سده تحقیر
| سده تحقیر | |||||||||||||||
| نویسههای چینی سنتی | 百年國恥 | ||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| نویسههای چینی سادهشده | 百年国耻 | ||||||||||||||
| معنای تحتاللفظی | ۱۰۰ سال تحقیر ملی | ||||||||||||||
| |||||||||||||||

اصطلاح «سده تحقیر» برای توصیف دورهای در تاریخ چین به کار میرود که از جنگ نخست تریاک (۱۸۳۹–۱۸۴۲) شروع شد و در سال ۱۹۴۵ با تأسیس چین به عنوان یک قدرت بزرگ و عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد یا تأسیس جمهوری خلق چین در سال ۱۹۴۹ پایان یافت. وجه بارز این دوره، مداخله و انقیاد سلسله چینگ و حکومت جمهوری چین توسط قدرتهای غربی و روسیه و امپراتوری ژاپن است.[۱]
تاريخچه
ملیگرایان چینی در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، قرن تحقیر را به اواسط قرن نوزدهم و در آستانه جنگ اول تریاک نسبت میدادند كه در ادامه آن زوال سیاسی چشمگیري براي دودمان چينگ رخ داد.
شکستهاي كه توسط قدرتهای خارجی به عنوان بخشی از قرن تحقیر ذکر شدهاند شامل موارد زیر است:
- تجارت تریاک غرب و ژاپن با چین (دهههای ۱۸۰۰ تا ۱۹۴۰)
- شکست در جنگ اول تریاک (۱۸۴۲–۱۸۳۹) از بریتانیا و اشغال هنگکنگ
- شکست در جنگ دوم تریاک (۱۸۶۰–۱۸۵۶) و غارت و تخریب کاخ تابستانی امپراطوري توسط نیروهای بريتانيايي و فرانسوي.
- امضای عهدنامههای نابرابر آیگون (۱۸۵۸) و پکن (۱۸۶۰) در خلال جنگ دوم تریاک، که منجر به واگذاری منچوری خارجی به روسیه شد.
- شکست نسبی در جنگ برابر فرانسه (۱۸۸۵–۱۸۸۴) که منجر به از دست دادن حاکمیت بر ویتنام و نفوذ در شبهجزیره هندوچین شد.
- لشکرکشی بریتانیا به سیکیم (۱۸۸۸)
- شکست در جنگ اول چین و ژاپن (۱۸۹۵–۱۸۹۴) از ژاپن که منجر به استعمار تایوان توسط ژاپن و نفوذ بر کره شد.
- توافق پاولوف که به اشغال شبهجزیره لیائودونگ توسط روسیه منجر شد (۱۸۹۸)
- حمله ائتلاف هشت ملتی برای سرکوب شورش مشتزنها (۱۹۰۱–۱۸۹۹) و پروتکل بوکسور که طی آن اتریش-مجارستان، بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، روسیه و ایالات متحده غرامتهایی بیش از درآمد سالانه مالیاتی دولت تحمیل کردند.
- همزمان با آن، حمله روسیه به منچوری (۱۹۰۰) که به پوگرومهای ضد چینی و متعاقباً اخراج یا کشتن تمام اتباع چينگ در شصت و چهار روستای شرق رودخانه انجامید.
- حمله ژاپن به شبهجزیره لیائودونگ در خلال جنگ روسیه و ژاپن (۱۹۰۵)
- لشکرکشی بریتانیا به تبت (۱۹۰۴–۱۹۰۳)
- درخواستهای بیست و یکگانه (۱۹۱۵) از سوی ژاپن که کنترل ژاپن بر چین را به شدت گسترش میداد.
- پیمان ورسای (۱۹۱۹) که در آن قلمرو آلمان در چین به ژاپن واگذار شد و به جنبش ضدامپریالیستی چهارم مه انجامید.
- حمله ژاپن به منچوری (۱۹۳۲–۱۹۳۱)
- حمله شوروی به سینکیانگ (آوریل–ژانویه ۱۹۳۴)
- جنگ دوم چین و ژاپن (۱۹۴۵–۱۹۳۷) که در طی آن جرایم جنگی متعدد و گستردهای توسط نیروهای ژاپنی مرتکب شد، از جمله مشهورترین آنها کشتار نانکینگ و آزمایشهای مرگبار انسانی توسط واحد ۷۳۱ ارتش زميني ژاپن. [۲]
پايان قرن تحقير
از همان زمان امضای پروتکل بوكسور در ۱۹۰۱، برخی قدرتهای غربی دریافتند این موافقتنامه بیش از حد تحقیرآمیز است. در پاسخ، ایالات متحده سیاست درهای باز را برای جلوگیری از تقسیم قلمروی چین و تضمین دسترسی همگانی به بازارهای آن تدوین کرد. اگرچه این سیابت با توافقهایی مانند پیمان نه قدرت در ۱۹۲۲ تأیید شد، اما در عمل به طور محدود اجرا گردید و با مداخلات ژاپن و دوره جنگسالاری به تدریج نقض شد. از دید چین، اقداماتی مانند اختصاص غرامت بوكسر به بورسیه تحصیلی به جای بازگرداندن آن به دولت، تداوم تحقیر محسوب میشد. این روند نهایتاً با حمله ژاپن در جنگ جهانی دوم و انحلال سیاست درهای باز به پایان رسید. در سال ۱۹۴۳، بریتانیا و آمریکا حقوق قضاوت فراسرزمینی و دیگر امتیازات ویژه خود در چین را لغو کردند. چیانگ کای شک در همان سال با لغو معاهدات نابرابر، پایان "قرن تحقیر" را اعلام کرد، حال آنکه مائو تسهتونگ پس از تأسیس جمهوری خلق چین در ۱۹۴۹ این واقعه را پایان این دوره خواند. .[۳]
منابع
- ↑ Adcock Kaufman, Alison (2010). "The "Century of Humiliation," Then and Now: Chinese Perceptions of the International Order". Pacific Focus. 25 (1): 1–33. doi:10.1111/j.1976-5118.2010.01039.x.
- ↑ Elleman, Bruce (2001). Modern Chinese Warfare, 1795–1989. p. 90-92. Retrieved 11 September 2025.
- ↑ Moore, Gregory (2015-05-27). Defining and Defending the Open Door Policy: Theodore Roosevelt and China, 1901–1909 (به انگلیسی). Lexington Books. pp. xiii, xiv, xv. ISBN 978-0-7391-9996-1.