جامعهپذیری جانوران
| حوزهٔ | تربیت حیوانات |
|---|
جامعهپذیری جانوران فرایند آموزش جانوران است تا بتوان آنها را در پیوند نزدیک با انسان نگه داشت.
سگها

دورهٔ بحرانی جامعهپذیری در حدود سههفتگی آغاز میشود و تا دوازده تا چهارده هفتگی ادامه مییابد. در این زمان تولهها به مرحلهٔ بعدی رشد، یعنی دورهٔ نوجوانی، وارد میشوند.[۱] این دوره زمانی است که تولهها پیوندهای اجتماعی ایجاد میکنند، به کاوش میپردازند و میآموزند چه وقت و چگونه با ترس مواجه شوند.[۲] افزون بر این، در همین مرحله باید به آنها آموخت چگونه به تغییرات محیطی واکنش مناسب نشان دهند و خود را برای بزرگسالی آماده کنند.[۳] خوگیری فرایندی است که طی آن توله به محرکهای محیطی عادت میکند و آنها را بیخطر تلقی کرده و نادیده میگیرد.[۴] شخصیت آیندهٔ توله در همین دوره بهشدت شکل میگیرد. خُلقوخو و منش او نیز در این دوره پرورش مییابد و بر کل زندگیاش اثرگذار خواهد بود. در این زمان، هر پنج حس از طریق تماس تدریجی با مناظر، صداها، مزهها، بوها و لمس اشیای پیرامون تحریک و پرورش مییابند.[۵]
از بدو تولد لازم است تماس انسان با تولهها مکرر و آرام باشد؛ از نوازش ساده و ملایم گرفته تا حضور عادی انسانها در کنار تولهها هنگام انجام کارهای روزمره. با افزایش سن، هرچه تولهها بیشتر در معرض سگهای دیگر، افراد دیگر و موقعیتهای گوناگون قرار گیرند، جامعهپذیری آسانتر شکل میگیرد. سگهایی که از همان آغاز با سگها و گونههای دیگر (بهویژه انسانها) خو گرفتهاند، بسیار کمتر پرخاشگر میشوند یا از «گاز گرفتن ناشی از ترس» رنج میبرند.
اگر دورهٔ بحرانی جامعهپذیری مختل شود، رشد شناختی تولهها آسیب میبیند. پیامدهای فیزیولوژیکی این اختلال میتواند موجب شود سگ بالغ نتواند در برابر محیطها، موقعیتها یا افراد جدید واکنش مناسبی نشان دهد.[۶] در چنین مواردی مشکلات رفتاری نیز پدید میآید. پرخاشگری، اجتناب و ترس تنها بخشی از پیامدهای نبودِ جامعهپذیری در دورهٔ بحرانی است.[۷] برآورد شدهاست که از هر چهار سگ بالغ، یکی دستکم یک مشکل رفتاری دارد.[۴] سگها معمولاً نزدیکترین جانوران به انسان بهشمار میروند و پیوندی عمیق با او برقرار میکنند.[۸] از اینرو، آموزش کافی برای حفظ ایمنی هر دو طرف بسیار مهم است.
