زرافشانی
%253B_Diwan%252C_Safavid_Persia%252C_1563-64.jpg)
زرافشانی یا افشانگری زر یکی از فنون سنتی کتابآرایی است که در آن ذرات ریز طلا بر سطح کاغذ افشانده یا نشانده میشود. کاغذی که به این شیوه آراسته شده باشد کاغذ زرافشان یا کاغذ افشان نامیده میشود. در منابع تاریخی و پژوهشهای مربوط به نسخههای خطی، «افشان» میتواند به آرایش کاغذ با ذرات زر و گاه سیم اشاره داشته باشد.[۱]
زرافشانی در نسخههای خطی، مرقعها و قطعات خوشنویسی برای آراستن زمینه یا حاشیه به کار میرفت و میتوانست همراه با رنگآمیزی کاغذ، جدولکشی، تذهیب و دیگر آرایههای کتاب باشد.[۲]
پیشینه
منابع مکتوب درباره آغاز زرافشانی اندکاند و تعیین دقیق خاستگاه آن دشوار است. پریسیلا سوچک با مقایسه نمونههای بازمانده نوشته است که آراستن کاغذ با پاشیدن زر در چین و ژاپن سابقهای دیرینه داشت و ظاهراً در دوره تیموریان وارد ایران و آسیای مرکزی شد. نمونههای زرافشان مربوط به روزگار شاهرخ تیموری از نخستین شواهد شناختهشده این فن در حوزه ایرانی بهشمار میروند.[۱]
در سده نهم هجری استفاده از کاغذهای زرافشان در کتابآرایی ایران گسترش یافت. شیلا بلر در بررسی کاغذهای آراسته نسخههای اسلامی، نمونههایی از کاربرد کاغذهای رنگین و زرافشان در نسخههای سده پانزدهم میلادی را بررسی کرده است.[۲]
یکی از نمونههای برجسته، نسخهای از مخزنالاسرار نظامی گنجوی است که در سال ۸۸۳ قمری/۱۴۷۸ میلادی برای سلطان یعقوب آققویونلو فراهم شد. صفحات این نسخه بر کاغذی به رنگ آبی روشن نوشته شدهاند که افزون بر زرافشانی، با نقشهای زرین پرندگان، گیاهان و چشماندازها نیز آراسته شده است.[۲]
زرافشانی در دوره صفویان نیز از فنون رایج کتابآرایی باقی ماند. کاربرد کاغذهای زرافشان را میتوان در نسخهها و قطعات خوشنویسی سدههای دهم و یازدهم هجری مشاهده کرد. رسالههای فارسی مربوط به خوشنویسی و کتابآرایی نیز اصطلاحات متعددی درباره تهیه زر، حل کردن طلا، افشانگری و گونههای مختلف کاغذهای آراسته ثبت کردهاند.[۳]
شیوههای اجرا
زرافشانی یک روش واحد نداشت و زر را میشد به صورت خردههای ورق طلا یا به صورت زرِ حلشده بر کاغذ نشاند. بررسی نسخههای تاریخی نشان میدهد که تفاوت در اندازه ذرات، تراکم آنها و شیوه انتقال زر به سطح کاغذ، جلوههای متفاوتی پدید میآورد.[۴]
زرافشانی با ورق زر

در یکی از شیوههای سنتی، ورق طلا به قطعات بسیار ریز تبدیل میشد و این خردهها بر کاغذی که سطح آن با مادهای چسبنده آماده شده بود افشانده میشد. پس از چسبیدن زر، مواد اضافی از سطح برداشته و کاغذ پرداخت میشد.[۴]
در بررسی مرقعهای سلطان یعقوب، سِکی این روش را از شیوههای مبتنی بر زرِ حلشده جدا کرده است. در این شیوه ذرات زر شکلهای نامنظم دارند، زیرا از خرد شدن ورقههای زر حاصل شدهاند.[۴]
از آنجا که آمادهسازی سطح و افشاندن خردههای زر میتواند بر نوشته اثر بگذارد، این نوع زرافشانی معمولاً برای کاغذی مناسب است که پیش از کتابت آراسته شده باشد.[۴]
زرافشانی با زر حلشده
در شیوهای دیگر، طلا ابتدا به صورت مادهای قابل استفاده در نقاشی و کتابآرایی درآورده میشد و سپس قطرهها یا ذرات آن بر سطح کاغذ افشانده میشد. در این روش، برخلاف استفاده مستقیم از خردههای ورق زر، شکل و اندازه دانههای زر میتوانست منظمتر باشد.[۴]
یک راهنمای نسخهشناسی کتابخانه ملی پزشکی ایالات متحده نیز دو شیوه اصلی را از هم متمایز میکند: افشاندن زر ساییده یا زرِ حلشده بر صفحه و سپس مهرهزدن، و نشاندن خردههای ورق طلا بر سطحی که با ماده چسبنده مرطوب شده و پس از خشکشدن صیقل داده میشود.[۵]
گونهها و اصطلاحات
رسالههای قدیم کتابآرایی برای شیوهها و جلوههای مختلف افشانگری اصطلاحات گوناگونی به کار بردهاند و تطبیق دقیق همه آنها با یک روش اجرایی مشخص همواره امکانپذیر نیست.
