خاندان تولستوی
| خاندان تولستوی | |
|---|---|
| دودمان سلطنتی | |
![]() نشان شاخهٔ بیعنوان خاندان | |
| کشور | روسیه |
| تأسیس شد | قرن چهاردهم (دهه ۱۳۰۰ میلادی) |
| بنیانگذار | آندری خاریتونوویچ تولستوی |
| عناوین |
|
خاندان تولستوی (به روسی: Толстой)، خانوادهای از اشرافزادگان روسی بود که به طبقهٔ عالی اشرافی در امپراتوری روسیه راه یافت. نام «تولستوی» از صفت روسی толстый (تولستی) به معنی «ستبر، تنومند، فربه» گرفته شده است. این خاندان، نوادگان آندری خاریتونوویچ تولستوی (ملقب به «فربه») هستند که از چرنیگوف به مسکو مهاجرت کرد و در قرن پانزدهم در خدمت واسیلی دوم، دوک بزرگ مسکو، قرار گرفت. «تولستویهای سرکش» – لقبی که در محافل اشرافی امپراتوری روسیه به آنها داده شده بود[۱] – میراثی ماندگار در سیاست، تاریخ نظامی، ادبیات و هنرهای زیبا بر جای گذاشتهاند. مشهورترین عضو این خاندان، نویسندهٔ بزرگ لئو تولستوی است.
ریشهها
خاندان تولستوی از خانوادههای اشرافی محلی در مسکو بودند که نسب خود را به یک نجیبزادهٔ افسانهای لیتوانیایی به نام ایندریس میرساندند. به گفتهٔ پیوتر تولستوی، ایندریس در ۱۳۵۳ میلادی – همان سالی که چرنیگوف به قلمرو دوکنشین بزرگ لیتوانی پیوست – همراه با دو پسرش، لیتوینوس (یا لیتونیس، به معنی «لیتوانیایی») و زیمونتن (یا زیگمونت، به معنی «ساموگیتیایی») و یک دروژینا (سپاه همراه) متشکل از سه هزار نفر از امپراتوری مقدس روم به چرنیگوف آمد. گفته میشود نامهای لیتوینوس و زیمونتن اشاره به دو بخش اصلی لیتوانی در آن زمان دارد – چرا که ساموگیتیا از نظر اداری غالباً جدا از لیتوانی مرکزی بهشمار میرفت.[۲][۳]
بر اساس روایتها، ایندریس به آیین ارتدکس شرقی گروید و نام لئونتی را گرفت، در حالی که پسرانش نامهای کنستانتین و فئودور را برگزیدند؛ گرایش به مذهب محلی در میان اشراف لیتوانیایی در آن دوران رایج بود و یکی از ویژگیهای شیوهٔ حکمرانی آنها محسوب میشد. نوهٔ کنستانتین، یعنی آندری خاریتونوویچ، پس از مهاجرت از چرنیگوف به مسکو، به سبب جثهاش از سوی واسیلی دوم لقب تولستی («فربه») گرفت.[۲][۳]
از آنجا که اسامی ذکرشده ماهیتی مشرکانه دارند و در آن زمان چرنیگوف زیر سلطهٔ دمیتریوس یکم استارشی بود، برخی پژوهشها نتیجه گرفتهاند که آنها لیتوانیاییهایی بودهاند که از دوکنشین بزرگ لیتوانی – که در آن زمان با فرمانروایی شوالیههای توتونیک درگیر بود – به این منطقه آمدهاند.[۲][۴][۵] با این حال، هیچ اشارهای به ایندریس در اسناد قرون چهاردهم تا شانزدهم یافت نشده است و «سالنامههای چرنیگوف» که پیوتر تولستوی به آنها استناد کرده بود، مفقود شدهاند.[۲]
نخستین اعضای مستند خاندان تولستوی نیز در قرن هفدهم زندگی میکردند. خاندان دورنوو یکی از شاخههای فرعی تولستویها بهشمار میرود. پیوتر تولستوی بنیانگذار شاخهٔ صاحبعنوان این خاندان بود؛ چرا که از سوی پتر کبیر عنوان کنت به او اعطا شد.[۶][۷] شاخهٔ بدونعنوان همان دودمان، از ایوان آندریویچ تولستوی تبار میگیرد. نیاکان مشترک این دو شاخه، آندری واسیلیویچ تولستوی و همسرش استپانیدا آندریونا میلاسلاوسکایا (که دخترعموی تزارینا بود) بودند. این ازدواج سبب شد خانوادهای از طبقهٔ اشرافی عادی، به دربار مسکو راه یابد. افزون بر این، خاندان تولستوی در میان اشراف بیعنوان استانی نیز حضور دارند.
