قیامهای مردم هزاره ۱۸۸۸–۱۸۹۳
| قیامهای مردم هزاره | |
|---|---|
![]() | |
| موقعیت | هزارستان، افغانستان |
| تاریخ | ۱۸۸۸–۱۸۹۳ |
| هدف | مردمان هزاره |
گونه حمله | پاکسازی قومی، نسلکشی، بردهداری[۱] |
| قربانیها | برآوردها: |
| مرتکبان | ارتش افغانستان تحت رهبری عبدالرحمن با پیوستن داوطلبان سنی از قبایل مختلف |
| انگیزه | تعصب قومی، شیعهستیزی و استعمار[۲] |
جنگ احیای استقلال هزارستان ۱۸۸۸–۱۸۹۳ یا نسلکشی مردم هزاره توسط عبدالرحمن، به قیامهای مردم هزاره گفته میشود که بین سالهای ۱۸۸۸ تا ۱۸۹۳ میلادی، در برابر اشغال هزارستان و ظلم حاکمان افغان (پشتون) در هزارستان به وقوع پیوست و در جریان آن بیش از ۶۰ درصد هزارهها قتلعام شد و ۲۰ درصد دیگر فرار ممالک خارجه گردید طوریکه هزارههای امروزی افغانستان، بازماندگان همان ۲۰ درصد باقیمانده است. این جنگ پس از جنگ دوم افغان و انگلیس، هنگامی رخ داد که عبدالرحمن خان با امضای معاهده دیورند، نصف جغرافیای افغانستان کنونی را به قلمرو هند بریتانیا واگذار کرد و با حمایت انگلیس تلاش کرد تا ترکستان، هزارستان و کافرستان را اشغال و تحت کنترل خود درآورد. پس از حاکمیت کامل عبدالرحمان بر تمامیت ارضی افغانستان کنونی، او ظلم و سرکوب هزارهها را آغاز کرد و به دلیل مقاومت هزارهها پس از چندین نبرد سرنوشتساز، نسلکشی را بر روی جمعیت هزارستان انجام داد، سرزمینهایشان را غصب و بین پشتونها توزیع کرد، زنان و مردان هزاره بهعنوان برده فروخته شدند. از این واقعه بهعنوان فاجعهبارترین رویداد تاریخ مدرن جغرافیای افغانستان کنونی یاد میشود.[۴][۵][۶][۷][۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲]
گرافیک زمانی
| سال | عنوان قیام | مناطق درگیر | رویدادهای کلیدی | نتایج و پیامدها |
|---|---|---|---|---|
| ۱۸۸۸–۱۸۹۰ | قیام اول | شیخعلی، کهمرد، بلخاب، بامیان | حمایت از محمد اسحاق علیه عبدالرحمان خان؛ مقاومت اولیه علیه سرکوب، خلع سلاح، تبعید رهبران مذهبی | شکست شورش، خلع سلاح گسترده، آغاز سیاستهای ضد هزاره |
| ۱۸۹۲ | قیام دوم | بهسود، جاغوری، مالستان، جغتو، قرهباغ، بامیان | تشکیل «جرگه اوقول» برای هماهنگی مقاومت؛ تصرف مراکز دولتی؛ درگیری شدید با ارتش مرکزی | سرکوب نظامی، اعدام رهبران، تشدید تبعیض، زمینهسازی برای قیام سوم |
| ۱۸۹۳ | قیام سوم | ارزگان، دایکندی، پاتو، گیزاب، جاغوری | شورش گسترده و نبرد بزرگ ارزگان؛ پیروزیهای اولیه؛ مقاومت سراسری علیه دولت مرکزی | سرکوب کامل؛ قتلعام، اسارت، بردگی زنان و کودکان؛ کوچ اجباری؛ پایان مقاومت |
رویدادنگاری
| سال | رویداد |
|---|---|
| ۱۸۸۸ | آغاز قیام اول؛ حمایت برخی طوایف هزاره از محمد اسحاق |
| ۱۸۸۹ | شکست شورش؛ آغاز سرکوب و خلع سلاح هزارهها |
| ۱۸۹۰ | اعدام و تبعید رهبران هزاره؛ جریمههای مالی |
| ۱۸۹۲ | قیام دوم؛ تشکیل جرگه «اوقول» در هزارستان |
