تومار

تومار در دو معنی کاربرد دارد:

معنی طومار :طومار که لوله ایست از سیم یا زر و در آن تعویذ نهاده بر گردن بندند دفتر درازنامه صحيفه عريضه كتاب تومار مكتوب منشور نامه نوشته تلفظ طومار /tumAr/ طومار (فرهنگ عمید): کته پوستی طویل که بر آن مینگارند طومار (گویش مازندرانی): تیمار، پرستاری، تیمار کردن اسب و الاغ طومار (فرهنگ فارسی هوشیار): دفتر اعمال شخصی در روز قیامت، طومار در لغتنامه دهخدا تومار. (اِ) طومار. (دهار). طومار، که لوله ای است از سیم یا زر در آن تعویذ نهاده بر گردن بندند. کتاب و نامه و جریده و دفتر و فهرست و دفتر اعمال شخص در روز قیامت. (ناظم الاطباء). فرهنگ فارسی معین [ معر – یو. ] (اِ.) 1 – نامه ، دفتر. 2 – نوشتة دراز. سایر واژه های مشابه [ گویش مازنی ] /toomaar/ تیمار – پرستاری – تیمار کردن اسب و الاغ تومار قامیش : دهی از دهستان گل تپه فیض الله بیگی است که در بخش مرکزی شهرستان سقز واقع است نه تومار [ گویش مازنی ] /ne toomaar/ : واحدی در سطح معادل ۵۰۰ متر مربع کانی تومار :دهی است از دهستان آختاچی بخش حومه شهرستان مهاباد تومار (پرتغال) نام شهری است در کشور پرتغال. ریشه کلمه طومار طومار، کاغذ نوشته‌های لوله‌شده را می‌گویند. کلمه طومار عربی شده واژه‌ای یونانی و به معنی نامه، کتاب، دفتر، صحیفه، مکتوب، نوشته دراز، نوشته لوله کرده، و لوله کاغذ درنوردیده‌است. طوماری، صفت نسبی به معنی خط و قلم جلی (قلم درشت) و در مقابل قلم غباری (قلم و خط بسیار ریز) است .