در جنگهای ناپلئونی

دو تن از اعضای خاندان تولستوی در جنگهای ناپلئونی فعال بودند. کنت پیوتر الکساندرویچ تولستوی (۱۷۶۱–۱۸۴۴) که در جنگهای لهستان و امپراتوری عثمانی تحت فرمان سورووف خدمت کرد، در ۱۷۹۷ به مقام آجودان کل ارتقا یافت. او در ۱۸۰۷ بهعنوان سفیر به پاریس اعزام شد و کوشید الکساندر یکم را برای جنگ با فرانسه آماده کند، هرچند در این امر چندان موفق نبود. وی از ۱۸۲۸ تا زمان مرگش، فرماندار سنپترزبورگ و کرونشتات بود.
الکساندر ایوانوویچ تولستوی (۱۷۷۰–۱۸۵۷)، از شاخهای فرعی از این خاندان، عنوان کنت و املاک عموی بیفرزند خود ــ آخرین عضو خاندان اوستِرمان ــ را به ارث برد.
او نخستین بار در نبرد تسارنوو (۲۳–۲۴ دسامبر ۱۸۰۶) نام خود را مطرح کرد؛ جایی که تحت فرماندهی او، لشکر دوم ارتش روسیه در لهستان به مدت پانزده ساعت در برابر ارتش کامل ناپلئون مقاومت کرد. وی بهعنوان یکی از ستایششدهترین ژنرالهای ائتلاف ضدناپلئونی، برای شجاعتش در نبردهای پولتوسک و ایلائو مورد تقدیر قرار گرفت. در گوتشتات چنان به شدت زخمی شد که بیم مرگش رفت. در نبرد بزرگ بورودینو، او فرماندهی مواضع کلیدی را برعهده داشت تا اینکه بر اثر اصابت گلولهٔ توپ از میدان نبرد خارج شد. بار دیگر در نبرد باوتسن (۱۸۱۳) زخمی شد اما فرماندهی نیروهای خود را رها نکرد. اوج کارنامهٔ نظامیاش، پیروزی در نبرد کولم (۳۰ اوت ۱۸۱۳) بود که به قیمت قطع شدن دست چپش تمام شد. پس از پایان جنگ، با امپراتور دچار اختلاف شد، استعفا داد و باقی عمرش را در اروپا گذراند.
در محافل اشرافی

کنت فئودور پتروویچ تولستوی (۱۷۸۳–۱۸۷۳)، که پوشکین در رمان یوگنی آنگین با لحنی همدلانه از او یاد کرده، از برجستهترین نقاشان و طراحان روسی در دههٔ ۱۸۲۰ بود. هرچند او برای منظومهٔ دوشِنکا اثر بوگدانویچ تصویرگریهای ارزشمندی آماده کرد، اما هنر اصلی او در مدلسازی مومی و طراحی مدال بود. وی با از دست دادن بینایی به تدریج ناچار شد نقاشی را کنار بگذارد و به نوشتن باله و لیبرتوهای اپرا روی آورد. او در ۱۸۲۸ به سمت معاونت آکادمی هنرهای سنپترزبورگ منصوب شد. بسیاری از آثارش در موزهٔ دولتی روسیه در سنپترزبورگ نگهداری میشوند.