سگها جامعهپذیری را در این دورهٔ بحرانی از دو راه اصلی تجربه میکنند: فعال و منفعل.[۵] فعال زمانی است که انسانها آگاهانه توله را به فرد یا موقعیت تازهای معرفی میکنند (مانند کلاس اطاعت یا سوارشدن به خودرو). اما منفعل هنگامی است که توله خود بهطور ناخواسته با محرک تازهای روبهرو میشود (مثلاً حشرهای در حیاط یا شیئی تازه در خانه).[۵]
سگها معمولاً از دو راه میآموزند: از طریق همبستگی و از طریق پیامد.[۷] یادگیری از راه همبستگی همان شرطیسازی کلاسیک است و یادگیری بر پایهٔ پیامد را شرطیسازی کنشی مینامند. در جامعهپذیری توله، شرطیسازی کلاسیک یعنی همراه کردن چیزی مطلوب با محرکی در محیط.[۷] در مقابل، شرطیسازی کنشی یعنی توله برای رسیدن به خواستهٔ خود کاری را انجام میدهد.[۷] این دو نوع یادگیری میتوانند همزمان رخ دهند و توله بیاموزد که به یک محرک هم پاسخ درونی بدهد و هم پاسخ بیرونی. از سوی دیگر، توله میتواند بیاموزد بهطور فعال از موقعیتی ناخوشایند دوری کند.[۷]
آزمایشهای جامعهپذیری
با استفاده از تولهسگ
پژوهشگران فاکس و استلزْنر[الف] آزمایشی دربارهٔ جامعهپذیری بر روی تولهسگهای یک گونه انجام دادند. یافتهٔ اصلی این پژوهش نشان داد که تولههایی که دیرتر (در ۱۲ هفتگی) از مادر جدا شدند، مهارتهای اجتماعی بهتری داشتند. این نتیجه ثابت میکند که آغاز زندگی تولهسگ زمانی بسیار مهم برای جامعهپذیری است و بر گرایشهای اجتماعی آنها در تمام عمر اثر میگذارد.[۹]
هنسی، موریس و لیندن[ب] آزمایش دیگری انجام دادند که در آن زندانیان، نگهدارندگان سگهای پناهگاه بودند. این پژوهشگران دریافتند سگهای گروه آزمایش کمتر از سگهای گروه کنترل بر سر انسانهای ناآشنا میپریدند یا پارس میکردند. همچنین، سگهای جامعهپذیر نسبت به فرمانها واکنشپذیرتر بودند. پژوهشگران بر این باورند که با جامعهپذیری مؤثرتر، شمار بیشتری از سگهای پناهگاه میتوانند به فرزندخواندگی پذیرفته شوند.[۱۰]
باتاگالیا[پ] ادعا میکند که در نخستین سال زندگی توله، سه دورهٔ مهم وجود دارد. یافتههای او نشان میدهد اگر تولهها در چند ماه اول زندگی از سوی انسانها تحریک و مورد توجه قرار گیرند، در بزرگسالی کمتر دچار استرس خواهند شد و بهتر جامعهپذیر میشوند. او این نکته را برای پرورشدهندگان سگ بسیار مهم میداند تا آیندهٔ بهتری برای تولهها فراهم کنند.[۱]
با استفاده از تولهسگ و تولهگرگ
در پژوهشی که توسط تاپال، گاچّی، میکلُوشی، ویرانی، کوبینی و چانی[ت] انجام شد، گرایشهای اجتماعی ذاتی تولهسگها و تولهگرگها با هم مقایسه گردید. یافتهٔ آنان نشان داد تولهسگها به صاحبان خود دلبستگی نشان میدهند و نسبت به آنان واکنشپذیرتر از یک فرد ناآشنا هستند؛ اما تولهگرگها چنین تفاوتی را نشان ندادند. پژوهشگران نتیجه گرفتند که این تفاوت، ریشهٔ ژنتیکی میان دو گونه دارد.[۱۱]
این شش پژوهشگر در آزمایش بعدی کوشیدند به پرسش «چرا؟» پاسخ دهند. آنها دریافتند سگها در یافتن غذای پنهان و انجام تکلیف آموختهشده موفقتر از گرگها هستند. مهمترین مشاهدهٔ آنان این بود که سگها به چشمان انسان نگاه میکنند، گویی به دنبال سرنخ هستند؛ اما گرگها به چهرهٔ انسانها نگاه نمیکردند. آنان نتیجه گرفتند که این نیز یک تفاوت ژنتیکی میان دو گونه و حاصل فرایند تکامل است.[۱۲]
میمونها
میمونها اغلب به دلیل نزدیکی تکاملی با انسان مورد مطالعه قرار میگیرند. همانند انسان، برخی میمونها با افزایش سن گرایش کمتری به فعالیت اجتماعی نشان میدهند. پژوهشها نشان داده است که مادههای مسنتر زمان کمتری را صرف تیمار (لیسیدن و پاککردن موها) میکنند و تعامل کمتری با دیگران دارند، در مقایسه با افراد جوانتر.[۱۳]