| ۱۸۹۲ | مقاومت مسلحانه در بهسود، جاغوری، قرهباغ و بامیان |
| ۱۸۹۳ | آغاز قیام سوم در ارزگان؛ نبردهای سنگین علیه دولت |
| ۱۸۹۳ | سرکوب خونین؛ اسارت، بردهسازی، کوچ اجباری |
| ۱۸۹۴ | پایان مقاومت و آغاز دوره تبعیض رسمی و فقر گسترده |
پیشزمینه تاریخی
پس از پایان جنگ دوم افغان و انگلیس و امضای معاهده گندمک در سال ۱۸۷۹، عبدالرحمان خان با حمایت بریتانیا به قدرت رسید. او در راستای تمرکز قدرت، سیاستهای سختگیرانهای را علیه اقوام مختلف، بهویژه هزارهها، اعمال کرد. این سیاستها شامل خلع سلاح، تبعید رهبران مذهبی، تحمیل مذهب سنی و اسکان قبایل پشتون در مناطق هزارهنشین بود.[۱۳]
قیام اول
قیام اول هزارهها (۱۸۸۸–۱۸۹۰) نخستین مرحله از سلسله شورشهای مردم هزاره علیه حکومت امیر عبدالرحمان خان بود که در پی تحولات سیاسی، فشارهای مالی و مذهبی، و تغییرات ساختاری در قدرت مرکزی افغانستان شکل گرفت.[۱۴][۱۵][۱۶]
زمینههای تاریخی:
پس از قدرتگیری عبدالرحمان خان در سال ۱۸۸۰، او سیاست تمرکزگرایی سختگیرانهای را آغاز کرد. در سال ۱۸۸۸، شاهزاده محمد اسحاق (پسرعموی امیر) در شمال افغانستان علیه عبدالرحمان شورش کرد و شماری از رهبران و طوایف هزاره از جمله مردم شیخعلی، کهمرد و سایر بخشهای بامیان، از او حمایت کردند.[۱۴]
دلایل اصلی قیام اول:
- سرکوب مذهبی شیعیان و حذف رهبران مذهبی هزاره
- افزایش مالیاتهای ناعادلانه و خراج اجباری
- خلع سلاح گسترده و بیاعتمادی دولت به هزارهها
- حملات پراکنده نیروهای دولتی به مناطق هزارهنشین
روند قیام:
در ابتدا حمایت از شورش محمد اسحاق، بهعنوان آلترناتیوی برای نجات از استبداد عبدالرحمان، بهانه آغاز شورش بود. با شکست محمد اسحاق، نیروهای دولتی به بهانه "خیانت" مناطق هزارهنشین را مورد حمله قرار دادند. مقاومت مسلحانه در مناطق شیخعلی، سرپل، کهمرد، و بلخاب آغاز شد.[۱۶][۱۵]
پاسخ دولت:
امیر عبدالرحمان خان لشکرکشی سختی را به مناطق شورشی ترتیب داد. او رهبران مذهبی و قومی هزاره را دستگیر یا تبعید کرد و مردم را مجبور به تحویل سلاح کرد. همچنین مجازاتهای جمعی شامل جریمههای سنگین و مصادره زمینها آغاز شد.، روستاهای غارت شدند و زمینهای شان مصادره و به کوچیها دادهشد.[۱۶][۱۴]
قیام دوم
قیام دوم هزارهها (۱۸۹۲) یکی از مهمترین مراحل مقاومت مردم هزاره علیه حکومت عبدالرحمان خان بود که در واکنش به ظلمهای گسترده، تبعیض مذهبی، فشارهای مالیاتی و خلع مالکیت زمینها شکل گرفت.[۱۷][۱۸]
زمینههای قیام دوم:
- ادامه تبعیض مذهبی علیه شیعیان
- مصادره زمینها و اخراج هزارهها از اراضی خود
- ظلم مأموران حکومتی در مناطق هزارستان
- خلع سلاح گسترده مردم و تحقیر اجتماعی
روند قیام:
در سال ۱۸۹۲، با افزایش فشارها، مردم هزاره در مناطق مختلف (از جمله بهسود، جاغوری، قرهباغ، مالستان، ارزگان و بامیان) بهطور هماهنگ دست به مقاومت نظامی زدند. این شورش به شکل گستردهتری نسبت به قیام اول صورت گرفت و دولت مرکزی را برای مدتی از کنترل کامل هزارستان ناتوان ساخت.[۱۹][۲۰]
