راز گل زرین
| بخشی از یک مجموعه درباره |
| تائوئیسم |
|---|
![]() |
|
راز گل زرّین (چینی: 太乙金華宗旨; پینیین: Tàiyǐ Jīnhuá Zōngzhǐ) یک کتاب درسی پزشکی سنتی در آیین تائوییِ چین است که به مراقبه نِیدان (کیمیای درونی) میپردازد و آموزههای بودایی را با برخی اندیشههای کنفوسیوسی نیز درهم میآمیزد.[۱] این کتاب بهرهگیری از فنّ نگارشِ روحی (فوجی) و به دست دو گروه، در سالهای ۱۶۸۸ و ۱۶۹۲، پدید آمده است.[۲] پس از آنکه ریشارد ویلهلم ترجمهٔ آلمانیِ آن را منتشر کرد و کارل گوستاو یونگ شرح و یادداشتهایی بر آن افزود، این اثر در جهان غرب شهرت یافت و بهعنوان یکی از «متون کلاسیکِ دینیِ چین» شناخته شد. امروزه این کتاب در میان روانشناسان، بهویژه در حوزهٔ روانشناسی تحلیلی و روانشناسی فرافردی، بهمنظور بررسی جنبههای روانشناختیِ مراقبههای تائویی خوانده و بررسی میشود.[۳][۴] با این همه، این اثر در سرزمینهای شرقی توجه چندانی برنینگیخت و نفوذ آن در آنجا نسبتاً اندک بود.[۱]
تاریخچه
خاستگاه
پژوهشهای مونیکا اسپوزیتو و موری یوریا[۲][۵] شواهد مستندی به دست میدهند که نشان میدهد رازِ گلِ زرین بهوسیلهٔ گروههای روحنگاری (فوجی) در دو نیایشگاهِ وابسته به لو دونگبینِ الوهیتیافته پدید آمده است: بایلونگ جینگشه («انجمنِ پاکِ اژدهای سپید») و شاخهای از گو هونگمِی گه («تالارِ آلوی سرخِ کهن») در پیلینگ. اعضای هر دو گروه خود را وابسته به مکتب روشناییِ پاک (جینگمینگ دائو) میدانستند؛ سنتی که با پرستشِ شو شون، یکی از جاودانگان تائویی، پیوند داشت.[۲] پیشتر نیز چانگ چونگیوان منشأ این متن را بررسی کرده و بر آن بود که کتاب از راهِ «قلمِ روحِ پروازگر» دریافت شده است؛ دیدگاهی که او در سخنرانیهای سال ۱۹۵۶ در ارانوس مطرح کرد.[۶] رازِ گلِ زرین پس از انتشار ترجمهٔ ریشارد ویلهلم همراه با شرح و تفسیر کارل گوستاو یونگ، به یکی از شناختهشدهترین متون تائویی در جهان غرب بدل شد و بهعنوان اثری برجسته از میراث دینیِ چین شهرت یافت.[۷][۱][۸] با این حال، این کتاب در میان پژوهشگرانِ خاورزمین توجه چندانی برنینگیخته است.[۱]
در آغازِ دوران دودمان چینگ، پیروانِ شو شون متونی دربارهٔ شیوههای تأملیِ کیمیای درونی و پرورشِ خویشتن را از راهِ روحنگاری دریافت میکردند. رازِ گلِ زرین نخستین بار در سال ۱۶۸۸ در یکی از این گروهها بهگونهای ناتمام دریافت شد؛ زیرا پیش از پایان یافتن متن، هفت تن از دریافتکنندگان آن درگذشتند. سپس در سال ۱۶۹۲، گروهی دیگر کار دریافت و تکمیل آن را ادامه داد. بر پایهٔ این روایت، آموزههای شو شوِن از راهِ ارواحِ میانجی، از جمله لو دونگبین، کیو چوجی و چودوان، منتقل شدهاند. از آنجا که نوشتههای شو شون طی نسلهای پیاپی از میان رفته بود، اعضای مکتب روشناییِ پاک بر این باور بودند که این متن بنیانگذاری شاخهای تازه از آیین تائویی را ضروری میسازد؛ شاخهای که «سلسلهٔ آیینیِ یگانگیِ بزرگ» نام گرفت. پان ییآن، یکی از دریافتکنندگان این اثر، چگونگی پدید آمدن بخش نخست آن را چنین شرح میدهد:[۲]
