تمبر های پست اتحاد جماهیر شوروی

تمبرهای اتحاد جماهیر شوروی بین سال‌های ۱۹۲۳ تا ۱۹۹۱ مورد استفاده بودند. آنها با عبارت روسی Почта СССР به معنای پست اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی (تحت نظر کمیسریای خلق ارتباطات) نشاندار می‌شدند. در میان مجموعه داران تمبر، تمبرهای شوروی همواره محبوب بوده‌اند زیرا گسترهٔ وسیعی از نمادهای تاریخی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نخستین دولت سوسیالیستی جهان را نشان می‌دهند.

تمبری از ولادیمیر لنین ۱۹۶۴

طراحان سرشناس تمبرهای پستی شوروی ایوان دوباشف (طراح نخستین تمبر دارای پرتره (تک چهره) ی لنین در ۱۹۲۴) و واسیلی زاویالف بودند. در میانهٔ دههٔ ۱۹۷۰ بیش از ۴۰۰۰ تمبر مختلف در شوروی طراحی شد. در ۱۹۷۰ وزارت ارتباطات شوروی دفترچه ای از تمبرهای گردآوری شده بین ۱۹۱۸ تا ۱۹۶۹ را منتشر کرد. این مجموعه‌ها به شکل سالانه و ماهانه از سوی مراکز دولتی که موظف به گردآوری و آرشیو کردن آنها بودند مورد چاپ قرار می‌گرفتند.

نخستین تمبرها

اولین تمبرهای شوروی را گئورگی پاشکف طراحی کرد که در ۱۹۲۳ به مناسبت اولین رویداد کشوری صنایع دستی و کشاورزی در شوروی مورد بهره‌برداری قرار گرفتند.

تمبرهای نهایی و رسمی

اولین نسخهٔ رسمی و نهایی تمبرهای شوروی در اکتبر ۱۹۲۳ با نام «استاندارد طلایی» رونمایی شدند. طراح آنها ایوان دیمیتریویچ ایوانف، موضوعاتی مانند تودهٔ کارگران، ارتش سرخ و سربازان را مورد تأکید قرار داده بود. برنامهٔ شوروی مبنی بر فروش تمبرهای بیشتر در بازار جهانی بود. به این ترتیب اعتبار بزرگی از سوی دولت شوروی به سختی تأمین شد و در اختیار ناشران قرار گرفت تا بر روی استفاده‌های بین‌المللی سرمایه‌گذاری شود.

گذر زمان باعث افزایش تعداد و طرح این تمبرها شد. افزایش ارزش این تمبرها در تعرفه‌های پست داخلی اثرگذار بود. برای مثال، بیشتر تمبرهای جدید در سال‌های ۱۹۳۹ و ۱۹۴۰ ارزشی بین ۱۰ تا ۳۰ کوپک (نوعی سکهٔ روسی که هر ۱۰۰ واحد آن برابر یک روبل است) داشتند که بالاتر از تعرفه‌های رایج و استاندارد پست داخلی بود.

مهم‌ترین موضوعی که در بیشتر تمبرها نمایان بود حزب کمونیست شوروی بود. این تمرکز به دو شکل ابراز می‌شد:

  1. چاپ تمبر از تصویر اعضای حزب (درگذشته یا زنده)
  2. نوشتن شعارها و اهداف حزب روی تمبر

ولادیمیر لنین رایج‌ترین شخصیت نقش بسته روی تمبرها بود. نخستین تمبر از او پس از درگذشتش و در ژانویهٔ ۱۹۲۴ چاپ شد. تصاویر دوران مختلف زندگی اعضای حزب نیز گاهی برای تأکید بر پیوستگی و همبستگی اعضای دولت‌ها چاپ می‌شد. مانند آنچه در مجموعه ای از تمبرهای میخائیل کالینین در ۱۹۳۵ رخ داد. تصاویر او به مناسبت بزرگداشت ۶۰امین سالگرد تولدش در چند وضعیت مانند کارگر، کشاورز و سخنران بر روی تمبرها نقش بسته بودند. این تصاویر کالینین یادآور پویایی و تداوم جنبش کارگری - دهقانی در کردار و عقاید دولت شوروی بود: کارگر، کشاورز و حزب کمونیست.

