حرف بزن، خاطره

حرف بزن‌، خاطره
نویسنده(ها)ولادیمیر نابوکوف
عنوان اصلیSpeak, Memory
برگرداننده(ها)خاطره کرد کریمی
ناشرویکتور گلنتس، ۱۹۵۱ انگستان
ناشر فارسی: چشمه
تاریخ نشر
۱۹۵۱
تاریخ نشر فارسی: بهار ۱۳۹۸
شمار صفحات۳۳۴
شابکشابک ‎۹۷۸۶۲۲۰۱۰۱۲۹۱

«حرف بزن، خاطره» خودزندگی‌نامه‌ای از ولادیمیر نابوکوف نویسنده روسی-آمریکایی است. این کتاب شامل جستارهایی است که بصورت مجزا بین سال‌های ۱۹۳۶ تا ۱۹۵۱ منتشر شدند و مجموعه آنها در ۱۹۵۱ منتشر شد. نسخه بازنویسی‌شده نابوکوف در ۱۹۶۶ منتشر شد.

بررسی

گهواره بر فراز مُغاکی تاب می‌خورد و عقل سلیم به ما می‌گوید، هستی‌مان چیزی نیست جز باریکهٔ نوری بین دو ابدیت تاریکی.

— حرف بزن، خاطره، جمله‌های آغازین

نابوکوف این کتاب را که زندگی او از ۱۹۰۳ تا مهاجرتش به آمریکا در ۱۹۴۰ پوشش می‌دهد را به همسرش، ورا، تقدیم کرده است. دوازده فصل اول، خاطرات نابوکوف از دوران جوانی‌ در خانواده‌ای اشرافی که در سنت پترزبورگ پیش از انقلاب و در عمارت روستایی‌شان، ویرا، نزدیک سیورسکایا، زندگی می‌کردند، شرح می‌دهد. سه فصل باقی‌مانده، سال‌های حضور او در دانشگاه کمبریج و به عنوان عضوی از جامعه مهاجران روسی در برلین و پاریس را یادآور می‌شود. [۱]


نابوکوف عمارت روژدستنو را در سال ۱۹۱۶ از دایی‌اش به ارث برد.

نابوکوف در متن می‌نویسد که ناشرش او را از انتخاب عنوان کتاب «حرف بزن، نماسینی» منصرف کرد، زیرا او می‌ترسید که خوانندگان «کتابی را که نمی‌توانند عنوانش را تلفظ کنند» نخرند. این کتاب اولین بار در سال ۱۹۵۱ در یک جلد با عنوان « حرف بزن، خاطره» در بریتانیا و به عنوان «شواهد قطعی» در ایالات متحده منتشر شد. نسخه روسی آن در سال ۱۹۵۴ با نام «کرانه‌های دیگر» منتشر شد. نسخه‌ای گسترده‌تری شامل چندین عکس در سال ۱۹۶۶ با عنوان «حرف بزن، خاطره: بازنویسی یک زندگی‌نامه» منتشر شد. در سال ۱۹۹۹، آلفرد ای. کناف نسخه جدیدی را با افزودن بخشی چاپ‌نشده با عنوان «فصل ۱۶ یا در باب شواهد قطعی» منتشر کرد. [۲]

