تنگری

املای تنگری ( 𐱅𐰭𐰼𐰃 - tengri) با خط ترکی باستان

تِنگری (بابِل باستان: دینگیر:𒀭؛ ترکی باستان: 𐰚𐰇𐰚: 𐱅𐰭𐰼𐰃؛ ترکی استانبولی: Tanrı؛ اویغوری: ته‌ڭری) یا تانری[۱] یکی از نام‌های خدای مردمان اولیه تُرک و مردمان مغول بوده‌است. عبادت تنگری را تنگریسم گویند. شخصیت‌های اصلی این دین، پدر آسمانی (Tengri/Tenger Etseg) و مادر زمینی (Eje/Gazar Eej) است. در خصوص این واژه در لغت نامه دهخدا چنین توضیح داده شده: در زبان تُرکی نام حق تعالی است، نام خدای تعالی نزد تُرکان دور، و تُرکان نزدیک تانری گویند.[۱]

تاریخ

مهر از نامه گیوک خان به پاپ اینوسنت چهارم، ۱۲۴۶. در چهار کلمه اول، از بالا به پایین، از چپ به راست، "möngke ṭngri-yin küčündür"-"تحت قدرت آسمان ابدی" نوشته شده‌است.

شکل تُرکی تنگری (Tengri)، در کتیبه‌های اورخون قرن هشتم به شکل ترکی باستان به صورت 𐱅𐰭𐰼𐰃 ثبت شده‌است. در ترکی امروزی، کلمه مشتق شده "Tanrı" (تانری) به عنوان کلمه عمومی «خدا» یا به عنوان خدای ابراهیمی استفاده می‌شود و امروزه توسط مردم ترکیه برای اشاره به خدا کاربرد دارد.[۲] تنگری خدای ملی گوک‌تُرک‌ها بوده که به عنوان «خدای تُرک‌ها» (Türük Tängrisi) توصیف شده‌است.[۳] خان‌های گوک‌تُرک قدرت خود را بر اساس دستورهای تنگری بنا نمودند.[۴]

در ادبیات فارسی

انوری

آنکه بر لوح زبانها خط اول نام اوست این همی گوید اله آن ایزد و آن تنگری

عطار نیشابوری

تذکرة الأولیاء، ذکر بایزید بسطامی رحمة الله علیه:

"ترکمانی‌ام هفتاد ساله، موی در گبری سفید کرده. از بیابان اکنون برمی‌آیم و تنگری تنگری می‌گویم. الله الله گفتن اکنون می‌آموزم، زنار اکنون می‌برم، قدم در دایره اسلام اکنون می‌زنم، زبان به شهادت اکنون می‌گردانم کار توبه به علت نیست "

مولانا(مولوی):

تُرک تویی ز هندوان چهره تُرک کم طلب / ز آنک نداد هند را صورت تُرکِ تَنگری

معنی: زیبارو تو هستی، از هندوان چهره زیبا کمتر بخواه / زیرا قشنگی یا کاریزمایی چهره ترکان تنهاوَش(تک) هست و گویی خدایی می کند که خدای ترکان(تنگری) به هندی‌ها نداده است

اسطوره‌شناسی

تنگری خدای اصلی پانتئون ترکان بود که از دینگری بابلیان باستان وابسته به ایران باستان الگو گرفته است که کره آسمانی را هدایت می‌کرد.

تنگری شبیه به خدای آسمان هندواروپایی، *Dyeus ، در نظر گرفته می‌شود و ساختار دین بازسازی‌شده‌ی پروتو-هندو-اروپایی به دین ترک‌های اولیه نزدیک‌تر است زیرا از مردمان باستان ایران به شما می رفتند تا به دین هر مردمی از دوران باستان خاور نزدیک یا مدیترانه.

در کاربرد ترکی مسیحی، تنگری برای پدر عیسی به کار می‌رود که از او با عنوان «تنگری اوغلی» (پسر خدا) و «ماشیا تنگری» (خدای مسیح) یاد می‌شود.

تانگری همچنین با الله و خدا مقایسه می‌شود. جدا از تأثیرات مذهبی خارجی، تا آنجا که امروزه می‌دانیم، مفهوم اصلی ترکی از تنگری، مفهوم «بهشت» یا روحی حاکم بر آسمان بود. این روح احتمالاً به عنوان نوعی نیرو تصور می‌شد که برابر «مانا» در قوم‌شناسی مدرن است. [۵]