هزارهها در این دوره با استفاده از ساختارهای قبیلهای و مذهبی، شورایی به نام «اوقول» یا «جرگه ملی» تشکیل دادند که هدف آن هماهنگی اقدامات دفاعی و مدیریت مقاومت بود.[۲۰]
پاسخ دولت:
عبدالرحمان خان، قیام را تهدیدی جدی تلقی کرد و با بسیج دهها هزار سرباز از کابل، قندهار و نواحی شمالی، حملات سختی را به هزارستان ترتیب داد. وی در خاطراتش مینویسد:
«مردم هزاره را باید یا مطیع ساخت یا نابود کرد؛ زیرا هیچگاه زیر فرمان نمیآیند.» [۲۰][۱۹][۱۸]
نتایج و پیامدها:
- هزاران نفر از هزارهها کشته یا اسیر شدند
- زنان و کودکان هزاره به بردگی گرفته شدند
- روستاهای زیادی ویران شد
- مهاجرت دستهجمعی به ایران و هند آغاز شد
- زمینه قیام سوم (۱۸۹۳) شکل گرفت
قیام سوم
قیام سوم هزارهها (۱۸۹۳) واپسین و گستردهترین مرحله از شورشهای هزارهها علیه حکومت امیر عبدالرحمان خان بود که پس از سرکوب دو قیام قبلی و تشدید ظلمها، بهویژه در منطقه ارزگان ، بامیان و دایکندی شکل گرفت.[۱۹]
زمینههای قیام سوم:
پس از شکست قیام دوم در ۱۸۹۲، عبدالرحمان خان با خشونت بیشتری به سرکوب پرداخت:
- اعدام دستهجمعی بزرگان هزاره
- اسارت زنان و کودکان و فروش آنان بهعنوان برده
- سلب مالکیت زمینهای کشاورزی
- کوچ اجباری قبایل پشتون به مناطق هزارهنشین
- اعمال نظامی سنگین در هزارستان، بهویژه ارزگان، دایکندی و جاغوری
آغاز قیام سوم:
در اوایل ۱۸۹۳، مردم ارزگان بهویژه طوایف محلی در واکنش به حملات پیدرپی نیروهای امیر، به پا خاستند. آنها بهصورت سازمانیافته، قلعهها و مراکز دولتی را تصرف کرده و ارتش عبدالرحمان را برای چند هفته از منطقه بیرون راندند. این قیام به سرعت به مناطق دیگر نیز گسترش یافت.[۲۰]
نبرد ارزگان:
یکی از مهمترین وقایع قیام سوم، نبرد ارزگان بود. هزارهها موفق شدند در چندین مرحله ارتش دولتی را شکست دهند. اما در نهایت، عبدالرحمان با اعزام دهها هزار نیرو از قندهار، کابل و شمال، مقاومت را سرکوب کرد. در جریان این نبردها، صدها روستا نابود و هزاران نفر کشته و اسیر شدند.[۲۱]
پیامدها:
- سرکوب کامل قیام و تسلیم اجباری
- تبعید هزاران نفر به شمال افغانستان، ترکستان، بلخ، فاریاب
- فروش هزاران زن و کودک بهعنوان برده
- ساکن شدن گسترده پشتونها در مناطق هزارهنشین
- ایجاد شکاف عمیق تاریخی میان هزارهها و دولت مرکزی
میراث
عزای بینالمللی هزاره در ۲۵ سپتامبر یک روز به نام روز سیاه هزاره برای قربانیان قیام هزارهها در دهه ۱۸۹۰ است و هدف شان به رسمیت رساندن این فاجعه ننگین بهعنوان یک نسلکشی است.[۲۲]
یادداشتها
قیامهای مردم هزاره در سالهای ۱۸۸۸ تا ۱۸۹۳ مجموعهای از شورشهای پراکنده و سازمانیافته در واکنش به سرکوب، تبعیض مذهبی (شیعهستیزی)، خلع سلاح و سیاستهای تمرکزگرایانه امیر عبدالرحمان خان بود.
