راین‌فرانکن

نقشه‌ای با تصور کلاسیک از گسترش دو قبیلهٔ بزرگ فرانکی به نام‌های سال‌فرانکن و راین‌فرانکن

راین‌فرانکن ( به آلمانی: Rheinfranken) (همچنین فرانک‌های ریپواری/ریباواری، ریپواری‌ها/ریباواری‌ها یا ریپوارن/ریبوارن، از فرانکی باستان rīp- به معنای 'کنار رود'؛ در منطقهٔ کلن همچنین به عنوان فرانک‌های کلن[الف] شناخته می‌شود) در دانش تاریخ به طور سنتی به یکی از دو یا سه گروه فرانک‌ها[۱] اشاره دارد. این گروه در دورۀ انتقالی میان باستان متأخر و قرون وسطای آغازین به قدرتمندترین قبیلۀ ژرمنی در اروپای غربی و مرکزی تبدیل شد. گفته می‌شود که شاخۀ راین‌فرانکن در سدۀ چهارم میلادی از طریق اتحاد گروه‌های کوچک‌تر قومی شکل گرفته باشد؛ منطقۀ اصلی سکونت آن‌ها در امتداد راین قرار داشته است (از این رو نام آن از این رود ریشه گرفته است). گفته می‌شود که راین‌فرانکن در امتداد این رود از کلن تا ماینتس و ورمز و اشپایر پراکنده شده‌اند[۲]. در مقابل، ماتیاس اشپرینگر[ب] این دیدگاه را مطرح کرده است که آن تقسیم‌بندی فرضی دو یا سه‌گانهٔ فرانک‌ها و از این رو نیز راین‌فرانکن، ساختاری ساخته‌شده توسط پژوهش است که بر اساس تفسیر نادرستی از منابع قرون وسطایی متأخر استوار است[۳].

گسترش

در سدۀ چهارم میلادی، بارها یورش فرانک‌ها به قلمرو کرانهٔ چپ راین ثبت شده است؛ از جمله تریر و کلن چندین بار مورد حمله قرار گرفتند. در سال ۳۵۲، مرز امپراتوری روم فروپاشید و قبایل موسوم به راین‌فرانکن در کرانهٔ چپ راین مستقر شدند. در دهه‌های بعد (۳۵۶–۳۸۷) بارها درگیری‌هایی با رومیان رخ داد که با موفقیت‌های گوناگون همراه بود. هم‌زمان، شماری از اشراف فرانکی تحت امپراتوران روم والنتینیان یکم و گراتیان به بالاترین جایگاه‌ها در ارتش روم دست یافتند: مروبائودس[پ]، ریشومر[ت]، بائوتو و آربوگاست[ث] در دهه‌های ۳۷۰ تا ۳۹۰ میلادی به عنوان فرماندهان سپاه (magistri militum) از قدرتمندترین مردان امپراتوری روم بودند[۴].

در سال‌های ۳۸۸ و ۳۸۹، «راین‌فرانکن» به رهبری مارکومر[ج]، گنوبائودس[چ] و سونو از لیمِس راین سفلی عبور کرده و حومهٔ کلن را ویران ساختند، اما با امپراتور والنتینیان دوم بر سر یک پیمان صلح به توافق رسیدند. با این حال، ناآرامی‌ها در راین ادامه یافت، به‌گونه‌ای که در حدود سال ۴۰۲ مقر فرماندهی گارد امپراتوری از آگوستا تروروروم (ترییر امروزی) به آرلات منتقل شد. کلن در سال‌های ۴۵۹/۴۶۱ به دست «راین‌فرانکن» افتاد و آن‌ها پس از آن در راین میانی تا ماینتس مستقر شدند. کلن به مقر پادشاهی تبدیل شد که در کاخ فرماندار پیشین (پرتوریوم) اقامت داشت[۵]. گسترش بیشتر قبایل راین‌فرانکن در سال‌های ۴۷۰ تا ۴۸۵ به سمت جنوب غربی رخ داد، جایی که آن‌ها همسایهٔ بورگوندی‌ها شدند، اما به مناطق سکونتی گروه‌های موسوم به مزل‌فرانکن و سال‌فرانکن نیز پیوستند[۶].

