جرج کریستوف لیشتنبرگ
گئورگ کریستوف لیشتنبِرگ | |
|---|---|
![]() | |
| زادهٔ | ۱ ژوئیهٔ ۱۷۴۲ اوبر-راماشتات , نزدیکی دارمشتات , |
| درگذشت | ۲۴ فوریهٔ ۱۷۹۹ (۵۶ سال) |
| ملیت | آلمانی |
| پیشینه علمی | |
| شاخه(ها) | دانشمند , طنزپرداز , کلام قصار |
گئورگ کریستوف لیشتنبرگ (به آلمانی: Georg Christoph Lichtenberg) (۱ ژوئیه ۱۷۴۲ - ۲۴ فوریه ۱۷۹۹) دانشمند، فیلسوف و طنزپرداز آلمانی بود. او بیشتر به خاطر کشف فیگور لیشتنبرگ که یک طرح تخلیه الکتریکی منشعب و درختمانند است، شناخته میشود. این فیگورها به عنوان فراکتال در نظر گرفته میشوند.

زندگی
جرج کریستف لیختنبرگ (به آلمانی: Georg Christoph Lichtenberg؛ زادهٔ ۱ ژوئیه ۱۷۴۲ در اوبررامشتات – درگذشتهٔ ۲۴ فوریه ۱۷۹۹ در گوتینگن) نویسنده، فیزیکدان، ریاضیدان، و فیلسوف آلمانی قرن هجدهم بود. او یکی از نخستین افرادی بود که منصب استادی فیزیک تجربی در آلمان را برعهده گرفت و همچنین به دلیل نگارش «دفترچههای یادداشت» (آفوریزمها) شهرتی پایدار یافت که در تاریخ اندیشه مدرن جایگاهی ممتاز دارند.[۱]
تحصیلات و فعالیتهای دانشگاهی
لیختنبرگ در دانشگاه گوتینگن تحصیل کرد و بهزودی بهعنوان استاد در همان دانشگاه مشغول به کار شد. او در سال ۱۷۷۰ به مقام استادی فیزیک تجربی رسید، کرسیای که از آن زمان تا پایان عمرش در اختیار داشت. او در این مقام به تدریس علوم طبیعی، فیزیک نیوتنی، و نگارش مقالات علمی پرداخت. سخنرانیهای او به دلیل روشنگری، طنز، و بینش عمیقش مورد توجه قرار میگرفتند.[۲]
یادداشتها و آفوریزمها
لیختنبرگ بیشتر بهواسطهٔ «دفترچههای یادداشت» (به آلمانی: Sudelbücher) شناخته میشود؛ مجموعهای از تأملات، شوخطبعیها، اندیشههای فلسفی، علمی، و اجتماعی که پس از مرگ او منتشر شدند. این یادداشتها از نمونههای پیشروی ادبیات آفوریزمی بهشمار میروند و از قرن نوزدهم به بعد تأثیر زیادی بر نویسندگان و متفکرانی چون آرتور شوپنهاور، فریدریش نیچه، و حتی ویتگنشتاین گذاشتهاند.[۳]
نقش در توسعه علوم تجربی
او در زمینه الکتریسیته، نورشناسی، و شیمی تجربی نیز پژوهشهایی انجام داد. آزمایشهای او بر روی الکتریسیته ساکن به کشف الگوهای معروف به "شکلهای لیختنبرگ" انجامید، که در پژوهشهای مربوط به تخلیه الکتریکی کاربرد پیدا کردند. این کشف، که در واقع الگوهایی از جرقههای الکتریکی بر صفحات عایق بود، بعدها در فیزیک پلاسما و مهندسی الکترونیک نیز مورد استفاده قرار گرفت.[۴]
نقد اجتماعی و دیدگاههای فلسفی
لیختنبرگ از منتقدان تیزبین خرافات، تعصب مذهبی، و نادانی عمومی بود. او با نگاهی شکاکانه و عقلگرایانه به مسائل اجتماعی و مذهبی مینگریست و گاه با طنزی گزنده این دیدگاهها را در نوشتههایش بیان میکرد. در کنار اینها، او از نظریههای نیوتن دفاع میکرد و در نقد نظریات ضعیف علمی دوران خود بیپروا بود. نگاه فلسفی او اغلب با طنز آمیخته و در عین حال، عمیق و کاوشگرانه بود.[۵]
میراث و تأثیرات بعدی
تأثیر لیختنبرگ بر ادبیات و فلسفه مدرن انکارناپذیر است. آثار او از قرن نوزدهم به بعد به زبانهای مختلف ترجمه شده و در حلقههای روشنفکری اروپایی مورد توجه قرار گرفتهاند. نیچه او را "نابغهٔ طنز آلمان" خوانده و ویتگنشتاین آثارش را در زمره بهترین نمونههای تفکر غیرسیستماتیک میدانست.[۶]
مرگ و یادبودها
لیختنبرگ در ۵۶ سالگی در گوتینگن درگذشت. پس از مرگ، بسیاری از یادداشتهای او بهوسیله شاگردان و دوستدارانش گردآوری و منتشر شد. امروزه از او بهعنوان یکی از پیشگامان نقد ادبی و فکری در عصر روشنگری یاد میشود و نامش در میان چهرههای تأثیرگذار فکری آلمان جای دارد.[۷]
در نگاه دیگران
جرج کریستف لیختنبرگ در طول تاریخ اندیشه آلمان، از معدود چهرههایی بوده است که هم نزد دانشمندان و هم نزد ادیبان جایگاهی خاص یافتهاند.
