خواجه تاجدار
![]() | |
| نویسنده(ها) | ژان گوِر (jean guèvre) |
|---|---|
| برگرداننده(ها) | ذبیحالله منصوری |
| کشور | ایران |
| زبان | فارسی |
تعداد جلد | دو |
| موضوع(ها) | رمان تاریخی |
| گونه(های) ادبی | واقعگرایی |
| ناشر | انتشارات امیرکبیر |
| شمار صفحات | ۱۰۰۸ |

عناوین و سرفصلها کتاب
عناوین جلد اول:
- ستاره دنبالهدار و نوزاد بدون دنباله(اصلاح شده)
در شب دوازدهم ماه ربیع الثانی سال ۱۱۵۵ هجری قمری (۱۱۱۲ خورشیدی)، در صحرای ترکمان (ولایت استرآباد) که ستارهای دنبالهدار( به نام هالی) در آن شب طلوع کرده و اهالی طایفه مشغول تماشا کردن ستاره مزبور بودند، در همان حال محمدحسن خان «رئیس طایفه اشاقه باش» از ایل قاجار (پدر آقامحمدخان قاجار) از استرآباد به صحرای ترکمان و محل سکونت طایفه خود برگشت. آقا محمدخان، در ساعات بعد از نیمه شب به دنیا آمد. فردا آن شب به مناسبت به دنیا آمدن اولین فرزند محمدحسن خان که پسر بود(ولی هنوز نام نداشت) مهمانی برگزار شد و اهالی طایفه به جشن و شادی پرداختند. بعد از پایان یافتن مراسم آسمان صاف و آفتابی جای خود را به ابرهای تیره و طوفانی داد و باران شدیدی شروع به باریدن کرد. بر اثر بارش شدید باران و جاری شدن سیل، طایفه اشاقه باش گرفتار سیل شد و خسارات و مشکلات بسیاری برای محمدحسن خان قاجار و طایفه او به وجود آمد…
- شیرزنی به نام جیران
محمدحسن خان به خاطر سیل و مشکلات طایفهاش، همسرش جیران را به همراه کودک شیرخواره خود(آقامحمدخان) به استرآباد میفرستد. محمدحسن خان و در آن شهر حکمران استرآباد(به نام سبزعلی بیگ) بعد از دیدن جیران به خاطر زیبایی او در صدد تصاحب وی بر میآید و زمانی که جیران از این موضوع آگاه میشود تصمیم میگیرد به صحرای ترکمان بازگردد. سبزعلی بیک حکمران استرآباد که نمیخواست جیران را از دست بدهد، پنج نفر از نوکران خود را مأمور ربودن جیران میکند…
- رئیس طایفه قاجار در حضور حکمران مغرور نادر(بزودی)
انتشار و بازخورد
رمان «خواجه تاجدار» نخستین بار در دههٔ ۱۳۳۰ خورشیدی به صورت پاورقی در مجلهٔ «اطلاعات هفتگی» منتشر شد و با استقبال گستردهٔ مخاطبان روبهرو شد.[۱] پس از آن، این رمان به صورت کتاب منتشر شد و بارها تجدید چاپ گردید. محبوبیت این کتاب به حدی بود که در سالهای بعد، اقتباسهای نمایشی و رادیویی متعددی از آن صورت گرفت.[۲]
بازخوردها نسبت به این رمان، به ویژه از سوی منتقدان ادبی و تاریخدانان، متفاوت بوده است. برخی از منتقدان، به قلم روان و جذاب ذبیحالله منصوری و توانایی او در خلق فضاهای تاریخی و شخصیتهای داستانی اشاره کردهاند.[۳] با این حال، برخی دیگر از منتقدان، به عدم تطابق وقایع تاریخی با واقعیت و تخیلپردازی بیش از حد نویسنده انتقاد کردهاند.[۴] همچنین، برخی از مورخان، به تحریف وقایع تاریخی و ارائهٔ تصویری غیرواقعی از آقامحمدخان قاجار اعتراض کردهاند.[۵]
انتقادات
بسیاری از اهل فن[۶] بر این باورند که چنین نویسندهای وجود خارجی نداشته و این کتاب نیز مانند بیشتر ترجمههای ذبیحالله منصوری ساخته و پرداخته ذهن خود اوست.
پانویس
- ↑ آرشیو مجلهٔ اطلاعات هفتگی.
- ↑ بررسی آثار ذبیحالله منصوری، نوشتهٔ حسن میرعابدینی.
- ↑ مقالات نقد ادبی منتشر شده در دههٔ ۱۳۴۰.
- ↑ نقد کتاب خواجه تاجدار، نوشتهٔ عبدالحسین زرینکوب.
- ↑ بررسی تاریخی دورهٔ قاجار، نوشتهٔ فریدون آدمیت.
- ↑ Eloba (۲۰۲۲-۰۱-۱۸). «ترجمه کتاب خواجه تاجدار از نویسنده ای که وجود خارجی ندارد!!!». ائل اوبا | مرجع فرهنگ و تاریخ آذربایجان. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۱.
منابع
- خواجه تاجدار، ژان گور، ترجمه و اقتباس ذبیحالله منصوری، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۶، تهران.