فصل‌ها

  • «گذشته‌ٔ کامل» (فصل اول)، محصول ۱۹۵۰، شامل خاطرات دوران کودکی نابوکوف از جمله در هنگامهٔ جنگ روسیه و ژاپن است.
  • «پرترهٔ مادرم» (فصل دوم)، ۱۹۴۹، نیز به بحث در حس‌آمیزی او می‌پردازد.
  • «پرترهٔ دایی‌ام» (فصل سوم)، ۱۹۴۸، شرحی از اجدادش و همچنین دایی‌اش «روکا» ارائه می‌دهد. نابوکوف شرح می‌دهد که در سال ۱۹۱۶ «چیزی که امروزه معادل چند میلیون دلار می‌شود» و ملک روژدستنو، در حومه ویرا، را از دایی‌اش به ارث برده است، اما همه را در انقلاب از دست داده است.
  • «آموزش انگلیسی‌ام» (فصل چهارم)، ۱۹۴۸، خانه‌های ویرا و سن پترزبورگ و برخی از معملمانش را معرفی می‌کند.
  • « مادموازل اُ» (فصل پنجم) که اولین بار در سال ۱۹۳۶ به زبان فرانسوی در مجله مژرز منتشر شد، تصویرگر معلم سرخانه سوئیسی فرانسوی‌زبان او، مادموازل سسیل میاتن، است که در زمستان ۱۹۰۶ از راه رسید. این فصل اولین بار به زبان انگلیسی در ۱۹۴۳ در ماهنامه آتلانتیک منتشر شد و در مجموعه «نه داستان» (۱۹۴۷) و همچنین در «دوازده» نابوکوف (۱۹۵۸) و «داستان‌های ولادیمیر نابوکوف» که پس از مرگش منتشر شد، گنجانده شد.
  • «پروانه‌ها» (فصل ششم)، ۱۹۴۸، شور و شوق همیشگی نابوکوف را معرفی می‌کند؛ این فصل اولین بار در ۱۹۴۸ در مجله نیویورکر منتشر شد.
  • «کولت» (فصل هفتم)، محصول ۱۹۴۸، تعطیلات خانوادگی‌اش در سال ۱۹۰۹ در بیاریتز را به یاد می‌آورد که در آنجا با دختری نه ساله به نام کلود دپرس آشنا شد. این داستان با عنوان «عشق اول» در مجموعه «دوازده» اثر نابوکوف نیز گنجانده شده است.
  • «اسلایدهای فانوسی» (فصل هشتم)، ۱۹۵۰، معلمان مختلف و روش‌های آنها را به یاد می‌آورد.
  • «آموزش روسی‌ام» (فصل نهم)، محصول ۱۹۴۸، پدرش را به تصویر می‌کشد.
  • «پیش‌پرده» (فصل دهم)، محصول ۱۹۴۹، پایان دوران کودکی را توصیف می‌کند.
  • «شعر نخست» (فصل یازدهم)، ۱۹۴۹، منتشر شده در پارتیزان ریویو ، اولین تلاش نابوکوف در شعر را تحلیل می‌کند.
  • «تامارا» (فصل دوازدهم)، ۱۹۴۹، ماجرای عاشقانه‌ای را شرح می‌دهد که در شانزده سالگی او و پانزده سالگی‌ دختری رخ داده است. نام واقعی او والنتینا شولگینا بود.
  • «اقامتگاه‌های خیابان ترینیتی» (فصل سیزدهم)، ۱۹۵۱، منتشر شده در مجله هارپر ، دوران حضورش در کمبریج را شرح می‌دهد و درباره برادرانش صحبت می‌کند.
  • «تبعید» (فصل چهاردهم)، ۱۹۵۱، منتشر شده در پارتیزان ریویو ، زندگی او را به عنوان یک مهاجر روایت می‌کند و شامل یک مسئله شطرنج است.
  • «باغ‌ها و بوستان‌ها» (فصل پانزدهم)، ۱۹۵۰، خاطراتی از سفر آنهاست که بیشتر به صورت شخصی خطاب به همسرش نوشته شده است.

نقد

در ۲۰۱۱، مجله تایم این کتاب را در میان صد کتاب غیرداستانی عالی تمام دوران قرار داد و نشان داد که «رویکرد امپرسیونیستی آن، حس خاطرات را از طریق نثری باشکوه، غنی و کامل، عمیق‌تر می‌کند». [۳] جوزف اپستین کتاب نابوکوف را در میان معدود خودزندگی‌نامه‌های واقعاً عالی فهرست کرد. [۴] جاناتان یاردلی نوشت که این کتاب شوخ، خنده‌دار و خردمندانه است، «در دل خود... عمیقاً انسانی و حتی کهنه» است، با «نثری شگفت‌انگیز». [۵] او اشاره می‌کند که اگرچه هرگونه خودزندگی‌نامه‌نویسی «ذاتاً عملی گستاخانه» است، اما موضوع واقعی، توسعه‌ی خودِ درونی و بیرونی است، عملی که می‌تواند سوژه را به «غارِ خود» فرو ببرد. [۵]

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ "Prospero's Progress". Time Magazine. March 30, 1999. Retrieved August 24, 2015.
  2. ↑ "Speak, Memory. About this Book". Alfred A. Knopf. March 1999. Retrieved August 25, 2015.
  3. ↑ Megan Gibson (August 17, 2011). "All-TIME 100 100 Nonfiction Books". Time Magazine. Retrieved August 25, 2015.
  4. ↑ Joseph Epstein (writer) (June 13, 2014). "Masterpiece: Nabokov Looks Back at Life Before 'Lolita'". The Wall Street Journal. Retrieved August 25, 2015.
  5. 1 2 Jonathan Yardley (May 26, 2004). "Nabokov's Brightly Colored Wings of Memory". The Washington Post. Retrieved August 25, 2015.