کنت فئودور ایوانوویچ تولستوی (۱۷۸۲–۱۸۴۶) به خوشگذرانی، میگساری، شکمپرستی و دوئلبازی بدنام، شهرت داشت. گفته میشود او در دوئلهای مختلف ۱۱ نفر را کشته است. در ۱۸۰۳ در نخستین سفر دریایی روسیه به دور دنیا شرکت کرد، اما پس از آنکه بدنش را در جزایر مارکیز خالکوبی کرد و موجب هرجومرج میان خدمه شد، ناخدا کروسنسترن او را در جزایر آلیوتی نزدیک کامچاتکا رها کرد. هنگامی که به سنپترزبورگ بازگشت، لقب «آمریکایی» را به او دادند. او در جنگ میهنی ۱۸۱۲ شجاعانه جنگید، اما بار دیگر خانوادهاش را با ازدواج با یک خوانندهٔ کولی در ۱۸۲۱ رسوا کرد. الکساندر گریبایدوف او را در نمایشنامهٔ مصیبت از عقل به سخره گرفت و پسرعمویش، لئو تولستوی، او را شخصیتی «غیرعادی، جنایتکار و در عین حال جذاب» نامید و در رمان جنگ و صلح، شخصیت دولوخوف را بر اساس او پرداخته است.
در ادبیات روسیه
بسیاری از اعضای خاندان تولستوی اوقات فراغت خود را به فعالیتهای ادبی اختصاص میدادند. برای نمونه، کنت آلکسی کنستانتینوویچ تولستوی (۱۸۱۷–۱۸۷۵) دربارنشین بود، اما در عین حال از محبوبترین شاعران روس زمان خود بهشمار میرفت. او تصنیفهای ستودنی، یک رمان تاریخی، اشعاری هزلآمیز و چندین هجونامه نوشت که با نام مستعار کوزما پروتکف منتشر میشد. مهمترین سهم او در ادبیات روسیه، سهگانهای از نمایشنامههای تاریخی بود که بر اساس الگوی بوریس گودونوف پوشکین نگاشته شد.

کنت لف نیکولایویچ تولستوی (۱۸۲۸–۱۹۱۰)، که در خارج از روسیه بیشتر با نام لئو تولستوی شناخته میشود، بهعنوان یکی از بزرگترین رماننویسان تمام دورانها مورد ستایش قرار گرفته است. او فعالیت حرفهای خود را در ارتش آغاز کرد، اما هنگامی که در چچن خدمت میکرد به نوشتن علاقهمند شد. نخستین داستانش، کودکی، اثری کاملاً نو و متفاوت از نوشتههای پیشینیان بود. او در ملک خانوادگیاش، یاسنایا پالیانا در نزدیکی تولا، دو رمان جنگ و صلح و آنا کارنینا را خلق کرد که امروزه از برجستهترین رمانهای تاریخ ادبیات جهان بهشمار میروند. در سالهای بعد، او نوعی فلسفهٔ مسیحی غیرسنتی را پروراند که در کتاب ملکوت خدا در درون توست بیان شد؛ اثری که الهامبخش راینر ماریا ریلکه و مهاتما گاندی، وکیل جوان هندی، گردید. اندیشههای گاندی نیز بعدها بر مارتین لوتر کینگ جونیور و جیمز لوتر بول تأثیر گذاشت.
از میان سیزده فرزند لئو تولستوی، بیشترشان عمر خود را صرف ترویج یا نقد آموزههای او کردند. کوچکترین دخترش و منشی او، الکساندرا لِوونا تولستایا (۱۸۸۴–۱۹۷۹)، زندگی دشواری داشت. با اینکه آموزهٔ پدرش در زمینهٔ خشونتپرهیزی را پذیرفته بود، در عین حال احساس وظیفه میکرد که در رویدادهای جنگ جهانی اول مشارکت داشته باشد.
