جرج هریمن

جرج هریمن
یک طراحی سیاه‌وسفید از مردی با کلاه لبه‌دار که پشت میز طراحی نشسته و دست راستش را روی پیشانی‌اش گذاشته است. او در دست راستش سیگاری دارد و اطرافش را شخصیت‌های کارتونی گرفته‌اند: موشی روی کلاهش، پرنده‌ای با منقار بلند که از بالای شانه چپش نگاه می‌کند، گربه‌ای روبه‌رویش، و سگی در سمت راست او.
خودنگاره
زادهٔجرج جوزف هریمن
۲۲ اوت ۱۸۸۰
نیواورلئان، ایالات متحده آمریکا
درگذشتهٔ۲۵ آوریل ۱۹۴۴ (۶۳ سال)
لس آنجلس، ایالات متحده آمریکا
ملیتآمریکایی
فعالیتکاریکاتوریست
آثار مهم
کریزی کت (۱۹۱۳–۱۹۴۴)
همسرمیبل لیلیان بریج (ا. ۱۹۰۲–۱۹۳۱)
فرزندان۲
امضا
امضای جرج هریمن
یک عکس سیاه‌وسفید از شش مرد جوان تا میانسال، همه با پیراهن سفید، کراوات تیره و جلیقه.
کارکنان بخش کارتون روزنامه نیویورک ژورنال-امریکن (۳ ژانویه ۱۹۱۱)
بالا، از چپ: گاس ماگر، چارلز ولینگتون، هریمن
پایین، از چپ: هری هرشفیلد، آیک اندرسون، تد دورگان

جرج جوزف هریمن سوم (انگلیسی: George Herriman؛ ۲۲ اوت ۱۸۸۰۲۵ آوریل ۱۹۴۴) کارتونیست، کاریکاتوریست و طراح اهل ایالات متحده آمریکا بود که بیش از همه به‌خاطر کمیک استریپ کریزی کت (۱۹۱۳–۱۹۴۴) شناخته می‌شود. کِریزی کَت بیش از آن‌که محبوب عامه باشد، اثری تأثیرگذار بود و در میان اهل هنر مخاطبانی قدرشناس داشت. مقاله گیلبرت سلدز با عنوان «کریزی کتی که به‌تنهایی راه می‌رود» نخستین نمونه‌ای بود که در آن منتقدی از هنرهای والا به یک کمیک استریپ توجهی جدی نشان داد. مجله کامیکس جورنال این کمیک را در صدر فهرست بزرگ‌ترین کمیک‌های قرن بیستم قرار داد. آثار هریمن تأثیری اساسی بر کارتونیست‌هایی چون الزی کریسلر سگار، ویل آیزنر، چارلز شولتس، رابرت کرام، آرت اسپیگلمن، بیل واترسن، کریس وِر و والت کلی گذاشته است.

هریمن در نیواورلئانِ[۱] لوئیزیانا و در خانواده‌ای کریول با تبار نژادی مختلط به دنیا آمد[۲][۳] و در لس آنجلس بزرگ شد.[۴] پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان در سال ۱۸۹۷، در صنعت روزنامه به‌عنوان تصویرگر و حکاک کار کرد. سپس به کارتون و کمیک استریپ — رسانه‌ای که آن زمان هنوز در آغاز راه بود — روی آورد و مجموعه‌ای متنوع از استریپ‌ها را ترسیم کرد تا این‌که در سال ۱۹۱۰ مشهورترین شخصیتش، کریزی کت، را در کمیک «خانواده دینگبت» معرفی کرد. کمیک روزانه کریزی کت در سال ۱۹۱۳ آغاز شد و از ۱۹۱۶ نسخه یکشنبه‌ای آن نیز منتشر می‌شد. این کمیک به‌خاطر دیالوگ‌های شاعرانه و سرشار از گویش، پس‌زمینه‌های خیال‌انگیز و متغیر، و صفحه‌آرایی‌های جسورانه و تجربی‌اش شناخته می‌شد.