«اگر درست به یاد داشته باشم، در سالِ ووشِن [۱۶۶۸] بود که نیایِ مقدسِ ما، چونیانگ [یعنی لو دونگبین]، آموزشِ این دستورها را آغاز کرد. هفت تن با او پیمان بستند، سرِ فرمانبری فرود آوردند و آموزههایش را دریافت کردند. این آموزش تنها به همان هفت تن سپرده شد و کسی جز آنان از آن بهرهمند نگردید. ژرفترین آموزهها در بیش از یک یا دو واژه نمیگنجید. این آموزهها را نمیشد بهراستی در قالبِ واژهها و نوشتهها بیان کرد. پس از آن، آن هفت تن دربارهٔ جزئیات از نیایِ بزرگ پرسشهای فراوان کردند. و چون آن پیرِ مقدس در روشنسازیِ آموزهها هیچ دریغی نداشت، پاسخها و توضیحات او روزها و ماهها گردآوری شد. سرانجام، از همهٔ آنها کتابی فراهم آمد».
از این متن شش ویرایش یا نسخهٔ متفاوت بر جای مانده است و این اثر در چندین شاخه و تبارِ آیین تائویی جایگاهی بنیادین داشته است. رازِ گلِ زرین بهویژه بهواسطهٔ کوششهای مین ییده (۱۷۵۸–۱۸۳۶) به یکی از نوشتههای آموزهایِ محوری در سنتِ مکتبِ لونگمِن («دروازهٔ اژدها») بدل شد. مین ییده برای این اثر اهمیت ویژهای قائل بود و آن را «نقشهای برای درمانِ جهان» میدانست.[۹]
گمانهزنیهای ویلهلم
ریشارد ویلهلم، هنگامی که در چین بهعنوان مبلغ مذهبی فعالیت میکرد، در دههٔ ۱۹۲۰ در پکن نسخهای بازچاپشده از رازِ گلِ زرین را از اعضای گروهی که «محفلِ رازآموز» خوانده میشد به دست آورد. به گفتهٔ ویلهلم، ناشر چینیِ کتاب (ژانران هویجِنتسی) کار خود را بر پایهٔ نسخهای ناقص از یک چاپِ چوبیِ سدهٔ هفدهم انجام داده بود که آن را در کتابفروشیای یافته بود. او بعدها با بهرهگیری از نسخهای که در اختیار یکی از دوستانش بود، کاستیهای آن را برطرف و متن را کامل کرد. کتابفروشِ پکن تنها چند هزار نسخه از این اثر را برای شمار اندکی از خوانندگانِ برگزیده چاپ کرد که ویلهلم نیز در میان آنان بود. ویلهلم در سال ۱۹۲۹ این متن را به آلمانی برگرداند. این ترجمه را دوست او، کارل گوستاو یونگ، خواند و بدان علاقهمند شد. سپس در سال ۱۹۳۱ ترجمهٔ انگلیسیِ کتاب، که کری بَینز آن را بر پایهٔ متن آلمانی فراهم کرده بود، همراه با یادداشتها و دیدگاههای یونگ منتشر شد.[۱۰][۱]
با این حال، ریشارد ویلهلم این فرض را مطرح کرده بود ــ فرضی که امروزه با توجه به پژوهشهای جدید دانشگاهی نادرست دانسته میشود ــ که رازِ گلِ زرین بیانگر آموزهای است که بهصورت شفاهی در محافل رازآموزِ چینِ سدهٔ هشتم، در دوران دودمان تانگ، انتقال مییافت. به باور او، ورود مسیحیت نسطوری به چین در سال ۶۳۵ میلادی و سپس آزار و سرکوب پیروان آن در سدهٔ نهم، این احتمال را تقویت میکرد که رازِ گلِ زرین در اصل حاوی آموزههای رمزگذاریشدهٔ مسیحی بوده باشد؛ آموزههایی که کشیشان نسطوریِ وابسته به دینِ روشنایی (چین-تان-چیائو) برای حفظ و انتقال آنها به کار میبردند.