پادشاهی

در پژوهش‌های تاریخی، تلاش شده تا برخی از فرمانروایان فرانک به عنوان «راین‌فرانکن» طبقه‌بندی شوند. از جمله پادشاه فرانک تئودومر[ح] است که اطلاعاتی دربارهٔ او تنها از طریق اسقف و تاریخ‌نگار گالو-رومی گرگور تور[خ] در دست است. او پسر ریشومر[د] بود، ابتدا کنسول رومی و سپس کلی‌پادشاه[ذ] فرانک شد و نهایتاً به همراه مادرش توسط رومیان اعدام گردید.[۷] همینطور زیگیسمر[ر] که در سال ۴۶۹ به عنوان «پسر پادشاه» در منابع ذکر شده، به دلیل نامش و ازدواج با یک شاهزاده‌خانم بورگوندیایی (که برای یک فرمانروای راین‌فرانکی محتمل‌تر از یک سال‌فرانکی است) به راین‌فرانکن نسبت داده شده است[۸].

پادشاهی فرانکی که فرمانروایان آن در کلن اقامت داشتند، به وضوح به عنوان راین‌فرانکی طبقه‌بندی شده است. تنها پادشاهِ نسبتاً طولانی‌مدت آن، زیگبرت[ز] است که در اواخر سدۀ پنجم و اوایل سدۀ ششم فرمان راند. زیگبرت در سال ۴۹۶/۴۹۷ در نبرد زولپیخ[ژ] به همراه مروونژی سال‌فرانک کلوویس یکم آلامان‌ها را شکست داد. پس از نبرد، زیگبرت دچار مصدومیت زانو شد که به لقب «لنگ» انجامید. حدود سال ۵۰۸/۵۰۹، کلودریک[س] پسر زیگبرت، توسط کلوویس به ترور پدرش تحریک شد. اندکی پس از آن، خود او توسط کلوویس به عنوان پدرکش متهم و کشته شد. سپس کلوویس به کلن وارد شد و توسط بزرگان محلی به عنوان پادشاه به رسمیت شناخته شد[۹].

کلوویس تا زمان مرگش در سال ۵۱۱ بر سرزمین‌های متحد فرانکی فرمان راند. پس از آن، پسرش تئودریک یکم این بخش از قلمرو را به ارث برد که بعدها اوسترازیا نامیده شد. این منطقه از سرزمین‌های «سال‌فرانکی» در توکساندریا از طریق قلمرو «راین‌فرانکن» تا مرز تورینگن گسترش یافته بود و در دورهٔ بعد توسط پادشاهان مروونژی با دیگر مناطق فرانکی متحد گردید.

قبایل ژرمنی در حد فاصل ژرمنی پایین (نیدرگِرمانیشر لیمِس)[ش] که بعدها باید اتحادیهٔ قبیله‌ای فرانک‌ها از آن پدید آید

یادداشت‌ها

منابع

  1. ↑ "Franken (Volk)". Wikipedia (in German). 2026-03-10.
  2. ↑ Ulrich Nonn: Die Franken. Kohlhammer, Stuttgart 2010, ISBN 978-3-17-017814-4, S. 11–63.
  3. ↑ Matthias Springer: Riparii – Ribuarier – Rheinfranken nebst einigen Bemerkungen zum Geographen von Ravenna. In: Dieter Geuenich (Hrsg.): Die Franken und die Alemannen bis zur „Schlacht bei Zülpich“ (496/97). Walter de Gruyter, Berlin/New York 1998, ISBN 3-11-015826-4, S. 200–269.
  4. ↑ Karl Friedrich Stroheker: Zur Rolle der Heermeister fränkischer Abstammung im späten vierten Jahrhundert. In: Historia. Band 4, 1955, S. 314–330.
  5. ↑ Ulrich Nonn: Die Franken. Kohlhammer, Stuttgart 2010, ISBN 978-3-17-017814-4, S. 147–149.
  6. ↑ Erich Zöllner: Geschichte der Franken bis zur Mitte des sechsten Jahrhunderts. C. H. Beck, München 1970, S. 30–43.
  7. ↑ Gregor von Tours, Historien 2, 9. Vgl. Erich Zöllner: Geschichte der Franken bis zur Mitte des sechsten Jahrhunderts. C. H. Beck, München 1970, S. 2–43.
  8. ↑ Matthias Becher: Chlodwig I. Der Aufstieg der Merowinger und das Ende der antiken Welt. C. H. Beck, München 2011, ISBN 978-3-406-61370-8, S. 142 f.
  9. ↑ Erich Zöllner: Geschichte der Franken bis zur Mitte des sechsten Jahrhunderts. C. H. Beck, München 1970, S. 2–43.