آزمایشهای جامعهپذیری
برنشتاین و اهارت[ث] آزمایشی دربارهٔ رفتار پرخاشگرانه در میمون رزوس انجام دادند. آنان دریافتند که میمونها پرخاشگری بیشتری نسبت به خویشاوندان خود در مقایسه با غیر خویشاوندان نشان میدهند، و این پرخاشگری اغلب از سوی خویشاوندان بزرگتر نسبت به خویشاوندان جوانتر بروز مییابد. این یافته از این فرضیه پشتیبانی میکند که پرخاشگری ابزاری در فرایند جامعهپذیری و اصلاح رفتارهای نامناسب در میمونهای نابالغ است. اگر شدت پرخاشگری فقط در حد اصلاح رفتار باشد، میتواند به افزایش بقای کل خویشاوندان کمک کند.[۱۴]
در سال ۱۹۸۰، برمن[ج] رابطهٔ مادر-نوزاد در میمونهای رزوس را هم در طبیعت و هم در اسارت بررسی کرد. او شباهتهای بسیاری میان این دو شیوهٔ فرزندپروری یافت، اما برخی تفاوتهای جزئی نیز مشاهده شد. مادران در اسارت بیشتر حالت محافظتی داشتند و کمتر اجازه میدادند نوزاد از کنترلشان خارج شود. تفاوت اصلی این بود که در طبیعت، حضور خویشاوندان به جامعهپذیری نوزاد کمک میکرد، در حالی که مادر در اسارت چنین پشتوانهای نداشت. این امر نشان میدهد که عوامل محیطی میتوانند بر جامعهپذیری اولیهٔ نوزادان رزوس اثر بگذارند.[۱۵]
مشاهده شده است که جامعهپذیری در سنین پایین میتواند بر رفتار جنسی میمونهای رزوس بالغ اثر بگذارد؛ این موضوع در پژوهشی توسط گوی، والن و گلدفوت[چ] نشان داده شد. چنین پدیدهای در موشها و جانوران کوچک کمتر دیده میشود، اما در نخستیها برجستهتر است. این میمونها حتی در حضور فرصت جنسی طبیعی نمیتوانند رفتار عادی داشته باشند، زیرا دچار اختلالهای عاطفی هستند که معمولاً بر آنها غلبه نمیکنند.[۱۶]
از آنجا که مطالعهٔ زندگی کودکان منزوی بسیار دشوار است، پژوهشگران به بررسی تأثیر انزوای کامل بر میمونهای رزوس روی آوردند. نخستین واکنش میمونهای کاملاً منزوی به محرک، ترس یا پرخاشگری بود. آنها هیچیک از مهارتهای عادی اجتماعی-هیجانی را نمیآموزند. وقتی این میمونها در تماس با یک گروه قرار میگیرند، نمیدانند چگونه تعامل کنند و توانایی بقا در گروه را نخواهند داشت.[۱۷]
همچنین ببینید
پانویس
- ↑ مایکل فاکس (Michael W. Fox) دامپزشک و پژوهشگر رفتار جانوران است.
- دی. استلزْنر (D. Stelzner) همکار او در یکی از پژوهشهای دههٔ ۱۹۶۰ دربارهٔ جامعهپذیری تولهسگها بوده است.
- ↑ این سه پژوهشگر عبارتاند از:
- مایکل بی. هنسی (Michael B. Hennessy)،
- فران لیندن (Fran Linden) که در زمینهٔ رفتارشناسی جانوران و بهویژه برنامههای جامعهپذیری سگهای پناهگاه پژوهش کردهاند.
- ↑ کارمن اِل. باتاگالیا (Carmen L. Battaglia) پژوهشگر و نویسنده در زمینهٔ رفتارشناسی و پرورش سگهاست که بهویژه دربارهٔ دورههای حساس رشد و اهمیت تحریک و جامعهپذیری در تولهسگها مطالعه و انتشار داشته است.
- ↑ József Topál* Márta Gácsi* Ádám Miklósi* Zsófia Virányi* Enikő Kubinyi* Vilmos Csányi*
- ↑ Irwin S. Bernstein** Carolyn Ehardt
- ↑ نام کامل: Carol M. Berman؛ پژوهشگر رفتارشناسی نخستیها که بهویژه روی روابط مادر-نوزاد در میمون رزوس مطالعه کرده است.
- ↑ Robert W. Goy** Kim Wallen** David A. Goldfoot
منابع
- 1 2 Battaglia, Carmen L. (2009). "Periods of Early Development and the Effects of Stimulation and Social Experiences in the Canine". Journal of Veterinary Behavior. 4 (5): 203–210. doi:10.1016/j.jveb.2009.03.003.