در موتیف و پویایی اصلی این کمیک، ایگناتس ماوس با آجر به سوی کریزی پرتاب می‌کرد؛ آجرهایی که کتِ ساده‌دل و آندروجینی آن‌ها را نماد عشق تعبیر می‌کرد. با پیشرفت داستان، مثلث عشقی‌ای میان کریزی، ایگناتس و آفیسا پاپ شکل گرفت. پاپ مأموریت خود می‌دانست که مانع پرتاب آجرهای ایگناتس به سوی کریزی شود یا او را به‌خاطر این کار زندانی کند، اما تلاش‌هایش همواره ناکام می‌ماند، زیرا خودِ کریزی آرزو داشت با آجرهای ایگناتس هدف قرار گیرد.

هریمن بیشتر عمرش را در لس آنجلس گذراند، اما سفرهای مکرری به بیابان‌های ناواهو در جنوب‌غربی ایالات متحده داشت. او شیفته مناظر مانیومنت ولی و «می‌زای افسون‌شده» بود و شهرستان کاکانینو را محل وقوع کمیک‌های کریزی کت قرار داد. آثارش به‌طور گسترده از درون‌مایه‌ها و نقش‌مایه‌های ناواهویی و مکزیکی در برابر پس‌زمینه‌های بیابانیِ در حال تغییر بهره می‌برد. او کارتونیستی پرکار بود که شمار زیادی استریپ تولید کرد و کتاب‌های شعر دان مارکیز دربارهٔ آرچی و مهیتابل — گربه‌ای کوچه‌ای و یک سوسک — را تصویرگری کرد. غول مطبوعاتی، ویلیام راندولف هرست، از حامیان هریمن بود و با اعطای قراردادی مادام‌العمر با سندیکای کینگ فیچرز،[۵] برای او معیشتی آسوده و مجرایی پایدار برای انتشار آثارش فراهم کرد، با وجود آن‌که این آثار از محبوبیت عامه برخوردار نبودند. علیرغم عدم استقبال مردم عادی،[۶] اما هنرمندان و نویسندگان نامداری چون ویلم دکونینگ، پابلو پیکاسو و ادوین دنبی و بعدها نیز ای. ای. کامینگز، جک کرواک و اومبرتو اکو از طرفداران کریزی کت بودند.[۷]

آثار او در جاج، نیویورک دیلی نیوز،[۸] نیویورک ژورنال-امریکن[۹] و لس آنجلس تایمز منتشر شده است.

هریمن با برخی اعضای صنعت فیلم ارتباط خوبی داشت؛ او هال روچ و اعضای استودیو مانند تام مک‌نامارا و اچ.ام. واکر معروف به «بینی» را از دوران روزنامه‌کاری‌شان می‌شناخت. واکر، بهترین دوست هریمن، سرپرست نویسندگان فیلم‌های کوتاه گروه هنری دارودسته ما بود. اوایل دهه ۱۹۲۰، هریمن گاهی کمیک‌های خود را در استودیوی هال روچ ترسیم می‌کرد. او با شخصیت‌های مشهور ملاقات کرد، از جمله ویل راجرز و فرانک کاپرا، و به آن‌ها نقاشی‌های رنگ‌آمیزی‌شده دستی هدیه می‌داد.[۱۰] هریمن عاشق فیلم‌های چارلی چاپلین بود و فیلم جویندگان طلا را در مجله موشن پیکچرز کلاسیکز در اکتبر ۱۹۲۵ نقد کرد.[۱۱]

هریمن در خواب و در منزلش نزدیک هالیوود در ۲۵ آوریل ۱۹۴۴، پس از یک دوره بیماری طولانی، درگذشت.[۱۲] یک مجموعه کمیک روزانه یک هفته‌ای که به‌طور ناقص با مرکب تکمیل شده بود، روی میز طراحی او یافت شد. در گواهی فوتش، علت مرگ «سیروز کبد غیر الکلی» ذکر شد[۱۳] و با وجود تبار نژادی مختلط، نژاد او در گواهی فوتش به‌عنوان «سفیدپوست» ثبت شد.[۱۴] روزنامه نیویورک ژورنال-امریکن در صفحه اول خود اعلامیه فوت او را منتشر کرد.[۱۵] مراسم خاکسپاری او در کلیسای کوچک گل‌ها در آرامگاه فارست لان مموریال پارک برگزار شد و جمعیت کمی در آن شرکت داشتند. کارتونیست هری هرشفیلد در مراسم سخن گفت و گفت: «اگر روزی قدیسی روی زمین وجود داشت، آن جرج هریمن بود».[۱۶] بنا بر درخواست هریمن، جسد او سوزانده شد و خاکسترش بر مانیومنت ولی پراکنده گردید.[۱۷]

