روزنامه خاطرات ناصرالدین‌شاه قاجار

روزنامهٔ خاطرات ناصرالدین‌شاه قاجار
ویراستار(ها)مجید عبد امین
نویسنده(ها)ناصرالدین‌شاه قاجار
ناشرسخن
تاریخ نشر
۱۴۰۰
شابکشابک ۹۷۸۶۲۲۶۴۴۱۲۸۵

روزنامهٔ خاطرات ناصرالدین‌شاه قاجار مجموعهٔ یادداشت‌های دست‌نویس ناصرالدین‌شاه است. این مجموعه که ۳۴ سال قمری (حدود ۳۳ سال خورشیدی) از زندگی شاه ایران قاجاری را در بر می‌گیرد، شامل شرح سفرهای او به اقصی‌نقاط ایران و جهان، ییلاق و قشلاق و شکار به همراه اهل حرم و دیوان، دیدارهای وی با اشخاص گوناگون مملکتی و نیز بخش اعظمی از زندگی خصوصی ناصرالدین‌شاه و نحوهٔ ارتباط او با همسران و فرزندانش است.

بخش‌بندی

یادداشت‌های ناصرالدین‌شاه، در سه مرکز مهم آرشیوی ایران به شرح زیر بایگانی شده است:

۱. سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران: مجموعاً ۸ آلبوم، شامل وقایع از محرم ۱۲۷۹ تا ربیع‌الاول ۱۳۰۸ق، به استثنای وقایع شش‌ماهه نخست سال ۱۳۰۶ق.

۲. کتابخانه سلطنتی کاخ گلستان: کتابچه شامل وقایع شش‌ماهه نخست سال ۱۳۰۶ق.

۳. مرکز اسناد خطی کاخ گلستان: مجموعاً ۵ دفتر، شامل وقایع از ربیع‌الاول ۱۳۰۸ تا ذی‌قعده ۱۳۱۳ق.

یادداشت‌ها از ۱۴ محرم ۱۲۷۹ (تیر ۱۲۴۱) در ۳۱سالگی وی آغاز می‌شود. او یادداشت‌ها را در سرلوحی زرّین با این زیرعنوان آغاز کرده:

شکارهایی که از ماه محرم سنه ۷۹ ایت‌ئیل و مابعدها می‌شود، در این کتابچه ثبت و ضبط می‌شود به‌طور روزنامچه.

یادداشت‌ها، ۴۸ ساعت پیش از ترور ناصرالدین‌شاه در ۶۴سالگی وی به پایان می رسد.[۱]

ناصرالدین ‌شاه و راه‌آهن امپراتوری روسیه

ناصرالدین‌شاه، نخستین پادشاه ایرانیست که ترابری ریلی را تجربه کرده است. او به هنگام مواجهه‌اش با قطار در امپراتوری روسیه، از عنوان‌های ابداعی راه‌آهن، کالسکهٔ بخار و استاسیون بهره می‌برد. او در ۱۸ ربیع‌الاول ۱۲۹۰ (۱۶ مه ۱۸۷۳) در راه نمایشگاه جهانی وین بود که نوشت:

... خلاصه سه ساعت و ربع به غروب مانده وارد [بندر] شهر «سارتیسین» شدیم که ابتدای راه‌آهن از آنجاست و در بلندی کنار رودخانه ولگا واقع شده... همینکه کشتی لنگر انداخت، کالسکه‌های بخار که باید ما را ببرند پیدا شدند. نماز خوانده [و] از اطاق کشتی بیرون آمدم؛ حاکم ساراطوف که شهر ساریتسین جزو حکومت اوست، به حضور آمد... یک ساعت از شب رفته، به راه‌آهن رفتیم... کالسکه‌های راه‌آهن از کالسکه‌های مخصوص امپراطور بود؛ بسیار خوب و وسیع و مزیّن و اطاقهای متعدد، از سفره‌خانه و خوابگاه و اطاق پذیرایی، همه مزیّن به چراغ و میز و صندلی و تخت و نیم‌تخت. کالسکه‌ها، همه به هم وصل بود، طوریکه به جمیع کالسکه‌ها می‌شد رفت... اول مرتبه‌ایست که به کالسکه‌ٔ بخار می‌نشینیم؛ بسیار خوب و راحت است [و] ساعتی پنج فرسنگ راه می‌رود. صبح که برخاستم، معلوم شد که شب از جاهای خوب گذشته‌ایم... در هر دو سه میل، یک قراولخانه به جهت حفظ راه و در چند فرسنگ، یک استاسیون ساخته‌اند؛ استاسیون، محل ایستادن قطار است برای چرب‌کردن عرّاده‌ها و خوردن قهوه و غذا...