این قیامها به سه مرحله اصلی تقسیم میشوند:
- قیام اول: حمایت از محمد اسحاق (۱۸۸۸)
- قیام دوم: مقاومت سازمانیافته و ایجاد جرگه «اوقول» (۱۸۹۲)
- قیام سوم: شورش گسترده در ارزگان و دیگر مناطق (۱۸۹۳)
- یکی از اهداف اصلی عبدالرحمان خان، تضعیف ساختار قومی و مذهبی هزارهها و تصاحب سرزمینهای زراعی هزارستان بود. او در خاطراتش مینویسد که باید هزارهها را "یا مطیع ساخت یا نابود کرد". (The Life of Amir Abdur Rahman Khan, Vol. II)
- گزارشهای متعددی از قتلعام، اسارت زنان و کودکان، و فروش آنان بهعنوان برده در بازارهای کابل، قندهار و نواحی شمالی وجود داشت.
- تخمین زده میشود که بیش از ۶۲٪ از جمعیت هزارهها در این دوره یا کشته، یا آواره یا به بردگی گرفته شدند.
- پس از شکست قیامها، هزاران خانواده هزاره به ایران، هند و آسیای میانه پناه بردند و آغاز مهاجرت تاریخی هزارهها شکل گرفت.
- بسیاری از مناطق استراتژیک هزارستان پس از قیامها به قبایل پشتون واگذار شد و سیاست کوچ اجباری آغاز گردید.
جستارهای وابسته
منابع
- 1 2 Ali Ehsassi, Fayçal El-Khoury. "Enduring and Overcoming: The Struggle of the Hazaras in Afghanistan" (PDF). 44th Parliament, 1st Session. Archived from the original (PDF) on 20 December 2024. Retrieved 23 December 2024.
- 1 2 Ibrahimi, Niamatullah (2017). The Hazaras and the Afghan State Rebellion, Exclusion and the Struggle for Recognition. Oxford University Press. ISBN 9781849049818.
- ↑ "World Directory of Minorities and Indigenous Peoples – Afghanistan: Hazaras". Archived from the original on 6 July 2024. Retrieved 6 July 2024.
- ↑ کاتب، فیضمحمد (۱۹۱۳). سراجالتواریخ. ج. ۱. کابل: مطبعه دارالسلطنته. بایگانیشده از اصلی در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۱. دریافتشده در ۱۴ اوت ۲۰۲۱.
- ↑ کاتب، فیضمحمد (۱۹۱۳). سراجالتواریخ. ج. ۲. کابل: مطبعه دارالسلطنته. بایگانیشده از اصلی در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۱. دریافتشده در ۱۴ اوت ۲۰۲۱.
- ↑ کاتب، فیضمحمد (۱۹۱۳). سراجالتواریخ. ج. ۳. کابل: مطبعه دارالسلطنته. بایگانیشده از اصلی در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۱. دریافتشده در ۱۴ اوت ۲۰۲۱.
- ↑ کاتب، فیضمحمد. نژادنامه افغان بایگانیشده در ۲۷ مه ۲۰۲۲ توسط Wayback Machine. قم. دریافت شده در ۱۴ اوت ۲۰۲۱
- ↑ ابراهیمی، نعمتالله (۲۰۱۷). هزارهها و شورش دولتی افغانستان، محرومیت و مبارزه برای به رسمیت شناخته شدن. انتشارات دانشگاه آکسفورد. شابک ۹۷۸-۱-۸۴۹۰۴-۹۸۱-۸.