در بررسی سِکی از منابع فارسی، اصطلاحهایی چون افشان لینه، افشان میانه، افشان چهار و افشان چپکرده دیده میشود. نویسنده با مقایسه این اصطلاحات با نمونههای مرقعهای سلطان یعقوب کوشیده است آنها را با گونههای متفاوت زرافشانی مرتبط کند، اما درباره تطبیق بعضی از این نامها با روشهای اجرایی قطعیت وجود ندارد.[۴]
در رسالههای فارسی خوشنویسی و هنرهای وابسته نیز مجموعه بزرگی از اصطلاحات مربوط به افشان، زراندازی، رنگآمیزی کاغذ و آمادهسازی مواد ثبت شده است. حمیدرضا قلیچخانی در فرهنگ اصطلاحات خوشنویسی و هنرهای وابسته، این واژگان را بر پایه نزدیک به سی رساله کلاسیک فارسی گردآوری کرده است.[۳]
زرافشانی در منابع تاریخی
یکی از منابع مهم برای شناخت فنون کتابآرایی دوره صفوی، گلستان هنر اثر قاضی احمد قمی است که در اوایل سده یازدهم هجری نوشته شد. این اثر در شرح حال خوشنویسان، نقاشان و هنرمندان کتابخانههای سلطنتی، به مهارتهای مرتبط با تهیه رنگ، حل کردن زر و آرایش کتاب نیز اشاره میکند.[۶]
در گزارش قاضی احمد از هنرمندان دوره تیموری و صفوی، از کسانی یاد شده است که افزون بر خوشنویسی در آمادهسازی مواد کتابآرایی و کار با زر مهارت داشتهاند. این گزارشها نشان میدهد که زرافشانی بخشی از مجموعهای گستردهتر از تخصصهای مرتبط با تولید نسخههای نفیس بوده است.[۶]
مرقعهای سلطان یعقوب
دو مرقع منسوب به سلطان یعقوب آققویونلو در کتابخانه کاخ توپقاپی در استانبول، با شمارههای ۲۱۵۳ و ۲۱۶۰، از منابع مهم برای بررسی عملی فن زرافشانیاند. شماری از قطعات خوشنویسی این دو مرقع بر کاغذهای زرافشان نصب شدهاند.[۴]
بررسی یوشیفوسا سِکی از این قطعات نشان داده است که دستکم سه شیوه متفاوت در آنها قابل تشخیص است: یک شیوه مبتنی بر خردههای ورق زر و دو شیوه که به گونهای از کاربرد زرِ حلشده مربوط میشوند.[۴]
اهمیت این مرقعها در آن است که تفاوت ظاهری ذرات زر، اندازه و پراکندگی آنها و چگونگی قرار گرفتن زر نسبت به نوشته امکان مقایسه روشهای اجرایی را فراهم میکند. از این رو مطالعه آنها تنها برای تاریخ هنر آققویونلو اهمیت ندارد، بلکه برای شناخت فنون تاریخی کتابآرایی نیز سودمند است.[۴]
نمونههای بازمانده
نمونههای کاغذ زرافشان در مجموعههای مختلف جهان باقی ماندهاند. موزه ملی هنر آسیایی مؤسسه اسمیتسونین، برای نمونه، برگی از نسخه خسرو و شیرین نظامی را نگهداری میکند که نوشته و نگاره آن در میان جدولهای رنگی بر کاغذ زرافشان قرار گرفته است.[۷]
%253B_Mihr_o_Mushtari%252C_signed_Hassan_Sharif_al-Katib%252C_Safavid_Shiraz%252C_dated_April_1552.jpg)
در همین مجموعه، برگی از شاهنامه متعلق به سهچهارم پایانی سده پانزدهم نیز بر مقوای زرافشان نصب شده است.[۸]