ناصرالدین‌شاه و همراهان، مسافت ۱٫۰۰۰ کیلومتری سارتیسین - مسکو را با قطار در یک روز و نیم پیمودند‌.[۲]

ناصرالدین‌شاه و دریاچهٔ ولشت

ناصرالدین‌‌شاه در دوران سلطنت دراز خود، یک سفر به مازندران ترتیب داد. او در این سفر که از ۲۰ شعبان تا ۴ ذی‌قعده ۱۲۹۲ (مهر و آبان و آذر ۱۲۵۴خ) به طول انجامید، هم از ییلاق‌های مازندران (مانند زانوس، کجور و پول) و هم از قشلاق‌های آن (مانند چالوس، سولده) و تا میانکاله و اشرف‌البلاد را بازدید کرد.

در میانهٔ سفر از دشت‌نظیر به مرزن‌آباد، در بالای کوه، ناصرالدین‌شاه دریاچه‌ٔ ولشت را با دوربین دید که حیرت‌زده‌اش کرد. او دربارهٔ تجربه‌اش چنین نوشت:[۳]

... رسیدیم به یک نقطه از جنگل، موسوم به کولت علی [؟]. می‌گفتند قرقاول زیاد دارد و به حدی فراوان است مثل گنجشک، اما چون عبور اردو از اینجا زیاد شده، فرار کرده‌اند. میرشکار پیدا شد، دوان‌دوان آمده [و] گفت [که] رد و اثر مرال زیادی در جنگل دست راست است. عمله‌جاتی در رکاب بودند، به ساعدالدوله گفتم ببرد در اُجو [آنها را] نگه دارد تا مراجعت کنیم. ما با بعضی از شکارچیان راندیم. از جنگل انبوه بلوط گذشته [و] سر کوه که رفتم، چشم‌انداز بسیار خوبی داشت. جای بسیار باصفایی بود. دریا، چالوس، بنفشه‌ده، همه پیدا بود. مرالی دیده نشد. ابراهیم‌خان، در سمت کوهِ بنفشه‌ده، میانِ دره، گفت: «آب می‌بینم!». من تعجّب کرده [و] باور نکردم. به مهدی‌قلی‌خان گفتم از اسب به زیر آمده [و] با دوربین نگاه کند. او هم گفت دریاچه است. باز اطمینان به حرف او نکرده [و] خودم پایین آمده [و] با دوربین نگاه کرده [و] دیدم چه دریاچهٔ بزرگِ باصفایی است. رنگ آب کبود بود. معلوم شد خیلی گود است. بسیار تعجّب کردم که الیٰ حال، چندین مرتبه اینجا آمده و کسی نگفته بود چنین دریاچه‌ای اینجاست؛ بلکه حکّام اینجا هم نه شنیده، نه دیده بودند، سهل است اغلب از دهات که نزدیک به دریاچهٔ مذکور می‌باشند، تابه‌حال ندانسته بودند که چنین دریاچه[ای] اینجا وجود دارد. از راهِ آمده رفتیم به سر جادهٔ ساخته تا رسیدیم به اُجو که ساعدالدوله و سایرین آنجا بودند. کیفیت دریاچه را به ساعدالدوله که حاکم این بلوکات است گفتم؛ گفت: «چنین دریاچه، نه دیده‌ام، نه شنیده‌ام!».

