سبک هندی
«سبک هندی»، اصطلاحی است که بر شعر فارسی بویژه غزل در فاصلۀ سالهای 980 تا 1200 ه.ق اطلاق میشود. این اصطلاح که حدود یکصد سال پیش وضع شده و شهرت یافته، شعر دورۀ صفویه (900-1200) را از شعر وقوعگرای قرن دهم و شعر نمادگرای صوفیانه در سدۀ نهم و پیش از آن متمایز میکند. از سبک هندی با نامهای «طرز تازه»، «طرز نازکخیال» و «سبک اصفهانی» نیز یاد میشود.
این طرز تازه از سادهگویی و شور و حال عشقهای صاف و صریح در مکتب وقوع روی گرداند و به سوی استعاره و معنی بیگانه و خیالهای شعری لطیف و نازک گرایید. در سدۀ یازدهم طرز «نازک خیال» فارسی در اصفهان و بعد در هند قوت گرفت. هم شمار شاعران این طرز فزونی یافت و هم سلیقۀ شاعران به تازهگویی و مضونسازی و نازکاندیشی بیشتر متمایل شد. در این سده، شعر فارسی بهویژه غزل در دو شاخه اصلی به جریان افتاد که به تدریج در سدۀ بعد این دو جریان رویاروی هم قرار گرفتند. منشأ هر دو جریان شهر اصفهان و نواحی مرکزی ایران بود. دو شاعر اصفهانیزاد همعصر و صاحب سبک یکی صایب تبریزی (د.1087) و دیگری جلال اسیر شهرستانی (د.1057) که با هم دوستی و مشاعره داشتند، یکصد سال پس از مرگشان در هند هر یک پیشوای یک جریان شعری جداگانه شدند: صائب پیشوای سبک «نازک خیال» ایراني و اسیر پیشوای طرز «دورخيال» هندی.
به علت استقبال دربار ادبپرور هند از شاعران پارسی گوی، و همچنین کمتوجهی دربارهای صفوی به اشعار مدحی، گروهی از گویندگان به هندوستان رفتند و در آنجا به کار شعر و شاعری پرداختند. به عقیده حمیدیان اگر مهاجرت و اقامت شعرا از نیمه دوم سده دهم به هند نمیبود سبک مشهور به هندی با همه ویژگیهای آن چونان که در شعر عرفیها و نظیریها پدید است رخ نمینمود. در سخن شعرای ساکن ایران نیز اگر از این رنگ، تهرنگی دیده میشود بیشک به تأثیر مهاجرین بزرگ در ایشان است.[۱] اینان بهواسطهٔ دوری از مرکز زبان و تمایل به اظهار قدرت در بیان مفاهیم و نکات دقیق و حس نوجویی و تفنن دوستی و به سبب تأثیر زبان و فرهنگ هندی و دیگر عوامل محیط[۲]، سبکی به وجود آوردند که سبک هندی نامیده میشود. برخی از ادبا این سبک را سبک اصفهانی نیز نامیدهاند. این سبک تقریباً از قرن نهم تا سیزدهم هجری ادامه داشت و از ویژگیهای آن، تعبیرات و تشبیهات و کنایات ظریف و دقیق و باریک و ترکیبات و معانی پیچیده و دشوار را میتوان نام برد.
سبک هندی از رودکی شروع میشود اما برخی نقطه آغاز آن را از زمان خاقانی میدانند. بسامد سبک هندی اما در سرودههای رودکی و خاقانی بسیار پایین است. بابا فغانی را حافظ کوچک مینامند و او نیز از فعالان در عرصه سبک هندی بهشمار میآید.[۳]
عوامل پیدایش سبک هندی
- فتوحات غزنویان و راهیابی زبان فارسی به هندوستان
- پیوند عمیق فرهنگی گورکانیان هند با ایران
- مهاجرت نخبگان ایرانی به هند
- رفاه اقتصادی و توسعهٔ اصفهان
- علاقهٔ شاهان صفوی به فرهنگ[۴]
ویژگیهای سبک هندی
- خیالپردازی و نازکاندیشی؛
- فراوانی تمثیل و ارسال المثل که شاعران سبک هندی برای توجیه ادعاهای عجیب و غریب خود از تمثیل استفاده میکنند؛
- به کار بردن لغات محاوره و الفاظ بازاری در شعر؛
- بیان احوال شخصی و عواطف و احساسات مربوط به زن و فرزند و خویشاوندان.
- تزاحم تصویری یا ایماژ های مرکب و تودرتو.