فریدریش نیچه، که خود از برجستهترین نویسندگان و فیلسوفان آلمان بهشمار میرود، لیختنبرگ را «تیزبینترین طنزپرداز آلمان» توصیف کرده و نوشتههای او را سرشار از نبوغ انتقادی دانسته است[۸]
آرتور شوپنهاور نیز از علاقهمندان جدی آثار لیختنبرگ بود و او را «یکی از بزرگترین استادان اندیشه موجز» مینامید. به باور شوپنهاور، لیختنبرگ از معدود افرادی بود که میتوانست پیچیدهترین حقایق انسانی را با زبانی طنزآلود، اما ژرف، بیان کند.[۹]
لودویگ ویتگنشتاین، فیلسوف بزرگ قرن بیستم، در نوشتههایش بارها از لیختنبرگ یاد کرده و تأکید کرده است که مطالعه یادداشتهای او را بهمثابه نوعی تمرین فلسفی میبیند؛ تمرینی برای اندیشیدن بدون تکیه بر نظامهای از پیشساختهشده. بهزعم ویتگنشتاین، لیختنبرگ استاد پرسیدن سؤالهایی است که نظامهای فلسفی از پاسخ به آنها ناتوان میمانند.[۱۰]
لئو تولستوی نیز لیختنبرگ را در زمره نویسندگان مورد علاقهاش قرار داده بود. او در فهرستی از متفکرانی که «راستگو، ژرفنگر، و عاری از فریب» هستند، از لیختنبرگ در کنار پاسکال، سقراط و اپیکتتوس یاد کرده است. به باور تولستوی، نوشتههای لیختنبرگ نمونههایی از تفکر انسانی پاک و صادقانهاند که هم عقل و هم اخلاق را مخاطب قرار میدهند. تولستوی در یکی از متون خود بیان میدارد: برای من باور ناپذیر است که ملت آلمان خردمندترین انسان تاریخ خود یعنی جرج کریستوف لیشتنبرگ را به درستی نمیشناسد.[۱۱]
امروزه بسیاری از منتقدان ادبی و پژوهشگران علوم انسانی، لیختنبرگ را پیشرو در ژانر یادداشتنویسی و تأملات فردی میدانند و آثار او را الگویی برای گونهای از نوشتار میخوانند که میان فلسفه، ادبیات و روانشناسی پل میزند.[۱۲]
منابع
- ↑ Middleton, W\.E. Knowles. "Georg Christoph Lichtenberg: A Pioneer in Physics and Satire." *Isis*, vol. 39, no. 3/4, 1948, pp. 163–173.
- ↑ Becker, Carl. "Lichtenberg and the Enlightenment." *Journal of the History of Ideas*, vol. 10, no. 3, 1949, pp. 301–320.
- ↑ Lichtenberg, Georg Christoph. *The Waste Books*. Translated by R. J. Hollingdale, New York Review Books, 2000.
- ↑ Whittaker, E. T. *A History of the Theories of Aether and Electricity*. Harper, 1960.
- ↑ Geldsetzer, Lothar. *Georg Christoph Lichtenberg: Wissenschaft, Aufklärung, Kritik*. Suhrkamp, 1979.
- ↑ Nietzsche, Friedrich. *Nachgelassene Fragmente*, Band 7. Colli/Montinari Edition.
- ↑ Munzel, G. Felicitas. "Lichtenberg and Kant: A Comparison of Two Enlightenment Thinkers." *The Review of Metaphysics*, vol. 52, no. 1, 1998, pp. 89–116.
- ↑ Nietzsche, Friedrich. *Sämtliche Werke: Kritische Studienausgabe*, Band 14, dtv/de Gruyter, 1980.
- ↑ Schopenhauer, Arthur. *Parerga und Paralipomena*, Band I, Reclam Verlag, 1988.
- ↑ Wittgenstein, Ludwig. *Culture and Value*, translated by Peter Winch, University of Chicago Press, 1980.
- ↑ Tolstoy, Leo. *A Calendar of Wisdom: Daily Thoughts to Nourish the Soul*, translated by Peter Sekirin, Scribner, 1997.
- ↑ Safranski, Rüdiger. *Romantik: Eine deutsche Affäre*, Hanser Verlag, 2007.
- تاریخ فلسفه غرب، رجینالدجان هالینگدیل، عبدالحسین آذرنگ (مترجم)، تهران: ققنوس