[۱۱] ویلهلم همچنین بر این باور بود که نام چین-تان-چیائو را میتوان «دینِ اکسیرِ زرینِ زندگی» ترجمه کرد و این دین همان دینِ روشنایی است که برخی از اندیشهها و شیوههای آن در رازِ گلِ زرّین بازتاب یافتهاند. از دید او، ورود یک اسقف نسطوری به چین در سال ۶۳۵ میلادی و پذیرشِ مسیحیت شرقی از سوی امپراتور تایزونگِ تانگ به پیدایش آنچه «دینِ روشنایی» نامیده میشد انجامید. ویلهلم گمان میکرد که پس از آزار و سرکوبهای سال ۸۴۰ میلادی در دوران امپراتور ووزونگِ تانگ، روحانیان این آیین ناچار شدند آموزههای خود را به زبان رمز درآورند و آنها را در غارها پنهان سازند. او این گمانهزنیها را با شرح و بسط بیشتری دنبال میکند:[۱۲]
«شاید برای بسیاری از خوانندگان اروپایی شگفتآور باشد که در این متن با سخنانی روبهرو شوند که از آموزههای مسیحی برایشان آشناست. با این همه، همین مفاهیم آشنا ــ که در اروپا اغلب بهصورت عباراتی وابسته به سنت کلیسایی فهمیده میشوند ــ در اینجا از چشماندازی کاملاً متفاوت عرضه شدهاند؛ زیرا در پیوندی روانشناختی به کار رفتهاند …» (صفحهٔ هشتم از کتاب راز گل زرّین)
«در روزگارِ دودمان تانگ، آیینِ قبیلهای ترکتبار به نام اویغور ــ که با امپراتور همپیمان بود ــ شاخهٔ نسطوریِ مسیحیت بود. این آیین از ارج و پذیرش فراوان برخوردار بود؛ چنانکه سنگنوشتهٔ شناختهشدهٔ نسطوریان در سیانفو، که در سال ۷۸۱ برپا شد و دارای نوشتههایی به زبانهای چینی و سریانی است، بر این امر گواهی میدهد. از این رو، وجود پیوندهایی میان نسطوریان و چین-تان-چیائو کاملاً محتمل است …» (صفحهٔ نهم از کتاب راز گل زرّین)
«تیموتی ریچارد حتی تا آنجا پیش رفت که چین-تان-چیائو را صرفاً بازماندهای از نسطوریانِ کهن دانست. آنچه او را به این دیدگاه رساند، برخی همانندیها در آیینها و نیز شماری از سنتهای رایج در میان پیروانِ چینتَنچیائو بود که شباهت بسیاری به شیوهها و آداب مسیحی داشتند …»
ویلهلم گمان میبرد که لو دونگبین، که در گذشته با نام لو یِن نیز شناخته میشد و نویسندگیِ این کتاب به او نسبت داده شده است، ممکن است پیروِ آیینِ مسیحیتِ نسطوری بوده باشد.[۱۳]
روشها

با وجود تفاوت برداشتها، تفسیرها و دیدگاههایی که مترجمان گوناگون مطرح کردهاند، شیوهٔ مراقبهای که در راز گل زرّین توصیف شده است روشی ساده، بیپیرایه و مبتنی بر خاموشی است. توصیف این کتاب از مراقبه را «چان با شرح و بسط بیشتر» دانستهاند. این شیوهٔ مراقبه، هرچند با زبانی شاعرانه بیان شده، در بنیاد خود به دستورالعملی ساده فروکاسته میشود: نشستن، دموبازدم کردن و ژرفنگری.[۱۰]