این رویکرد به صورت جهانی رایج بود و برای نهادینه کردن نمادین شخصیت‌هایی به کار می‌رفت که بر مسند قدرت بودند.

شعارهای حزب که روی تمبر قرار می‌گرفت به مرور زمان دستخوش تغییرات شدند؛ مثلاً در دههٔ ۱۹۲۰ تاکیدهایی بر برنامهٔ اقتصادی نو لنین (نِپ) صورت می‌گرفت و این برای آن بود که تغییر موضع حزب در ۱۹۲۹ شفاف تر باشد. امّا هنگامی که ژوزف استالین بر جای لنین تکیه زد سیاست صنعتی سازی اجباری در پیش بود و نپ به کلی منسوخ شده بود. در این دوره تأکید بیشتر بر نمادهای صنعتی و کشاورزی مورد نظر استالین بود؛ مثلاً تمبرهای ۱۰ کوپکی دنباله‌هایی از تراکتورها بودند در حالی که شعار «بگذارید ما برداشت را تا ۳۵٪ افزایش دهیم.» را سر می‌دادند. نوشتهٔ تمبرهای ۲۰ کوپکی «فلز بیشتر، ماشین بیشتر!» بود. تمبرهای ۲۸ کوپکی یک کورهٔ ذوب آهن را نشان می‌دادند که بر روی آن نوشته شده بود: «آهن، ۸ میلیون تُن»

پس از جنگ جهانی دوم، دولت در تمبرها بر بازسازی اقتصاد و استقلال اقتصادی و خودکفایی تأکید می‌کرد. در یک تمبر سال ۱۹۴۶ چنین نوشته شده بود: «به کشور سالانه ۱۲۷ میلیون تن غله تقدیم کنید»، «۶۰ میلیون تن نفت»، «۶۰ میلیون تن فولاد» و «۵۰ میلیون تن چدن»

شعارهای قهرمانانه و غرور آمیز استالین در مورد خودکفایی و استقلال اقتصادی در سال‌های پس از استالین جایگزین شدند. در این دوران کنگره‌های حزب و اسناد و … بر روی تمبرها اعلان می‌شدند؛ مثلاً تصمیم‌های گرفته شده در ۲۲ امین کنگرهٔ حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۶۲ بر روی تمبرها قرار گرفتند.

سیاست‌های خروشچف، اصلاحات گورباچف و … دیگر مصادیق مهم در تمبرها بودند.

سرقت فرهنگی

سرقت و به نام خود زدن فرهنگ ایران که امروزه توسط کشورهای پسا - شوروی مثل حوزهٔ قفقاز و آسیای مرکزی رخ می‌دهد ریشه در سیاست‌های شوروی در مورد فرهنگ دارد. (مثل تغییر خط، سلطهٔ فرهنگی بر قومیت‌ها، روسی سازی و …) یکی از پرتکرارترین موضوعات تمبرهای شوروی چاپ تصویر دانشمندان و شاعران شهیر ایرانی بود تا از این طریق آنها را به نام خود مصادره کنند. متأسفانه امروزه نیز شاعرانی مثل نظامی گنجوی و رودکی صرفاً به خاطر آنکه در شهرهای سرزمین‌های جدا شده از ایران قرار دارند توسط دولت‌های آذربایجان و تاجیکستان و ازبکستان مورد ادعا هستند و سکوت فعالان فرهنگی ایران به تثبیت این دروغ بزرگ در مجامع بین‌المللی کمک می‌کند و واضحاً به زیان فرهنگ و ادب کشور کهن ایران است. مولوی، بابک خرمدین و … نیز به ترتیب توسط ترکیه و نخجوان (تحت نفوذ آذربایجان) مورد ادعا بوده‌اند در حالی که به وضوح تمام ایشان کاملاً ایرانی هستند و نمی‌شود آنها را زیر چتر هویت جعلی غیرایرانی قرار داد.

اشعار نظامی گنجوی (که همگی فارسی هستند) در دههٔ نود توسط دولت جمهوری آذربایجان از روی سازهٔ آرامگاه او حذف شدند.

منابع