- ↑ Lord, Kathryn (2013). "A Comparison of the Sensory Development of Wolves (Canis lupus lupus) and Dogs (Canis lupus familiaris)". Ethology. 119 (2): 110–120. doi:10.1111/eth.12044.
- ↑ "Social Behavior of Dogs – Behavior". Merck Veterinary Manual (in American English). Retrieved 2021-03-15.
- 1 2 Appleby, David. "Puppy Socialisation and Habituation (Part 1) Why is it Necessary?". Association of Pet Behaviour Counsellors (APBC). Archived from the original on 1 دسامبر 2016. Retrieved 1 اكتبر 2025.
{{cite web}}: تاریخ وارد شده دررا بررسی کنید (کمک)|access-date= - 1 2 3 "What is Puppy Socialization Anyway?". Dog Training Central.
- ↑ Donovan, Jane. "Puppy Socialization: When, Why and How to do it Right". American Kennel Club.
- 1 2 3 4 5 Bindoff, Aidan. "How to Socialize Your Puppy". Karen Pryor Clicker Training.
- ↑ Scott, J. P. (January 1958). "Critical Periods in the Development of Social Behavior in Puppies". Psychosomatic Medicine. 20 (1): 42–54. doi:10.1097/00006842-195801000-00005. PMID 13505986. S2CID 12487544.
- ↑ Fox, M.W.; Stelzner, D. (1967). "The effects of early experience on the development of inter and intraspecies social relationships in the dog". Animal Behaviour. 15 (2–3): 377–386. doi:10.1016/0003-3472(67)90024-3. PMID 6030963.
- ↑ Hennessy, Michael B.; Morris, Angela; Linden, Fran (2006). "Evaluation of the effects of a socialization program in a prison on behavior and pituitary–adrenal hormone levels of shelter dogs". Applied Animal Behaviour Science. 99 (1–2): 157–171. doi:10.1016/j.applanim.2005.09.011.
- ↑ Topál, József; Gácsi, Márta; Miklósi, Ádám; Virányi, Zsófia; Kubinyi, Enikő; Csányi, Vilmos (2005). "Attachment to humans: A comparative study on hand-reared wolves and differently socialized dog puppies". Animal Behaviour. 70 (6): 1367–1375. doi:10.1016/j.anbehav.2005.03.025. S2CID 15015741.
- ↑ Miklósi, Ádám; Kubinyi, Enikö; Topál, József; Gácsi, Márta; Virányi, Zsófia; Csányi, Vilmos (2003). "A simple reason for a big difference: wolves do not look back at humans, but dogs do". Current Biology. 13 (9): 763–766. doi:10.1016/S0960-9822(03)00263-X. PMID 12725735.
- ↑ "Older monkeys socialize less". Nature. 534 (7609): 593. 2016. doi:10.1038/534593b.
- ↑ Bernstein, Irwin S.; Ehardt, Carolyn (1986). "The influence of kinship and socialization on aggressive behaviour in rhesus monkeys (Macaca mulatta)". Animal Behaviour. 34 (3): 739–747. doi:10.1016/S0003-3472(86)80057-4. S2CID 53148906.
- ↑ Berman, Carol M. (1980). "Mother-infant relationships among free-ranging rhesus monkeys on Cayo Santiago: A comparison with captive pairs". Animal Behaviour. 28 (3): 860–873. doi:10.1016/S0003-3472(80)80146-1. S2CID 54271865.
- ↑ Goy, Robert W.; Wallen, Kim; Goldfoot, David A. (1974). "Social Factors Affecting the Development of Mounting Behavior in Male Rhesus Monkeys". Reproductive Behavior. Advances in Behavioral Biology. Vol. 11. pp. 223–247. doi:10.1007/978-1-4684-3069-1_10. ISBN 978-1-4684-3071-4. PMID 4475645.
- ↑ Harlow, Harry F.; Dodsworth, Robert O.; Harlow, Margaret K. (1965). "Total social isolation in monkeys". Proceedings of the National Academy of Sciences. 54 (1): 90–97. Bibcode:1965PNAS...54...90H. doi:10.1073/pnas.54.1.90. JSTOR 72996. PMC 285801. PMID 4955132.
- تربیت جانوران
- اجتماعی شدن