- ↑ پولادی، حسن (۱۹۸۹). هزارهها: تاریخ، سیاست، اقتصاد و فرهنگ. ترجمهٔ علی عالمی کرمانی. انتشارات کمپنی مغول. شابک ۹۷۸--۹۶۴-۰۶-۰۵۲۷-۱.
- ↑ یزدانی، حسینعلی. پژوهشی در تاریخ هزارهها. چاپخانه مهتاب. بایگانیشده از اصلی در ۱۵ اوت ۲۰۲۱. دریافتشده در ۱۷ اوت ۲۰۲۱.
- ↑ موسوی، سید عسکر (۱۹۹۷). هزارههای افغانستان. پالگریو مکمیلان. شابک ۹۷۸-۰۳۱۲۱۷۳۸۶۹.
- ↑ خاوری، محمد تقی (۲۰۰۶). مردمان هزاره و خراسان بزرگ. محمد ابراهیم شریعتی افغانستانی. شابک ۹۷۸-۹۶۴۰۶۴۳۱۶۷.
- ↑ - Lee, Jonathan. Afghanistan: A History from 1260 to the Present (2022).
- 1 2 3 Omrani, Bijan (2018-07-03). "Niamatullah Ibrahimi. The Hazaras and the Afghan State: Rebellion, Exclusion and the Struggle for Recognition". Asian Affairs. 49 (3): 531–533. doi:10.1080/03068374.2018.1487712. ISSN 0306-8374.
- 1 2 سعادتی, خدابخش; فجر, خیرمحمد (2025-03-13). "واژههای نشاندار و بینشان در سراجالتواریخ (اثر فیضمحمد کاتب)". Baharestan Scientific Research Quarterly Journal: 105–117. doi:10.61438/bsrqj.v2i4.163. ISSN 3078-8641.
{{cite journal}}: Check|doi=value (help) - 1 2 3 Tarzi, Amin (2022-01). "Afghanistan: A History from 1260 to the Present, Jonathan L. Lee, London: Reaktion Books, 2018, ISBN 978-1-78914-010-1 (hbk), 780 pp". Iranian Studies. 55 (1): 263–267. doi:10.1080/00210862.2020.1835158. ISSN 0021-0862.
{{cite journal}}: Check date values in:|date=(help) - ↑ حسن پولادی، هزارهها.
- 1 2 فیضمحمد کاتب، سراجالتواریخ.
- 1 2 3 Omrani, Bijan (2018-07-03). "Niamatullah Ibrahimi. The Hazaras and the Afghan State: Rebellion, Exclusion and the Struggle for Recognition". Asian Affairs. 49 (3): 531–533. doi:10.1080/03068374.2018.1487712. ISSN 0306-8374.
- 1 2 3 4 Tarzi, Amin (2022-01). "Afghanistan: A History from 1260 to the Present, Jonathan L. Lee, London: Reaktion Books, 2018, ISBN 978-1-78914-010-1 (hbk), 780 pp". Iranian Studies. 55 (1): 263–267. doi:10.1080/00210862.2020.1835158. ISSN 0021-0862.
{{cite journal}}: Check date values in:|date=(help) - ↑ Tarzi, Amin (2022-01). "Afghanistan: A History from 1260 to the Present, Jonathan L. Lee, London: Reaktion Books, 2018, ISBN 978-1-78914-010-1 (hbk), 780 pp". Iranian Studies. 55 (1): 263–267. doi:10.1080/00210862.2020.1835158. ISSN 0021-0862.
{{cite journal}}: Check date values in:|date=(help) - ↑ هزاره انترنشنال (۲۳ سپتامبر ۲۰۲۱). «یادبود نسلکشی هزارهها». هزاره انترنشنال. دریافتشده در دسامبر ۲۰, ۲۰۲۱.
<ref> برای گروهی به نام «N» وجود دارد، اما برچسب <references group="N"/> متناظر پیدا نشد. ().