جهت‌گیری‌های ارزش اجتماعی

جهت‌گیری‌های ارزش اجتماعی (انگلیسی: Social value orientations)، نشان‌دهنده ترجیح یک فرد در مورد چگونگی تخصیص منابع (مانند پول) بین خود و دیگری است. جهت‌گیری‌های ارزش اجتماعی مشخص می‌کند که یک فرد در رابطه با رفاه خود، چه میزان وزن یا اهمیت برای رفاه دیگران قائل است. از آنجا که فرض بر این است که افراد در میزان وزنی که به نتایج دیگران نسبت به خود می‌دهند متفاوت عمل می‌کنند، جهت‌گیری‌های ارزش اجتماعی یک متغیر در روان‌شناسی تفاوت‌های فردی محسوب می‌شود. مفهوم کلی زیربنای SVO در رشته‌های مختلف علمی مانند علم اقتصاد، جامعه‌شناسی و زیست‌شناسی تحت عناوین متعددی (مانند ترجیحات اجتماعی، ترجیحات دگردوستانه، نرخ‌های مبادله رفاه، انگیزه‌های اجتماعی و غیره) به‌طور گسترده مطالعه شده است.

پیشینه تاریخی

سازه SVO ریشه در مطالعه تصمیم‌گیری‌های وابسته به هم، یعنی تعاملات استراتژیک بین دو یا چند نفر دارد. ظهور نظریه بازی در دهه ۱۹۴۰، زبانی رسمی برای توصیف و تحلیل موقعیت‌های وابستگی متقابل بر پایه مطلوبیت فراهم کرد. به عنوان یک فرض ساده‌کننده برای تحلیل تعاملات استراتژیک، عموماً تصور می‌شد که افراد هنگام تصمیم‌گیری در موقعیت‌های وابسته، فقط نتایج خود را در نظر می‌گیرند و نتایج شریک تعامل را لحاظ نمی‌کنند. با این حال، مطالعه رفتار انسان در موقعیت‌های تنگنای اجتماعی، مانند دوراهی زندانی، نشان داد که برخی افراد در واقع نسبت به دیگران دغدغه‌مند هستند.

در «دوراهی زندانی»، از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شود نقش دو مجرم را ایفا کنند که در اتاق‌های جداگانه توسط کارآگاهان بازجویی می‌شوند. به هر دو شرکت‌کننده معامله‌ای پیشنهاد می‌شود که شامل دو گزینه است: سکوت اختیار کنند یا اعتراف کرده و شریک خود را لو بدهند. اگر هر دو سکوت کنند، آزاد خواهند شد. اگر هر دو اعتراف کنند، مجازات متوسطی دریافت می‌کنند. اما اگر یکی سکوت کند و دیگری اعتراف، فردی که اعتراف کرده حداقل مجازات و فردی که سکوت کرده (و توسط شریکش لو رفته) حداکثر مجازات را دریافت خواهد کرد؛ بنابراین، شرکت‌کنندگان باید تصمیم بگیرند که با شریک خود همکاری کنند یا رقابت.

در محیط آزمایشگاهی، پویایی این موقعیت با بازی برای امتیاز یا پول شبیه‌سازی می‌شود. شرکت‌کنندگان یکی از دو گزینه C (همکاری) یا D (رقابت) را انتخاب می‌کنند. انتخاب گزینه C توسط هر دو نفر منجر به کسب امتیاز یا پول برای هر دو می‌شود. از سوی دیگر، اگر فقط یک نفر گزینه D را انتخاب کند، او سود برده و بازیکن دیگر ضرر می‌کند. اما اگر هر دو گزینه D را انتخاب کنند، هر دو ضرر خواهند کرد. SVO علاوه بر نمایش جهت‌گیری‌های ارزش اجتماعی فرد، پویایی‌های یک موقعیت با «انگیزه‌های مختلط» را نیز نشان می‌دهد.[۱]

با این حال، تنها بر اساس رفتار در موقعیت‌های استراتژیک، نمی‌توان انگیزه‌های واقعی افراد را استنباط کرد؛ زیرا رفتار در یک موقعیت استراتژیک همواره تابعی از ترجیحات فرد دربارهٔ نتایج مشترک «و» باورهای او در مورد نیت و رفتار شریک تعامل است.

در تلاش برای سنجش ترجیحات فرد بر نتایج مشترک به تنهایی (جدا از باورها دربارهٔ رفتار دیگری)، دیوید مسیک و چارلز مک‌کلینتاک در سال ۱۹۶۸[۲] روشی را ابداع کردند که به «تکنیک بازی تجزیه‌شده» (Decomposed Game Technique) معروف شد. اساساً هر تکلیفی که در آن یک تصمیم‌گیرنده به تنهایی بتواند تعیین کند کدام یک از گزینه‌های تخصیص منابع (بین خود و دیگری) محقق شود، یک «بازی تجزیه‌شده» است (که اغلب به‌ویژه در اقتصاد، به عنوان بازی دیکتاتور نیز شناخته می‌شود).

با مشاهده اینکه یک فرد کدام تخصیص منابع را انتخاب می‌کند، می‌توان ترجیحات او یا همان «جهت‌گیری ارزش اجتماعی» وی را استنباط کرد. از آنجا که شخص دیگری تصمیمی نمی‌گیرد که بر نتیجه تأثیر بگذارد، وابستگی متقابل وجود ندارد و بنابراین اثر احتمالی باورها بر رفتار حذف می‌شود. به عنوان مثال، دو گزینه A و B را در نظر بگیرید: در گزینه A شما ۱۰۰ دلار و شخص دیگر ۱۰ دلار دریافت می‌کنید. در گزینه B شما ۸۵ دلار و شخص دیگر نیز ۸۵ دلار دریافت می‌کند. این یک «بازی تجزیه‌شده» است. اگر فردی گزینه B را انتخاب کند، می‌توان استنباط کرد که او نه تنها نتیجه برای خود، بلکه نتیجه برای دیگری را نیز در نظر می‌گیرد.

منابع

  1. ↑ Forsyth, D.R. (2006). Group Dynamics (in انگلیسی) (پنجم ed.). Belmont: CA: Wadsworth, Cengage Learning. pp. 378–407.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  2. ↑ Messick, D. M.; McClintock, C. G. (1968). "Motivational Bases of Choice in Experimental Games". Journal of Experimental Social Psychology (in انگلیسی). 4: 1–25. doi:10.1016/0022-1031(68)90046-2.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)


پیوند به بیرون