مهمترین گواه معاصر پرستش تنگری در کتیبه‌های ترکی باستان اورخون یافت می‌شود که مربوط به اوایل قرن هشتم میلادی است.این کتیبه‌ها که به خط موسوم به اورخون نوشته شده‌اند ولی خطی شبیه به رونی اسکاتلندی دارند، شرحی از ریشه‌های اساطیری ترک‌ها را ثبت می‌کنند.کتیبه‌ای که به کول تیگین تقدیم شده است شامل این عبارات است (به ترجمه ارائه شده توسط کمیته زبان وزارت فرهنگ و اطلاعات جمهوری قزاقستان ): «هنگامی که آسمان آبی [تنگری] در بالا و زمین قهوه‌ای در پایین آفریده شدند، بین آنها انسانی آفریده شد. اجداد من بومین کاگان و ایستمی کاگان بر انسان‌ها حکومت کردند. آنها بر مردم طبق قوانین ترکی حکومت کردند، آنها را رهبری کردند و موفق شدند» (صفحه ۱، سطر ۱)؛ «تنگری مرگ را می‌آفریند. همه انسان‌ها برای مردن آفریده شده‌اند» ( ترکی باستان: Öd Teŋri yasar kisi oγlu qop ölgeli törürmis ) )، (صفحه ۲، سطر ۹)؛ «تو از دنیا رفتی (به معنای واقعی کلمه: 'پرواز کردی') تا اینکه تنگری دوباره به تو زندگی ببخشد» (صفحه ۲، سطر ۱۴). خاقان‌هایی که به اراده‌ی تنگری فرمانروایی می‌کنند، به اندیشه قوم ترک باستان معتقد بودند و این افکار را در متون کتیبه‌های اورخون و سُغدی مانوی به شکل زیر حفظ کردند: «من، ترک تنگری‌مانند و زاده‌ی تنگری، بیلگه کاغان ، در این زمان به تخت سلطنت نشستم» ( ترکی باستان: Teŋiriteg Teŋiride bolmuš Türük Bilge Qaγan bü ödüke olurtum ) ). [۶]

در یکی از اسطوره‌های ترکی ، تنگری یک غاز سفید و خالص است که دائماً بر فراز پهنه بی‌پایان آب، که نمایانگر زمان است، پرواز می‌کند. در زیر این آب، آک آنا (مادر سفید) او را صدا می‌زند و می‌گوید "آفرینش کن". تانگری برای غلبه بر تنهایی خود، اِر کیشی را خلق می‌کند که به پاکی و سفیدی تانگری نیست و آنها با هم جهان را بنا می‌کنند.

به مانند آیین زروان: اهریمن و اهورامزدا

ار کیشی به شخصیتی اهریمنی تبدیل می‌شود و می‌کوشد مردم را گمراه کند و آنها را به تاریکی خود بکشاند.

تانگری نام تانگری اولگن را بر خود می‌گیرد و به بهشت می‌رود و از آنجا سعی می‌کند از طریق حیوانات مقدسی که در میان آنها می‌فرستد، مردم را راهنمایی کند.

آک تنگری‌ها طبقه پنجم بهشت را اشغال کرده‌اند. کاهنان شمن که می‌خواهند به تنگری اولگن برسند، هرگز از این سطح بالاتر نمی‌روند، جایی که خواسته‌های خود را به راهنمایان الهی منتقل می‌کنند. بازگشت به زمین یا به سطح انسان در ظرفی به شکل غاز انجام می‌شود. [۷]

جستارهای وابسته

منابع

  1. 1 2 «موسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی». ص. نام خدای تعالی نزد ترکان دور، و ترکان نزدیک تانری و تاری گویند٫ (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). بایگانی‌شده از اصلی در ۲۴ اوت ۲۰۲۱. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۸-۲۴.
  2. Tokarev, A. et al. 1987–1988. Mify narodov mira.
  3. Jean-Paul Roux, Die alttürkische Mythologie, p. 255.
  4. Käthe Uray-Kőhalmi, Jean-Paul Roux, Pertev N. Boratav, Edith Vertes. "Götter und Mythen in Zentralasien und Nordeurasien"; section: Jean-Paul Roux: "Die alttürkische Mythologie" ("Old Turkic Mythology") ISBN 3-12-909870-4.
  5. Büchner, V.F. and Doerfer, G., “Tañri̊”, in: Encyclopaedia of Islam, Second Edition, Edited by: P. Bearman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel, W.P. Heinrichs. Consulted online on 18 January 2023 doi:10.1163/1573-3912_islam_SIM_7392 First published online: 2012 First print edition: شابک ۹۷۸۹۰۰۴۱۶۱۲۱۴, 1960-2007
  6. Ayanovna, Nakhanova Lyazzat (2014). "The Role of Old Turkic Place Names in Teaching History". Procedia - Social and Behavioral Sciences. 141: 1054–1061. doi:10.1016/j.sbspro.2014.05.177.
  7. Göknil, Can. "Creation myths from Central Asia to Anatolia". Yapı Kredi Art Galleries, 1997. بایگانی‌شده در ۳ دسامبر ۲۰۰۹ توسط Wayback Machine