زیست‌سیاست

تصویر مجسمه ای نمادین از زیست انسانی

سیاست زیستی یا زیست‌سیاست (به انگلیسی: Biopolitics) مفهومی است که توسط فیلسوف فرانسوی میشل فوکو در میانۀ سدۀ بیستم مشهور شد.[۱] مرکز اصلی زیست‌سیاست، بررسی این است که چگونه قدرت حکومتی به واسطهٔ مدیریت و تنظیم بدن‌ها و زندگی جمعیت عمل می‌کند.

این حوزهٔ میان‌رشته‌ای به سازوکارهایی می‌پردازد که به واسطهٔ آن مقامات و نهادهای سیاسی، فراتر از اشکالِ رایج حاکمیت، جمعیتی از مردم را تحت کنترل قرار می‌دهند.[۲] این شامل وضع قوانین و مقررات پیرامون سلامتی، تولیدمثل، مسائل جنسی و دیگر جنبه‌های وجود زیستی می‌شود.[۳] قدرت حاکمیتیِ زیست‌سیاست از طریق برنامه‌هایی مانند نظارت، سیاست‌های سلامت، اقدامات کنترل جمعیت، قوانینِ مبتنی بر جنسیت و استفاده از دستگاه‌های زیست‌سنجی اِعمال می‌شود.

مطابق نظریهٔ فوکو، ساختارهای قدرت در جهانِ معاصر به شکلی فزاینده با مدیریتِ زندگی به خودی خود درگیر شده‌اند و دیگر بر مدیریت رفتارها یا اعمال افراد متمرکز نیستند.[۴] به همین خاطر زیست‌سیاست به معنای حکومت بر موجودات زیستی با تأکید بر سلامت، بهره‌وری و بازتولید آن‌ها به شیوه‌ای است که در خدمتِ اهداف وسیع‌ترِ اقتصادی و سیاسی باشد.[۵] زیست‌سیاست در اصل به بررسی نحوهٔ تعامل قدرت سیاسی با زندگی بیولوژیک و ساخته شدن بدن‌ها، رفتارها و رفاه جمعیت‌ها از طریق طیف گسترده‌ای از راهبردها و مدیریت‌ها می‌پردازد.

منابع

  1. Michel, Foucault (1975). Society Must Be Defended. pp. 241–244, 252.
  2. Roberto Esposito (2008). Bios: Biopolitics and Philosophy. U of Minnesota Press. p. 16.
  3. Foucault, Michel (1999). Carrette, Jeremy R. (ed.). Religion and culture: Michel Foucault. Taylor & Francis.
  4. Foucault, Michel (1997). Society Must Be Defended: Lectures at the Collège de France, 1975-1976. New York, NY: St. Martin's Press. p. 242.
  5. Michel Foucault: Security, Territory, Population, p. 1 (2007)