سرایندگان سبک هندی
از میان گویندگانی که به این سبک شعر سرودهاند نام اینان در خور ذکر است:
شاعران طرز تازه
شاعران نازک خیال
شاعران دورخیال
- زلالی خوانساری
- اسیر شهرستانی
- میرنجات اصفهانی
- عبدالقادر بیدل دهلوی
- ناصرعلی سرهندی
- شوکت بخاری
شاعران معاصر پیرو سبک هندی
تک بیتیها
از گویندگان این سبک، تک بیتیهای نغز و دلاویزی برجای ماندهاست که اغلب صورت ضربالمثل پیدا کردهاست.
| اقبال دشمن هرچه فزونتر شود نکوست | فواره چون بلند شود سرنگون شود |
؛
| دست طمع چو پیش کسان میکنی دراز | پل بستهای که بگذری از آبروی خویش |
؛
| اظهار عجز پیش ستمگر ز ابلهی است | اشک کباب باعث طغیان آتش است |
؛
| آدمی پیر چو شد حرص جوان میگردد | خواب در وقت سحرگاه گران میگردد |
؛
| ریشهٔ نخل کهنسال از جوان افزونتر است | بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را |
| ما ز آغاز و ز انجام جهان بیخبریم | اول و آخر این کهنه کتاب افتادهاست | |
| روزگار اندر کمین بخت ماست | دزد، دائم در پی خوابیدهاست | |
| عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد | خمیر مایهٔ دکان شیشهگر سنگ است | |
؛
| اظهار عشق را به زبان احتیاج نیست | چندان که شد نگه به نگه آشنا بس است | |
؛
| خفته را گر خفتگان بیدار نتوانند کرد | چون مرا بیدار کرد از خواب، خواب دیگران؟ | |
؛
| نرمی ز حد مبر که چو دندان مار ریخت | هر طفل نی سوار کند تازیانهاش | |
پانویس
- ↑ حمیدیان، سعید (مهر ۱۳۴۷). «مهاجرت شعرا به هند در عصر صفویه». وحید (۵۸): ۹۷۳ و ۹۷۴.
- ↑ زیست شعرا در میان مردم غریباندیش و اسرارگرا و غریبپسند هند که همواره در خوگری به حلول در اشیا و خرق طبیعت و عادت از تمام ملل پدیدارند و تدثیر چنین محیطی در اندیشه ایشان باعث میآید که اشعاری با سایه روشن و آب و رنگ هند و از آنان بترواد. نفوذ بودیسم را نیز در شعرا نباید از یاد برد که خواه از آشنایی مستقیم ایشان به این فلسفه و خواه از زیستن در محیطی معتاد به بودیسم باشد در شعرشان رنگ بسته است (حمیدیان، 1347: 974).
- ↑ وبگاه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) عدم توجه دانشگاه به سبک هندی بایگانیشده در ۲۸ آوریل ۲۰۱۹ توسط Wayback Machine
- ↑ سبکشناسی شعر، سیروس شمیسا، نشر میترا، چاپ سوم از ویرایش دوم، تهران، ۱۳۸۶، صفحهٔ ۲۷۳
منابع
- نازک خیالی اصفهانی و دورخیالی هندی. محمود فتوحی رودمعجنی. ویژه نامه نامه فرهنگستان (شبه قاره). سال اول فروردین 1392 شماره 1
- سبکشناسی شعر، سیروس شمیسا، نشر میترا، چاپ سوم، ۱۳۸۶|سایت خانهٔ کتاب
- سبکشناسی شعر پارسی از رودکی تا شاملو، محمد غلامرضایی، انتشارات جامی، چاپ پنجم، ۱۳۹۵|سایت خانهٔ کتاب
- سبک هندی و ناگفتههای آن|پایگاه مجلات تخصصی نور
- سبک هندی و جایگاه آن در ادبیات فارسی|پایگاه مجلات تخصصی نور
- سبکشناسی در شعر: سبک هندی، مهدی نصیری دهقان، انتشارات امیرصدرا، چاپ اول، ۱۳۹۷|سایت خانهٔ کتاب
- چهار فرضیه در علل نبود تفکر بنیادین در شعر سبک هندی|وبسایت کهننامهٔ ادب فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
- سبک هندی|وبسایت رشد
- دوگانگی سبکی در سبک هندی|پایگاه مجلات تخصصی نور
- نگاهی جامعهشناختی به انسجامگریزی غزل سبک هندی|پایگاه مجلات تخصصی نور
- سبک هندی و جایگاه آن در ادبیات فارسی|وبسایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
- دورۀ بازگشت و سبک هندی، احمد خاتمی، انتشارات پایا، تهران، ۱۳۸۵|وبسایت خانهٔ کتاب