کنت آلکسی نیکولایویچ تولستوی (۱۸۸۳–۱۹۴۵) به شاخهای دیگر از خاندان تعلق داشت. داستانهای کوتاه اولیهاش که در دههٔ ۱۹۱۰ منتشر شد، به دلیل افراط در طبیعتگرایی و اروتیسم مورد انتقاد قرار گرفت. پس از انقلاب روسیه، مدتی به آلمان مهاجرت کرد، اما سپس دیدگاههای سیاسی خود را تغییر داد و به اتحاد جماهیر شوروی بازگشت. رمانهای علمی-تخیلی او، آئلیتا (۱۹۲۳) دربارهٔ سفری به مریخ و پرتو مرگبار گارین (۱۹۲۷)، هنوز در میان خوانندگان محبوباند. او در سالهای بعد، دو رمان بلند تاریخی پتر یکم (۱۹۲۹–۱۹۴۵) و راه جلجتا (۱۹۲۲–۱۹۴۱) را منتشر کرد. بهعنوان حامی سرسخت ژوزف استالین، شهرت یافت و به او لقب «کنت سرخ» یا «رفیق کنت» دادند. هرچند جایگاه او همراه با افول «رئالیسم سوسیالیستی» کاهش یافت، شخصیت قصهٔ کودکانهاش بوراتینو همچنان در میان کودکان روسیه و دیگر کشورهای شوروی سابق محبوب است و در قالب کتاب، فیلم و آثار اقتباسی گوناگون شناخته میشود.
نوهٔ او، تاتیانا تولستایا (زادهٔ ۳ مه ۱۹۵۱)، از برجستهترین نویسندگان داستان کوتاه روسیه بهشمار میرود. یکی دیگر از اعضای خاندان، کنت نیکولای تولستوی-میلوسلاوسکی (زادهٔ ۱۹۳۵)، تاریخنگار و سلطنتطلب بریتانیایی است که امروزه بهصورت نمادین ریاست خاندان تولستوی را برعهده دارد.
پس از انقلاب روسیه
برخی از اعضای خاندان تولستوی پس از انقلاب روسیه و برپایی اتحاد جماهیر شوروی از کشور مهاجرت کردند و بسیاری از خویشاوندان و نوادگان لئو تولستوی امروزه در سوئد، آلمان، بریتانیا، فرانسه و ایالات متحده زندگی میکنند. از میان آنان میتوان به ویکتوریا تولستوی، خوانندهٔ جاز سوئدی، اشاره کرد.[۸] آخرین نوهٔ بازماندهٔ لئو تولستوی، کنتس تاتیانا تولستوی-پائوس، در ۲۰۰۷ در عمارت هِرِستا در سوئد درگذشت؛ عمارتی که امروزه در اختیار نوادگان تولستوی از خانوادهٔ پائوس است.[۹] دو تن از نبیرههای لئو تولستوی، پیوتر تولستوی، مجری تلویزیونی و نمایندهٔ دومای روسیه از سال ۲۰۱۶، و ولادیمیر تولستوی، روزنامهنگار و مشاور رئیسجمهور روسیه در امور فرهنگی، هستند.[۱۰]
یادکردها
- ↑ Denner, Michael A. (2013). "Tolstoy: A Russian Life. By Rosamund Bartlett. Boston: Houghton Mifflin Harcourt, 2011. xvi, 544 pp. Notes. Bibliography. Chronology. Index. Illustrations. Plates. Photographs. $35.00, hard bound". Slavic Review. 72 (3): 664–666. doi:10.5612/slavicreview.72.3.0664. ISSN 0037-6779.
- 1 2 3 4 Troyat, Henri (2001). Tolstoy. ISBN 978-0-8021-3768-5.
- 1 2 Vitold Rummel, Vladimir Golubtsov (1886). Genealogical Collection of Russian Noble Families in 2 Volumes. Volume 2 // The Tolstoys, Counts and Noblemen. — Saint Petersburg: A. S. Suvorin Publishing House, p. 487
- ↑ Troyat, Henri (2001). Tolstoy. ISBN 978-0-8021-3768-5.
- ↑ "Six Centuries of Tolstoys". The New York Times. 6 November 1983.
- ↑ Tolstoy coat of arms by All-Russian Armorials of Noble Houses of the Russian Empire. Part 2, June 30, 1798 (in Russian)
- ↑ The Tolstoys article from Brockhaus and Efron Encyclopedic Dictionary, 1890–1907 (in Russian)
- ↑ Nikolai Puzin, The Lev Tolstoy House-Museum In Yasnaya Polyana (with a list of Leo Tolstoy's descendants), 1998
- ↑ "Tanja Paus och Sonja Ceder till minne," Svenska Dagbladet, 11 March 2007
- ↑ "Владимир Путин назначил новых советников".
.svg.png)