کریستوفر کات و آدام راک این اثر را در چارچوب آموزههای تائویی تفسیر کردهاند. به گفتهٔ آنان، این شیوه بر تمرینهای مراقبهایِ مربوط به روانِ آسمانی (هون) و روحِ آغازین استوار است. در برابرِ روانِ تنانه (پو)، که با جنبههای مادیِ وجود پیوند دارد، هون در دل-خِرَد (شین) ــ یعنی مرکزِ احساس، آگاهی و اندیشه ــ جای دارد و گونهای چیِ یانگ بهشمار میرود که از کیهان سرچشمه میگیرد. این دل-خرد همچون سرایی توصیف میشود که در آن «نور» فرمانرواست و صحنهای برای فرایندی است که «بازگرداندنِ نور به سوی خویش» نامیده میشود. این روش در عمل بر پالودنِ روانِ تنانه (پو) و بازایستاندنِ اندیشهپردازیِ مفهومی ــ یعنی جریان پیوستهٔ فکرهایی که از جهانِ حواس برمیخیزند ــ استوار است. از رهگذرِ این مراقبه، پیوندِ میان سرشتِ راستینِ درونیِ انسان (شینگگوانگ) و روحِ آغازین آشکار و تجربه میشود. سالک باید از حالتهایی چون فرورفتگی در تاریکی آگاه باشد؛ حالتی که با خاموشیِ اندیشههای مفهومی همراه است و میتواند در مسیر مراقبه پدید آید. کات و راک آموزهٔ کتاب را در سه گام خلاصه میکنند: ۱) هماهنگ کردنِ دموبازدم: در این گام، ذهنِ مفهومی هنوز دست بالا را دارد؛ اما با بهکارگیریِ دموبازدم در دل-خرد و دل-خرد در دموبازدم، آشفتگیِ آگاهی آرام میشود. ۲) دگرگونیِ نیرو و ذهن: این مرحله به جنبههای انرژیایی و ذهنیِ فرایند میپردازد و با نمادِ کنشِ متقابلِ «آب» و «آتش» بیان میشود. ۳) بازگرداندنِ نور به سوی خویش: این مرحله با خموشیِ ذهن به فرجام میرسد؛ حالتی که در آن روح در چی پرورش مییابد و آنچه در متن «فرود آمدنِ آسمان در زمین» نامیده شده، تحقق پیدا میکند.[۴]
نشستن در درجهٔ نخست به حفظِ راستای مستقیمِ بدن اشاره دارد. دموبازدم نیز با جزئیات شرح داده میشود و این شرح بیشتر بر پایهٔ تنشناسیِ باطنگرایانهٔ مسیرِ چی استوار است. مسیرِ انرژیای که با دموبازدم پیوند دارد، به چرخی درونی مانند شده است که در امتدادِ عمودیِ ستونِ پشت قرار گرفته است. هنگامی که دموبازدم آرام و هماهنگ باشد، این چرخ رو به پیش میگردد؛ در این حالت، نیرویِ دم در پشتِ بدن بالا میرود و در جلوی بدن فرود میآید.[۱۴] بر پایهٔ این دیدگاه، عادتهای نادرستِ دموبازدم ــ یا حتی بد نشستن و اندیشههای آشفته ــ میتوانند باعث شوند این چرخ از گردش بازایستد یا حتی در جهتِ وارونه بچرخد و بدینگونه گردشِ نیرویِ بنیادینِ دم را مختل کند. در بخشِ ژرفنگری، سالک میآموزد که اندیشهها را همانگونه که پدیدار میشوند و سپس از میان میروند، بیدرگیری و بیدخالت مشاهده کند.[۱][۱۵]
منابع
- 1 2 3 4 5 6 Zhu, Caifang Jeremy (September 2009). "Analytical psychology and Daoist inner alchemy: a response to C.G. Jung's 'Commentary on The Secret of the Golden Flower'" (PDF). Journal of Analytical Psychology (in English). 54 (4): 493–511. doi:10.1111/j.1468-5922.2009.01799.x. PMID 19765138. S2CID 30771486. Retrieved 2022-09-10.
- 1 2 3 4 Chi-Tim, Lai (2015). "The Cult of Spirit-Writing in the Qing: The Daoist Dimension". Journal of Daoist Studies. 8: 112–133. doi:10.1353/dao.2015.0005. ISSN 1941-5524. S2CID 78876025. Archived from the original on 8 اكتبر 2017. Retrieved 23 ژوئن 2026.
