تاج‌وتخت

ناپلئون بناپارت نشسته بر تخت، با تاج بر سر

تاج‌وتخت یک ترکیب عطفی پارسی مرکب از دو واژهٔ تاج و تخت است. تاج‌وتخت همچنین در مجاز، به معنی «سلطنت»، «پادشاهی» و «قلمرو» می‌باشد. این اصطلاح از دیرباز در شعر و ادبیات پارسی در معانی فوق به‌کار است.

تعریف اجمالی

تاج‌وتخت یک ترکیب عطفی پارسی است. این واژه یک اسم مرکب، متشکل از دو واژهٔ تاج+تخت می‌باشد. هم تاج و هم تخت، برجسته‌ترین نمادهای سلطنت هستند. از این‌رو، اصطلاح تاج‌وتخت از دیرباز در معانی «سلطنت»، «پادشاهی» و «قلمرو» به‌کار می‌رفته است.

در انگلیسی واژهٔ Throne نیز که به معنای «تخت» است، در مجاز مشابه تاج‌وتخت، ممکن است به خود مفهوم «سلطنت» اشاره داشته باشد. این دو واژه گاهی مترادف هم ترجمه می‌شوند. مطابق بریتانیکا، سَریرهایی که پادشاهان بر روی آنها می‌نشینند چنان به صورت نمادین با جایگاه صاحبان‌شان مرتبط شده‌اند که در نظام‌های سلطنتی، گاهی مقام فرمانروا با واژهٔ تاج‌وتخت توصیف می‌شود.

در شعر پارسی

در زیر نمونه‌هایی از کاربرد واژهٔ تاج‌وتخت در اشعار پارسی از گذشته تا معاصر آمده است:

به رسم کیان تاج‌وتخت مِهیبیاراست با کاخ شاهنشِهی
 فردوسی
اگر مُلک بر جم بماندی و بختتو را کی میسر شدی تاج‌وتخت
 سعدی
گر ایشان داشتندی تخت با تاجتو تاج‌وتخت می‌بخشی به محتاج
 نظامی
زمام دل به کسی داده‌ام منِ درویشکه نیستش به کس از تاج‌وتخت پروایی
 حافظ
که تاج‌وتختِ شهی این قدر نمی‌اَرزدکه تیرِ آهی بُگشاید از دلی محزون
 محمدتقی بهار
گشوده دهان طاق کسری و گویدچه شد تاج‌وتختِ انوشیرَوانی
 پروین اعتصامی

جستارهای وابسته

منابع

  • علی‌اکبر دهخدا (۲۰ مرداد ۱۳۹۹). «تاج و تخت». موسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۵.
  • مقالهٔ «Throne» در دانشنامه برخط بریتانیکا (به انگلیسی)
  • ابیات پارسی دارای واژهٔ تاج‌وتخت در پایگاه گنجور