سطح تحلیل

سطح تحلیل (انگلیسی: Level of analysis) در علوم اجتماعی به لایه‌های مختلف بررسی پدیده‌های اجتماعی اشاره دارد که محققان برای مطالعه سیستم‌های پیچیده انسانی به کار می‌برند. این مفهوم اولین بار توسط کنت والتز در کتاب «نظریه سیاست بین‌الملل» (۱۹۵۹) به صورت نظام‌مند مطرح شد.[۱]

سطوح تحلیل در علوم اجتماعی

مقایسه سطوح تحلیل اصلی
سطحواحد تحلیلمثال
خردافراد، تعاملات چهره‌به‌چهرهکنش متقابل نمادین
میانیگروه‌ها، سازمان‌هاشبکه‌های اجتماعی
کلاننظام‌های اجتماعی کلیساختارگرایی

سلسله مراتب در علوم سیاسی

در علوم سیاسی سطوح تحلیل به طور کلی در سه رده فرد، دولت، و روابط بین‌الملل تعریف می‌شوند. سطوح تحلیل به فهم اثر هرکدام بر دیگری با استفاده از قدرت سیاسی کمک می‌کند. معمولاً قدرت مفهومی است که این سطوح تحلیل را به هم مربوط می‌سازد.

کاربرد در روش‌شناسی تحقیق

انتخاب سطح تحلیل تأثیر مستقیمی بر:

دارد. مشکل مغالطه بوم‌شناختی زمانی رخ می‌دهد که یافته‌های یک سطح به سطح دیگر تعمیم داده شود.[۲]

انتقادات و چالش‌ها

  • مشکل تقلیل‌گرایی در تحلیل‌های خرد
  • غفلت از کنشگران فردی در تحلیل‌های کلان
  • دشواری ترکیب سطوح مختلف تحلیل[۳]

جستارهای وابسته

منابع

  1. Waltz، Kenneth (۱۹۷۹). Theory of International Politics. Addison-Wesley. ص. ۱۸-۳۸.
  2. Robinson، W.S. (۱۹۵۰). «The Ecological Correlation and the Behavior of Individuals». American Sociological Review. ۱۵: ۳۵۱-۳۵۷.
  3. Giddens، Anthony (۱۹۸۴). The Constitution of Society. Polity Press. ص. ۱۳۹-۱۴۴.