وجود چنین نمونههایی در کنار نسخههای تاریخدار تیموری، آققویونلو و صفوی نشان میدهد که زرافشانی طی چند سده یکی از شیوههای پایدار آرایش کاغذ در سنت کتابآرایی ایرانی و حوزه فرهنگی پیرامون آن بوده است.[۲][۱]
کاربرد در نسخهشناسی
نوع و جایگاه ذرات زر میتواند برای بررسی مراحل ساخت یک نسخه یا قطعه خوشنویسی نیز مفید باشد. برای نمونه، قرار گرفتن نوشته بر روی ذرات زر میتواند نشان دهد که کاغذ پیش از کتابت زرافشانی شده است؛ در حالی که قرار گرفتن ذرات زر بر روی مرکب ممکن است از افزوده شدن زرافشانی پس از کتابت حکایت کند.[۴]
با این حال، تعیین زمان زرافشانی صرفاً بر پایه ظاهر صفحه همیشه ممکن نیست. سِکی پیشنهاد کرده است که در توصیف نسخهها و قطعات زرافشان، افزون بر ثبت وجود زرافشانی، نوع و ویژگیهای فنی آن نیز تا حد امکان مشخص شود؛ زیرا چنین اطلاعاتی میتواند در شناسایی شیوههای تاریخی و مقایسه نسخهها سودمند باشد.[۴]
جستارهای وابسته
- کتابآرایی
- نسخهآرایی
- تذهیب
- تشعیر
- مرقع
- خوشنویسی ایرانی
- ورق طلا
- کاغذ ابری
منابع
- 1 2 3 سوچک، پریسیلا (۱۹۸۴). «Afšān». Encyclopaedia Iranica. ج. ۱. ص. ۵۸۱–۵۸۲.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4
- 1 2 قلیچخانی، حمیدرضا (۲۰۲۲). A Handbook of Persian Calligraphy and Related Arts. ترجمهٔ ربکا استنگل. بریل. شابک ۹۷۸۹۰۰۴۲۷۷۴۷۲.
{{cite book}}: از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر=صرفنظر شد (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
- ↑ "Islamic Medical Manuscripts: Script Analysis" (in English). کتابخانه ملی پزشکی ایالات متحده.
- 1 2 قمی، قاضی احمد (۱۹۵۹). Calligraphers and Painters: A Treatise by Qadi Ahmad, Son of Mir-Munshi. ترجمهٔ ولادیمیر مینورسکی. واشینگتن: Smithsonian Institution.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ "Khusraw at the castle of Shirin" (in English). National Museum of Asian Art, Smithsonian Institution.
- ↑ "Folio from a Shahnama; Rustam before Kay Ka'us" (in English). National Museum of Asian Art, Smithsonian Institution.
برای مطالعه بیشتر
- Ghelichkhani، Hamid Reza (۲۰۲۲). A Handbook of Persian Calligraphy and Related Arts. ترجمهٔ Rebecca Stengel. Brill. شابک ۹۷۸۹۰۰۴۲۷۷۴۷۲.
{{cite book}}: از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر=صرفنظر شد (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- Qummi، Qadi Ahmad (۱۹۵۹). Calligraphers and Painters: A Treatise by Qadi Ahmad, Son of Mir-Munshi. ترجمهٔ Vladimir Minorsky. Washington, D.C.: Smithsonian Institution.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- کتابآرایی
- نسخههای خطی
- خوشنویسی ایرانی
- طلا