کولاب (تاجیکستان)

کولاب
خُتّل (پیشین)
دروازه ورودی شهر کولاب
دروازه ورودی شهر کولاب
کولاب در تاجیکستان واقع شده
کولاب
کولاب
مختصات: ۳۷°۵۴′۳۳″ شمالی ۶۹°۴۶′۵۵″ شرقی / ۳۷٫۹۰۹۱۷°شمالی ۶۹٫۷۸۱۹۴°شرقی / 37.90917; 69.78194
استانختلان
شهرستانکولاب
سال‌شهرشدن۱۳۱۳
ارتفاع
۶۶۵ متر (۲۱۸۲ فوت)
جمعیت
حدود ۱۵۰ هزار
کد منطقه۹۹۲۳۳۲۲+
زبانفارسی تاجیکی

کولاب ششمین شهر بزرگ در کشور تاجیکستان است. شهر کولاب، واقع در جنوب تاجیکستان، با حدود ۱۵۰ هزار نفر جمعیت، در زمان آغاز جنگ داخلی و دوران استقلال این کشور نقش مهمی داشته است. اکنون بخش عمده‌ای از مقام‌های تاجیکستان از این منطقه برخاسته‌اند.[۱] کولاب زادگاه امام‌علی رحمان، رئیس‌جمهوری کنونی تاجیکستان نیز هست.

کولاب یکی از قدیمی‌ترین شهرهای تاجیکستان است که در استان خَتلان قرار دارد. پیشینه این شهر به ۲۷۰۰ سال می‌رسد. باستان‌شناسان در این شهر قلعه‌ای یافته‌اند که قلعه کولاب نام دارد. این قلعه مربوط به زمان هخامنشیان (سده ۴ پیش از میلاد)، زمان یونان غربی و دولت داری کوشانیان می‌باشد.

شهر کولاب در قدیم کُتّل نام داشت و زمان درازی مقر حکومتی ساسانیان بود و زبان پارسی میانه در آن رواج داشت. به این خاطر، با ورود اسلام و پس از آمدن زبان فارسی نو به منطقه، مردم کولاب سریع‌تر از دیگر نقاط پیرامونی، فارسی‌زبان شدند.[۲]

این شهر تا سال ۱۷۵۰ خَتلان نامیده می‌شد و پس از آن کولاب نام گرفت. شورویها در سال ۱۹۲۱ بر این شهر دست یافتند و پس از آن صنایعی در آن مستقر شد.

شهر کولاب در تاجیکستان همیشه سوژه‌ی خنده به خاطر لهجه‌ی عجیب و متفاوتش بوده است. وقتی کسی شروع به حرف زدن با لهجه‌ی کولابی می‌کند، خیلی‌ها نمی‌توانند جلوی خنده‌شان را بگیرند، چون کلمات آن‌ها به گوش دیگران کاملاً خنده‌دار می‌آید. خیلی وقت‌ها مردم به شوخی می‌گویند که لهجه‌ی کولابی شبیه این است که کسی با دهان پر یا خواب‌آلود حرف بزند! همین باعث شده که کولابی‌ها در لطیفه‌ها و محافل غیررسمی مورد دست انداختن و تقلید قرار بگیرند، تا جایی که لهجه‌ی‌شان بیشتر از هر چیز دیگر هویتشان را در چشم دیگران تعریف می‌کند.

مکان‌های دیدنی

شهرهای خواهر

منابع

  1. «بی‌بی‌سی فارسی». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۶ فوریه ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۱۳ آوریل ۲۰۰۸.
  2. Bergne, Paul. 2007. The birth of Tajikistan: national identity and the origins of the Republic. London: I. B. Tauris. p.5