{{cite journal}}: تاریخ وارد شده دررا بررسی کنید (کمک)|archive-date= - ↑ Yuria, Mori (2002-02-28). "Identity and Lineage. The Taiyi jinhua zongzhi and the Spirit-Writing Cult to Patriarch Lü in Qing China". In Kohn, Livia; Roth, Harold D. (eds.). Daoist Identity: History, Lineage, and Ritual (in English). University of Hawaii Press. ISBN 978-0-8248-2504-1.
- 1 2 Cott, Christopher; Rock, Adam (2011). ""Turning the Light Around" in The Secret of the Golden Flower". In Kohn, Livia (ed.). Living Authentically: Daoist Contributions to Modern Psychology: Daoist Contributions to Modern Psychology (in English). Lulu.com. ISBN 978-1-931483-20-9.
- ↑ Lai, Chi Tim (2016). "Revisiting the Jingming Origin of the Taiyi jinhua zongzhi: Pan Jingguan and His Spirit-Writing Community in Changzhou during the Early Qing". Cahiers d'Extrême-Asie. 25: 47–75. doi:10.3406/asie.2016.1470.
- ↑ Chang, Chung-Yuan (1956). "Self-Realization and the Inner Process of Peace". In Fröbe-Kapteyn (ed.). Eranos Annales (in German) (Olga ed.). Rhein-Verlag. p. 429.
- ↑ Esposito, Monica (2016-03-11). Facets of Qing Daoism (in English). UniversityMedia. ISBN 978-3-906000-07-7.
- ↑ Irwin, Lee (2004). "Daoist Alchemy in the West: The Esoteric Paradigms". Esoterica. 6: 31–51.
- ↑ Esposito, Monica (2001). "Longmen Taoism in Qing China: Doctrinal Ideal and Local Reality". Journal of Chinese Religions (in English). 29 (1): 191–231. doi:10.1179/073776901804774604. ISSN 0737-769X.
- 1 2 DeBernardi, Jean (2020-12-17). ""Ascend to Heaven and Stand on a Cloud." Daoist Teaching and Practice at Penang's Taishang Laojun Temple". In Clart, Philip; Crowe, Paul (eds.). The People and the Dao: New Studies in Chinese Religions in Honour of Daniel L. Overmyer (in English). Routledge. ISBN 978-1-00-015656-0.
- ↑ Wilhelm, Richard (Nov 17, 2014). Secret of the Golden Flower (PDF) (Illustrated, Reprint ed.). Martino Publishing. p. 8. ISBN 978-1-61427-729-3. Archived from the original (PDF) on 23 آوریل 2024. Retrieved 24 ژوئن 2026.
- ↑ Lü, Dongbin; Wilhelm, Richard; Jung, C. G. (2014). The secret of the golden flower: a Chinese book of life (PDF). Mansfield Centre, CT. ISBN 978-1-61427-729-3. OCLC 1057554088. Archived from the original (PDF) on 23 آوریل 2024. Retrieved 24 ژوئن 2026.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:مکان بدون ناشر (رده) - ↑ Wilhelm, Richard (Nov 17, 2014). Secret of the Golden Flower (PDF) (Illustrated, Reprint ed.). Martino Publishing. p. 10. ISBN 978-1-61427-729-3. Archived from the original (PDF) on 23 آوریل 2024. Retrieved 24 ژوئن 2026.
- ↑ "The rotation method makes use of breathing to blow on the fire of the gates of life... The way leads from the sacrum upward in a backward flowing way to the summit of the Creative, and on through the house of the Creative; then it sinks through the two stories in a direct downward-flowing way into the solar plexus, and warms it." Page 61, 1962 edition.
- ↑ "Only one must not stay sitting rigidly if worldly thoughts come up, but must examine where the thought is, where it began, and where it fades out." Page 36, 1962 edition.
- کارل گوستاو یونگ
- کتابهای سده ۱۷ (میلادی)
- کیمیاگری چین
- گل در دین