ناصرالدین شاه که گویا دلش راضی به ندیدن آن دریاچه از نزدیک نبوده، فردا صبح راه را کج می‌کند و به سوی ولشت می‌رود:[۴]

...یک‌شنبه شانزدهم [رمضان]، باید برویم به پل‌کرات. صبح که هنوز تاریک بود، بیدار شدم. سوار شده [و] به سوی دریاچه که دیروز دیده بودم راندیم. یک فرسخ تقریباً که راه آمدیم، به ده سنار که از دهات خواجه‌وندنشینِ این صفحات است رسیدیم. بلدی از اهل بیرون بشم که ولیخان تفنگدار آورده بود، در جلو بود... من اول به دریاچه رسیدم. دور دریاچه، کوه‌های بلند است. در حوالی و کنار دریاچه، جنگل و بوته کم دارد، لیکن در قلهٔ کوه‌های اطراف، جنگل‌های انبوه دارد. دریاچه آبش صاف و بسیار گود و وضعاً طولانی است. از دریاچه تار و مومِج کمی کوچک‌تر است... آب این دریاچه حالا به قدر پنج ذرع پایین رفته بود که از داغ و اثر آب که بر سنگ‌های اطراف بود، پیدا بود در بهار یقیناً از حالا آبش زیادتر است. عجب‌ اینکه هیچ ممر آبی داخل این دریاچه نمی‌شود، لیکن همیشه به قدر سه‌چهار سنگ آب زیر دریاچه جاری است که داخل رود چالوس می‌شود. دور دریاچه، قریب به سه‌هزار ذرع می‌شود. دو ده کوچک بالای کوهی که مشرف بدریاچه است، واقع است مسمّیٰ به لسما و سرکا. کنار دریاچه چادر زدند [و] استراحت کردیم. بعد از اندکی، راحت سوار شده [و] به سمت منزل راندیم. از زیر درّه سنار که راه دیگر بود، ورای این راهی که آمده بودیم و منتهی به پل زغال که از آنجا وصل به راه ساختهٔ دولتی می‌شود، آمدیم.

چاپ در ایران

این مجموعه تاکنون چندین‌بار بصورت ناقص توسط ناشران گوناگون ایرانی منتشر شده است. این چاپ‌ها به شکل سفرنامه‌های کوتاه و بلند و یا بصورت بخشی از کل مجموعه بوده است. از سال ۱۴۰۰، نشر سخن در حال چاپ کل یادداشت‌ها بوده که تاکنون سیزده جلد از آن را منتشر کرده است.[۵][۶]

میراث

پرکاری ناصرالدین‌شاه در نوشتن، او را به دومین نفر در سران مملکتی جهان از حیث شمار سال‌های نوشتن خاطرات تبدیل کرده است. در ردهٔ اول، ملکه ویکتوریا قرار دارد که بیش از شصت سال خاطراتش را می‌نوشت.[۷]

منابع

  1. روزنامه خاطرات ناصرالدین‌شاه قاجار. ج. ۱. سخن. ص. دیباچه ویراستار.
  2. سفرنامه ناصرالدین‌شاه به فرنگ. ابریشمی. صص. ۳۵-۳۶.
  3. سفرنامه ناصرالدین‌شاه به مازندران، ابریشمی، ص۳۹.
  4. همان، ص۴۱.
  5. «بررسی نسخه های خطی و سفرنامه های دوره قاجار». خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency. ۲۰۱۷-۱۱-۱۳. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۸-۱۷.
  6. «برترین کتاب‌های ماه بهمن در سه حوزه علوم انسانی معرفی شدند». ایرنا.
  7. «ناگفته‌های جالب از خاطره‌نویسی ناصرالدین‌شاه». روزنامه دنیای اقتصاد. ۲۰۲۵-۰۸-۱۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۸-۱۷.