در ۲۵ ژوئن ۱۹۴۴، دو ماه پس از مرگ هریمن، آخرین کمیک‌های کامل کریزی کتِ او، یک نسخه یک‌صفحه‌ای در روزنامهٔ یکشنبه، منتشر شد.[۱۸] در آن زمان، ویلیام راندولف هرست معمولاً وقتی هنرمندان کمیک‌های محبوب ترک می‌کردند یا فوت می‌کردند، کارتونیست‌های جدیدی استخدام می‌کرد، اما برای هریمن استثنا قائل شد، زیرا احساس می‌کرد هیچ‌کس نمی‌تواند جای او را بگیرد.[۱۹]

هریمن به‌عنوان فردی متواضع و خودکم‌بین توصیف می‌شد و از عکس گرفتن خوشش نمی‌آمد.[۲۰] اعلامیه فوت او در نیویورک ژورنال-امریکن او را همسری وفادار و پدری دلسوز، با اندامی کوچک، خوش‌رفتار و کمک‌کننده ناشناس به خیریه‌ها توصیف کرد.[۲۱] او به دوستانش بخشنده بود و خانه اولش در هالیوود که به قیمت ۵۰٬۰۰۰ دلار خریده بود، به دوستی به قیمت ۴۰٬۰۰۰ دلار فروخت.[۲۲] هرچند شخصیتی خصوصی داشت، گفته می‌شد که میزبان سرگرم‌کننده‌ای برای دوستانش بود. گاهی در جمع‌ها سکوت می‌کرد و اغلب از اتاق خارج می‌شد تا ظرف‌ها را بشوید، کاری که می‌گفت از آن لذت می‌برد چون فرصتی برای تفکر به او می‌داد. بازی مورد علاقه‌اش پوکر بود که به‌ویژه از بازی کردن آن با دیگر کارتونیست‌ها لذت می‌برد.[۸]

هریمن علاقه زیادی به حیوانات داشت و تعداد زیادی سگ و گربه نگه می‌داشت؛[۲۲] در سال ۱۹۳۴ پنج سگ و سیزده گربه داشت.[۲۳] او معمولاً رژیم گیاه‌خواری داشت، مگر زمانی که این کار او را خیلی ضعیف می‌کرد، و از سواری گرفتن با اسب خودداری می‌کرد. او به موضع صلح‌طلبانه هنری فورد چنین علاقه‌مند بود که تنها خودروهای شرکت فورد موتور(⎘ شرکت فورد موتور) را می‌خرید و هر سال یک مدل جدید تهیه می‌کرد.[۲۴]

هریمن در ۷ ژوئیه ۱۹۰۲ در لس‌آنجلس با معشوق دوران کودکی‌اش، میبل لیلیان بریج، ازدواج کرد.[۲۵] آن‌ها دو دختر داشتند: میبل (۱۹۰۳–۱۹۶۲) با لقب «تودلز» (که بعدها به «توتس» تغییر یافت) و باربارا (۱۹۰۸–۱۹۳۹) با لقب «بابی»،[۸] که دچار صرع بود و در سال ۱۹۳۹ به‌طور ناگهانی در ۳۱ سالگی درگذشت.[۲۲]

منابع

آثار ارجاع‌داده‌شده

کتاب‌ها

ژورنال‌ها و مجلات

نشریات

وبگاه

برای مطالعه بیشتر

  • Marschall, Richard (December 1985). Marschall, Richard (ed.). "The Diary of a Deluded Dandy: Baron Bean de la Mancha He Runs for Constable". Nemo. Fantagraphics Books (16): 6–14.
  • Orvell, Miles (Spring 1992). "Writing Posthistorically: Krazy Kat, Maus, and the Contemporary Fiction Cartoon". American Literary History. Oxford University Press. 4 (1): 110–128. doi:10.1093/alh/4.1.110.
  • Tisserand, Michael (2016). Krazy: George Herriman, A Life in Black and White. Harper. ISBN 978-0061732997.