drug Therapy". Studies in Medical Sciences (به انگلیسی). 28 (10): 620–628.
  16. Galle M (Oct 2004). "[Bioresonance, a study of pseudo-scientific language]". Forsch Komplementärmed Klass Naturheilkd (به آلمانی). 11 (5): 306, author reply 306. doi:10.1159/000082152. PMID 15580708.
  17. Wüthrich B (2005). "Unproven techniques in allergy diagnosis" (PDF). J Investig Allergol Clin Immunol. 15 (2): 86–90. PMID 16047707. Archived from the original (PDF) on 12 May 2013. Retrieved 16 April 2016.
  18. Schöni MH, Nikolaizik WH, Schöni-Affolter F (Mar 1997). "Efficacy trial of bioresonance in children with atopic dermatitis". Int Arch Allergy Immunol. 112 (3): 238–246. doi:10.1159/000237460. PMID 9066509.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:نام‌های متعدد:فهرست نویسندگان (link)