بی‌خطایی کلیسا

مفهوم «بی‌خطاییِ کلیسا» به این باور دینی در مسیحیت، به‌ویژه در کلیسای کاتولیک و برخی دیگر از شاخه‌ها، اشاره دارد که این نهاد در زمانی که آموزه‌های اصلی دین را دربارهٔ ایمان و اخلاق آموزش یا تعریف می‌کند، نمی‌تواند اشتباه کند. منظور از «بی‌خطا» این نیست که کلیسا یا رهبرانش در همهٔ جزئیات درست باشند یا بدون گناه و کامل باشند، بلکه این باور وجود دارد که وقتی کلیسا به‌صورت رسمی و تحت شرایط مشخصی سخنی را در باب ایمان یا اخلاق اعلام می‌کند، آن سخن به‌واسطهٔ هدایت روح‌القدس از خطا محفوظ می‌ماند.

در کلیسای کاتولیک، این بی‌خطایی بیش از همه در دو مورد برجسته می‌شود: اول وقتی پاپ، به‌عنوان رهبر کلیسا، یعنی در مقام رسمی و با قصد اعلام یک آموزهٔ قطعی دربارهٔ ایمان یا اخلاق صحبت می‌کند — در این حالت گفته می‌شود سخن او بی‌خطا و غیرقابل اصلاح است — و دوم زمانی که کلیسا از طریق شوراهای جهانی یا جمع اسقف‌ها در اتحاد با پاپ آموزه‌ای را به‌عنوان حقیقت ایمان تعیین می‌کند، این نیز بی‌خطا محسوب می‌شود.

این آموزه ریشه در باور به این دارد که عیسی مسیح به شاگردان خود و جانشینانشان (اسقف‌ها، به‌ویژه پطرس که پاپ‌ها از او جانشینی می‌گیرند) اختیار و مسئولیت آموزش حقیقت داده است و روح‌القدس آنان را در این مأموریت همراهی می‌کند تا حقیقت اصلی ایمان و اخلاق خدایی در کلیسا حفظ شود.

در منابع دیگر هم توضیح داده شده که این بی‌خطایی تنها در همین جنبهٔ آموزشی و رسمی است و شامل خطاهای فردی افراد یا همهٔ سخنان کلیسا در هر زمان و موضوعی نمی‌شود؛ کلیسا ممکن است در موضوعات دیگر، نظریات یا تفسیرهای قابل بحث داشته باشد، اما در تعالیم قطعی دربارهٔ ایمان و اخلاق، طبق این باور از خطا دور است.

همین تصور از بی‌خطایی یکی از نقاط اختلاف میان کاتولیک‌ها و دیگر شاخه‌های مسیحیت است، زیرا برخی گروه‌ها فقط کتاب مقدّس را به‌عنوان مرجع نهایی می‌پذیرند و این نوع بی‌خطایی نهادی را قبول ندارند.

منابع